نویسنده: عادله سنگلاخی
در ماه اپریل ۲۰۲۶، اخراج ناگهانی دهها کارگر افغانستانی از امارات متحده عربی به یکی از نگرانیهای جدی در میان مهاجران کارگر تبدیل شده است. بهگفتهی منابع، بخش قابل توجهی از این افراد از قوم هزاره و پیرو مذهب شیعه بودهاند. این رویداد در حالی رخ داده که بسیاری از اخراجشدگان دارای سابقهی چندسالهی کار و اقامت قانونی در امارات بوده و در بخشهای فنی، ساختمانی و خدماتی فعالیت میکردهاند. روایتهای بهدستآمده از گفتوگو با شماری از این افراد نشان میدهد که روند بازداشت و اخراج بهصورت ناگهانی، بدون ارائهی توضیح رسمی یا مکتوب، و بدون امکان پیگیری حقوقی انجام شده است؛ وضعیتی که پرسشهای جدی دربارهی شفافیت و رعایت حقوق مهاجران ایجاد میکند.
براساس اطلاعات موجود، روند بازداشت این کارگران در روزهای ابتدایی ماه اپریل آغاز شده است. برخی از افراد از طریق تماس تلفنی یا دریافت پیام به مراکز پولیس یا نهادهای مرتبط با مهاجرت احضار شدهاند، در حالی که برخی دیگر هنگام مراجعه به ادارات برای انجام امور اداری، از جمله تمدید ویزا، بازداشت شدهاند. پس از مراجعه، مدارک هویتی و وسایل شخصی آنان ضبط شده و بدون ارائهی توضیح مشخص، به مراکز نگهداری منتقل شدهاند. بهگفتهی این افراد، در طول مدت بازداشت، هیچ مقام رسمی دلیل بازداشت آنان را توضیح نداده و هیچ سند مکتوبی در این زمینه ارائه نشده است.
مدت زمان نگهداری افراد اخراجشده در بازداشت متفاوت گزارش شده است. برخی تنها یک شبانهروز در بازداشت باقی ماندهاند، در حالی که برخی دیگر تا چند روز در مراکز نگهداری حضور داشتهاند. پس از این مرحله، افراد بهصورت تدریجی به میدانهای هوایی منتقل و از کشور اخراج شدهاند. آنچه در تمامی این روایتها مشترک است، سرعت بالای روند اخراج و نبود فرصت برای پیگیری حقوقی یا ارائهی اعتراض است.
پیشینهی حضور کارگران افغان در امارات
یکی از نکات مهم در این رویداد، وضعیت حقوقی این کارگران پیش از بازداشت است. بهگفتهی آنان، بسیاری دارای مدارک معتبر اقامت بوده و حتا برخی در حال تمدید ویزای خود بودهاند. این موضوع، پرسشهایی را دربارهی معیارهای اتخاذ چنین تصمیمی ایجاد میکند؛ چرا که در شرایط عادی، داشتن اسناد اقامت قانونی باید از افراد در برابر بازداشت و اخراج فوری محافظت کند، مگر آنکه تخلف مشخصی رخ داده باشد. فیصل (که نمیخواهد اسم اصلیاش ذکر شود) از ولایت غزنی است و در سال ۲۰۲۱ با ویزای کاری وارد امارات شده است، وی میگوید که بدون هیچ دلیلی که برایش از سوی دولت بازگو شده باشد، بهتاریخ ۱۴ اپریل امسال بازداشت و پس از سه روز بازداشت، به افغانستان اخراج شده است. او تأکید میکند که هیچ سند رسمی دربارهی دلیل این اقدام دریافت نکرده است در حالی که از اقامت قانونی وی یک سال دیگر نیز باقی مانده است.
طی دهههای گذشته، امارات متحده عربی به یکی از مقاصد مهم مهاجرت کاری برای شهروندان افغانستان تبدیل شده است. کارگران افغانستانی عمدتا در بخشهایی مانند ساختوساز، خدمات شهری، حملونقل و مشاغل فنی مشغول به کار هستند. همهی آنان بهصورت قانونی وارد این کشور شده و در طول سالها اقامت خود را تمدید کردهاند. این کارگران، با وجود نقش مهم در اقتصاد غیررسمی و رسمی امارات، اغلب بامحدودیتهایی دردسترسی به حقوق کامل کاری و حمایتهای قانونی مواجه بودهاند.
در کنار این پیشینه، گزارشهای متعددی از سوی نهادهای حقوق بشری دربارهی نحوه برخورد با مهاجران شیعهمذهب در امارات منتشر شده است. این گزارشها به مواردی چون بازداشتهای ناگهانی، ناپدیدسازی، انتقال به مراکز اداری، اخراج سریع و محدودیت در دسترسی به مشاوره حقوقی اشاره کردهاند. همچنین در برخی موارد، اخراجهای گروهی بدون بررسی فردی کامل گزارش شده است. این موضوع از سوی نهادهای حقوق بشری بهعنوان یکی از چالشهای مهم در نظامهای مهاجرتی مطرح شده است، بهویژه در کشورهایی که تعداد زیادی نیروی کار خارجی دارند.
روایتهای فردی اخراجشدگان نیز ابعاد حقوقی این رویداد را برجستهتر میکند. اکرم (نام مستعار)، یکی از افراد اخراجشده میگوید که هفت سال قبل در سال ۲۰۱۹ با ویزای کاری مهاجرت کرده است و در منطقهی «راسالخور» دبی زندگی میکرده است. او در بخش فنی در آنجا مشغول به کار بود. اکرم میگوید که روند بازداشت برایش با تماس پولیس آغاز شده و پس از مراجعه، بدون توضیح مشخص بازداشت و بعد از سپری کردن یک شب در بازداشت، بهتاریخ ۱۲ اپریل ۲۰۲۶ به افغانستان اخراج شده است.
حیدر (نام مستعار)، فرد دیگری میگوید که هنگام پیگیری تمدید ویزا بازداشت شده و شش روز در بازداشت بوده است؛ «میخواستم ویزای خود را تمدید کنم بیایم افغانستان که به صاحب کارم پیام آمده بود و من را به ادارهی مهاجرت خواسته بود. وقتی رفتم گفت بیا داخل، بعد من را بازداشت کرد. دیگر نگفت به چه دلیل. از تاریخ ۶ اپریل تا ۱۲ اپریل، به مدت ۶ روز در زندان بودم. بعد مستقیم به افغانستان اخراجم کردند.» او میگوید در میان افراد بازداشتشده، کارگران با سابقهی طولانی و دارای مدارک معتبر حضور داشتهاند. چنین روایتهایی نشان میدهد که روند بازداشت و اخراج، نهتنها از نظر حقوقی، بلکه از منظر انسانی نیز چالشبرانگیز بوده است.
ابهامها و گمانهزنیها دربارهی دلایل اخراج
نکته قابل توجه دیگر، ترکیب افراد بازداشتشده در مراکز نگهداری است. بهگفتهی مصاحبهشوندگان، در این مراکز مهاجرانی از کشورهای مختلف از جمله پاکستان، هند، بنگلادش، ایران و نپال نیز حضور داشتهاند. بسیاری از این افراد نیز دارای مدارک قانونی بوده و در مشاغل مختلف فعالیت میکردهاند. این موضوع نشان میدهد که بازداشتها تنها محدود به یک ملیت خاص نبوده است. بااینحال، افرادی که با اطلاعات روز مصاحبه کردند، تأکید میکنند کسانی که در نهایت به افغانستان اخراج شدهاند، عمدتا از یک پیشینهی قومی و مذهبی مشخص بودهاند؛ موضوعی که به گمانهزنیهایی دربارهی احتمال نقش عوامل مذهبی در این روند دامن زده است.
در همین راستا، برخی از اخراجشدگان احتمال میدهند که پیروی ازمذهب شیعه در این روند نقش داشته باشد. آنان به مواردی مانند نظارت بر مراسم مذهبی یا ثبت اطلاعات افراد در جریان مناسبتهای خاص اشاره میکنند و معتقد اند که این اطلاعات ممکن است در تصمیمگیریهای بعدی مورد استفاده قرار گرفته باشد. حیدر در مصاحبه با اطلاعات روز تأکید میکند که آنان بهدلیل پیروی از مذهب شیعه اخراج شدهاند:
«ما در روزهای عاشورا برای عزاداری به مسجد مراجعه میکردیم. پیش دروازهی هر مسجد حداقل سه مأمور نیروی امنیتی حضور داشتند که کارت هویت همه را اسکن میکردند. من فکر میکنم که اطلاعات افراد اخراجشده از این طریق به نیت اخراج آنان ثبت شده است.» حیدر همچنان میافزاید که در مدت بازداشت خود متوجه شده است که درصد زیاد افراد اخراجشده مخصوصا از شیعیان پاکستان بودهاند؛ «من با بیشتر آنان صحبت کردم، هیچکسی در بین آنان غیرقانونی نبود. نام اکثر آنان حسن، حسین، علی، قاسم و بقیه نامهایی که بیشتر بین پیروان مذهب شیعه مروج است، بود. آنان احتمال میدادند که نامهای شیعیشان، آنان را در معرض اخراج قرار داده است.»
علاوه بر این، برخی نیز به تحولات سیاسی منطقه، از جمله تنشهای مرتبط با ایران، اشاره کرده و احتمال میدهند که برخی فعالیتهای آنلاین یا موضعگیریهای سیاسی مهاجران در شبکههای اجتماعی نیز در این روند بیتأثیر نبوده باشد. فیصل، علاوه بر اینکه فکر میکند که مذهب شیعه باعث اخراج آنان شده، میگوید که در جریان جنگ ایران و امریکا، بعضی از مهاجران در امارات، تصاویر و ویدیوهایی در طرفداری از ایران در صفحات مجازی منتشر کردهاند که بهباور او، این عمل نیز ممکن است باعث اخراج گستردهی مهاجران شیعهمذهب از امارات شده باشد.
ابهام در دلایل و سازوکار این اخراجها، یکی از مهمترین ویژگیهای این رویداد است. تا کنون هیچ توضیح رسمی از سوی مقامهای امارات دربارهی این موارد منتشر نشده و مشخص نیست که آیا این اخراجها بخشی از یک سیاست کلی بوده یا تصمیمهای موردی و پراکنده. نبود دسترسی به اطلاعات مستقل و محدودیت در پوشش رسانهای نیز بر پیچیدگی این وضعیت افزوده است. در چنین شرایطی، ارزیابی دقیق ابعاد حقوقی، سیاسی و اجتماعی این رویداد با دشواریهای جدی مواجه است. تمام افرادی که با اطلاعات روز مصاحبه کردند نیز میگویند که دولت امارات متحده عربی بدون ارائهی کدام دلیل مشخص، اقامت باقی مانده آنان را لغو کرده است.
عدم دسترسی به عدالت
ازمنظر حقوق بشری، چنین روندهایی میتواند پرسشهایی را دربارهی رعایت اصول دادرسی عادلانه، حق دسترسی به اطلاعات و امکان دفاع از خود مطرح کند. اگر افراد بدون اطلاع از دلیل بازداشت و بدون فرصت کافی برای اعتراض یا استفاده از مشاوره حقوقی اخراج شوند، زمینهی سوءاستفاده از کارگران مهاجر را نیز افزایش میدهد. در برخی موارد افراد اخراجشده فرصت برای دستیابی به دستمزد و اموال خود را نیز از دست میدهند. حیدر میگوید که بهدلیل نبود فرصت نتوانسته است داراییهای خود را بردارد. او همچنان میافزاید که در صورت عدم موجودیت یک شخص قابل اعتماد و دلسوز برای همکاری در انتقال داراییهایش، ممکن است برای همیشه داراییهایش را از دست بدهد.
عدم دسترسی به روند عادلانه میتواند با استانداردهای بینالمللی حقوق بشر در تعارض قرار گیرد. البته باید توجه داشت که کشورها در چارچوب قوانین داخلی خود، اختیار تنظیم سیاستهای مهاجرتی را دارند، اما این سیاستها نیز باید با تعهدات بینالمللی و اصول بنیادین حقوق بشر همخوانی داشته باشد. بهعنوان نمونه، قانون دستگاه امنیتی امارات متحده عربی به مأموران اجازه میدهد که بازداشتشدگان را تا مدت طولانی بدون هیچگونه روند قضایی نگهداری کنند؛ حتا در برخی موارد این مدت تا ۱۰۶ روز ادامه یابد.
آنچه در این روایتها برجسته میشود، تنها یک رویداد مقطعی مهاجرتی نیست، بلکه نشانهای از موقعیت شکنندهی یک گروه اجتماعی است که در چند جغرافیا، همزمان در معرض فشار قرار دارند. هزارهها و شیعیان افغانستان، که در داخل کشور با محدودیتهای گسترده مواجهاند و در کشورهای همسایه مانند ایران و پاکستان نیز بارها با اشکال مختلف خشونت و بیثباتی حقوقی روبهرو بودهاند، اکنون به نظر میرسد که در چهارراهی از تحولات بزرگتر منطقهای قرار گرفتهاند؛ جایی که تنشهای ژئوپولیتیک، رقابتهای امنیتی و حساسیتهای مذهبی میتواند به سادگی بر زندگی روزمرهی آنان سایه بیندازد- بیآنکه خود نقشی در شکلگیری این معادلات داشته باشند.
