انتخابات مهمترین مؤلفهی نظام دموکراتیک مبتنی بر ارادهی مردم میباشد. براساس نگرش دموکراتیک، تمامی افراد جامعه، بدون در نظرداشت جنسیت و موقف اجتماعی، حق مساوی تصمیمگیری و دخالت در امور جمعی را دارند. در هر جامعه، زنان نیم پیکرهی جامعه را تشکیل میدهند، برعلاوهی اینکه زنان نقش مهم را در ساماندهی زندگی خانوادگی و اجتماعی دارند. در جوامعی که نابرابری جنسیتی و نظام مردسالار حاکم است و موانع اجتماعی و فرهنگی فراراه حضور اجتماعی و فعالیت زنان وجود دارند، انتخابات فرصت خوبی است که زنان بتوانند توسط آن آرمانها و خواستهای حقوقی و سیاسی خویش را تبارز دهند و حمایتشان را از طریق رای و سهمگیری فعال و با تشخیص ضروریات و نیازهایشان به جهت و موضع سیاسیای معطوف و تمرکز دهند که منتج به تغییر وضعیت و بهبودی شرایطه زنان گردد. یک دهه است نظام سیاسی کشور بر معیار اصول و ارزشهای دموکرتیک عیار گردیده است و چندین دور انتخابات برای گزینش نمایندگان مردم در پارلمان و ریاست جمهوری برگزار گردیده است. در تمامی انتخاباتها، زنان به گونهی چشمگیری شرکت نمودهاند و برگههای رایدهیشان را استفاده نمودهاند. اما به تناسب شرکت گستردهیشان در انتخابات، به خاطر فقدان آگاهی و سطح پایین سواد، رای زنان به گونههای مختلف، منافی به نیازها و خواستشان توسط مردان خنثا شده است. حال آنکه زنان به عنوان اکثریت غالب شرکت کننده در روند انتخابات، در صورتی که سطح تشخیص و خودآگاهیشان بالا باشد و فعالان مدنی مدافع حقوق زنان برنامههای آگاهیدهی را برای بلند بردن شعور سیاسی زنان انجام دهند، میتوانند رای و سهمگیری خویش را در انتخابات، آگاهانه اعمال کنند. این امر میتواند نقش زنان را در انتخابات از حالت بیتأثیر بودن در جهت بهبود وضعیت و شرایط زندگیشان تغییر دهد.
انتخابات برای زنان افغانستان فرصت گرانبهایی است که میبایستی زنان فعال کشور برای خواستهای سیاسی و تغییر وضعیت عمومی زنان و اشتراکشان در تصمیمگیریهای کلان سیاسی، بهره برند. آنگونه که دیده میشود، با توجه به اینکه نقش زنان به عنوان رای دهنده در انتخابات گسترده و چشمگیر میباشد، اما زنان فعال و مدافع خواستهای اجتماعی و سیاسی زنان، اهمیت نقش برازنده و فعال زنان را در نتیجهی انتخابات درنیافتهاند. در گیرودارهای رقابتهای سیاسی، یک موضع مشخص آگاهانه که دال بر تشخیص زیرکانهیشان باشد و نشان دهد که در جهت اقتدار اجتماعی زنان اتخاذ گردیده و نسبت به سرنوشت آیندهی زنان سنجشی صورت گرفته است، دیده نمیشود. حال آنکه زمینههایی وجود دارند که زنان نخبه میتوانند با همآهنگی و موضعگیری مشترکشان، خواستهای انسانی و اجتماعی زنان را در محور مطالبات تغییر وضعیت زنان و تقویهی اقتدار سیاسی زنان مطرح کنند و توجه رهبران سیاسی و تیمهای انتخاباتی را در خصوص توجه به مسایل زنان تمرکز دهند.
رای زنان چگونه اعمال میشود؟
زنان نسبت به مردان سهمگیریشان در رایدهی بیشتر است؛ زیرا زنان به خاطر هنجارهای فرهنگی و اجتماعی جامعهی افغانستان، اکثرا در خانه، مصروف امور منزل هستند و به خاطر محدویتهای ناشی از ساختار نابرابر جنسیتی در جامعهی افغانستان، به زنان اجازه داده نمیشود که برای آموزش و کار به بیرون از خانه بروند. این امر باعث شده است که زنان بیشتر در امور خانه و پرورش فرزندان مصروف باشند که از این جهت، در مقایسه با مردان، بیشتر در متن جامعه حضور دارند. از این نظر، شرکتشان در رایدهی به گونهی چشمگیر در شهرها و جاهایی که محدویتهای فرهنگی و حساسیتهای سنتی کم باشند، بیشتر میباشد. مردان به خاطر مسایل سیاسی در روز برگزاری انتخابات زنان را بیشتر تشویق میکنند که بهپای صندوقهای رایدهی بروند. اما به خاطر عواملی چون سطح پایین سواد زنان و ذهنیت تبعیت از مردان، رای زنان بدون خواست آگاهانهیشان، تحت تأثیر خواست مردان خانواده به صندونهای انتخاباتی ریخته میشوند. در جاهایی که به نحوی حساسیتهای سنتی در قبال زنان وجود دارند، مردان با استفاده از کارت رایدهی زنانشان، رای زنان را به صورت نیابتی به صندوقهای انتخاباتی میریزند. به این صورت، از رای زنان به خواست سیاسی مردان استفاده صورت میگیرد. در نتیجه، از شرکت گستردهی زنان در انتخابات، به گونهی چشمگیر سوء استفاده میشود. دیده شده است که در مواردی، زنان رایشان را به آدرس کسانی استفاده نمودهاند که اندیشه و برنامههایشان خلاف خواستهای انسانی و سیاسی زنان بوده است. به این صورت، شرکت و رای زنان در انتخاباتهای افغانستان به خاطر گستردگی و زیادیشان تأثیر مهمی بر نتیجهی انتخابات و پیروزی نامزدان انتخابات دارد؛ اما به علت سطح پایین آگاهی زنان، از آن در جهت توجه به نیازها و خواستهای اجتماعی، فرهنگی و سیاسی زنان استفاده نمیشود. به همین علت است در مبارزات انتخاباتی نامزدان و تیمهای انتخاباتی سخن و برنامهای در خصوص مسایل زنان را در محور برنامههای انتخاباتیشان تاکنون جدی نگرفتهاند. به این صورت، رای و نقش زنان در انتخابات منتج به تغییر وضعیت و موقف سیاسی زنان در جامعه نشده است.
عوامل خنثا بودن رای و نقش زنان در انتخابات
آنچه در بالا تذکر داده شد، این موضوع بود که با توجه به کثرت جمعیت زنان و شرکت گستردهیشان در روز رایدهی، انتخابات بنا به دلایلی، با توجه به حضور گستردهی زنان در انتخابات، رایشان برای تغییر وضعیت زیستی، فرهنگی، اجتماعی و سیاسی زنان تأثیر قابل ملاحظهای ندارد. عوامل زیر در خنثا بودن رای و نقش زنان در انتخابات نقش دارند.
الفـ حاکمیت نظام مردسالار: جامعهی افغانستان یک جامعهی بستهی سنتی است. ساختار اجتماعی در این جامعه، طبقاتی میباشد. به نقش زنان و افراد طبقهی پایین جامعه در امور رهبری و تصمیمگیریهای اجتماعی، اهمیت داده نمیشود. بسیاری از خانوادههای افغانی نسبت به حضور زنان در جامعه دیدگاه منفی دارند. به همین خاطر، به زنان فرصت تحصیل و آموزش کمتر داده میشود و در مسایل تصمیمگیریهای کلان خانواده، سهم زنان اندک و حاشیهای میباشد. به همین دلیل، بینش اجتماعی و سیاسی زنان در جامعهی افغانستان ضعیف مانده و پرورده نشده است و از طرفی، به خاطر محدویتهای خانوادگی و فرهنگی، حق شرکت در انتخابات برایشان داده نمیشود. از طرف دیگر، زنان مجبورند هرچه که مردان خانواده تشخیص دهند، در انتخابات مطابق آن رایشان را استعمال کنند. به همین علت، رای زنان بیشتر خلاف خواستهایشان در انتخابات اعمال میشود.
بـ نبود انگیزهی آگاهیدهی برای دفاع از نیازهای زنان: تمامی زنان و مردانی که شعار دفاع از حقوق برابر شهروندی میدهند، در جامعهی افغانستان به این نکته کمتر توجه دارند که آگاهیدهی لازم برای زدودن ذهنیتهای بدبینانه، ارزشها و هنجارهای نامعقولی را که شخصیت انسانی زن را بد معرفی میکنند، در جامعه مطرح نمیسازند. حال آنکه لازم است، برای اینکه یک جامعهی انسانمدار شکل گیرد، در مورد تمامی نارساییها، حساس بود. این موضوع بیشتر از مردان، دامنگیر زنان نخبه و روشنگر جامعه میباشد. تاکنون در این زمینه برای رشد توانمندی و تشخیص زنان جامعه کاری را انجام ندادهاند و به صورت انفرادی و بدون ذهنیت حسابگرانه، برای دفاع از حقوق زنان شعار میدهند.
راهحل و رویکرد معقول
حرف اساسی در این مورد این است که نهادهای مدافع حقوق زنان و روشنگری در جامعه در خصوص طرح مشکلات زنان و به حاشیه کشاندن نقش زنان در مسایل اجتماعی و بهخصوص انتخابات، حساس باشند. لازم است برنامههای آگاهیدهی را برای زنان داشته باشند تا از طرفی زنان اهمیت سهمگیریشان را در روند انتخابات خوب تشخیص دهند و از جانب دیگر، ناهنجاریهایی را که باعث میشوند از رای زنان سوء استفاده شود، معرفی کرده و با ارگانهای مسئول انتخابات مطرح سازند که نگذارند از رای زنان از طرف مردان بهرهبرداری نادرست صورت گیرد.
برای تمامی مردان جامعه لازم است که زنانشان را بگذارند که در گام نخست در انتخابات شرکت نمایند و در گام بعدی، از بهکار بردن رای زنان به خواست خودشان اجتناب کنند و بگذارند که زنان با تشخیص خودشان در انتخابات شرکت کنند.
همچنین برای تمامی زنان مدافع حقوق زن لازم است که به طور هماهنگ برای تقویهی جنبش زنان کار کنند و با باز کردن آدرس مشخصی برای زنان، میتوانند نقش آنها را در مسایل رهبری جامعه، بازسازی و نهادینه سازند.

Pretty! This has been an incredibly wonderful post.
Thanks for providing these details.