نویسنده: عمرعزیز
برگردان: خلیلالله حمیدی
منبع: مجلهی دیپلمات
شب 20 مارچ 2014 بود که دو نوجوان وارد هوتل لوکس کابل سرینا شدند. استقرار هوتل کابل سرینا در یک موقعیت مناسب و با محافظت شدید، جای قابل اعتمادی برای ملاقات سیاستمداران، دیپلماتها و روزنامهنگاران است؛ یعنی یک پناهگاه امن و بهدور از خطر و تهدیدهای مداوم موجود در کابل به حساب میآید. همانند دیگر مهمانها، دو جوان افغان وارد هوتل شدند و به نیروهای امنیتی هوتل گفتند که برای دیدن هوتل به منظور تجلیل از سال نو آمدهاند. مهمانان داشتند غذایشان را میخوردند و موسیقی هم برای رفع خستگی مهمانان فضای هوتل را روح عاشقانه کرده بود که آن جوانان وارد سالون غذاخوری شدند و بر مهمانان تیراندازی نمودند و قبل از اینکه خودشان توسط نیروهای امنیتی کشته شوند، نه نفر از مهمانان را به قتل رساندند. در میان کشته شدگان، روزنامهنگار افغان، سردار احمد با همسر و دو دخترش و لوییس ماریا درت، یک دپیلمات سابق و ناظر انتخابات ریاست جمهوری نیز بودند.
دو روز بعد، حامد کرزی رییس جمهور افغانستان با انتشار بیانیهای یادآوری نمود که حملهی تروریستی هوتل کابل سرینا با سازماندهی «سازمان استخبارات خارجی» انجام شده است، اما از کدام سازمانی نام نبرد، ولی سازمانی را در ذهن داشت؟ این شک و تردیدها را کرزی در هفتهی بعد در مصاحبهای با یک شبکهی تلویزیونی هند روشن ساخت و یادآوری نمود که «پرورش» و «حمایت» تروریسم از جانب پاکستان صورت میگیرد و ریشههای ایدیولوژیک شبهنظامیان نیز در این کشور وجود دارند.
برای چهار دهه، سازمان استخبارات و جنرالان پاکستان به صورت قدرتمند در افغانستان بازی نموده که در نتیجه این کشور را به ویرانه تبدیل نمودهاند. آنها اهمیت گروههای شبهنظامی محلی را خوب میدانند و از گروههای مورد نظرشان به طور منظم در برابر غرب استفاده کردهاند. توجیه مداخله در امور افغانستان از جانب پاکستان، حضور هند و ایالات متحدهی امریکا است. ولی باید درک کرد، زمانی که پاکستان توسط هند و بنگلهدیش در سال 1971 تحقیر شدند، پاکستان در برابر هند، افغانستان را به عنوان عمق استراتژیک خود شناخته است. برای آیاسآی، افغانستان به یک تور ایمنی در برابر احتمال حملهی هند پنداشته شده است.
در جریان بیشتر از پنج سال است که یک دیدگاه گسترده میان نخبگان پاکستان وجود دارد و آن اینکه امریکا بهزودی افغانستان را ترک خواهد کرد. از آخرین سفر رییس جمهور اوباما و اعلام اینکه به تعداد 9800 نیروی ایالات متحده در پایان سال 2014 در افغانستان میمانند و بعد از دوسال تعداد نیروها را به صفر میرساند، ظاهرا به نظر میرسد که دیدگاه نخبگان پاکستان بیاساس نبوده است. اما این مسلم است که پاکستان همیشه خواستار یک خلای قدرت در افغانستان بوده است. هرجومرج، غارت و اختشاش در افغانستان، بهویژه در جنوب و شرق، به این معناست که پاکستان عملا میتواند کنترول این مناطق را همانند یک عروسک بهدست بگیرد، طوری که در سالهای 1980 و 1990 کرده بود.
در جریان جنگ اتحاد جماهیر شوروی و افغانستان، سلاحهای امریکایی از طریق آیاسآی وارد افغانستان میشدند و به گروههای مورد نظر پاکستان که اغلب شبهنظامیان افراطی بودند، توزیع میشدند. رهبران برخی از این گروهها در مدارس پاکستان درس خوانده بودند و سرچشمهی تفکرات افراطیشان از آنجا ناشی میشود. تعداد مدارسی که جهادیهای افغانستان را در پاکستان آموزش میدادند، در اوایل سال 1971 در حدود 900 مدرسه بوده است و اما در سال 1988 تعداد این مدارس 32.000 ثبت شده است. استراتژی آیاسآی از آن زمان تا هنوز این است که افغانستان باید آرام نباشد. به گفتهی جنرال ضیاالحق: «افغانستان باید در دمای مناسب بسوزد». اینجاست که در جریان مداخلات، آیاسآی بیشترین آسیب را به افغانستان رسانده است. استخبارات پاکستان با همکاری کوتاهمدت امریکا علیه اتحاد جماهیر شوروی، این کشور را به ویرانه تبدیل کرد. همانطور که روشن است، طالبان خود دستساختهی آیاسآی بودند که در سال 1996 کابل را تصرف کردند. در سال 1999، نصرالله بابر، وزیر داخله بوتو بهصراحت اعلام کرد که «ما طالبان را ایجاد کردیم».
امروز «طالبان» تبدیل به یک گروه خطرناک تروریستی با لباس نظامی شده است و مقر رهبری این گروه نیز در خارج از افغانستان و در کویتهی پاکستان است. حالا جوجههای آیاسآی به لانههایشان برگشته؛ یعنی اینکه پاکستان امروز با شورشهای متعدد و حملات بیرحمانهای مواجه شده است که بهنام طالبان انجام میشوند و در بیشتر موارد، تهدید جدی برای مقامهای حاکم این کشور ایجاد نمودهاند. بهطور مثال، طالبان افغانستان واکسیناسیون فلج اطفال را حمایت میکنند، در حالی که طالبان پاکستان هر فرد همکار در این روند را به قتل میرسانند. بازی طولانی آیاسآی با شورشیان بعد از حوادث یازدهم سپتامبر در افغانستان برای امریکا خسته کننده و منجر شده که دیگر به خانه برگردد، که علت اساسی آن را میتوان در موج فعالیت پاکستان با شورشیان دریافت، که جان بیشتر از 50.000 نفر را گرفته است؛ اما پاکستان همچنان ادامه میدهد. در حال حاضر سه شورش جداگانه اما مرتبط باهم در پاکستان جریان دارند: فعالیتهای فرقهای اهل سنت در برابر شیعیان پاکستان، فعالیت جداییطلبان بلوچ و فعالیت باندهای تبهکار و افراطی مذهبی به منظور نابودی نظام. وقتی که ستیزهجویی ابزار سیاست خارجی یک کشور باشد، دیری نخواهد انجامید که اسلحه را به سمت صاحب خود بگرداند.
براساس برخی از گزارشها، آیاسآی «دولتِ در درون دولت» است و عملکردهای بسیاری را به صورت مخفی، محرمانه و خصوصی انجام میدهد. «بخش اس» این سازمان مسئول حمایت شبهنظامیان است که ابزاری برای سیاست خارجی این کشور پنداشته میشود. بنابر گزارشی که در سال 2006 توسط وزارت دفاع بریتانیا به بیرون درز کرده بود، «پاکستان بهطور غیرمستقیم (از طریق آیاسآی) به حمایت تروریستان و گروههای افراطی میپردازد». مطالعات این گزارش تا آنجا پیش رفت تا دریافتند که آساسآی در بمبگذاری سال 2005 لندن دست داشته و علاوه براین، شورشهای متعددی در عراق و افغانستان نیز به دستور آیاسآی صورت میگرفته. مطالعات ناتو در سال 2012، مبتنی بر 27.000 بازجویی از 4000 اسیر طالبان و القاعده به این نتیجه رسید که آیاسآی پناهگاه امنی برای طالبان مهیا نموده و حرکاتشان را نظارت، جنگجویان را هدایت و کسانی که همکار نیستند را دستگیر مینماید.
پشت تمام این ادعاهای پاکستان، هند نهفته است، که یکی از حامیان سرسخت اتحاد شمال بوده است و تا امروز حضور فعال در افغانستان دارد. تهدید از محاصرهی پاکستان توسط هند، به نظر میرسد از طریق افغانستان تکمیل میشود. امروز کمتر از 36000 شهروند هند در افغانستان فعالیت دارند، که اکثرشان تاجران اند و فقط بیشتر از 10 تنشان مأموران دیپلماتی هند هستند. شواهد قابل توجهی وجود دارند که هند از جداییطلبان بلوچ حمایت مینماید و برعکس، منافع دهلی جدید در افغانستان برای آیاسآی قابل پذیریش نیست و نیز روابط تاریخی هند و افغانستان قابل پذیریش نیست. افغانستان بیش از یک میلیارد دالر از کمکهای هند را تا هنوز دریافت نموده است و مهمترین جادهی زرنج-دلارام را بازسازی نموده تا سهولت دسترسی بهتری به ایران داشته باشد. همچنان خصومتهایی میان کرزی و اسلامآباد وجود دارند، که سلامآباد رویهی دوگانه و دوپهلو و تهاجمی را در افغانستان در پیش گرفته است.
واقعیت تأسفبار این است که تا امروز سرنوشت افغانستان بهدست جنرالهای پاکستانی رقم خورده است و اینکه اقدامات واکنشی از جانب ائتلاف صورت خواهند گرفت یا نه، یک امر بعدی است. افغانستان تا هنوز آیندهاش را از دست نداده است و برخی از پیروزیهای اخیر، نشان از موفقیت دارند. هفت میلیون افغان به تاریخ 5 اپریل بهپای صندوقهای رای رفتند، که 35 درصد آن را زنان تشکیل میدادند. انتخابات افغانستان با وجود تهدیدهای طالبان و تقلب، بازهم بهخوبی برگزار شد. رایدهندگان با شادمانی در انتخابات شرکت کردند و رایشان را به صندوقها ریختند.
صرف نظر از اینکه چه کسی برندهی انتخابات است، پاکستان بهشدت در امور داخلی افغانستان دخالت میکند. با گذشت یک دهه از مبارزه و بازسازی و حضور جامعهی بینالملل در افغانستان، هنوز هم اطمینان حاصل نشده که امتداد خط دیورند بار دیگر با حمایت پاکستان عملا به مرکز فعالیتهای تروریستی و افراطی تبدیل نشود.
