رنج‌های دانشجویی در عصر کرونا

اطلاعات روز

هاشمه شهیر

سه سال است که در دانشگاه بین‌المللی اسلامی در اسلام‌آباد، پایتخت پاکستان در مقطع لیسانس و در رشته روابط بین‌الملل مشغول تحصیلم. در کنار همه سختی‌ها، تنهایی، دوری از فامیل و کم‌خرجی برایم رنج مضاعفی است که اکثریت دانشجویان با آن درگیرند. این رنج زمانی مضاعف می‌شود که با وجود مستحق‌بودن دریافت شهریه ماهانه، گاهی تا یک سال پرداخت شهریه دانشجویان از سوی سفارت افغانستان در اسلام‌آباد با تأخیر انجام می‌شود و هیچ توجهی در این زمینه صورت نمی‌گیرد.

در اواخر سال گذشته میلادی آوازه‌ی شیوع ویروس جدیدی به نام کووید 19 پخش شد که شباهت زیادی به آنفلونزای اسپانیایی که یک قرن پیش جان میلیون‌ها انسان را در سراسر جهان گرفت، داشت. این ویروس جدید کم‌کم افزایش یافته و صدها هزار نفر را در کشور‌های مختلف مبتلا کرد. پس از سپری‌شدن زمان نه‌چندان زیاد، نگرانی ناشی از ابتلاشدن افراد به این ویروس دولت و مردم پاکستان را نیز فرا گرفت. همه جا‌، به‌شمول دانشگاه‌ها و بازارها تعطیل شد. ما دانشجویان ماندیم و نگرانی از قرنطین‌شدن در شرایط سخت و در سایه‌ی بی‌توجهی مسئولان. در همین زمان بود که حرف و حدیث بسته‌شدن مرز تورخم نیز بالا گرفت.

در میان دانشجویان دانشگاه بین‌المللی اسلامی در اسلام‌آباد، دانشجویان افعان از همه نگران‌تر بودند؛ زیرا دانشجویان کشورهای دیگری مثل چین، اندونزی، سومالی و تایلند حداقل دو روز در هفته از سوی سفارتخانه‌های‌شان برای در امان‌ماندن از ویروس کرونا در سفارت دعوت و از کمک‌هایی مثل ماسک، مایع ضدعفونی، مایع دست‌شویی، دستکش و مواد خوراکه (از قبیل روغن، برنج، نمک و …) گرفته تا توصیه‌های صحی برخوردار می‌شدند. حتا با وخیم‌شدن اوضاع، اقلام مورد ضرورت دانشجویان این کشورها را به خوابگاه آورده و به آنان توزیع می‌کردند، اما ما افغانستانی‌ها فقط تماشاگر این وضعیت بودیم.

سفارت افغانستان در اسلام‌آباد هیچ گونه توجهی در قبال شهروندان و دانشجویان افغانستان نداشت. به‌ویژه دانشجویانی‌ که در چنین شرایط سخت به همکاری و هماهنگی سفارت نیاز دارند. سفارت افغانستان در این شرایط بحرانی که از تاریخ ۱۰ مارچ درس‌ها نیز رسما تعطیل شد و دانشجویان افغانستانی در سردرگمی بین ماندن در لیلیه در آن وضعیت آشفته‌ی بی‌پولی و رفتن به افغانستان مبهوت مانده بودند، هیچ احوالی از دانشجویان نگرفت تا این‌که به تاریخ ۲۷ مارچ زمانی که تعداد اندکی از دانشجویان در لیلیه مانده بودند، سفیر افغانستان برای احوال‌گیری نمادین در لیلیه دخترانه حضور یافته و به‌گفته‌ی دانشجویان حاضر در لیلیه به هر یک از دانشجویان یک عدد ماسک ساده‌ی ناقابل و فقط به نماینده‌ی دانشجویان دو بوتل مایع دست‌شویی داده بود. جالب‌تر این‌که دانشجویان چینی وقتی دیدند که دانشجویان افغانستان از کمک‌های اولیه کافی برخوردار نیستند، فی نفر پنج عدد ماسک به دانشجویان افغان دادند و به‌قول دانشجویانی که در سفارت کارآموزند و در لیلیه نیز باهم هستیم، سفارت افغانستان حتا به کارمندانش نیز فقط یک عدد ماسک توزیع کرده و به آنان گفته بود که ماسک دومی را خودشان بخرند و بدون ماسک داخل سفارت نشوند. سفارت افغانستان نه تنها در مسأله‌ی کرونا بلکه در سایر موارد نیز کارکرد ضعیف و ناستودنی دارد. به‌عنوان یک شهروند افغانستان در پاکستان از کارکرد سفارت کشورم به هیچ وجه راضی نیستم. تعصب قومی و جنسیتی نیز آشکارا در آن دیده می‌شود.

یکی از جالب‌ترین اتفاقی که بعد از شیوع کرونا در پاکستان برایم افتاد، این است که روزی با دوستم برای تفریح در جایی رفته بودیم. پاکستانی‌هایی که در آن تفریح‌گاه بودند، مرا خیال یک چینی کرده بودند و با اشاره به من می‌گفتند که کرونا آمد. در اوایل برای من خنده‌دار بود ولی بعدا با تکرار این رفتار در این فکر افتادم که اگر واقعا من چینایی می‌بودم یا چنین رفتاری در مقابل یک چینی دیگر شود، خیلی روحیه‌کشی و توهین بزرگ است.

قبل از بسته‌شدن مرز تورخم من به افغانستان آمدم. در میان انبوهی از جمعیت مهاجرین با مشقت تمام از مرز عبور کرده به خانه آمدم. روایت این نکته از تورخم خالی از فایده نخواهد بود که در آن‌جا به‌ویژه زنان با چه مشکلاتی مواجه‌اند؛ زنانی که مورد چشم‌چرانی مردان قرار می‌گیرند و با آنان رفتار زن‌ستیزانه صورت می‌گیرد.

هنگامی که به کابل آمدم، اطرافیانم با دید شک به من نگاه می‌کردند و گمان می‌کردند که من ممکن است ناقل ویروس کرونا باشم. این نگاه مرا واداشت تا خودم را برای اطمینان شخصی‌ام و اطرافیانم برای مدتی قرنطین کنم تا شک احتمال مبتلاشدن به ویروس کرونا در شلوغی مرز تورخم برطرف شود. پس از یک هفته ماندن در خانه، بیماری به سراغم آمد که برخی از علایم ویروس کرونا را داشت. شک بسیاری از اطرافیانم به یقین بدل شده، اما بیماری‌ام به‌زودی تمام شد و معلوم شد که ویروس کرونا نبوده است.

روزها سپری می‌شد و ماندن در خانه بیش‌تر مرا خسته می‌کرد. نه جایی رفته و نه کسی را دیده می‌توانستم. هنوز هم نمی‌توانم. با تمدیدشدن دو هفته‌ای دوره‌ی ماندن در خانه، حالا احساس زندانی را دارم که مدت حبسش تمدید شده باشد. علاوه بر خستگی ناشی از روزمرگی و خانه‌ماندن، مشکل دیگری نیز وجود دارد که از برنامه‌هایم مرا عقب می‌اندازد.

با تعطیل‌شدن دانشگاه، درس‌های ما به‌صورت آنلاین و با استفاده از اپلیکیشن «زوم آپ» (Zoom App) ارایه می‌شود. اما خدمات انترنتی شبکه‌های مخابراتی افغانستان که پول را مانند آب خوردن تمام می‌کند، افتضاح است. کارکرد ضعیف انترنت باعث شده است که نتوانم درس‌ها را به شکل منظم و درست تعقیب کنم. به‌طور مثال من در جریان ارایه‌ی درس آنلاین و به‌منظور سهم‌گرفتن دانشجویان در کلاس، سلاید‌هایی که از طرف استاد ارسال می‌شود تا دانشجویان بتوانند آن‌را بخوانند و نوت‌برداری کنند، به‌علت ضعیف‌بودن انترنت فقط می‌توانم صدا را بشنوم بدون این‌که سلایدها را دیده بتوانم. این مشکل باعث می‌شود که هیچ فعالیت صنفی نداشته باشم.

در دانشگاه بیش‌ترین نمره و امتیاز را تحقیقات گروهی دارد اما من بیش‌تر اوقات از گفت‌وگوهای گروهی که در این مورد میان هم‌گروهی‌ها صورت می‌گیرد، به‌سبب درست و به موقع کارنکردن انترنت محروم می‌شوم.

هرچند این روزهای سخت را گاهی با کتاب، مرور جزوه‌های درسی و گاهی با دو بار گفتن «دق آورده‌ام» و گاهی با گریه سپری می‌کنم، اما امیدوارم این دوره زودتر به پایان برسد تا دوباره به روزهایی برسیم که نه یار از یار بترسد و نه طبیب از دیدن بیمار.

***

زندگی در دوره‌ی کرونا؛ باهم این دوره را بنویسیم

در سال 1900 در کابل وبا آمد. مرض واگیر و مهلکی که هر چند سال یکبار می‌آمد و هر بار، طی سه-چهار ماهی که دوام می‌کرد، جان آدم‌های بسیاری را در شهر می‌گرفت. دلیل اصلی شیوع مکرر مرض هم آب رودخانه‌ی کابل بود که مردم از آن هم در شست‌وشو استفاده می‌کردند و هم در پخت‌وپز.
ما این حادثه را می‌دانیم به‌دلیل این‌که فرنک مارتین، کارمند انگلیسی دولت، تمام این‌ها را دید و بعد در کتاب خاطرات خود نوشت. ساکنان کابل اما هیچ سند مکتوبی از وحشت وبا در آن سال‌ها از خود بر جای نگذاشته‌اند. چه بسا فجایعی که در تاریخ ما اتفاق افتاده و امروز یا ما آن‌ها را به یاد نداریم و یا وارونه به یاد داریم.
در این روزها که ویروس کرونا دنیا را درنوردیده و به یک بلای عالم‌گیر بدل شده است، برخی مورخان پیشنهاد کرده‌اند که مردم تجربیات شخصی‌شان را ثبت کنند تا سندی باشد برای آیندگان.
ما در حال زندگی‌کردن یک لحظه‌ی مهم تاریخی هستیم و مشاهدات شخصی ما سند باارزشی برای فهم این لحظه در آینده خواهد بود.
ثبت مشاهدات شخصی به‌خصوص در افغانستان مهم است؛ جایی که هم ملت نانویسا است و هم دولت. به همین دلیل، آیندگان ما درباره‌ی حوادث این روزها به معلوماتی که توسط شاهدان عینی ثبت شده باشد، دسترسی محدود خواهند داشت؛ درست همان‌طور که امروز ما به سختی می‌توانیم معلومات قابل اعتمادی درباره‌ی حوادث بزرگ قرون گذشته پیدا کنیم.
بی‌گمان، روزنامه‌ها به مثابه تاریخ مکتوب یکی از گزینه‌های اصلی و بی‌بدیل برای ثبت این تجربه‌ها است. بنابراین از شما مخاطبان گرامی دعوت می‌کنیم از تجربه‌‌های شخصی خود، از تغییرات و تأثیراتی که این بیماری همه‌گیر در زندگی شخصی و کاری، خانوادگی و اجتماعی‌تان آورده، از بیم‌ها و امیدها و از سختی‌ها و نگرانی‌های که با آن درگیرید و از آنچه در اطراف و محل زندگی‌تان می‌بینید، از طریق ما برای آیندگان روایت کنید.
روزنامه اطلاعات روز یادداشت‌ها، تجربه‌ها، چشم‌دیدها و روایت‌های شما را منتشر می‌کند.
[email protected]

+++

«کمپین همدلی: کرایه خانه قانونا نصف شود» در روزهای دشواری که همه درگیر ویروس کرونا یا COVID-19 هستیم، برای گسترش همدلی، همکاری و همدردی میان مردم و به‌ویژه میان مالک و مستأجر راه‌اندازی شده است. در این کمپین از مالکان خانه‌های مسکونی می‌خواهیم که با همدلی و همیاری، از ماه حمل تا پایان وضعیت کنونی، کرایه ماهوار را کم کنند. حامیان این کمپین درحالی‌که می‌دانند شماری از مالکان پیش از این اقدامات انسانی و درخور ستایش انجام داده‌اند، تأکید می‌کنند که کرایه‌های ماهوار خانه‌ها حداقل نصف شود. برای امضای این دادخواست به این آدرس رفته پس از امضا آن‌را با دوستان خود شریک سازید:

https://daadkhah.org/petition/hamdeli-campaign-afghanistan-covid-19-by-etrooz/?fbclid=IwAR2H-WMltT1Kg7–aFbDhDIe-UqTfAIFFLNzFyTfqJiuawVqKW4e8CtDso8

از روزنامه‌نگاری مستقل حمایت کنید

محدودیت‌های گسترده بر رسانه‌ها و فضای عمومی در افغانستان، دسترسی شهروندان به اطلاعات مستقل را محدود کرده است. در چنین شرایطی، «اطلاعات روز» متعهدانه و مستقل به کار خود ادامه می‌دهد تا حقیقت قربانی خاموشی و فراموشی نشود.

ما وابسته به هیچ قدرتی نیستیم و تنها برای مردم می‌نویسیم.

مأموریت ما افشای فساد، بازتاب صدای سرکوب‌شدگان، تقویت پاسخگویی صاحبان قدرت، و پشتیبانی از چشم‌اندازی است که در آن همه شهروندان افغانستان از حقوق و آزادی‌های برابر برخوردار باشند و در صلح زندگی کنند.

خبرنگاران ما در شرایط دشوار و گاه خطرناک فعالیت می‌کنند تا گزارش‌های دقیق، منصفانه و مبتنی بر واقعیت منتشر شود و روایت‌های مردم به حاشیه رانده نشود. تداوم این کار، به حمایت مخاطبان و حامیان مستقل وابسته است.

هر کمک، فارغ از میزان آن، به ادامه روزنامه‌نگاری مستقل کمک می‌کند. اگر امکان کمک مالی ندارید، همرسانی این درخواست و تشویق دیگران به حمایت نیز سهمی مهم در تقویت این مسیر دارد.

در کنار حقیقت بایستید
از اطلاعات روز حمایت کنید

برای حمایت اینجا کلیک کنید
با دیگران به‌‌ اشتراک بگذارید
بدون دیدگاه