نرگس آذریون
مذاکرات امریکا با طالبان چیزی بیشتر از یک بازی انتخاباتی نیست. ترمپ در سال 2016 با شعار «پایان جنگهای بیپایان» کارزار انتخاباتیاش را در امریکا آغاز کرد. در سال 2016 بحث پایاندادن جنگ عراق را مطرح کرد و به مردم امریکا قول داد که در صورت برندهشدنش در انتخابات، تمام نیروهای امریکایی را از عراق خارج خواهد کرد. بعد از پیروزی ترمپ در انتخابات، اما روایت خارجکردن نیروها، تبدیل به روایت «حمایت از متحدان امریکا» شد. امروز حدود پنجهزار نیروی آمریکایی در عراق هستند. بار دیگر در سال 2020 رییسجمهور ترمپ عین شعار را مطرح کرده است: «پایان جنگ بیپایان امریکا» ولی این بار در افغانستان.
شکی وجود ندارد که مسألهی مذاکرات صلح با طالبان بازیای است که برای فریب اذهان مردم امریکا برای برندهشدن در دور دوم انتخابات از سوی کمپین ترمپ به راه انداخته شده است؛ چیزی که روشن است این است که همانطور نیروهای امریکایی از عراق نرفتند، از افغانستان نیز نخواهند رفت. اگر بروند هم بازگشت دوبارهیشان دور از تصور نخواهد بود.
از نظر من جنگ در افغانستان به این زودیها پایان نمییابد، ولی ممکن است مذاکرات امریکا با طالبان پایان جنگ طالبان باشد. در این صورت مذاکرات بینالافغانی پروسه چانهزنی بر سر شراکت در قدرت خواهد بود، نه پایان جنگ افغانستان. نوعیت حکومتی که بعد از مذاکرات شکل خواهد گرفت هنوز معلوم نیست. نگرانیها و امیدواریهای من با نقش زنان در شکلدهی حکومت بعد از مذاکرات و جایگاه زنان در چنین حکومتی پیوند دارد. نگرانی من این است که طرفهای مذاکرهکننده هیچ کدام بر حقوق زن آنگونه که باید تأکید ندارند. بحث اصلی تمام طرفها منافع شخصی، گروهی و قومی آنها خواهد بود، نه مسایل زنان. امیدواری من اما بر این نکته استوار است که در طی 18 سال گذشته زنان توانستهاند دستآوردهای چشمگیری در عرصهها اقتصادی، سیاسی و اجتماعی داشته باشند و این واقعیت روی تصور مردم افغانستان از توانایی زنان اثر مثبت گذاشته است.
در شرایط کنونی زنان با شکلدهی یک حرکت ملی میتوانند در پروسهی صلح با طالبان نقش فعال و تعیینکننده داشته باشند.
در 18 سال گذشته زنان دستآوردهای چشمگیری در راستای مشارکت سیاسی، قانونگذاری، صحت، آموزش و پرورش، حکومتداری و سایر بخشها داشتهاند. این دستآوردها نهتنها برای بهبود وضعیت زنان، بلکه برای پیشرفت تمام جامعه افعانستان کمک فراگیری کرده است. زنان پیشگامان رشد آزادی بیان، دموکراسی، حقوق و آزادیهای فردی، آزادی اندیشه و فکر بودهاند. افغانستان امروز این دستآوردها را مدیون فداکاری و مبارزات زنان و مردان مبارزی است که حتا با مایهگذاشتن از جان خود برای فراگیرشدن این ارزشها تلاش کردهاند. هیأت مذاکرهکننده با طالبان باید بداند که بدون نقش فعال زنان در تمام عرصهها پیشرفت افغانستان ناممکن است. هیأت مذاکرهکننده با طالبان باید از تمام مردم افغانستان نمایندگی کند. زنان باید حداقل 40 درصد این تیم را تشکیل دهند. تیم مذاکرهکنند باید افراد مسلکی و تخنیکی باشد تا بتواند از دستآوردها دفاع و برای افزایش فرصتها در آینده زمینهسازی کند.
طالبان با زنان دشمنی دیرینه دارند. بر همه معلوم است که این گروه به تساوی حقوق انسان باور ندارد. این گروه از تفسیرهای نادرست و زنستیزانه از دین و فرهنگ مردم، برای تخریب جایگاه زنان استفاده میکنند. تا حالا موضوعاتی که از جانب این گروه مورد بحث قرار داشتهاند موضوعاتی چون حجاب، تحصیلات عالی، نقش زنان در قضا، نقش زنان در رسانهها، نقش زنان در قوه کار، و حضور زنان در اجتماع بوده است. زنان افغانستان در کنار مردان باید برای حفظ آزادیهای موجود از تفسیرهای جدید دین و تجربه تاریخی کشورهای پیشرفته استفاده کنند. برای دفاع از نقش معنادار زنان در تمام این حوزهها، تیم مذاکرهکننده باید با دانش امروزی و تفسیرهای نوین و فمینیستی از دین آشنایی داشته باشند. تمام موضوعاتی که به آیندهی افغانستان ارتباط دارند، همان طوری که برای مردان مهماند برای زنان نیز مهماند.
پیشنهاد من این است که در تمام مذاکرات صلح برای حمایت و تقویت استدلالهای تیم مذاکرهکننده، تیمهای کوچک دیگر نیز ساخته شوند. زنان باید برای حمایت از تیم مذاکرهکننده، تیمهای مشورتی و تخنیکی را نیز بسازند تا بتوانند برای زنان در تیم مذاکرهکننده همواره مواد تهیه کنند. در کنار آن زنان باید به دور از اختلافات فکریای که دارند در شرایط کنونی و برای رسیدن به هدف واحد منسجم و متحد شوند. انتظار نبود اختلاف در میان زنان یک باور مردسالارانه و نادرست است. زنان نقاط مشترک و اختلافی زیادی دارند ولی در شرایط حساس کنونی باید تمام زنان در کنار هم باشند. با برگزاری نشستهای ملی، و حتا در صورت لزوم با برگزاری تظاهرات و ریختن به خیابانها، زنان باید از حقوق خود دفاع کنند و نگذارند با سرنوشت آنها در میز مذاکره معامله صورت گیرد.
