علیرضا یونسپور
بیماری همهگیر کووید 19 منجر به کمک بیشتر و همبستگی قویتر اجتماعی در افغانستان شده است. در هفتههای اخیر، تعداد بیشتری از افراد و سازمانهای خیریه در داخل و خارج از افغانستان، توان مالیشان را با آن عده از افراد و خانوادههای که نیازمند بوده و شدیدا از قرنطینه متأثر شدهاند، تقسیم کردهاند. این یک پیشرفت خوشایند در میانه بحرانهای جاری اجتماعی، سیاسی و اقتصادی افغانستان است و باید پس از بهبودی بحران جهانی کووید 19 نیز ادامه یابد. مولانا میگوید:
هرکه عاشق دیدیش معشوق دان
کاو به نسبت هست هم این و هم آن
جمله معشوقست و عاشق پردهای
زنده معشوقست و عاشق مردهای
در دل عاشق به جز معشوق نیست
در میانشان فارق و مفروق نیست
البته چیزی آزاردهندهتر از این وجود ندارد وقتی که اخبار از دستدادن جان انسانها و شکست سیاسی نخبگان، چه آنهایی که در حکومتاند و چه جانب طالبان، تبدیل به خبرهای روزانه زندگی میشود. اما در این میان، همدلی اجتماعی اخیر در روزهای قرنطینه، یک روزنهای، هرچند کوچک از امیدواری برای یک جامعه فقیر و درهمشکسته است.
آسیب کرونا وانواع کمکها
از زمان اولین خبر تأییدشدهی واقعه بیماری کووید 19 در افغانستان در اواخیر ماه فبروری میلادی، گسترش شیوع این بیماری در کنار قرنطین تأثیرات سنگینتری بر جمعیت شهری نسبت به روستاهای افغانستان گذاشته است، بهخصوص کسانی که متکی بر درآمدهای روزانه بودهاند، تأثیر آن بیشتر بوده است. مثل سایر کشورهای که شدیدا از این بیماری متأثر شدهاند، در افغانستان نیز موارد بیشتر این بیماری در کابل و سایر شهرهای عمده مثل هرات و قندهار تأیید شده است. در عین زمان، گزارشهای امیدبخش از افراد ثروتمند وجود دارد که پول نقد و غذا برای افراد و خانوادههای فقیر و نیازمند کمک کردهاند. کمکهای اجتماعی به موازات کمکهای دولت برای توزیع نان خشک برای افراد و خانوادههای فقیر در مراکز شهرها چیزی مهم است.
در عین زمان، بعضی از پیشقراولان سازمانهای رسانهای برای تهیه معلومات عمومی در خصوص بیماری کووید 19 اقدام کردهاند، و نیز، دست به آغاز کمپینهای همدلی برای کمک به خانوادههای فقیر در دوران شیوع این بیماری زدهاند. هرچند که اطلاعات دقیق از تأثیر کارزارهای مختلف همدلی در دست نیست، اما شواهد کافی مبنی بر این وجود دارد که همدلی اجتماعی نسبت به آنچه در آغاز شیوع بیماری و اعمال قرنطینه توقع میرفت، قویتر بوده است. خوشبختانه گزارشها نشان میدهد که هزاران فرد ثروتمند به این کارزارها پیوسته و به افراد و خانوادههای نیازمند کمک کردهاند. برای مثال، روزنامه اطلاعات روز گزارشهای را نشر کرد که نشان میداد عدهای اجاره خانه و دکانهایشان را برای افراد فقیر و آنهایی که بخاطر قرنطینه درآمد روزانه ندارند، کاهش داده یا بخشیدهاند. همچنان، یک همدلی خوشایند دیگر از سوی افراد و گروهها وجود دارد که آنها داشتههایشان را با افراد دیگر تقسیم کردهاند بدون آنکه اسمشان گزارش داده شود. علاوهبراین، عدهای دیگر از وقتشان مایه گذاشتهاند تا دیگران را کمک کنند؛ مثلا، زنگزدن به افراد مسن و مریض، و رسیدگی به خانوادههای نیازمند، و یا یاری رساندن در پروسه توزیع کمک و غذا در اجتماعات محلهشان.
سرانجام، کمکهای فردی و جمعی، و یا فرستادن پول از افغانهای که در استرالیا، اروپا، و امریکایی شمالی زندگی میکنند، در جریان قرنطینه ادامه پیدا کرد. موارد زیادی داستانهای مثبت و دلگرمکننده وجود دارد که افراد و خانوادهها تمام تلاشهایشان را کردند تا حمایتهای مالی و اجتماعی برای خانوادهها و دوستانشان که در شهرهای بزرگ و یا دهکدههای افغانستان زندگی میکنند، فراهم کنند. همین گونه تلاش شده تا این حمایتها برای مهاجران افغان در پاکستان و ایران نیز فراهم شود.
مهمتر از این، بعضی خانوادههای فقیر همدیگر را کمک کردهاند: «حسین یک دکاندار فقیر در غرب شهر کابل، مقدار کمک ناچیز از یک دوست خانوادگیاش از استرالیا دریافت میکند. او این حمایت مهربانانه و سخاوتمندانه دوست خانوادگیاش را قدردانی میکند، اما او این پول را به یک همسایهاش که بیشتر از خانواده او نیازمند بوده، اهدا میکند.»
چرا کمکها مهم است
دادن بخشی از ثروت، وقت و سایر فرصتهای زندگی به دلایل مختلف در افغانستان اهمیت دارد. این چیزها، در واقع، خدمات اجتماعی لازم را برای افراد و خانوادههایی فراهم میکند که قربانی یک دولت شکستخورده، جنگ جاری، نابرابری اقتصادی، فروپاشی خانوادگی، و شاید انتخابهای نادرست در زندگی شخصی هستند. مساعدتهای مردمی برای نیازمندان در جریان یک بحران در حال گسترش اجتماعی، سیاسی و اقتصادی، امید میبخشد. این معنای عام و متعارف کمک و داد است که مساعدت در قالب کمکهای خیریه و یا حمایت مالی بیشتر مستحقان و افراد نیارمند را کمک میکند. بر مبنای این معنای کمک و داد، باور عام این است که خیرین و مساعدتکنندهها پول و وقتشان را برای دیگران میدهند تا احترام، عزت، جایگاه اجتماعی و منافع شخصیشان حفظ شود.
با وجود این، بخشش و کمک سودمندیهای اجتماعی و شخصی بزرگی دارد، اگر کسی آن را به مثابه یک عمل متقابل همدلی و غمخواری میان یک مساعدتکننده و یک گیرنده در نظر بگیرد. براساس این درک دوجانبه از کمک و داد است که دانشمندان و رهبران در تاریخ کمک بیشتر را تشویق کردهاند. بهعنوان مثال، مهاتما گاندی می گوید: «بهترین راهی که خود را میتوانید دریابید این است که خود را در راه خدمت به دیگران از دست بدهید.» وقتی یک مساعدکننده و گیرنده هر دو بهصورت حقیقی و سخاوتمندانه همدیگر را میپذیرند و احترام میکنند، مساعدت و کمک تبدیل به یک پیوند و همبستگی عمیق دوطرفه میشود و این چیزی است که در حقیقت «خود» واقعی را میپروراند و انسانیت هر دو طرف را بیدار میکند. در این مفهومی از کمک و داد است که همه نسبت به آنچه انجام میدهند، احساس غرور میکنند و هردو طرف (مساعدتکننده و گیرنده) تلاش میکنند که محبت، مواظبت و احترام مقابلشان را تداوم بدهند. بهخصوص برای مساعدتگران، وقتی آنها به این مرحلهای از بودن میرسند که امدادشان را به مثابه یک خیراندیشی انجام میدهند، هیچ لذت و خوشی بهتر از مساعدت و شریکسازی بیشتر داشتههایشان با دیگران در زندگی وجود ندارد. مساعدت و کمک به دیگران، بخشی از هستی آنها میشود که کیستی و بودن آنها را تعریف میکند. به قول مولانا:
بیرون ز تو نیست هرچه در عالم هست
در خود بطلب هر آنچه خواهی که تویی
علاوهبراین، بعضی از مطالعات اقتصادی و سایر مطالعات بر فواید دادگری همدلانه، بهخصوص برای مساعدتکنندهها، تأکید کردهاند. در سال 1989 میلادی، جمز اندریونی مفهوم « Warm-glow giving» را مطرح کرد و نشان داد که کمک و بخشش -که شامل بخشیدن ثروت، زمان و سایر فرصتهای زندگی میشود- انرژی و احساس مثبت درونی در مساعدتکنندهها ایجاد میکند. مهمتر از این، تعداد زیادی از پژوهشگران عصبشناسی تأثیرات بیولوژیکی مساعدت بر کمککنندگان را مطالعه کردهاند. با وجودی که در این بخش به تحقیقات بیشتر نیاز است، کسانی مثل مول و همکارانش واکنشهایی را در قسمت قدامی پیشانی مغز (prefrontal cortex) کمککنندهها مشاهده کردند که نشان میدهد اساسات بیولوژیکی مثبت برای عمل مساعدت و لذت و شادمانی مساعدتکننده وجود دارد.
بهطور خلاصه، کمک و بخشش یک پیوند اجتماعی مهم میان مساعدتکننده و گیرنده ایجاد میکند. در هفتههای اخیر، داستانهای مثبت و تشویقکننده از کمک و داد در افغانستان وجود داشته است که باید تا مهار بحران کووید 19 ادامه پیدا کند. مهمتر از همه اینکه پس از این بحران نیز این کمکهای مردمی ادامه یابد. در واقع، کمک و داد نیازهای مشترک انسانی را میان آنهایی که در زندگی فرصت داشتهاند و آنکه کمتر خوششانس بودهاند، نشان میدهد. این ضروری است که این اتفاقات در جامعه شکسته افغانستان در جریان قرنطینه کووید 19 و پس از آن حفظ و گرامی داشته شود.
