عیسا قلندر
چند روز پیش در حالی روز جهانی مبارزه با فساد بود که رییسجمهور و تعدادی از مقامات دیگر پارسال در همین روز به ما و شما قول داده بود که چند مقام بلندپایهی دولتی را به اتهام فساد به دادگاه بکشانند. البته ما پشت وعدههای رییسجمهور نمیگردیم، چرا که حاصلش یک پرانتیز خالی است. اما من بهمناسبت روز جهانی مبارزه با فساد مصاحبهای با یکی از مقامات ارگرو و خانهبیا انجام دادم. این مصاحبه را با شفافیت کامل تقدیم میکنم به کسانی که فساد را میبینند، اما هیچکاری نمیتوانند انجام بدهند.
من: امروز روز جهانی مبارزه با فساد است، چه حالی دارید عالیجناب؟
عالیجناب: خداوند را چنان شاکرم که تا حال هیچ بنیبشری نبوده. من همیشه از مناسبتها خوشم میآید.
من: عالیجناب! جامعهی جهانی همیشه مقامات افغانستان را بهخاطر فساد یا مبارزه نکردن علیه فساد متهم میکنند و درحالیکه شدیدا باور دارند شما مقامات فاسد هستید، باز هم از شما میخواهند که از این به بعد با فساد جدیتر و گستردهتر مبارزه کنید. شما این اتهامات و خواستهها را چگونه بررسی میکنید؟
عالیجناب: من شخصا از طرفداران سرسخت مبارزه با فساد هستم. اما بین خود ما باشد، من مثل صدها و هزاران نفر دیگر در این حکومت، روزانه فقط به دفتر حاضر میشوم و بدون اینکه حتا یک کاغذ را از این رو به آن رو کنم، شب به خانه برمیگردم. بهنظر من کسانی که به افغانستان کمک میکنند حق دارند نگران کمکهایشان باشند. همانطور که سفیر امریکا چند لحظه قبل در حضور رییسجمهور گفت، پولهای زیادی به جیب یک تعداد مشخص واریز میشود. البته سفیر امریکا تا هنوز فکر میکند که ما مثل 20 سال قبل عقبماندهایم و هنوز هم که هنوز است، پولها را به جیب خود واریز میکنیم. درحالیکه چنین نیست، ما الحمدلله سیستمهای مدرن بانکی را بسیار از نزدیک تعقیب و عملی میکنیم. من به جرأت گفته میتوانم که تمام پولهایی که برداشته میشوند، به حسابها واریز میشوند و از آن حساب به حساب دیگر و به حسابهای دیگر ریخته میشوند. به یقین گفته میتوانم سفیر امریکا از این مسأله خبر دارد، اینکه چرا دقیق حرف نزد، بهگمانم کدام سیگنال به جلالتمآب رییسجمهور رساند.
من: عالیجناب! حکومت امریکا یکی از شخصیتهای مورد احترام رییسجمهور یعنی آقای نورستانی را فساد و کلاهبرداری متهم کرده است، واکنشها در ارگ چگونه است؟
عالیجناب: من شخصا هیچ واکنشی نشان ندادم، چرا که خانهام در امریکا نیست. اما تعدادی از بزرگان که در امریکا زندگی میکنند، کمی وارخطا شدهاند. من خودم دیدم که چند نفرشان به خانههایشان زنگ زده بودند و به آنها گفتند که دیگر از آن سازمان لعنتی پول نگیرند، چرا که این پول آنقدر که گفته میشود هم مفت نیست. خود رییس صیب جمهور از این مسأله ناراحت است. او آقای نورستانی را بیشتر از حد تصور دوست دارد. هرچه آقای نورستانی اصرار کرد که میرود در امریکا، خود را نابینا سر میدهد و از پول رایگان آن کشور بهره میبرد، رییسجمهور نماند. به جانش شله شد که بیا سناتور شو، هم معاش سناتوری بگیر، هم خرج دسترخوان و محافظ و راننده و موتر و تیل و نقل و نبات از کد 91 پرداخت میشود. نورستانی هم از جمله کسانیست که ایمانش در برابر وسوسههای مالی ضعیف است. تق پذیرفت و حالا تق بیآب شده است.
من: عالیجناب! آیا تا حالا در ارگ ریاستجمهوری کسی در مورد مکاتب و معلمان خیالی سخن گفته؟
عالیجناب: آره. باری یکی که تازه از مهمانی آمده بود و بقیه میگفتند او خیلی گرم است، وقتی آقای وردک از راه تیر میشد، آن بختبرگشته پیش خدا دعا کرد که یک چانس بهرهبرداری از مکاتب و معلمان خیالی به او هم بدهد. آقای وردک شنید، 20 دقیقه بعدش پیپیاس آمد زدهزده آن بدبخت را از ارگ بیرون کرد. از آن بعد چند بار شنیدم که مکتوب از بالاجای آمده که کسی حق به زبان آوردن مکاتب خیالی در ارگ ریاستجمهوری را ندارد. ماهم که نمیتوانیم قوانین را نقض کنیم، آن فرمان را بالای دو دیده گذاشتیم و دیگر صحبتی نکردیم.
من: اگر روزی به اندازهی رییسجمهوری صلاحیت پیدا کنی، با فساد چگونه مبارزه میکنی؟
عالیجناب: ببینید پیش از مبارزه با فساد، من یک چیزی دیگر میگویم. فرض کن احمد موفق میشود یک میلیون افغانی را بیسرنوشت میکند. در این یک میلیون نفر تنها احمد شریک نیست، چندین نفر دیگر هم شریک است و احمد سهم هر کدام را در اسرع وقت تحویل میدهد. من اگر صلاحیت پیدا کنم، تعداد سهامداران را کم میکنم و سهم خودم را تا جایی بالا میبرم که برای احمد چیز زیادی باقی نماند. هیچ چیزی احمد را بیشتر از کمکردن سهمش اذیت نخواهد کرد. خوبی اینکار در کجاست؟ احمد اول به امید اینکه قاعده تغییر کند، بازهم پولها را بیسرنوشت میکند. اما یکزمان متوجه میشود که دیگر این کار فایده ندارد. تا آن زمان من پولدار شدهام و احمد خسته. فساد خود به خود از بین میرود. اگر هم نرفت، نرفت دیگر. آسمان که به زمین نمیآید.
من: دوست دارید روزی رییسجمهور کشور شوید؟
عالیجناب: لاریب فیه.
