عارف یعقوبی
کودکیها یادمان میآید. خاطرات دوستان قدیمی تازه میشود. ناگهان برای شوخیها و بازیهایی که با عزیزان و همصنفیها و همدورهها داشتهایم، دلمان تنگ میشود. یک ورق نامه، یک صفحه خاطرات، یک پیام تلفنی، حواسمان را از جایش میکَند، میبرد به روزها، هفتهها و سالهای دور. به گذشته!
این را میگویند نوستالژی! (nostalgia). روزهای قرنطین بیشتر ما را یاد گذشتهها میاندازد. نمونهاش را در فیسبوک میبینیم. این روزها، کسانی که از خاطرات دوران کودکی و سالهای مکتب و دانشگاه مینویسند و عکسهای قدیمی را منتشر میکنند، زیاد هستند. دستکم من چنین چیزی در میان دوستانم میبینم. منطق این کار نیز ساده است. وقتی بیرون از خانه هستیم و گرفتار روزمرگیها، ذهن ما بیشتر درگیر جهان بیرون است. ذهن آدمی همینطور است دیگر. به آخرین و بلندترین صداها بیشتر توجه میکند. اما وقتی قرنطین هستیم، درونگرا میشویم. مشغلههای ذهنی ما را بیشتر چیزهایی تشکیل میدهد که در خود ما جریان دارد. درونی است. از اینرو آدم یاد گذشته میافتد، نوستالژیک میشود.
البته همه در هر شرایطی نوستالژیک میشود. همه این حس را تجربه میکنند. تحقیقات رسمی هم میگویند اکثر افراد حداقل یک بار در هفته نوستالژیک میشوند. خیلیها سه یا چهار بار در هفته یاد چیزی یا کسی مربوط به گذشتهها میافتد. حس نوستالژیک ممکن است با وقایع منفی و احساس تنهایی همراه باشد، اما آنچه دریافتهای تازهی علمی نشان میدهد، حس نوستالژی، یاد گذشتهها، برای سلامت روان افراد بسیار مفید است. کمک میکند آدمها احساس بهتری داشته باشند.
در گذشتههای دور، نوستالژی بهعنوان یک نوع مریضی و اختلال روانی شناخته میشد؛ ناجوریای که گویا به اعصاب و روان ناسالم ارتباط داشت و مانع میشد افراد از زندگی در زمان حال و لذتهای کنونی منحرف شوند. «جوهانس هوفر»، پزشک سویسی که اولین بار این اصطلاح را در سال ۱۶۸۸ اختراع کرد، باور داشت که حس نوستالژی یک اختلال در سیستم عصبی آدمها خصوصا افراد بیکار است. کسانی که به علت نارسایی در سلولهای مغزی شان نمیتوانند در زمان حال زندگی کنند، حس نوستالژیک پیدا میکنند. او باور داشت که این بیماری را بیشتر سربازان جنگ دارند؛ کسانی که برای برگشت دوباره به خانه شدیدا دلتنگ هستند. نیز، خیلیها باور داشت، هنوز هم دارند که نوستالژی یک حس غمانگیز دلتنگی مفرط نسبت به گذشته است که افرادِ دور از وطن نسبت به زادگاه خود دارند.
اما دانشمندان معاصر میگویند، این برداشتها واقعی نیستند. نه برداشت آقای جوهانس هوفر درست است که میگفت نوستالژی یک اختلال روانی است، نه تصور آن عده واقعی است که نوستالژی را یک حس غمانگیز برای فرصتهای از دسترفته میدانند. یافتههای علمی میگویند نوستالژی یک تجربه عاطفی است که برای سلامت روان افراد فایدههای بسیار دارد. بهعنوان مثال، داکتر کنستانتین سدیکیدز (Constantine Sedikides) روانشناس و مسئول مرکز تحقیقات روانشناسی در دانشگاه ساوتهمپتون انگلستان که تحقیقات و آزمایشهای مختلف روی نوستالژی انجام داده میگوید نوستالژی و یادآوری خاطرات گذشته کمک میکند استرس و ناراحتیهای روانی افراد کم شود. زندگیشان معنادار شود: «نوستالژی باعث شده که افراد احساس کنند در زندگیشان ریشه و استمرار وجود دارد. گذشته داشته، حال دارد و آینده خواهد داشت.»
نوستالژی جنبههای دردناکی هم دارد. وقتی به یاد کسی میافتیم که دیگر در بین ما نیست، یا چیزهای را به خاطر میآوریم که از دست دادهایم، تلخکام میشویم. اما این تمام ماجرا نیست. تحقیقات علمی میگوید در درازمدت، پیامد داشتن حس نوستالژیک این است که زندگی آدمها معنادارتر میشود. حتا کسانی که این حس را تجربه میکنند از مرگ کمتر میترسند. همچنان، تحقیقاتی که در روزنامه معتبر نیویورک تایمز نیز منتشر شده، نشان میدهد کسانی که از گذشته -حتا با حسرت- صحبت میکنند، بهطور معمول نسبت به آینده خوشبینتر میشوند و برای زندگی بهتر در روزهای پیشرو الهام میگیرند. دکتر سدیکیدز که با چندین مرکز تحقیقاتی دربارهی نوستالژی در کشورهای مختلف همکاری میکند، میگوید: «نوستالژی ما را کمی انسانیتر میکند.»
نخستین نوستالژی بزرگ را اودیسئوس (ادیسه) تجربه کرده است. ادیسه پسر یکی از پادشاهان یونان باستان و قهرمان اصلی کتابِ به همین نام، اثر هومر شاعر نابینای یونانی بود. او که در ذکاوت و هوشیاری پرآوازه بود از شهری به شهری گذر میکرد و از حس نوستالژیک و یاد خاطرات خانه و خانواده خود برای گذراندن اوقات دشوار بهره میبرد. نوستالژی برای او بسیار کمککننده بود. دکتر سدیکیدز تأکید میکند که نوستالژی همان حس غربت و دلتنگی برای وطن (homesickness) نیست. نوستالژی مختص افرادِ دور از خانه هم نیست؛ نوستالژی مرور گذشته است. حسی است که تاریخ جهانِ درون ما را بیان میکند. بنابراین، هرازگاهی داشتن حس نوستالژیک نهتنها بد نیست که خیلی هم برای حال و احوال ما خوب است. چون براساس یافتههای علمی، نوستالژی با دلتنگی، تنهایی، کسالت و اضطراب مقابله میکند. باعث میشود مردم نسبت به بیگانهها سخاوتمندانهتر رفتار کنند. زوجها هنگام شریک کردن خاطرات نوستالژیک، باهم احساس نزدیکی و خوشبختی میکنند. کسانی که به دلایلی زندگیشان به سردی گراییده، از حس نوستالژی و یادآوری خاطرات گذشته استفاده میکنند تا دوباره احساس گرمی کنند و برای جد و جهد در آینده الهام بگیرند.
