تا چه زمان در افغانستان بمانیم؟

اطلاعات روز

منبع: فارین پالیسی

نویسنده: پراکهار شرما

برگردان: حمید مهدوی

دور دومِ دومین انتخابات ریاست جمهوریِ دموکراتیک افغانستان در حالی برگزار می‌شود که نوع جدیدی از عقل متعارف در غرب در حال شکل‌گیری است. این، به بدبینی‌ای روزافزون نسبت به مداخله‌ی نظامی به رهبری امریکا در افغانستان ارتباط دارد. مخالفان ادعا می‌کنند که اگر نتیجه‌ی کلی این مداخله، یک دولت فاسد، غیرمؤثر و غارت‌گر باشد، این جنگ ارزش از دست دادن هزاران نفر و هزینه کردنِ میلیاردها دالرِ مالیه دهند‌‌گان را نداشته است. این درست است که افغانستانِ امروز از افغانستانی که جامعه‌ی جهانی انتظار آن را داشت، بسیار فاصله دارد. با این وجود، ساده‌لوحانه است اگر حضور جامعه‌ی جهانی در افغانستان را بی‌ارزش و یک اقدام امپریالیستی و استعماری بخوانیم.

واقعیت کاملا برعکس است. افغانستان یک جنگ نیست، یک کشور است. افغانستان فقط امروز مهم نیست، بل‌که این کشور یک مدت زمان طولانی در آینده نیز کانون آگاهی جمعی جامعه‌ی بین‌المللی خواهد بود. پیش‌رفت در افغانستان بر دیگر اقدامات جهانی‌، که به منظور دولت‌سازی در زمینه‌های مختلف روی دست گرفته شده‌اند، تأثیر خواهد گذاشت. افغانستان تصویر گویایِ انتخاب‌های ما برای بقا در برابر دشمنان ایدیولوژیک دایمی‌مان است: افراط‌گرایی خشونت‌آمیز، تررویزم و تمامیت‌خواهی. این سه بحث نشان می‌دهند که چرا افغانستان مهم است و مهم خواهد بود.

نخست این‌که، افغانستان برجسته‌ترین تجربه‌ی اراده‌ی جمعی جامعه‌ی جهانی در امور بین‌المللی معاصر است. افغانستان تجسم آرمان‌های جهانی برای جهان پایدار است، آرمان‌هایی که شعور آن را دیکته کرده و براساس اصول دموکراتیک مشترک شکل گرفته‌اند. در میان دیگر مواردِ معاصرِ مشارکت بین‌المللی‌ای که به حمایت از دولت‌سازی شکل گرفته‌اند، افغانستان موردِ متفاوت‌تر است. مدت زمان طولانیِ درگیری در افغانستان و اندازه‌ی مشارکت دولت‌های ملی و هم‌چنین تعداد بازی‌گران فراملیِ متعهد به آن، افغانستان را به یک مورد منحصر به‌فرد مبدل ساخته است.

حضور جامعه‌ی جهانی در افغانستان که نقطه‌ی آغاز آن هفتم ماه اکتوبر سال 2001 بود، تقریبا دوازده سال و هفت ماه به درازا کشیده است. برعکس، جنگ در عراق هشت سال و نه ماه زمان در برگرفت. در جریان حضور جامعه‌ی جهانی در افغانستان، به‌ویژه بعد از سال 2009، این کشور به دریافت کننده‌ی عمده‌ی کمک‌های بین‌المللی و به میزبان بزرگ‌ترین نیروی حافظ صلحِ بین‌المللیِ تحت قیادتِ سازمان ملل متحد تبدیل شد و نیروهای چهل و هشت کشور در مأموریت افغانستان سهم گرفتند. در سال 2005، حدود 2400 سازمان غیردولتی موازی با دولت افغانستان، نیروهای حافظ صلح بین‌المللی و سازمان ملل متحد در افغانستان فعالیت داشتند. این یک مشارکت تاریخی است و اهمیت آن نمی‌تواند اغراق‌آمیز باشد. نتایج موفقیت یا شکست در افغانستان به خودی خود نه تنها به اعتبار مداخلات بین‌المللی صدمه خواهد زد، بل‌که مشروعیت بازی‌گران خارجی‌ای که به دنبال تسهیل دولت‌سازی در کشورهای رو به توسعه اند، نیز از صدمات آن در امان نخواهد ماند.

دوم این‌که، منتقدان اشاره می‌کنند که دموکراسی در افغانستان کارگر واقع نخواهد شد، به دلیل این‌که مردم افغانستان بی‌سواد اند و به یک حکومت دینی گردن خواهند نهاد. اگر یکی از این‌ها درست باشد، در نظر داشته باشید که بیش از هفت میلیون ‌تن از مردم افغانستان، تقریبا 60 درصد کسانی‌ که واجد شرایط رای‌دهی‌ اند، در انتخابات 5 ماه آپریل شرکت کردند تا رییس جمهور آینده‌ی‌شان را برگزینند. مردم افغانستان با این کارشان با «نَه‌گویان» مخالفت کردند، با توهماتِ مبنی بر دموکراسی‌ِای جاگزین روبه‌رو شدند و در برابر خشونت، تهدید و ارعاب طالبان دلیرانه ایستادند. این دست‌آوردی است که جای تجلیل دارد، نه بدبینی.

مردم افغانستان ‌عزم‌شان را مشخص ساختند که مبارزه را ترک نکنند و روند دموکراتیک را نسبت به جاگزینِ استبدادی آن ترجیح دادند. خواه حمایت مردم افغانستان از دموکراسی دلیل ایدیولوژیک‌، سنتی یا حس مشترک داشته باشد، تقویت و نهادینه ساختنِ چنین حمایتی به نفع ما است.

سوم این‌که، تعریف حضورِ به رهبری امریکا در افغانستان یا ارزیابی خدمات آن، مستلزم چیزی بیش از نگریستنِ صرف به کفایت و کارایی حکومت افغانستان و فعالیت جامعه‌ی جهانی در آن‌جا است. مسایل اساسی‌تر در خطر ‌اند. دید ما نسبت به تمدن، نظم و ارزش‌هایی که از دو مهم‌تر اند، در محراق حضور ما در افغانستان قرار دارند. اگر جهانِ دموکراتیک‌تر، بازتر، امن‌تر، با‌ثبات‌تر، شکیبا‌تر، کثرت‌گراتر و یک پارچه می‌خواهیم، پس حضور ما در افغانستان نمایان‌گر انتخاب و تعهد از جانب ما است. این، مردم افغانستان را قادر می‌سازد تا ویژه‌گی‌های دولت افغانستان، تعریف آن‌ از شهروند‌ و ایده‌ی آن از پیش‌رفت را تعریف کنند.

تغییرات سیاسی‌ای گسترده به‌ندرت قابل پیش‌بینی اند. ما قادر به پیش‌بینیِ تغییرات سیاسی نخواهیم بود. با این حال، این به نفع ما و به نفع مردم افغانستان است که از موفقیت این همکاری اطمینان حاصل کنیم. دوستان افغانی موافق خواهند بود که در جریان دوازده سال گذشته، جامعه‌ی جهانی می‌توانست بیش‌تر و بهتر کار کند. برای شروع، ما می‌توانستیم در جلسه‌ی بُن، سلسله‌ موافقت‌هایی که به برقراری دولت موقت افغانستان در سال 2001 منجر شد، از شکل‌گیری جناح‌های منطقه‌ای و داخلی جلوگیری کنیم.

بدون تردید، اگر ما حمایت ارتش پاکستان از شورشی‌ها را در دستور کار خود قرار می‌دادیم، امروز افغانستانِ با‌ثبات‌تری می‌داشتیم. احتمالا می‌توانستیم از متمرکز‌سازی بیش از حد فعالیت حکومت افغانستان جلوگیری کنیم. اگر ما قبل از سال 2003 دیدِ «امنیت به عنوان یک کالای همگانی» را گسترش می‌دادیم، امروزه افغانستانِ بهتری می‌داشتیم.  ما هم‌چنین می‌توانستیم پول‌های کمکی را مؤثرتر‌ سرمایه‌گذاری کنیم و به فساد در قراردادها و هم‌چنین در حکومت افغانستان رسیدگی کنیم.

درک، نعمتی است که به ما فرصت می‌دهد، ‌امروزه به این کاستی‌ها، فرصت‌های از دست رفته و پیامد‌های خواسته و ناخواسته‌ی حضور ما در افغانستان بیاندیشیم. وضعیت در حال حاضر، 2014، بد نیست. وضعیت بی‌نهایت بدتر می‌بود، اگر زنان افغانستان به چنگ طالبان می‌افتادند و به اشیای محض تبدیل می‌شدند، یا اگر برای جلوگیری از ناقص ساختن پیکره‌ی اجتماعی و روانی جامعه‌ی افغانستان‌ توسط حکومت مطلقه‌ی مذهبی طالبان، تلاش می‌کردیم. یا بدتر از آن، برای جلوگیری از نقض آشکار حقوق اساسی بشر و ظلم و ستم در حق اقلیت‌ها تلاش می‌کردیم. به همین ترتیب، وضعیت به‌مراتب بدتر می‌بود، اگر ما برای جلوگیری از به گروگان رفتن کل جامعه‌ی افغانستان به‌دست خرافات و ساده‌لوحی به‌جای عقل تلاش می‌کردیم.

این دست‌آورد کوچکی نیست که ما حکومت افغانستان را دوباره شکل دادیم و شهروندانش را از مالکیت فردی رژیم وحشی نجات دادیم. حضور ما در افغانستان زمینه‌ای را برای ما و مردم افغانستان ایجاد کرده است که به صورت مداوم با ایدیولوژی‌های سخت‌گیر مبارزه کنیم، ایدیولوژی‌ای که با دید جهانی هم‌خوانی ندارد. مردم افغانستان اطمینان‌شان نسبت به انتقال دموکراتیک قدرت را بازیافته‌اند تا به چالش‌هایی رسیدگی کنند که دعوت‌گر همه‌چیز اند، جز دموکراسی.

رد این پیش‌رفت، بی‌حرمتی آشکار به احساس و درک مدرن است. جنگِ به رهبری امریکا در افغانستان، جنگی علیه امپریالیسم و استعمار است، نه برای آن. تنها انتقادی که شایسته‌ی فعالیت جامعه‌ی جهانی در افغانستان است، تردید در همکاری است. این همکاری در آینده وجود داشته باشد یا نداشته باشد، چالش‌هایی که جامعه‌ی جهانی را در افغانستان دور هم آورده‌اند، تا حل شدن فاصله‌ی زیادی دارند.

بنابراین، پاسخ مناسب پرسش «تا چه زمان در افغانستان بمانیم؟» این است که «جامعه‌ی جهانی به رهبری امریکا تا چه زمان آمادگی ماندن در افغانستان را دارد؟»‌ زمانی ‌که مردم افغانستان در 14 ماه جون، در دور دوم انتخابات ریاست جمهوری، به‌پای صندوق‌های رای‌دهی می‌روند تا مسیر آینده‌ی‌شان را انتخاب کنند، ما باید به فکر پاسخ خردمندانه برای این پرسش باشیم.

از روزنامه‌نگاری مستقل حمایت کنید

محدودیت‌های گسترده بر رسانه‌ها و فضای عمومی در افغانستان، دسترسی شهروندان به اطلاعات مستقل را محدود کرده است. در چنین شرایطی، «اطلاعات روز» متعهدانه و مستقل به کار خود ادامه می‌دهد تا حقیقت قربانی خاموشی و فراموشی نشود.

ما وابسته به هیچ قدرتی نیستیم و تنها برای مردم می‌نویسیم.

مأموریت ما افشای فساد، بازتاب صدای سرکوب‌شدگان، تقویت پاسخگویی صاحبان قدرت، و پشتیبانی از چشم‌اندازی است که در آن همه شهروندان افغانستان از حقوق و آزادی‌های برابر برخوردار باشند و در صلح زندگی کنند.

خبرنگاران ما در شرایط دشوار و گاه خطرناک فعالیت می‌کنند تا گزارش‌های دقیق، منصفانه و مبتنی بر واقعیت منتشر شود و روایت‌های مردم به حاشیه رانده نشود. تداوم این کار، به حمایت مخاطبان و حامیان مستقل وابسته است.

هر کمک، فارغ از میزان آن، به ادامه روزنامه‌نگاری مستقل کمک می‌کند. اگر امکان کمک مالی ندارید، همرسانی این درخواست و تشویق دیگران به حمایت نیز سهمی مهم در تقویت این مسیر دارد.

در کنار حقیقت بایستید
از اطلاعات روز حمایت کنید

برای حمایت اینجا کلیک کنید
با دیگران به‌‌ اشتراک بگذارید
بدون دیدگاه