«کاری کنیم تا آبروی همه‌ی خانواده‌ها همزمان برود»

اطلاعات روز

مهشید مهجور

هنگام دنبال‌کردن خبرهای مرتبط به قتل رومینا اشرفی، به یک‌سری تویت‌هایی می‌رسم که در واکنش و یا تأمل در مورد این فاجعه نوشته شده است. سُفره‌ی دل خیلی از دختران و زنان باز شده است: یکی از سیلی‌های غیرتی برادرش نوشته بود و دیگری از اولین مشت و لگدهای پدر، وقتی فهمیده بودند که بعضی کارهای آنان مطابق عرف جامعه نبوده‌ و «غیرت» آن‌ها را خدشه‌دار کرده است. کاربر دیگری نوشته بود که چطور پدرش حمایتش کرده وقتی یکی از رابطه‌های قدیمی‌اش به پخش عکس‌های خصوصی‌اش در فضای مجازی تهدیدش کرده و دیگری نوشته که وقتی برای اولین‌بار برادرش در مورد بیرون‌رفتنش سین-جین‌اش کرده، مادرش به او هشدار داده تا اولین و آخرین بارش باشد که در مسائل شخصی خواهرش دخالت می‌کند و این‌گونه بوده که برادرش حد و مرزش را شناخته است. در این میان تویتی بود از مهرنوش، خواننده ایرانی که چطور پدر و مادرش از او خواسته بودند که ویدیوهایش را جمع کند؛ چون هیچ «آبرویی» برای آن‌ها نمانده و نمی‌توانند از خانه بیرون بروند. و اما توجه و فکر من جلب تویتی شد که از جوانان ایرانی خواسته بود همه با هم دست به کارهایی بزنند که آبروی همه خانواده‌ها همزمان برود تا دیگر کسی نگران حرف مردم نباشد. بدون شک که این تویتِ برانگیزنده طعنه‌آمیز است. بعضی‌ها به تویت خندیده بودند و بعضی اعلام آمادگی کرده بودند که حاضرند چنین کاری کنند. اما در این میان کسی نوشته بود که «نه، نمی‌شود، چون باز هم آبروی خانواده ما بیش‌تر از همه خواهد رفت.» و این مرا بیش‌تر از همیشه به فکر واداشت. چطور ممکن است که وقتی آبروی همه قرار است یکسان برود، از خانواده‌ای بیش‌تر خواهد رفت. این تویت به احتمال زیاد شاید یک طنز تلقی شود، ولی به‌نظر من بازتاب‌دهنده‌ی عمق تفکر جامعه‌های به‌شدت سنتی است که نیاز به تأمل دارد. و به همین دلیل خواستم که یک نگاه اجمالی (چون می‌شود خیلی مفصل‌تر در این مورد نوشت و بحث کرد که متأسفانه در این مقاله کوتاه مقدور نیست) بر تأثیر عرف و هنجارهای آسیب‌آور و مخربی بیندازم که در تار و پود و لایه‌های گوناگون زندگی ما به‌شدت پیچیده است.

می‌شود گفت که نمونه‌های قتل و جرایم ناموسی و خشونت علیه زنان در تمام جوامع وجود دارد، اما عرض و طول و عمق فجایع متفاوت‌ است. مثلا در جامعه‌های سنتی و مذهبی چون ایران و افغانستان بیش‌تر شاهد چنین جرم‌های ستمگرانه هستیم. معمولا اولین دلیل جرم‌های ناموسی برمی‌گردد به لطمه‌دیدن و زخم‌برداشتن «آبروی» یک مرد، مثل پدر، شوهر یا برادر، توسط یک زن، چون دختر، همسر و یا خواهر. آبروی مردان وقتی خدشه‌دار می‌شود که زنان فامیل با عملی و یا رفتاری عرف جامعه را زیر سوال برده باشند، مانند فرار رومینا در ایران و یا فرار بی‌بی عایشه در افغانستان؛ یکی پدرش سرش را در خواب برید و دیگری شوهرش بینی‌اش را. و دلیل هر دو جنایت، به اصطلاح «بی‌عزتی» و «شرمساری» خانواده‌ها توسط رومینا و بی‌بی عایشه است. این مردان را چه کسانی بی‌غیرت و بی‌آبرو خواهند خواند؟ جامعه و مردم و قوم و خویش و دوست و آشنا، و آن‌ها کسانی نیستند جز، ما و شما! 

رومینا اشرفی، 14 ساله، بعد از فرار از منزل، توسط پدرش در خواب با داس سر بریده شد.

هنجارها از کجا آمده است؟

در یک مقطع زمانی اشخاصی به دلایلی مفهوم‌هایی چون «آبرو» را آفریده‌اند و رفته‌رفته این مفهوم‌ها در جوامعی شکل «ارزش‌های اخلاقی» را به خود می‌گیرند که هویت بعضی افراد را نیز زیر سایه خود قرار می‌دهد. یکی از بحث‌های مهم میشل فوکو، فیلسوف، تاریخدان، باستان‌شناس اندیشه و متفکر معاصر فرانسوی، این است که رابطه عمیقی بین قدرت و «سیاست و اخلاق» و «خودنظارتی و هنجارها» وجود دارد. بدین معنا که نُرم‌ها و عرف‌های مخرب معمولا باعث به حاشیه‌راندن و محرومیت یک قشر خاصی از جامعه می‌شود، و در این بحث دختران و زنان آن قشر محروم‌اند، و کسانی هم از این واقعه بهره‌برداری می‌کنند، و آنان کسانی نیستند جز مردان. فوکو خواننده را تشویق می‌کند تا همواره در مورد این فکر کنند که عرف و هنجارها چگونه و چرا به وجود آمده و دوام یافته است؟ و نقش «قدرت» و «سلطه‌جویی» در این میان چیست؟ فوکو می‌افزاید یکی از دلایل تشکیل و ادامه‌دادن هنجارها داشتن و تمرین قدرت است. در جوامع سنتی، عرف‌های جنسیتی همیشه مردان را بر سلطه‌ی قدرت نشانده‌ و به این دلیل ما شاهد سازماندهی فرهنگ‌های مرد و پدرسالارانه عمیقی در جوامعی چون افغانستان و ایران هستیم.

هنجارهای جنسیتی: زنانگی و مردانگی

معمولا وقتی در مورد جنسیت و یا مساوات جنسیتی صحبت می‌کنیم، ذهن‌مان ناخودآگاه به طرف زنان می‌رود و فراموش می‌کنیم که این بحث شامل مردان نیز می‌شود. نُرم‌های جنسیتی از مردان نیز به‌گونه‌ای قربانی می‌گیرد. عرف‌های جنسیتی هر دو، زنانگی و مردانگی را تعریف کرده و غالبا، چنان قدرتمند بوده که قوانین نیز در برابر آن‌ها عاجز است. مثلا، افغانستان کنوانسیون‌های زیادی را در رابطه با رفع خشونت علیه زنان و کودکان امضا کرده و در مورد حقوق زنان قوانین غرّایی نیز دارد، اما هنجارها و عرف‌های جامعه اکثرا دست این‌گونه قوانین را برای به عدالت‌رسیدن زنان قربانی به‌شدت کوتاه می‌کند. البته این به معنای نفی کامل اعمال و تأثیر قانون نیست. در این هنجارهای جنسیتی، زنان معمولا با «تابع»، «باحیا» و «خوب»بودن و مردان نیز با «آبرو»، «غیرت» و «مسئول»ِ کنترل‌کردن زنان و اعمال‌شان تعریف شده‌اند. اگر زنان کاری کنند که عرف‌های جامعه را زیرپا بگذارند، آن پدر و برادر حق مسلم‌شان می‌دانند تا آن‌ها را برای نگهداری و پاسداری از «آبرو و عزت‌شان» به‌طور شنیع و هولناکی تنبیه کنند. و این‌گونه است که هنجارهای مردانگی، پدران رومینا و شوهران بی‌بی عایشه می‌آفریند. البته ناگفته نباید گذاشت که تأثیرپذیری از هنجارهای مخرب جنسیتی هیچ‌گاه بین مردان و زنان مساویانه نبوده است و زنان همواره به گونه‌های بی‌شمار بیش‌تری متحمل رنج و ظلم مضاعف نُرم‌های جنسیتی بوده‌اند. و خاطرنشان‌کردن اثر عرف‌های جنسیتی بر مردان هم بدین معنا نیست که از قساوت و بی‌رحمی جرم‌های پدر رومیناها و همسر بی‌بی عایشه‌ها بکاهد.

نقش افراد در تولید، دوام و بازتعریف‌ هنجارها

همه می‌دانیم که جهان کم‌کم شکل گرفته و تمام قوانین، سنت‌ها و هنجارها نیز به مرور زمان تعریف شده است. و «ما» و «شما» که جامعه را تشکیل می‌دهیم آهسته و پیوسته و خواسته و ناخواسته تابع آن‌ها شده‌ایم. ما آگاهانه و غیرآگاهانه در ادامه‌دادن هنجارها، عرف‌ها و سنت‌های مخرب سهم می‌گیریم. یک مثال ساده و پیش‌پاافتاده این است: وقتی به تنگ و کوتاه‌بودن لباس دخترمان خرده می‌گیریم، آیا از خودمان می‌پرسیم که چرا نحوه‌ی لباس‌پوشیدن دخترمان به ما مربوط است؟ و چرا این خرده‌گیری‌ها به همان شدت بر پسران‌مان صدق نمی‌کند؟

با در نظرداشت این پرسش‌ها، بار دیگر وقتی شخصی در جمع کوچک و بزرگ‌مان به «آبروی» کسی تاخت، جرأت کنیم و از او بپرسیم منظورش چیست. شاید ما را مورد تمسخر قرار دهند و یا این‌که بر ما برچسب‌های دیگری چون «غرب‌زدگی و یا حتا بی‌غیرتی» را بزنند، اما باید بدانیم که تنها این‌گونه می‌شود تا اولین گام‌ها را برای به چالش‌کشیدن چنین هنجارها برداشت. به‌عنوان کسانی که جوامع سخت وابسته به «سنت و عرف» را می‌سازیم، این الزامی است که ریشه‌ها، دلایل تشکیل و دوام این هنجارها و رابطه آنان را با تعریف مردانگی و زنانگی و آبرو و غیرت مورد تأمل، پرسش، و از همه مهم‌تر عمل قرار دهیم. تنها عمل‌کردن به راهکارهای بنیادین و بازتعریف جدی چنین مفهوم‌ها و هنجارهایی است که می‌تواند از خلق پدرانی چون پدر رومیناها و همسرانی چون همسر بی‌بی عایشه ها جلوگیری کند. و رهایی از آنان به جز مبارزه و مقاومت مداوم و گاهی نیز قربانی‌دادن امکان‌پذیر نیست. 

آیا می‌شود همه با هم کاری کنیم که آبروی همه‌مان یکجا برود؟ و یا نه، هنوز هم هستند کسانی که در این میان آبروی‌شان بیش‌تر از دیگران خواهد رفت؟ و اگر چنین است چرا؟ و نقش ما در دوام این هنجارها چیست؟ 

برای جواب این سوال‌ها لازم نیست به جای دوری برویم، کافی است تا به زندگی و اتفاقات دوروبرمان به‌گونه‌ی ژرف‌تری بیندیشیم و برای تغییر نگرش‌مان در رابطه به ساختارهای مستبد خانوادگی و اجتماعی تلاش کنیم.

از روزنامه‌نگاری مستقل حمایت کنید

محدودیت‌های گسترده بر رسانه‌ها و فضای عمومی در افغانستان، دسترسی شهروندان به اطلاعات مستقل را محدود کرده است. در چنین شرایطی، «اطلاعات روز» متعهدانه و مستقل به کار خود ادامه می‌دهد تا حقیقت قربانی خاموشی و فراموشی نشود.

ما وابسته به هیچ قدرتی نیستیم و تنها برای مردم می‌نویسیم.

مأموریت ما افشای فساد، بازتاب صدای سرکوب‌شدگان، تقویت پاسخگویی صاحبان قدرت، و پشتیبانی از چشم‌اندازی است که در آن همه شهروندان افغانستان از حقوق و آزادی‌های برابر برخوردار باشند و در صلح زندگی کنند.

خبرنگاران ما در شرایط دشوار و گاه خطرناک فعالیت می‌کنند تا گزارش‌های دقیق، منصفانه و مبتنی بر واقعیت منتشر شود و روایت‌های مردم به حاشیه رانده نشود. تداوم این کار، به حمایت مخاطبان و حامیان مستقل وابسته است.

هر کمک، فارغ از میزان آن، به ادامه روزنامه‌نگاری مستقل کمک می‌کند. اگر امکان کمک مالی ندارید، همرسانی این درخواست و تشویق دیگران به حمایت نیز سهمی مهم در تقویت این مسیر دارد.

در کنار حقیقت بایستید
از اطلاعات روز حمایت کنید

برای حمایت اینجا کلیک کنید
با دیگران به‌‌ اشتراک بگذارید
بدون دیدگاه