اُوَیس حکمت، آموزگار مکتب خصوصی
حضور و فعالیت نهادهای خصوصی در عرصه آموزش و پرورش یکی از واقعیتهای امروزی است. در تمام کشورها، بخشی وسیعی از خدمات عمومی، توسط نهادها و سازمانهای غیردولتی ارائه میشود. در افغانستان جدید، رشد نسبی بخش خصوصی یکی از دستآوردهای دلگرمکننده بهشمار میآید. هرچند در سالهای اخیر، میزان سرمایهگذاری خصوصی در بسیاری از بخشها، کاهش فزایندهای داشته است، اما در حوزه آموزش و پرورش، همچنان روند صعودی دارد. آمار آموزشگاههای خصوصی، مراکز آموزشی و موسسات تحصیلی خصوصی، در حال افزایش است. کیفیت بازدهی و رشد کیفی شماری از این نهادهای آموزشی خصوصی، رضایت شهروندان را نیز تا اندازهی زیادی تأمین کرده است. بهصورت مشخص، مکاتب خصوصی، بنا بر دلایلی مشخص، کیفیت و بازدهی بسیار بهتر از مکاتب دولتی داشته است. حتا نتیجه آن قابل مقایسه نیست.
مکاتب و مراکز آموزشی خصوصی، با وجودی اینکه نوعی سرمایهگذاری محسوب میشوند و ماهیت اقتصادی و تجاری دارند، توجه شماری زیادی شهروندان را نیز به خدماتشان جلب کردهاند. مدیران و مالکان این نهادها، هم برای رونق کار خود و هم برای ارایه خدمات آموزشی باکیفیت، عمدتا معلمان توانمند و پرتلاشی را استخدام میکنند. کیفیت کار معلمان مکاتب خصوصی، هم بهدلیل نظارت شدید مالکان و مدیران مکاتب، و هم بهمنظور کسب امتیازات و معاشات بیشتر، خیلی بهتر از نهادهای دولتی است؛ زیرا معلمان مکاتب خصوصی از توان و تلاش حداکثریشان استفاده میکنند. کار معلمان مکاتب خصوصی، هم از سوی مراجع دولتی نظارت میشود، هم از طرف مدیران ارشد مکاتب، و هم از سوی خانوادهها مورد بازخواست قرار میگیرد. معلم مکتب خصوصی، قاعدتا باید رضایت همهی ناظران خود را احراز کند تا نان خویش را از دست ندهد. با توجه به آنچه گفته شد، نتیجهای که تا اینجا حاصل میشود این است که معلمان مکاتب خصوصی، ارزانترین نیروی کار، در عین حال پرکارترین نیروی کار، و موفقترین معلمان در بدنه معارف هستند.
اما دردمندانه باید یاد کرد که، این قشر، با تمام زحماتی که میکشند، با شدیدترین نظارتی که از کار آنها صورت میگیرد و با حجم سنگین کاریِ که دارند، از لحاظ امتیازات اقتصادی و معاشی که دریافت میکنند، وضعیتی بهشدت ترحمبرانگیزی دارند. 80 درصد از معلمان مکتبهای خصوصی، کمتر از هشت هزار افغانی معاش دارند. تعداد مکاتب انگشتشماری در سطح افغانستان شاید بتوانند معاش ماهانه بالاتر از ده هزار افغانی برای معلمانشان پرداخت کنند. این در حالی است که معلمان مکاتب خصوصی، در طول سال، فقط 9 ماه معاش دریافت میکنند. موارد اندکی وجود دارد که مکتبهای خصوصی، معاش زمستانی کامل برای معلمانشان پرداخت کنند که یک فیصدی قابل صرف نظر بیش نیست. اما با بحران کرونا این وضعیت برای آموزگاران مکاتب خصوصی رقتبارتر شد.
در سال 1399 خورشیدی ویروس کووید 19 تبدیل به بحران جهانی شد. از سرمایهدارترین کشورها تا فقیرترین مملکتها، در بحران حاد سلامتی، اقتصادی، اجتماعی و … گرفتار شدند. در افغانستان، بهرغم آمار پایین ابتلا و تلفات جانی، فشار اقتصادی سنگینی بر مردم وارد آمده است. میلیونها بیکار در جمع بیکاران میلیونی افزود شدند. وضعیت عمومی، به معنای واقعی کلمه، بههم ریخت. به دنبال آن، در شهرهای بزرگ قرنطین و منع گشتوگذار اعلام شد. تمام نهادهای آموزشی رخصت شدند. این رخصتی مکاتب، معلمان مکاتب خصوصی را بیشتر از هر قشر دیگر، آسیبپذیر کرد. سه ماه بیکاری زمستان، به امید شروع سال تعلیمی تحمل شد، اما رخصتی غیرمترقبه در شروع سال جدید، همه را در شوک عظیمی فرو برد. در حال حاضر معلمان مکاتب خصوصی، جز مواردی بسیار نادر، بیشتر از چهار ماه است که هیچ منبع عایداتی ندارند. بدتر از این، تا کنون شاهد هیچ برنامهای اختصاصی برای حل مشکلات معلمان مکاتب خصوصی از سوی نهادهای مسئول نبودهایم.
مشکلات تمام اقشار و اصناف جامعه، قابل درک است که تا حدودی هم در فضای عمومی بازتاب یافته است، اما در رسانهها و نهادها دیده و شنیده نشده که به مشکلات معلمان مکاتب خصوصی، اشاره شده باشد. این فراموشی و غفلت سنگین از سوی وزارت معارف و نهادهای مسئول، رنج بیکاری و بینانی را برای معلمان مکاتب خصوصی، ضخیمتر و تحملناپذیرتر کرده است. از معلمی شنیدم که میگفت روزها در سرک کچالو میفروشد تا خرج عیال خویش را تأمین کند. اما نومیدانه اظهار داشت «دیگر کاری از دستم ساخته نیست. جایی مشخصی برای کراچی ام ندارم.» این درد را فقط یک معلم مکتب خصوصی که در وضعیت مشابه بهسر میبرد درک میتواند و بس.
آنچه در اطلاعیه ها و گزارش جلسات و تصمیمهای رهبری وزارت معارف در هماهنگی اتحادیه و نمایندگی مکاتب خصوصی، دیده میشود، معطوف به مشکلات مؤسسان و مالکان مکاتب است نه معلمان مکاتب خصوصی. نمایندگان مکاتب خصوصی که از آدرس اتحادیه مکاتب خصوصی با رهبری وزارت معارف جلساتی داشتهاند، در باب کرایه تعمیر مکتبشان و مالیاتشان چانهزنی کردهاند. باید تصریح کنم که در تمام این نشستها، اشارهای به مشکلات معلمان مکاتب خصوصی نشده است.
بحران کرونا پس از مدتی فروکش میکند. اوضاع عادی میشود. اما این بیمهریها نسبت به معلمان مکاتب خصوصی، تمام نهاد آموزش و پرورش در کشور را متأثر میکند. جایگاه پایین معلم، از این هم بیشتر سقوط میکند. معلمی که این تجربه تلخ را سپری میکند، نفرت عمیقی نسبت به شغل معلمی پیدا خواهد کرد. و هر آن ممکن است از شغل معلمی دست بکشد و دیگر هرگز به این شغل روی نیاورد. وقتی معلمان برجسته و باتجربه که با لیاقت و شایستگی خودشان در مکاتب جذب شدهاند و سالها تجربه و دانش کسب کردهاند، به یکبارگی شغلشان را ترک کنند. تصور کنید معارف کشور چه آسیبی کیفی را متقبل خواهد شد. در نتیجه، خانواده معارف افغانستان، دهها هزار عضو برجسته و متعهد خویش را از دست میدهد و این هزینهی اندک برای معارف نیست. درحالیکه غالب مردم کشور، از مکاتب دولتی تقریبا ناامید شدهاند. اگر چنین نبود، مراکز آموزشی خصوصی و مکاتب خصوصی، این همه استقبال نمیشد.
حالا که اوضاع بهصورت جدی بحرانی است، بهنظر میرسد چند رهیافت برای حل مشکلات معلمان مکاتب خصوصی، قابل طرح است: اول اینکه وزارت معارف با هماهنگی مسئولان ارشد مکاتب خصوصی، زمینهی آموزش غیرحضوری باکیفیت را برای تمام مکاتب فراهم کنند تا درسها منظم تعقیب شود و معلمان هم وارد چرخه فعالیت اقتصادی شوند. دوم اینکه از بودجه اختصاصی برای شرایط اضطرار، طی یک برنامه شفاف و نظارتشده، برای تمام معلمان مکاتب خصوصی، از شروع سال تعلیمی تا عادیشدن اوضاع، معاش معادل بست پنجم یا ششم، در نظر گرفته و اجرایی شود. رهیافت دیگری که بهعنوان راه حل حداقلی میتواند مطرح شود این است که فراخوان ملی برای حمایت از معلمان بیبضاعت مکاتب خصوصی راهاندازی شود. خییرین، تاجران ملی، و هرکسی که بضاعت مالی مناسب داشته باشند، به مشکلات معلمان مکاتب خصوصی، توجه کنند و دست آنها را بگیرند. هر چه نباشد، معمار شخصیت و زندگی فردای فرزندان ملت، همین معلمان هستند. انصاف نیست، مربیان یک نسل، فراموش شوند و دامن آسیبهایی ناشی از کرونا، تا فردای امروز، ناخواسته گسترش پیدا کند.
