منبع: واشنگتن پست
نویسنده: راجیوشاه، مدیر آژانس ایالات متحدهی امریکا برای توسعهی بینالمللی (USAID)
برگردان: حمید مهدوی
شاید از زمان سقوط طالبان تاکنون افغانستان با چنین لحظهی سرنوشتسازی مواجه نشده است. اخیرا مردم افغانستان با تعداد بیسابقهای در انتخابات تاریخیِ این کشور رای دادند. ارتش افغانستان عملیاتهای امنیتی در سراسر این کشور را رهبری میکند و در جریان یک دههی گذشته، افغانستان بیش از هر کشور دیگری در زمینههای صحت، آموزش و پرورش و رشد اقتصادی گامهای بلند برداشته است.
مردم افغانستان و امریکاییها به کمک هم زمینهای را ایجاد کردهاند که آنها را قادر میسازد، آیندهی روشنتری را رقم زنند و در زمینهی جنگ علیه نیروهای ترور و افراطگرایی با هم کار کنند. امریکاییها باید به نقشی که در حمایت از این تحول ایفا کردهایم، افتخار کنند، نقشی که بعد از پایان مأموریت جنگی ایالات متحدهی امریکا در ماه دسامبر سال جاری وارد مرحلهی جدیدی خواهد شد. تا اواخر سال 2016، حضور ایالات متحدهی امریکا در افغانستان به سفارتخانهی معمولی همراه با بخش امنیتی آن خلاصه خواهد شد.
با این وجود، همکاریهای ما در آنجا پایان نخواهند یافت. همانطور که افغانستان به جلو حرکت میکند، باید تعهد ما نسبت به توسعهی این کشور ادامه یابد، تعهدی که ریشه در منافع مشترک و مسئولیتپذیری متقابل داشته باشد. صرف یک دهه قبل، چنین پیشرفتی در افغانستان غیرقابل تصور بود.
سرمایهگذاریهای انکشافی ایالات متحدهی امریکا، در همآهنگی با ارتش این کشور، به دگرگونی اساسیِ زندگی مردم افغانستان کمک کرده است، دگرگونیای که از گسترش قابل توجه آموزش و پرورش گرفته تا چهاربرابر شدنِ تولید ناخالص داخلیِ سرانه در افغانستان را در بر دارد. مجموع این سرمایهگذاریها کمتر از سه درصد هزینههای حکومت ایالات متحدهی امریکا را تشکیل میدهد.
این دستآوردها توسط نسل جدیدی از قهرمانانی چون نسرین اوریاخیل حمایت شدهاند، نسرینی که یارایی و بصیرت تغییرِ آیندهی کشورش دارد. داکتر نسرین اوریاخیل، مدیر زایشگاه ملالی در کابل، در زمینهی بازسازی سیستم بهداشتی کشور کمک کرده است. در زمان حاکمیت طالبان، تقریبا در مقایسه با هر جایی در این جهان، در افغانستان مادران و کودکان زیر 5 سالِ بیشتری جان خود را از دست میدادند. امروزه، مرگومیر کودکان بیش از 50 درصد کاهش یافته است. از مرگومیر مادران بیش از 80 درصد کاسته شده است و میزان دسترسی به خدمات بهداشتی و درمانی تقریبا 60 درصد گسترش یافته است.
در نتیجه، در مقایسه با هر کشوری در جهان، افغانستان بیشترین افزایشِ امید به زندگی و بیشترین کاهشِ مرگومیر مادران و کودکان را تجربه کرده است. آموزش و پرورش یکی دیگر از نقطههای روشن است. سه میلیون دختر و پنج میلیون پسر در مکاتب ثبت نام کردهاند. این در حالی است که در زمان حاکمیت تروریستی طالبان در افغانستان، مجموع دانشآموزان دختر و پسر به 900 هزار تن میرسید. از سال 2001 بدینسو تعداد دانشجویان دانشگاههای افغانستان نیز نُه برابر افزایش یافته است و به ظهور نسل جدیدی از اندیشمندان جهانی منجر شده است.
نظر به نظرسنجیای که اخیرا انجام شده است، 70 درصد مردم افغانستان فکر میکنند که نظر به پنج سال قبل، امروزه از لحاظ اقتصادی مصئونتر اند و اکثریت آنها معتقدند که افغانستان مسیر درستی را پیموده است. در واقع، پس از اصلاحات ساختاریِ که نهادهای کشور را قویتر ساخت، به کاهش تورم و بدهیها و همچنین به متعادلسازیِ بودجه کمک کرد، اقتصاد افغانستان عملکرد بهتری دارد.
گذشته از اینها، تأثیر خستگی کشورهای کمک کننده، خروج نیروهای خارجی و درآمد محدودِ دولت بر ثبات کشور چه خواهد بود؟ مبارزات انتخاباتیِ پرجنبوجوش و نامزدان انتخابات ریاست جمهوری در انتخابات ماه آپریل، نوید دهنده بودند. انتخابات که توسط رسانههای نسبتا آزاد افغانستان پوشش داده شد، نشان دهندهی تعهد شهروندان افغانستان به حکومت دموکراتیک و تداوم اصلاحات بود. اما حکومت افغانستان نه تنها باید به امید مردم افغانستان، بلکه به سرمایهگذاریهای جامعهی جهانی در این کشور احترام بگذارد.
ایالات متحدهی امریکا مانند هر سرمایهگذار مسئول دیگر، خواهان مسئولیتپذیری افغانستان در زمینهی سرمایهگذاریهایش است. آژانسی که من بر آن نظارت دارم، آژانس ایالات متحدهی امریکا برای توسعهی بینالمللی (USAID)، وجوه تشویقی را برای پاسخگو نگهداشتن حکومت افغانستان در راستای رعایت معیارهای مشخص اختصاص داده است. معیارهایی چون حمایت از زنان و دختران، مبارزه علیه فساد و برگزاری انتخابات آزاد و عادلانه. در حالی که در سال نخست نیمی از اهداف برآورده شده بودند، ما به دلیل تعهدات برآورده نشده در زمینههای حکومتداری و حقوق زنان، حداقل 30 میلیون دالر از کمکهای توسعهای را قطع کردهایم.
ما همچنین تلاش کردهایم پولهای مالیات دهندگانِ ایالات متحده به شکل مؤثر و در راستای اهدافِ از قبل تعیین شده به مصرف برسند. به گونهی مثال، چهار سال قبل ما گروهی را تعیین کردیم تا به امور مربوط به پیمانکاران رسیدگی کند. از آن زمان تاکنون، ما با به تعلیق درآوردن یا کاهش 25 برابریِ وجوهی که قبلا پرداخت میکردیم، پیمانکاران را تحت نظم درآوردهایم و میلیونها دالر را پسانداز کردهایم.
ما میدانیم که مردم افغانستان در سالهای آینده با چالشها مواجه خواهند بود. اگر ما یک همکار مراقب برای افغانستان باقی نمانیم، دستآوردهای انکشافیِ یک دههی گذشته وراونه خواهند شد. همین اکنون نیز درآمدهای دولت افغانستان روبهکاهش گذاشتهاند و این نشان دهندهی آن است که دستآورهای اساسی در زمینههای زیربنا، آموزش وپرورش و تجارت در معرض خطر قرار دارند. ما قصد داریم از کانگرس بخواهیم که تا سال 2017 میزان کمکها به افغانستان مساوی یا نزدیک به میزان کمکها در یک دههی گذشته بماند. ما قویا بدین باوریم که کمکها به افغانستان به میزان پایدارتری کاهش یابند، اما باید این کمکها به حدی باشند که به مردم افغانستان اجازه دهند تا از دستآوردها حفاظت کنند و همکاران بینالمللی افغانستان را تشویق کنند تا به تعهداتشان نسبت به افغانستان وفادار بمانند.
تداوم همکاری با افغانستان، کمک به گذار سیاسیِ معتبر، تعدیل شوکهای اقتصادیِ ناشی از خروج نیروهای جنگی ایالات متحده و بهبود ثبات در افغانستان باید اهداف ما باشند. این استراتژیِ مبتنی بر عقل سلیم است، استراتیژیای که به بهترین شکل به نفع امنیت امریکاست.
