در مواجه با کرونا، پزشک‌ها به چه فکر می‌کنند؟

اطلاعات روز

فایضه فایض

این‌روزها جهان با تب و لرزه، با شوک و پریشانی و انزوای خانگی روبه‌روست. جهانی که در هر دقیقه ده‌ها هواپیما پرواز می‌کرد و هزاران چرخ از دستگاه‌های تولیدی به چرخش در‌می‌آمد، حالا اما سکوت و خلوت دنیا را به‌آغوش کشیده‌ و تلنگر ترس گلوی بشر را می‌فشارد؛ بشری که به دانش و دانایی خود فخرفروشی می‌کرد.

در این وضعیت، پزشکان در چه حال است؟ وقتی چپن سفید خود را بامدادان به شانه می‌اندازم و راهی شفاخانه می‌شوم، به چه فکر می‌کنم؟ پزشک باشی و بحران ویروس چون آتش‌فشانی در حال بلعیدن جهان، به چه فکر می‌کنی؟ و با چه انگیزه‌ای در صف نبرد قرار می‌گیری؟

این‌روزها که آدم‌ها در چهار گوشه‌ی هستی چشم به سربازان سفیدپوش دوخته‌اند، رسالت تاریخی ما چیست و چگونه فاتح جنگ ویروس با انسان شویم؟ جنگی که موشک و گلوله نمی‌شناسد.

من به این فکر نمی‌کنم که اقتصاد جهان چقدر آسیب خواهد دید، چند شرکت غول‌پیکر اقتصادی تعطیل خواهد شد، به این فکر می‌کنم که مدیریت بحران که در دست پزشکان است، پیام امید و زندگی را چگونه در گوش جهان طنین‌انداز کنیم و یأس و نومیدی را به حداقل برسانیم. عصر کرونا، عصر آزمون جامعه پزشکان نیز است که چقدر صبوری می‌کنند، چقدر گرسنگی و کار مرگ‌آلود را تاب می‌آورند. این آزمون پنجه در پنجه‌ی مرگ گذاشتن است. این‌جاست که وقتی چپن سفید خود را صبح‌ها به شانه می‌اندازم و راهی شفاخانه می‌شوم به این فکر می‌کنم که چگونه کرونا را شکست دهیم. جز شکست این ویروس خطرناک به چیز دیگری نمی‌توانم فکر کنم، ما اگر خود را وقف این مبارزه دشوار تاریخی نکنیم، شکست می‌خوریم.

کار من جنگ با ویروسی است که نمی‌توانم او را با چشم ببینم. در این جنگ خلاف سربازان تفنگ به‌دست، نمی‌توانم دشمنم را ببینم و این نقطه‌ی تاریک و دشوار حرفه‌ی من است. ذکاوت و استعداد بلند برای پزشک‌شدن کافی نیست، تعهد، شهامت فکری و صبوری از الزامات این حرفه است. وقتی در راه‌روهای شفاخانه دست و پاهایت سست می‌شوند و چشمانت را تاریکی می‌گیرد و می‌افتی، اگر اهل تعهد و صبوری نباشی کم‌ می‌آوری و دوباره به ‌صف مبارزه برنمی‌گردی.

روزی که کرونا شکست بخورد، حجم شادی و خوشحالی من را فقط یک هم‌مسلک‌ خودم می‌فهمد؛ کسی که شب‌ها با نگرانی و ترس به ‌خواب می‌رود و بامدادان بی‌هیچ تردیدی چپن خود را به‌شانه می‌اندازد و درصف مبارزه قرار می‌گیرد.

روزی که کرونا زمین‌گیر شود که آن روز آمدنی‌ست، جهان نفس تازه خواهد کرد و ما این همه بوسه و بغل را که پس‌انداز کرده‌ایم از سر خواهیم گرفت. روزی که آدم‌ها به سرکار خود بر می‌گردند، ما به خانه برمی‌گردیم تا بچه‌های خود را بغل کنیم و دست پدر و مادر را ببوسیم و با اشک شادی از روزها و لحظات ترس‌آلود خداحافظی کنیم.

***

زندگی در دوره‌ی کرونا؛ باهم این دوره را بنویسیم

در سال 1900 در کابل وبا آمد. مرض واگیر و مهلکی که هر چند سال یکبار می‌آمد و هر بار، طی سه-چهار ماهی که دوام می‌کرد، جان آدم‌های بسیاری را در شهر می‌گرفت. دلیل اصلی شیوع مکرر مرض هم آب رودخانه‌ی کابل بود که مردم از آن هم در شست‌وشو استفاده می‌کردند و هم در پخت‌وپز.
ما این حادثه را می‌دانیم به‌دلیل این‌که فرنک مارتین، کارمند انگلیسی دولت، تمام این‌ها را دید و بعد در کتاب خاطرات خود نوشت. ساکنان کابل اما هیچ سند مکتوبی از وحشت وبا در آن سال‌ها از خود بر جای نگذاشته‌اند. چه بسا فجایعی که در تاریخ ما اتفاق افتاده و امروز یا ما آن‌ها را به یاد نداریم و یا وارونه به یاد داریم.
در این روزها که ویروس کرونا دنیا را درنوردیده و به یک بلای عالم‌گیر بدل شده است، برخی مورخان پیشنهاد کرده‌اند که مردم تجربیات شخصی‌شان را ثبت کنند تا سندی باشد برای آیندگان.
ما در حال زندگی‌کردن یک لحظه‌ی مهم تاریخی هستیم و مشاهدات شخصی ما سند باارزشی برای فهم این لحظه در آینده خواهد بود.
ثبت مشاهدات شخصی به‌خصوص در افغانستان مهم است؛ جایی که هم ملت نانویسا است و هم دولت. به همین دلیل، آیندگان ما درباره‌ی حوادث این روزها به معلوماتی که توسط شاهدان عینی ثبت شده باشد، دسترسی محدود خواهند داشت؛ درست همان‌طور که امروز ما به سختی می‌توانیم معلومات قابل اعتمادی درباره‌ی حوادث بزرگ قرون گذشته پیدا کنیم.
بی‌گمان، روزنامه‌ها به مثابه تاریخ مکتوب یکی از گزینه‌های اصلی و بی‌بدیل برای ثبت این تجربه‌ها است. بنابراین از شما مخاطبان گرامی دعوت می‌کنیم از تجربه‌‌های شخصی خود، از تغییرات و تأثیراتی که این بیماری همه‌گیر در زندگی شخصی و کاری، خانوادگی و اجتماعی‌تان آورده، از بیم‌ها و امیدها و از سختی‌ها و نگرانی‌های که با آن درگیرید و از آنچه در اطراف و محل زندگی‌تان می‌بینید، از طریق ما برای آیندگان روایت کنید.
روزنامه اطلاعات روز یادداشت‌ها، تجربه‌ها، چشم‌دیدها و روایت‌های شما را منتشر می‌کند.
[email protected]

+++

«کمپین همدلی: کرایه خانه قانونا نصف شود» در روزهای دشواری که همه درگیر ویروس کرونا یا COVID-19 هستیم، برای گسترش همدلی، همکاری و همدردی میان مردم و به‌ویژه میان مالک و مستأجر راه‌اندازی شده است. در این کمپین از مالکان خانه‌های مسکونی می‌خواهیم که با همدلی و همیاری، از ماه حمل تا پایان وضعیت کنونی، کرایه ماهوار را کم کنند. حامیان این کمپین درحالی‌که می‌دانند شماری از مالکان پیش از این اقدامات انسانی و درخور ستایش انجام داده‌اند، تأکید می‌کنند که کرایه‌های ماهوار خانه‌ها حداقل نصف شود. برای امضای این دادخواست به این آدرس رفته پس از امضا آن‌را با دوستان خود شریک سازید:

https://daadkhah.org/petition/hamdeli-campaign-afghanistan-covid-19-by-etrooz/?fbclid=IwAR2H-WMltT1Kg7–aFbDhDIe-UqTfAIFFLNzFyTfqJiuawVqKW4e8CtDso8

از روزنامه‌نگاری مستقل حمایت کنید

محدودیت‌های گسترده بر رسانه‌ها و فضای عمومی در افغانستان، دسترسی شهروندان به اطلاعات مستقل را محدود کرده است. در چنین شرایطی، «اطلاعات روز» متعهدانه و مستقل به کار خود ادامه می‌دهد تا حقیقت قربانی خاموشی و فراموشی نشود.

ما وابسته به هیچ قدرتی نیستیم و تنها برای مردم می‌نویسیم.

مأموریت ما افشای فساد، بازتاب صدای سرکوب‌شدگان، تقویت پاسخگویی صاحبان قدرت، و پشتیبانی از چشم‌اندازی است که در آن همه شهروندان افغانستان از حقوق و آزادی‌های برابر برخوردار باشند و در صلح زندگی کنند.

خبرنگاران ما در شرایط دشوار و گاه خطرناک فعالیت می‌کنند تا گزارش‌های دقیق، منصفانه و مبتنی بر واقعیت منتشر شود و روایت‌های مردم به حاشیه رانده نشود. تداوم این کار، به حمایت مخاطبان و حامیان مستقل وابسته است.

هر کمک، فارغ از میزان آن، به ادامه روزنامه‌نگاری مستقل کمک می‌کند. اگر امکان کمک مالی ندارید، همرسانی این درخواست و تشویق دیگران به حمایت نیز سهمی مهم در تقویت این مسیر دارد.

در کنار حقیقت بایستید
از اطلاعات روز حمایت کنید

برای حمایت اینجا کلیک کنید
با دیگران به‌‌ اشتراک بگذارید
بدون دیدگاه