هند و پاکستان دو رقیب استراتژیک در جنوب آسیا هستند که بهشدت روی حوزهی نفوذ خویش در افغانستان سرمایهگذاری میکنند و بیشترینه رقابتهایی که بین این دو کشور ملموس اند، کمکهای کلان اقتصادی این دو کشور به اقتصاد بیسروسامان افغانستان اند.
افغانستان برای هند پلی را میماند که پای هند را به کشورهای آسیای میانه باز میکند و پویایی این پل برای هند، ارزش استراتژیک دارد. افغانستان برای پاکستان ارزش عمق استراتژیکی و موقعیت یک حیاط خلوت را دارد. علیرغم اقتصاد درهم شکستهای که خود پاکستان با آن دست به گریبان است، باز هم برای حفظ توازن نفوذ، به افغانستان کمکهای اقتصادی کرده است.
این تقابل استراتژیک دو رقیب دیرینه که سه بار با هم جنگیدهاند و تا مرز درگیری اتمی پیش رفتهاند، برای دولتمردان افغانستانی در حوزهی سیاست خارجی، نقطهی عطفی بود که میتوانست نهایت استفادهی سیاسی و اقتصادی را از موضوع ببرند، که متأسفانه ضعف مدیریت در سیاست خارجی کشور نتوانست بهخوبی از آن استفاده نماید. ولی پاکستان و هند سناریوهای دیگری را روی دست دارند تا به هژمونی و تسلط روی ردههای بالای سیاسیون افغانی بیانجامد؛ چنانچه پاکستان همواره از پشتونهای انعطافپذیر برای پیشبرد منافع کلان سیاسی خویش استفاده کرده است و هندوستان نیز روی این موضع به کلی توجه داشته است؛ چنانچه آشنایی مردم افغانستان با اندیشههای جواهر لعل نهرو و مهاتما گاندی باعث شد که چهرههای چپگرای بازمانده از خانوادهی گاندی و دولتهایی که در سایهی حزب کنگرهی ملی در این کشور روی کار آمدند و طیفهایی از عناصر ملیگرای هندی در قالب حزب «بهاراتیا جاناتا» به رهبری «اتل بیهاری واچ پایی» در سفر به کابل و بالعکس، استقبال رییس جمهور در دهلی، فصل جدیدی از روابط را با حزب عملگرا و ملیگرای بر سر اقتدار گشود که با روی کار آمدن «من موهن سینگ» به اوج رسید و هند دامنهی کمکهای آشکارا و پنهان خویش را وسعت داد.
حال پاکستان و هند با متوسل شدن به رویکرد استخباراتی، میکوشند حوزهی نفوذ همدیگر را در افغانستان تنگتر سازند و هند که روی قبایل جنوب حساب باز کرده است، با یک تاکتیک کاملا متفاوت، با پاکستان هژمونی پاکستانیها را در جنوب به چالش میکشد. پاکستان با حمله به دو هوتل در کابل که بیشتر پاتوق هندیها بود و بعد حمله به کنسولگری هند در ننگرهار و در تازهترین مورد، حمله به کنسولگری این کشور در شهر هرات، نشان داد که برای جلوگیری از نفوذ هند، حاضر به هر کاری است.
از طرف دیگر، هند در ولایت جنوبی قندهار که مرکز قدرت سیاسی پشتونها، بهویژه طالبان که دست حمایت پاکستان را بر سر دارند، دست به تأسیس دانشگاه زده است، که گفته میشود که سابق خانهی اسامه بنلادن بوده و حالا دارد تبدیل به دانشگاهی میشود که خانهی امن جاسوسان هندی خواهد بود.
حمله بر کنسولگری هند در هرات نشان داد که جنگ پنهان هند و پاکستان در جغرافیای افغانستان وارد فاز جدیدی از در گیریهای نیابتی این دو کشور خواهد شد؛ چنانچه تا هنوز جریان مخالف دولت کابل مسئولیت این حمله را به دوش نگرفته است و وزارت داخلهی کشور گمانهها را حمل بر یک آدرس در همسایگی ما کرده است و پیدا شدن بانکنوتها یا اسکناس «کلدار» پاکستانی در جیب مهاجمان کشته شده نشان میدهد که نقش پای پاکستان در پشت این حملات است و از طرف دیگر، هیأت بلندرتبهی هندی نیز دیروز وارد کابل شدهاند که این حادثه را مورد غور و بررسی قرار دهد.
روی همرفته، اوضاع طوری پیش میرود که جنوب آسیا، بهویژه افغانستان، آبستن حوادث تلخی است که پس از ترک آخرین سرباز امریکایی از کشور متولد خواهند شد. خلای استراتژیک ناشی از عدم حضور سربازان ناتو و نگرانی از این خروج و احتمال قرار گرفتن افغانستان به عنوان مصدر تروریسم در منطقه، روسیه و چین را که از یک طرف دغدغهی توسعهگرایی در منطقه را دارند، تحریک خواهند کرد که پاکستان را مهره ساخته و تنها رفیق استراتژیک امریکا، هند را در منطقه به چالش بکشند و از آن طرف، هند نیز برای رسیدن به بازار آسیای میانه و انرژی، با چین گلاویز شود و افغانستان در محراق یک درگیری نیابتی میان این کشورها قرار بگیرد.
پاکستان بهشدت نگران برنامهریزیهای هند در افغانستان است؛ چنانچه هرگاه چراغ سبزی از جانب هند به افغانستان نشان داده شده است، پاکستان بلادرنگ واکنش نشان داده و با حملات انتحاری پاسخ گفته است. حالا هند تا چه حد این خونسردی خویش را حفظ میکند و متوسل به حربههای خشونت نمیگردد، خروج نیروهای خارجی در پایان سال 2014، پاسخ خواهد گفت. ولی قدر مسلم این است که افغانستان در لبهی یک بحران سازمانیافتهی کشورهای بزرگ منطقه قرار دارد و اگر این روند را در عمل خنثا سازد، باید دولت بعدی که از فیلتر انتخابات 24 جوزا موفقانه عبور میکند، گزینههای زیر را بسط دهد تا از پرتاپ کشور در عمق بحران جلوگیری شود.
برای رسیدن به ثبات طولانیمدت و صلح در کشور باید در مورد چگونگی اشتراک طالبان در سیستم سیاسی که بعد از 24 جوزا روی کار میآید، توافقاتی انجام بگیرد. اینکه اشتراک سیاسی طالبان در بدنهی دولت ضرور است یا خیر؟ این بحث به پایان رسیده است. پرسش واقعی این است که به چه شکلی و تحت چه شرایطی طالبان را هضم در پروسهی سیاسی کشور نمایند و چه نوع امتیازات و مشوقاتی روی میز مذاکره به آنان پیشکش شود.
و دیگر اینکه، انتخابات دور دوم ریاست جمهوری برای روند صلح با طالبان حیاتی است؛ چنانچه انتخابات طبق برنامه، روز 24 جوزای سال جاری برگزار شود، این اولین انتقال مسالمتآمیز قدرت در تاریخ افغانستان خواهد بود. اگر انتخابات با تقلب و بیاعتباری همانند دور اول همراه باشد، نقطهی پایانی بر موفقیت انتقال سیاسی در افغانستان خواهد گذاشت که جبرانش خیلی سخت خواهد بود.
مسئلهی دیگر اینکه، گروههای قومی مختلف حتا پس از انتخابات از نظر سیاسی چندپارچه خواهند ماند، که این مسئله ثبات سیاسی را با مشکل مواجه میکند. اگر طالبان دست بالاتری بیابند، اردوی افغانستان براساس تفاوتهای نژادی و قومی تجزیه خواهد شد که این امر میتواند احتمالا جرقهی جنگ داخلی را بزند و هرچه زودتر باید پیمان امنیتی با امریکا امضا شود.
حال افغانستان میدان نبرد بین امریکا و متحدانش، بهویژه هند یکسو و القاعده و طالبان در سایهی حمایت پاکستان در سوی دیگر گردیده است. اما در واقع امریکا به رهبری ناتو گذشته از بحران داخلی در کشور، اسیر باتلاق بحران منطقهای بین دو کشور مجهز به سلاح اتومی پاکستان و هندوستان نیز گردیده است. مشروعیت سیاسی طالبان از سال 1996 تا 2001 هرگز ازسوی هند به رسمیت شناخته نشد. با این همه، پس از سقوط این طالبان، گرایش به نزدیکی به دهلی نو از سوی حکومت افغانستان دیده شد. در مدت ریاست رییس جمهور کرزی، هند فرصت این را داشت تا نفوذ سیاسی و اقتصادی خود را در افغانستان گسترش دهد که بهخوبی هم از پس این مهم برآمد. ولی اردوی پاکستان همواره حضور هند را در افغانستان که آن را «حیاط خلوت استراتژیک» خود میداند، تهدید جدی علیه بقای خود محسوب میکند. همین امر سبب شده است تا سازمان استخبارات پاکستان به تقویت طالبان تلاش کند، به طوری که این گروه بتواند کرزی و دوستان هند را از صحنه حذف نماید، که این سناریو دنبالهدار خواهد بود.
حالا بیم آن میرود که با خروج نیروهای خارجی از کشور در ختم سال 2014، تروریستان فعالیتهای خود را گسترش و حتا به کشورهای همسایه ترور و مواد مخدر صادر کنند و کشورهای همسایه برای مهار تروریسم و مواد مخدر و رسیدن به منافع سیاسی و حفظ امنیت ملی خویش، افغانستان را تبدیل به میدان جنگ نیابتی برای هند و پاکستان سازند.
