روزنوشت قرنطینه

اطلاعات روز

فرشته عباسی

امروز دقیقا بیست‌ویکمین روز است که از خواب بیدار می‌شوم و می‌دانم قرار نیست جایی بروم و یا سر کلاسی دیر برسم. با خیال راحت و بدون عجله به آشپزخانه می‌روم، یک فنجان قهوه دم می‌کنم، کنار پنجره می‌ایستم و همین طوری که دارم قهوه‌ام را سر می‌کشم، به این بیست‌ویک روز فکر می‌کنم.  

حدود دوونیم ماه قبل جهان برای اولین‌بار با ویروسی آشنا شد که گمان اغلب بر این  است این ویروس از حیوان به انسان منتقل شده است. مرکز نشر این ویروس نیز شهر ووهان چین است. شیوع و سرایت این ویروس به‌شدت سریع است. تا جایی که نه‌تنها شهر ووهان را بلافاصله به یک شهر در قرنطینه عمومی تبدیل کرد، بلکه حتا کیلومترها دورتر دروازه‌های دانشگاه‌ها، رستوران‌ها، بارها و تمام مکان‌های تفریحی و آموزشی را بست. سازمان جهانی صحت ویروس کرونا (کووید 19) را یک بیماری همه‌گیر جهانی معرفی کرد. در عرض دو ماه بیش‌تر کشورهای کوچک و بزرگ دوره‌های مختلف قرنطینه‌ی عمومی را تجربه کردند.

قرنطینه چیست؟

درین دوره معمولا تردد افراد محدود می‌شود. هیچ کسی مگر برای کار ضروری بیرون نمی‌آید و بیش‌تر کارمندان هم دیگر به محل کار نمی‌روند و از خانه کار می‌کنند. تمام مکان‌های عمومی تعطیل و به همه توصیه می‌شود تا در خانه‌های‌شان بمانند.

روزهای در قرنطین روزهای جالبی است. تجربه قرنطینه مرا بیش‌تر یاد رمان «صد سال تنهایی» شاهکار نویسنده کلمبیایی، گابریل گارسیا مارکز می‌اندازد. در آن‌جا اهالی دهکده «ماکوندو» به بیماری فراموشی دچار می‌شوند و کم‌کم همه چیز فراموش‌شان می‌شود. این بیماری همه‌‌گیر است و مردم حتا خاطرات‌شان را از دست می‌دهند. زندگی دیگر روال عادی قبل از شایع‌شدن آن بیماری را ندارد و مردم حتا برای داشتن نام‌های اشیای عادی مانند قوطی‌های ادویه‌جات آشپزخانه نیز مجبورند برچسب نام بچسبانند. این روزها به این فکر می‌کنم که چقدر زمان نیاز است تا ما اهالی دهکده جهان 2020 نیز به زندگی قبل از این ویروس برگردیم. آیا ممکن است آهسته آهسته ما هم روال قبل از این ویروس را فراموش کنیم؟

این روزها زندگی عادی همه به‌نحوی مختل شده، انگار چوب گذاشته‌اند لای چرخ دنیا. روند زندگی  به‌شکل وصف‌ناپذیری کند شده و انگار بخش عظیمی از عنصر سرعت رخت و بساطش را از زندگی‌های ما جمع کرده است. شرکت‌های بزرگ جهانی کار و بارشان تعطیل شده و حتا المپیک 2020 نیز لغو شده است.

بین همه‌ی این آشفتگی‌ها، هر صبح وقتی از خواب بیدار می‌شوم معمولا از مادرم پیامی دارم که پرسیده آیا در خانه به اندازه کافی غذا دارم؟ یا ویدیویی فرستاده که خودش در حال آشپزی کردن است و به من آموزش می‌دهد فلان شیرینی یا غذا را چطوری بپزم. ظاهرا این روزها کانون خانواده‌ها گرم‌تر است و از شتاب زندگی کاسته شده.

به هر حال ما نسل متفاوتی هستیم. از آمدن تلویزیون به خانه‌ها تا سرعت بی‌نظیر تکنولوژی در یک قرن اخیر را تجربه کرده‌ایم. این وسط فقط همی یکی را کم داشته: تجربه قرنطینه به ‌موجب‌ یک پاندمی!

به این فکر کرده‌اید اگر قرنطینه تمام شود چه کار می‌کنید؟ من که حتما کوله‌پشتی‌ام را برمی‌دارم و سفر می‌کنم.

***

زندگی در دوره‌ی کرونا؛ باهم این دوره را بنویسیم

در سال 1900 در کابل وبا آمد. مرض واگیر و مهلکی که هر چند سال یکبار می‌آمد و هر بار، طی سه-چهار ماهی که دوام می‌کرد، جان آدم‌های بسیاری را در شهر می‌گرفت. دلیل اصلی شیوع مکرر مرض هم آب رودخانه‌ی کابل بود که مردم از آن هم در شست‌وشو استفاده می‌کردند و هم در پخت‌وپز.
ما این حادثه را می‌دانیم به‌دلیل این‌که فرنک مارتین، کارمند انگلیسی دولت، تمام این‌ها را دید و بعد در کتاب خاطرات خود نوشت. ساکنان کابل اما هیچ سند مکتوبی از وحشت وبا در آن سال‌ها از خود بر جای نگذاشته‌اند. چه بسا فجایعی که در تاریخ ما اتفاق افتاده و امروز یا ما آن‌ها را به یاد نداریم و یا وارونه به یاد داریم.
در این روزها که ویروس کرونا دنیا را درنوردیده و به یک بلای عالم‌گیر بدل شده است، برخی مورخان پیشنهاد کرده‌اند که مردم تجربیات شخصی‌شان را ثبت کنند تا سندی باشد برای آیندگان.
ما در حال زندگی‌کردن یک لحظه‌ی مهم تاریخی هستیم و مشاهدات شخصی ما سند باارزشی برای فهم این لحظه در آینده خواهد بود.
ثبت مشاهدات شخصی به‌خصوص در افغانستان مهم است؛ جایی که هم ملت نانویسا است و هم دولت. به همین دلیل، آیندگان ما درباره‌ی حوادث این روزها به معلوماتی که توسط شاهدان عینی ثبت شده باشد، دسترسی محدود خواهند داشت؛ درست همان‌طور که امروز ما به سختی می‌توانیم معلومات قابل اعتمادی درباره‌ی حوادث بزرگ قرون گذشته پیدا کنیم.
بی‌گمان، روزنامه‌ها به مثابه تاریخ مکتوب یکی از گزینه‌های اصلی و بی‌بدیل برای ثبت این تجربه‌ها است. بنابراین از شما مخاطبان گرامی دعوت می‌کنیم از تجربه‌‌های شخصی خود، از تغییرات و تأثیراتی که این بیماری همه‌گیر در زندگی شخصی و کاری، خانوادگی و اجتماعی‌تان آورده، از بیم‌ها و امیدها و از سختی‌ها و نگرانی‌های که با آن درگیرید و از آنچه در اطراف و محل زندگی‌تان می‌بینید، از طریق ما برای آیندگان روایت کنید.
روزنامه اطلاعات روز یادداشت‌ها، تجربه‌ها، چشم‌دیدها و روایت‌های شما را منتشر می‌کند.
[email protected]

+++

«کمپین همدلی: کرایه خانه قانونا نصف شود» در روزهای دشواری که همه درگیر ویروس کرونا یا COVID-19 هستیم، برای گسترش همدلی، همکاری و همدردی میان مردم و به‌ویژه میان مالک و مستأجر راه‌اندازی شده است. در این کمپین از مالکان خانه‌های مسکونی می‌خواهیم که با همدلی و همیاری، از ماه حمل تا پایان وضعیت کنونی، کرایه ماهوار را کم کنند. حامیان این کمپین درحالی‌که می‌دانند شماری از مالکان پیش از این اقدامات انسانی و درخور ستایش انجام داده‌اند، تأکید می‌کنند که کرایه‌های ماهوار خانه‌ها حداقل نصف شود. برای امضای این دادخواست به این آدرس رفته پس از امضا آن‌را با دوستان خود شریک سازید:

https://daadkhah.org/petition/hamdeli-campaign-afghanistan-covid-19-by-etrooz/?fbclid=IwAR2H-WMltT1Kg7–aFbDhDIe-UqTfAIFFLNzFyTfqJiuawVqKW4e8CtDso8

از روزنامه‌نگاری مستقل حمایت کنید

محدودیت‌های گسترده بر رسانه‌ها و فضای عمومی در افغانستان، دسترسی شهروندان به اطلاعات مستقل را محدود کرده است. در چنین شرایطی، «اطلاعات روز» متعهدانه و مستقل به کار خود ادامه می‌دهد تا حقیقت قربانی خاموشی و فراموشی نشود.

ما وابسته به هیچ قدرتی نیستیم و تنها برای مردم می‌نویسیم.

مأموریت ما افشای فساد، بازتاب صدای سرکوب‌شدگان، تقویت پاسخگویی صاحبان قدرت، و پشتیبانی از چشم‌اندازی است که در آن همه شهروندان افغانستان از حقوق و آزادی‌های برابر برخوردار باشند و در صلح زندگی کنند.

خبرنگاران ما در شرایط دشوار و گاه خطرناک فعالیت می‌کنند تا گزارش‌های دقیق، منصفانه و مبتنی بر واقعیت منتشر شود و روایت‌های مردم به حاشیه رانده نشود. تداوم این کار، به حمایت مخاطبان و حامیان مستقل وابسته است.

هر کمک، فارغ از میزان آن، به ادامه روزنامه‌نگاری مستقل کمک می‌کند. اگر امکان کمک مالی ندارید، همرسانی این درخواست و تشویق دیگران به حمایت نیز سهمی مهم در تقویت این مسیر دارد.

در کنار حقیقت بایستید
از اطلاعات روز حمایت کنید

برای حمایت اینجا کلیک کنید
با دیگران به‌‌ اشتراک بگذارید
بدون دیدگاه