ترازوی مسلمانی

سخیداد هاتف

در فصل انتخابات، گاه بر سر پابندی این یا آن نامزد به دین اسلام بحث در می‌گیرد. واکنش طبیعی نامزدها هم این است که از مسلمانی خود دفاع کنند. چاره‌‌ای هم ندارند. نمی‌توانند بگویند که بحث مسلمانی نامزدان را باید به کناری نهاد. کم‌ترین تردید در مورد پابندی عمیق یک نامزد به اسلام، می‌تواند برای او بسیار پرهزینه باشد. اما این بحث بر سر مسلمانی نامزدان چندان که هیاهو دارد، مایه ندارد. من در این یادداشت سعی می‌کنم با طرح یک نمونه‌ی فرضی از حوزه‌ی مالیه نشان بدهم که نگرانی ما در مورد مسلمانی نامزدان، نگرانی در مورد چیزی است که ربط زیادی به حکومت‌داری ندارد.

فرض کنید انتخابات تمام شده و یکی از نامزدان ریاست جمهوری به قدرت رسیده است. این رییس جمهور جدید اعلام می‌کند که از این پس همگان مکلف اند که 34 درصد از در‌آمد ماهانه‌ی خود را به عنوان مالیه به دولت تحویل بدهند و اگر این کار را نکنند، با پی‌گرد قانونی رو‌به‌رو خواهند شد. در باره‌ی این سخن رییس جمهور از جهات گوناگون می‌توان بحث کرد. از جمله، می‌توان پرسید که آیا این روی‌کرد رییس جمهور با قوانین اسلامی سازگار هست یا نیست. به عبارت‌ دیگر، چنین روی‌کردی در باره‌ی مسلمانی شخص رییس جمهور چه می‌گوید؟

برای پاسخ دادن به این سوال، دو راه وجود دارد: یکی این که برویم ببینیم در اسلام سخن مشخصی در باره‌ی مالیه هست؟ و اگر هست، در باره‌ی اندازه و میزان و چند و چون آن چه گفته شده؟ راه دیگر این است که فرض کنیم اسلام با هر چیزی که خیر مردم در آن باشد، موافق و سازگار است و بنا‌بر‌این، باید دیده شود که وضع کردن مالیات 34 در‌صد بر در‌آمد ِ شهروندان افغان خوب است یا بد.

راه اول:

اگر بگوییم، در اسلام به مسئله‌ی مالیات توجهی نشده، ناگزیر باید قبول کنیم که در این دین بعضی از مسایل مهم زند‌گی مسکوت مانده‌اند. بر‌گرفتن این موضع برای یک مسلمان سخت است، چون معنایش این است که این دین آن‌گونه که ادعا می‌کنیم، کامل و جامع نیست. مگر می‌شود که یک دین کامل هیچ سخنی در باره‌ی مسئله‌ی مهمی چون مالیه نداشته باشد؟ اما این مشکل بزرگی نیست. می‌توان «کامل بودن دین» را معنا و تفسیر بهتری کرد و از این تنگنا بیرون آمد. مثلا می‌توان گفت که دین اسلام ره‌نمودهای اصلی و کلی را در این مورد در حد کفایت عرضه کرده و بر مجتهدان مسلمان است که سر جزئیات آن ره‌نمودها کار کنند و آن جزئیات را در اختیار حاکمان و شهروندان بگذارند.

راه دوم:

می‌گوییم اسلام دین خیر و سعادت است. بنا‌بر‌این، اگر نتیجه‌ی وضع کردن مالیات مورد بحث خوب بود، اسلام آن را تأیید می‌کند و اگر بد بود، از نظر اسلام محکوم است.

حال، باید دید که با انتخاب هرکدام از این راه‌ها، چه‌قدر می‌توان مسلمان ماند؟ اگر راه اول را انتخاب کنید، باید بتوانید از روی آموزه‌های اسلامی به یک قضاوت مشخص در مورد مالیات 34 درصدی برسید. باید بتوانید به صورت مشخص بگویید که وضع کردن چنین مالیاتی در چارچوب قوانین مالیاتی اسلام چه حکمی دارد؟ به بیان‌ دیگر، یک راه مطمئن برای ماندن در چارچوب قوانین اسلامی این است که قانون مشخصِ مربوط به یک مسئله را پیدا کنیم و پا را از گلیم آن قانون مشخص درازتر نکنیم. اما می‌دانیم که امکان ندارد اسلام در مورد هر عدد و هر درصدی که ما انتخاب کنیم، سخن مشخصی گفته باشد و حکم مشخصی داده باشد. خوب، اگر این طور است، از کجا بدانیم که رییس جمهوری که مالیه‌ی 34 درصدی بر درآمد شهروندان وضع می‌کند، در چارچوب قوانین اسلامی عمل می‌کند؟ فرض کنید در اسلام قانونی باشد که بسته به شرایط فقط به وضع مالیه‌ی 10 درصد و 5 درصد جواز بدهد، آیا هیچ در‌صد دیگری جز این دو مورد را می‌توان مجاز دانست؟ در این‌جا به راه دوم می‌رسیم. می‌توانیم بگوییم که خبر‌گان مسلمان باید اجتهاد کنند و تشخیص بدهند که وضع کردن چه مقدار مالیه بر در‌آمد شهروندان به خیر کشور و شهروندان است.

اکنون، سوال این است: آدم از کجا بفهمد که مالیه‌ی 34 درصدی بر درآمد شهروندان خوب است یا بد؟ پاسخ این سوال در هر کجا که باشد (علم اقتصاد، مدیریت، جامعه‌شناسی و…)، یک چیز مسلم است و آن این است که به این مسئله نمی‌توان از منظری ایدیولوژیک یا مذهبی پرداخت و به جوابی قابل اعتماد رسید. علتش هم این است که وضع کردن مالیات 34 درصدی بر در‌آمد، همان تبعاتی را خواهد داشت که ساز‌و‌کار اقتصادی-اجتماعی خودش تولید می‌کند و نه آن نتیجه‌‌ای را که ما از نظر دینی و اخلاقی درست می‌دانیم. از آن‌سو، معنای این سخن این می‌شود که فارغ از آن‌که ما چه مقدار اسلامیت از امور بطلبیم، اموری که قانون و ضابطه و مکانیزم درونی خود را دارند، به هر حال راه خود را خواهند رفت. مثلا اگر ما بگوییم که بر‌اساس آموزه‌های اسلامی، وضع کردن 10 درصد مالیه بر درآمد شهروندان باید فلان نتیجه‌ی مطلوب را بدهد، گرفتن این 10 درصد مالیه، بی‌توجه به این «باید»، همان تبعاتی را در پی خواهد داشت که از قوانین اقتصادی، اجتماعی و رفتاری پدید می‌آیند.

پرداختن به این مسئله از این‌رو مهم است که در کشور ما بر مسلمان بودن رییس جمهور و محکم بودن ایمان دینی‌اش بسیار تأکید می‌شود. گویی مسلمان بودن و مؤمن بودن یک رییس جمهور به‌نحوی تضمین می‌کند که ما در سایه‌ی حکومت او وضع خوبی خواهیم داشت. شاید باید هرکدام از ما فکر کنیم که از یک حاکم یا رییس جمهور دقیقا چه می‌خواهیم؟ آیا فکر می‌کنیم رییس جمهور کسی است که باید نگذارد ما از مسیر صحیح اخلاق اسلامی خارج شویم؟ آیا فکر می‌کنیم که رییس جمهور کسی است که باید امنیت ما را تأمین کند؟ آیا فکر می‌کنیم رییس جمهور کسی است که باید تمام توجه خود را بر تأمین خدمات اولیه به شهروندان متمرکز کند؟ شاید کسی بگوید که ما همه‌ی این‌ها و بسی چیزهای دیگر را از رییس جمهور می‌خواهیم. این خوب است. اما همه‌چیز را نمی‌توان با هم خواست. مثلا نمی‌توان هم بر تعهد خدشه‌ناپذیر رییس جمهور به اسلام تأکید کرد و هم از او توقع داشت که سیاست اقتصادی یا فرهنگی کارآمدی را در پیش بگیرد که (در عین کارآمد بودن) با آموزه‌های اسلامی ناسازگار باشد. یک رییس جمهور هر قدر هم مسلمان باشد، ناگزیر است که در تمامی حوزه‌ها و زمینه‌ها بر داده‌ها و تجربه‌های متقن بیش‌تر تکیه کند تا بر دگم‌های نیازموده یا آزموده و شکست خورده. رییس جمهور پیامبر نیست و وظیفه‌اش در دایره‌ی مدیریت بخشی از امور این جهانی جامعه‌‌ای تعریف می‌شود که او را به رهبری برگزیده است. به زبان‌ دیگر، اگر رییس جمهور گزارش قابل قبولی از تأمین امنیت در سرتاسر کشور داد، وظیفه‌ی خود را انجام داده،‌ حتا اگر بر سر گزارش خود ننوشته باشد بسم‌الله الرحمن الرحیم.

از روزنامه‌نگاری مستقل حمایت کنید

محدودیت‌های گسترده بر رسانه‌ها و فضای عمومی در افغانستان، دسترسی شهروندان به اطلاعات مستقل را محدود کرده است. در چنین شرایطی، «اطلاعات روز» متعهدانه و مستقل به کار خود ادامه می‌دهد تا حقیقت قربانی خاموشی و فراموشی نشود.

ما وابسته به هیچ قدرتی نیستیم و تنها برای مردم می‌نویسیم.

مأموریت ما افشای فساد، بازتاب صدای سرکوب‌شدگان، تقویت پاسخگویی صاحبان قدرت، و پشتیبانی از چشم‌اندازی است که در آن همه شهروندان افغانستان از حقوق و آزادی‌های برابر برخوردار باشند و در صلح زندگی کنند.

خبرنگاران ما در شرایط دشوار و گاه خطرناک فعالیت می‌کنند تا گزارش‌های دقیق، منصفانه و مبتنی بر واقعیت منتشر شود و روایت‌های مردم به حاشیه رانده نشود. تداوم این کار، به حمایت مخاطبان و حامیان مستقل وابسته است.

هر کمک، فارغ از میزان آن، به ادامه روزنامه‌نگاری مستقل کمک می‌کند. اگر امکان کمک مالی ندارید، همرسانی این درخواست و تشویق دیگران به حمایت نیز سهمی مهم در تقویت این مسیر دارد.

در کنار حقیقت بایستید
از اطلاعات روز حمایت کنید

برای حمایت اینجا کلیک کنید
با دیگران به‌‌ اشتراک بگذارید
بدون دیدگاه