منبع: فارین پالیسی
نویسنده: جونا بلنک
برگردان: حمید مهدوی
به تاریخ 27 ماه می، رییس جمهور اوباما طرح خروج نیروهای امریکایی از افغانستان را مشخص کرد. تا اواخر سال 2014، 9800 تن از عساکر امریکایی در افغانستان خواهند ماند و در اواخر سال 2016 تمام نیروهای این کشور از افغانستان خارج خواهند شد. با این حال، چندهفته قبل، طالبان با نیروی تخمینی 30 هزار نفریشان، «خیبر» یا طرح عملیاتشان که در جریان بهار و تابستان سال جاری اجرا خواهد شد را اعلان کردند.
طالبان معمولا حملات هر سالهیشان را به نام یکی از رویدادها یا افراد دورههای آغازین اسلام نامگذاری میکنند. در جنگ خیبر که از نظر استراتژیکی مهم بود و در سال هفتم هجری روی داد، نیروهای اسلامی، ارتش بهمراتب بزرگتری را که ترکیبی از چندین قبیلهی یهودی و متحدان عرب آنها بود، شکست دادند.
اگر انتخاب نام این نبرد باستانی توسط طالبان، مانند سالهای گذشته مفهومِ نمادینِ ویژهای داشته باشد و ارتباط دقیقی میان نامها و معانی وجود داشته باشد، انتخاب این نام چندین معنای جالب دارد. مهمتر از همه، استراتژی طالبان در چندماه آینده، راهاندازی حملات مستقیم بر نیروهای ایالات متحدهی امریکا، سازمان ملل متحد و نیروهای افغانستانی خواهد بود. جنگ خیبر، حملهی تهاجمی بر اردوگاههایی بود که از استحکام بالایی برخوردار بودند. این چیزی بود که آن را به یک حماسه تبدیل کرد.
در واقع، اعلان حملات بهاری طالبان بهصراحت اشاره دارد که آن جنگ «منجر به فتح قلعهها و پایگاههای بهشدت مستحکم دشمن شد». به تاریخ 12 ماه می، در اولین روز آغاز حملات طالبان، آنها چندین راکت را بر پایگاه بزرگ امریکاییها در بگرام و بر میدان هوایی کابل که بهخوبی از آن حفاظت میشود، شلیک کردند. شلیک این راکتها تلفاتی را در پی نداشتند، اما حملات طالبان بر دفتر ولایتی وزارت عدلیه در شهر جلالآباد و چندین محل بازرسی پولیس در شهر غزنی، 10 کشته برجای گذاشتند.
اگر طالبان به دنبال نمونهی اصلی جنگ خیبر باشند، به جای تمرکز روی اهداف آسان در میان مردم ملکی، بر مواضع قدرت نظامی حمله خواهند کرد. خیبر جنگ مذهبیای میان مسلمانان و یهودیان نبود: در طی این مدت، اجتماعات نوپای اسلامی در برابر ترکیبی از قبیلههای یهودی و عربهای غیرمسلمان جنگیدند و سرانجام با آنها متحد شدند. در واقع، حضرت محمد به مدینه، در حوالی خیبر، دعوت شده بود تا میان قبیلههایی که دشمنی آنها بیشتر مبنای سیاسی داشتند تا مبنای عقیدتی، داوری کند.
این با استراتژی طالبان چگونه ارتباط دارد؟ در مورد خیبر، طالبان به طور واضح خود را نیروهای مسلمان میخوانند. دشمن آنها عموزادههای گمراهشان اند: در خیبرِ اصیل، قبیلههای عرب که اسلام را نپذیرفته بودند، امروز اما نیروهای حکومت افغانستان و خارجیها. در خیبر واقعی خارجیها قبیلههای یهودی بودند، امروز اما خارجیها نیروهای ایالات متحدهی امریکا و ناتو اند. خیبر واقعی، بیشتر یک جنگ سیاسی بود تا جنگ ایدیولوژیکی. حضرت محمد قصد نداشت دشمنانش را به اجبار مسلمان سازد یا آنها را از میان ببرد. هدف او، صرف شکست دادن آنها بود.
بیانیهی طالبان نیز روی اهداف نظامی متمرکز است: طالبان در حالی که هشدار میدهند، نیروها و تأسیسات وابسته به حکومت افغانستان را هدف قرار خواهند داد، متعهد اند «که به متجاوزان بیشترین تلفات را وارد سازند، در حالی که از واردن کردن خسارتهای مالی و جانی به مردم عادی و غیرنظامیان جلوگیری کنند».
با وجود لحن شدید، اشاره به خیبر، به جنگ متعارفی که در آن به غیرنظامیان آسیبی نرسید، ممکن است اشارهای باشد به استراتژی طالبان که هدف آن آشتی و مصالحهی بعد از جنگ است. شاید مهمترین نتیجهی جنگ خیبر، ایجاد موفقانهی حس مشارکت یهودیان و مسیحیان در جوامع اسلامی باشد. حضرت محمد، پس از پیروزی به دشمنانش امان داد و حتا به قبیلههای یهودی اجازه داد به زندگیشان در جمع مسلمانان ادامه دهند. او یک نوع جریمهی مالی را تعیین کرد که در واقع اساس جزیه، یک نوع مالیه، پنداشته میشود. جزیه، در بدل تحمل مذهبی مسیحیان و یهودیان توسط حاکمان مسلمان تا دوازده قرن بعد از آن اخذ میشد.
مانند بسیاری از مالیاتها، گرفتن جزیه نیز باعث ناراحتی میشد، اما این اجتماعات با پرداخت جزیه از خدمت سربازی اجباری معاف میشدند و این مغایر رفتار با مسلمانان و یهودیها در اروپای مسیحی بود. امروزه این چه مفهوم دارد؟
اگر تهیه کنندگان بیانیهی طالبان در مورد طراحی حملاتشان مشابه به خیبر واقعی جدی باشند، احتمالا به پیمانی با غرب در آینده اشاره دارند. در نسخهی امروزی جزیه، احتمالا امریکاییها و دیگر خارجیها با پرداخت قیمتی به زندگی و تجارت در افغانستان برخواهند گشت.
گفتنی است که بیانیهی طالبان از «شکست کامل نیروهای متجاوز خارجی» سخن میگوید و هشدار میدهد که با کاهش شدید تعداد نیروهای خارجی، جنگ را متوقف نخواهند ساخت، اما این گروه به جنگ در خارج از مرزهای افغانستان و ادامهی دشمنی، در صوتی که تمام سربازان خارجی افغانستان را ترک کنند، اشارهای ندارد. «کافر» هرگز یک تهدید وجودی تصور نشده، بلکه صرف متجاوزی پنداشته شده که باید تجاوزش دفع شود.
با این حال، این امکان وجود دارد که طالبان با خیبر نامیدن حملات بهاری و تابستانی این گروه، از تمایلشان به دستیابی به یک موافقتنامهی پس از خروج با ایالات متحدهی امریکا، پیام ظریفی میفرستد. پایان جنگ، شاید آغاز گفتوگوها باشد. البته واضح است که کانگرس امریکا بهدنبال اختصاص بودجه برای رشوهی سالانهی نیست و طالبان هم در موقفی نیستند تا در روند تجربهی دموکراسی مردمی، شرایطشان را بر حکومت افغانستان دیکته کنند، دموکراسیِ که حمایت گسترده از آن در تاریخ این کشور بینظیر است.
اما برای درک استراتژی جنگ در فصل تابستان سال جاری، نامی را که طالبان برای آخرین تلاششان انتخاب کردهاند، برای آغاز نقطهی خوبی است.
