عیسا قلندر
شما را دلتان، اما من در میان شخصیتهای جوان افغانستان از شخصیت بانو فرخنده زهرا نادری خوشم میآید. آدم صادق و راست است. برای همین، امروز تصمیم دارم اوضاع مملکت را بهویژه گفتوگوهای صلح را به سبک این بانوی فعال تحلیل کنم.
افغانستان سالهاست که تجربهی یک زندگی پیسفول را نداشته و فقر از دهان کوچهها و پسکوچههای این مملکت میبارد. این البته تنها تقصیر حکومت فعلی نیست و دستهای کلان از گذشتههای بسیار دور در خرابی سیچویشن فعلی دخالت داشته است. شما اگر فامیلی را میبینید که تشویش استفراغ میکند، نباید دستمال پیش دهنتان گرفته و زود از آنها عبور کنید. لذا یک ساعت باخود فکر کنید که آن فامیلی در پراسس زمان چه خورده یا به آنها چه خورانده شده که امروز تشویش استفراغ میکند. البته اِسپس فعلی بهگونهایست که متأسفانه قانون اساسی افغانستان نیز به آن کدام اشارهای نکرده که مردم وقتی از کنار خانوادهی در حال استفراق تشویش میگذرند، آیا قانون اخلاق انسانی را نقض کرده یا نه و جرمش چیست. لذا کدام مجبوریت وجود ندارد. اما اگر شهروندان افغانستان تصمیم داشته باشند اخلاقشان را دیکور کنند، باید فقط از کنار آن فامیلی نگذرند و لحظهی تعمق اخلاقی نمایند.
اما گپ اصلی گفتوگوهای صلح در افغانستان است. سر این گفتوگو به قدری دراز است که پای آقای زلمی خلیلزاد را از امریکا به قطر، به کابل و به پاکستان کشانده است. لذا بحث روی مسألهی صلح اول باید از چند مرجع مختلف آغاز شود. اگر دوستان متوجه باشند، ارگ ریاستجمهوری و اسپیشلی رییسجمهور غنی بارها گفته است که در مورد صلح طرح دارد، اما ما نمیدانیم این طرح چیست و چند صفحه دارد. اگر به پاست تایم رییسجمهور قضاوت داشته باشیم، به این نتیجه میرسیم که او طرحش را در پلتفورم پوفتولوژی ریخته است که نه برای طالبان مهم است، نه برای آقای خلیلزاد و نه برای بقیه سیاسیون و شخصیتهای تأثیرگذار که در طول سالهای گذشته نقش بسیار مثبتی در بهبود اوضاع داشتهاند. شاید عدهی از دوستان این انتقاد را داشته باشند که بسیاری از شخصیتهای سیاسی افغانستان در جنگهای گذشته نقش فعال داشتند و پوتنشیلی در خرابی افغانستان مسئولیت دارند. جواب من به این دوستان این است که ابتدا باید چک شود که جنگهای گذشته که در آن خون مردم ریخت چند درصد پایینتر از صفر بیهوده بوده؟ نقش زنان که در آن هیچ نقشی نداشتند در این جنگها به چه پیمانه بوده؟ شجاعت کودکان که در تمام آن سالها از ترس از خانه بیرون نمیشدند، آیا مورد تحقیق قرار گرفته است یا نه؟
گفتمان مدرن چندین شاخصهی بسیار مهم دارد و یکی آن توجه استراتژیک به عمق یک مسألهی پیشپاافتاده مانند دزدیدنهای موبایل در سطح شهرها از جمله در تایمنی شهر کابل است. وقتیکه دانشمندان جهان حتا یک مسألهی بسیار پیشپاافتاده را بسیار عمیق بررسی میکنند و از ما هم میخواهد که تیر خود را نیاریم، پس دولت افغانستان چرا در برابر صلح که یک مسألهی بسیار استراتجیک است، اینقدر توجه نمیکند؟ میدانم شاید فهم این مسایل از توان شما بالا باشد، اما اگر در انگلستان تحصیل کرده باشید، معنا و مفهوم این مباحث برای شما روشن است. چرا که ساینس امروزی تنها به موشک و ابرکامپیوترها خلاصه نمیشود و شامل ادبیات نوشتاری هم میشود. ادبیات نیز مثل مبایل سامسونگ است و هر روز ورژن جدید و پیشرفتهترش به بازار میآید. نوشتههای اکادمیک در اوایل فهم و استفادهاش کمی مشکل بهنظر میرسد، اما به مرور زمان و جستوجو از روی کنجکاوی و جسارت که خودش یکی از استیپهای دیویلپمنت است، بالآخره یک روزی طعم شیریناش را به مردم میچشاند.
موضع داکتر صاحب عبدالله که هرچند یک مجاهد است، اما به باورهای دموکراسی نزدیک شده و میپذیرد که جهان فعلی، جهان 30 سال قبل نیست که به چند کوه و سرک خلاصه شود. لذا برخورد میتودولوژیک آقای عبدالله به مسایل روز و ملاقاتهای مکرر او با شخصیتهای بینالمللی مانند سفیر امریکا در کابل، آقای ویلسون سویفت و خانم بوردبیکر یکی از دلایلی است که ما در انتخابات پیشرو از او حمایت کردیم و ارگریاست جمهوری مطابق منافع ملی کشور باید جایی باشد که هر روز پلان اپدیت برای هاسایش مردم افغانستان در آن طرح و در سراسر کشور از جمله در سفارتهای افغانستان عملی شود. من شدیدا از گفتمان ملی در مورد صلح حمایت میکنم و آن را بسیار کروشیل میدانم. چنانچه رییس صاحب جمهور مثل همیشه اینبار هم فقط افراد وفادارش را روان کند، من افشاگریهای بیشتری خواهم کرد.
