بهروز کیوان
ادبیات زرد به ادبیاتی گفته میشود که ضمن عامهپسند بودن، در عوامفریبی و پوپولیسم نیز نقش بهسزایی داشته باشد. ادبیات زرد اجرای عمل عوامفریبانه را به شیوهی تحریک احساسات مخاطب مد نظر دارد. این گونه تحریک در رمانها بیشتر با حوادث عاشقانهی پرشور و ماجراهای هیجانانگیز همراه است، در حالی در گونههای دیگری چون شعر و ترانه ویژگی یادشده بیشتر با فولکلوربودن و سادهسازی جا بدل میکند.
ادبیات زرد میخواهد با برانگیختن عواطف خواننده به کمک ترحم یا دلسوزی در وی امکان داوری به سود مقصد از پیش مرادشدهی خویش را ایجاد کند. یکی از ویژگیهای دیگر این ادبیات میتواند بهرهبرداری از رویدادهایی باشد که سبب ایجاد موجی از حمایتهای مردمی میشود.
در پی فراوان اهدافی که ممکن است ادبیات زرد مد نظر داشته باشد، مهار ذهنیت عامه در جهت سفیدنمایی کردارهای شوم و سیاه سیاستمداران از دیگر اهداف مهم آن دانسته میشود. بنابراین ادبیات زرد در بسا موارد ناگزیر به انتخاب مطلقگرایی با گزینههای چون سیاه و سفید، درست و غلط، خیر و شر و خوب و بد است. کاربرد ادبیات زرد در میان کاربران رسانههای اجتماعی در فضای سیاسی این روزهای افغانستان، برای قهرمانتراشی یکسو و اعتبارزدایی از سوی دیگر نیز شبیه دانایکلپنداری قهرمانهای رمان عامهپسند و زرد است. شاید خوبترین نمونهی آن را بتوان در لقبی «چون متفکر دوم جهان» برای اشرف غنی مثال زد. جدیت و حوصلهمندی در این روزها همان دوگانهی است که برای دم دستیترین توصیف سیاستمداران مخالف به کار بسته میشود. بسیاری از اضرار و نواقص دو چهرهی معروف سیاسی –عبدالله عبدالله و محمداشرف غنی– با همین پوششهای تلطیفشده و درخور مخاطبان داده میشود.
ویژگی مهم دیگر ادبیات زرد پذیرش گفتمان غالب فرهنگی –گفتمانی که قدرت موجود بر آن صحه میگذارد– و تأیید وضعیت موجود است. آقای محمدرضا گودرزی داستاننویس و منتقد ایرانی میگوید «پذیرش گفتمان غالب فرهنگی و اخلاقی، منجر به ایجاد گرایشهای میانهروانه و محافظهکارانه در این نوع رمانها میشود. اصولا نویسندهی عامهپسند این وضعیت را ابدی و ثابت میداند و آن را به شکل مقرراتی از طبیعت وضع میکند که خللی در آن امکانپذیر نیست.» منظور او از رمانهای یادشده همان رمانهای عامهپسند و زرد است.
از مورد دیگر که به ادبیات زرد نسبت داده شده توجه به واپسگرایی و ارتجاعیبودن به بهانهی نادیدهانگاری مشکلها و چالشهای موجود است. گاهی اگر نویسنده یا هنرمند بنابر هر دلیلی بخواهد ذهن مخاطبانش را از کاستیها و نارساییهای زمانه به مسیر گذشتهی خوب منحرف کند، به این کارکرد نوستالژیک از ادبیات زرد متوسل میشود. شاید بتوان گفت بخش وسیعی ادبیات و موسیقی افغانستان از همین نوع شگرد ادبیات زرد سود جستهاند. از آهنگ «او غایتها»ی آقای فرهاد دریا میتوان به عنوان مثال خوبی برای این گونه پرداخت یادآوری کرد.
ادبیات زرد برخی وقتها از شگرد فرافکنی نیز سود میجوید. این نوع کارکرد ادبیات در شعر، موسیقی و برخی هنرهای دیگر گاهگاهی میتواند سودمند نیز باشد. به گونهی مثال با شیوع بیماری کرونا و افزایش هراس از این مرض در میان مردم بسیاری از هنرمندان و حتا پزشکان در برخی کشورهای جهان به هنر روی آوردند. در ایران پزشکان در بیمارستانها رقصهای گروهی برپا کردند. در کشورهای غربی هنرمندان از ایوان خانههایشان به همسایهها و اندک شمار شهروندان در حال گشتوگذار آلات گوناگون موسیقی را نواختند. «سالن تئاتر همپستد در لندن هم چندین اجرا را آنلاین نمایش میدهد. چند تئاتر تلویزیونی هم به رایگان در دسترس عموم قرار گرفته است تا همگان از ساعاتی که باید در خانه بمانند لذت ببرند. تمامی اینها، به گفتهی رکسانا سیلبرت کارگردان هنری تالار همپستد، برای این است که دوران ابهام و قرنطینه، تفریحاتی پرمحتوا در اختیار مخاطبان قرار گیرد.» در افغانستان نیز کارهای از این دست اجرا شدند، اما در مقایسه به کشورهای دیگر بسیار اندک و ناچیز است. یکی هم از آن جمله آهنگی ویژهی کرونا به صدای دریا است.
از این منظر که آهنگ یادشده به آواز آقای دریا پیام خوبی برای در خانهماندن دارد، قابل تحسین بوده و کار پسندیده دانسته میشود. اما این کار اختصاصی فرهاد دریا در مورد اپدیمی کرونا در شبکههای اجتماعی از یکسو مورد انتقاد طیف گستردهای از فرهنگیان و نویسندگان قرار گرفت و از سوی دیگر با واکنشهای تند ذهنیت عامه نیز مواجه شد. پرسش این است که چرا یک کار هنری با محتوای سودمند از سوی مخاطبان این گونه مورد بیمهری و سرزنش قرار گرفته است؟ در کنار عوامل گوناگون دیگری که ممکن در این گونه بازخورد دخیل باشد، دو عامل عمده جنبهی سیاسی و سود سرشار مادی را میتوان برجستهتر ساخت.
توقع بیشتر علاقهمندان فرهاد دریا از او در این مقطع حساسِ گسترش و شیوع ویروس کرونا این بود که او مانند هنرمندان کشورهای دیگر دستکم در مواقع حساس در پهلوی مردمش ایستاده و بدون سود مادی به آنها هنرنمایی کند. اما هنرمند محبوب آنها نهتنها به این انتظار مردم اهمیت قایل نشد، بلکه گویا پول گزافی را نیز بابت اجرای آهنگش از بودجهی اختصاص دادهشدهی دولت برای مبارزه با کرونا در خزانهی شخصی خویش کیسه کرد.
دریا در گذشته هنرمندی کمتر آلوده به زد و بندهای سیاسی بود. برای همین طیفهای گستردهی مردم از هر قوم، سمت و نژادی به او حرمت فراوانی قایل بودند. اکنون که علاقهمندان وی با گرایشهای گوناگون سیاسی تصور میکنند هنرمند دلخواهشان با پول یکی از طرفهای مطرح سیاسی در کشور برای اجرای آهنگش وارد گود شده است، آنها از این بابت از او بسیار ناراحت شده و حتا به سرزنش وی روی آوردهاند.
نتیجه اینکه نویسنده و هنرمندی که کُل یا بخشی از کارش متمرکز بر تولیدات عامهپسند است نباید از لحاظ کیفی انتظار داشته باشد همردیف با نویسندهها و هنرمندان جدی در نظر گرفته شود. باید یادآور شد که هنرمند و نویسندهی عامهپسند میزان کیفیت کارهای هنریاش از سوی مخاطبان اثر که بیشتر مردم عام هستند، محک میخورد. از آنجایی که اعتبار آرای اکثریت مردم عام همسان با اعتبار آرای نظریهپردازان آگاه و بافهم نیست، بنابراین، این احتمال که آرای عامه همچون متغیری بیثبات عمل کند، بیشتر تقویت میشود. یعنی اینکه مردم عام گاهی به خوبی و درستی اثر خوب یا بد مهر تأیید میگذارند، درحالیکه گاهی اثر خوب یا بدی را مردود دانسته و حتا نکوهش نیز میکنند. برای مورد آخر باز هم واکنش مردم در برابر آهنگ ویژهی کرونا از آقای دریا مثال خوبی میتواند باشد. بهتازگی این آهنگ در شبکههای اجتماعی به گونهی وسیع از سوی مخاطبان عامه ناپسند دانسته شده و مورد نکوهش قرار گرفت.
+++
«کمپین همدلی: کرایه خانه قانونا نصف شود» در روزهای دشواری که همه درگیر ویروس کرونا یا COVID-19 هستیم، برای گسترش همدلی، همکاری و همدردی میان مردم و بهویژه میان مالک و مستأجر راهاندازی شده است. در این کمپین از مالکان خانههای مسکونی میخواهیم که با همدلی و همیاری، از ماه حمل تا پایان وضعیت کنونی، کرایه ماهوار را کم کنند. حامیان این کمپین درحالیکه میدانند شماری از مالکان پیش از این اقدامات انسانی و درخور ستایش انجام دادهاند، تأکید میکنند که کرایههای ماهوار خانهها حداقل نصف شود. برای امضای این دادخواست به این آدرس رفته پس از امضا آنرا با دوستان خود شریک سازید:
