منبع: هوفینگتن پست
نویسنده: سان شنایدر
برگردان: حمید مهدوی
نتایج نهایی انتخابات ریاست جمهوری افغانستان هفتهی گذشته و یکماه بعد از رفتن مردم افغانستان بهپای صندوقهای رایدهی اعلان شد. اما اولین انتقال دموکراتیک قدرت در افغانستان هنوز تکمیل نشده و راه درازی در پیش دارد. در حالی که هیچ یک از نامزدان نتوانستند اکثریت قاطع آرا را در دور اول بهدست بیاورند، عبدالله عبدالله و اشرف غنی احمدزی، دونامزد برتر، در این دور انتخابات به تاریخ 14 ماه جون با هم رقابت خواهند کرد.
عزیمت رییس جمهور کرزی پس از دو دوره ریاست جمهوری از ارگ و خروج نیروهای ائتلاف به رهبری ناتو تا ماه دسامبر از افغانستان، پایان فصل مهمی از تاریخ افغانستان را رقم خواهند زد و عدم اطمینان بیشتر بر آیندهی این کشور سایه خواهد افگند. خیلیها نگران فروپاشی اقتصاد اند و خیلیهای دیگر از فروپاشی نیروهای امنیتی افغانستان هراس دارند. اما هیچ شکی وجود ندارد که انتقال آرام قدرت سیاسی در سال جاری، نقطهی آغاز هرگونه امیدی برای چندسال آینده است و انتقال آرام قدرت سیاسی ممکن نیست، مگر اینکه انتخابات از اعتبار برخوردار باشد.
در سال 2009، انتخابات ریاست جمهوری افغانستان به اندازهای با تقلب و پرکردن صندوقهای رایدهی به شکل غیرقانونی همراه بود، که عبدالله عبدالله، نامزد انتخابات ریاست جمهوری که در انتخابات سال جاری 45 درصد آرا را بهدست آورد، دور دوم انتخابات را تحریم کرده و ریاست جمهوری را واگذار کرد.
به عقیدهی کارشناسان، برجستگی حمایت عمومی از طالبان در آن سال با شکست مفتضحانهی انتخابات مستقیما ارتباط داشت. ماشین پروپاگند طالبان با داشتن حامیان بیشتر در تویتر، وبسایت مؤثر و جذبهی بیشتر در سراسر افغانستان قویتر است و شکستهای مفتضحانهای مانند انتخابات سال 2009 آن را قویتر میسازند.
تا اینجای کار، امور مربوط به انتخابات در سال جاری بهخوبی پیش رفته است. با وجود موجی از خشونتهای قبل از انتخابات 7 آپریل، بیش از 7 میلیون رای با خیال راحت در صندوقها ریخته شد. از آن زمان تاکنون، با وجودی که بر شواهد مبنی بر تقلب در جریان انتخابات افزوده شده و فصل جنگ آغاز شده است، تعداد زیادی از مردم افغانستان هنوز نسبت به روند جاری خوشبین اند و به گذشتهی این روند تاکنون میبالند.
اما همهی اینها پتانسیل تغییر در دور دوم انتخابات را دارند. علاوه برآن، خروج نیروهای ائتلاف از کشور برخلاف سال 2009 که بر تعداد نیروهای آن در افغانستان افزوده شد، میتواند مفهومی داشته باشد بهمراتب گستردهتر؛ با وجودی که طرفداری از طالبان کاهش یافته و حتا چرخش اندک در حمایت عمومی از آنها به نفع دولت مشهود است. با توجه به آن، مهم است در نظر بگیریم که چهکسی توانایی نفوذ در افکار عمومی را دارد و چهگونه میتواند نگرش کنونی نسبت به انتخابات را تغییر دهد. نخست، کمیسیونهایی وجود دارند که پذیرفتهاند حدود 3000 تن از کارمندانشان در تقلبهای دور اول انتخابات دست داشتند، کمیسیونهایی که اکنون مشروعیتشان سوالبرانگیز شده است. با این حال، کماهمیت جلوه دادنِ دور اجتنابناپذیر دوم انتخابات، نباید گزینهای باشد که آنها از آن استفاده کنند. در عوض، مدیریت افکار عمومی نسبت به دور دوم انتخابات باید با گفتوگوها روی تأخیر و کمبود برگههای رایدهی در روز انتخابات آغاز شده و با دسترسی بیشتر ناظران به شمارش آرا و بررسی تقلبهای پس از آن، ادامه یابد. مجازات علنی کارمندانی که در تقلب دست داشتهاند، میتواند در امر مبارزه با شایعات مبنی بر جانبداری کمک کند.
نامزدانی وجود دارند که در زمینهی شکلدهی حدس و گمانهای عمومی، بهویژه در میان حامیانشان، قدرت بیشتری دارند. عبدالله عبدالله، که از نظر قومی به گروه قومی تاجک برمیگردد و سالها یکی از رهبران ارشد اتحاد شمال بوده است، با خودداری از رفتن به دور دوم انتخابات سال 2009، تأثیر بزرگی در شکلدهی نگرش مردم نسبت به این انتخابات داشت. برای اینکه روند انتقال در سال جاری بهخوبی پیش برود، نامزدان باید به روند انتخابات احترام بگذارند و از ادعادی پیروزی قبل از وقت، مانند دور نخست انتخابات، خودداری کنند.
آن گونه که کمیسیون مستقل انتخابات و دیگران میگویند، خطر این است که این ادعاها میتوانند بر افکار عمومی نسبت به نتایج رسمی تأثیر بگذارند و اگر روند آن گونه که پیشبینی میشود، پیش نرود، جدالها را به دنبال میآورد. مهمتر ازهمه، نامزدان باید نتیجهی نهایی دور دوم را بپذیرند و آمادهی همکاری در حکومت آینده باشند. اگر نامزد بازنده هیجان مخالفت عمومی را برانگیزد، این کار زمینه را برای چیزی شبیه جنگ داخلی که کشور را پارچه پارچه کرد و دروازه را برای حاکمیت دههی 1990 طالبان گشود، مساعد میسازد.
اشرف غنی، رقیب عبدالله، از نگاه قومی به گروه قومی پشتون (بزرگترین گروه قومی در افغانستان و مهمترین منبع سربازگیری طالبان) مربوط است. لحن زشت قومی در رقابتهای انتخاباتی همین اکنون سر برافراشته است. هفتهی گذشته، اشرف غنی با انتشار بیانیهای، ادعا کرد که تیم عبدالله وعده داده است اگر روند به نفع آنها پیش نرود، «در کشور جوی خون جاری خواهد شد».
شش نامزد دیگری که به دور دوم انتخابات راه نیافتند، به اتحاد قوی با دو نامزد راه یافته به دور دوم آغاز کردهاند. سرانجام، رسانههای افغانستان احتمالا بیشترین پتانسیل را در شکلدهی پندار عمومی دارند. رنسانس رسانهای و مخابراتی افغانستان، بزرگترین دستآوردهای دوران پس از طالبان شناخته میشوند، دستآوردهایی که به رشد دموکراتیک در کشور فوقالعاده کمک کردهاند. در سال جاری، حتا بیشتر از سال 2009، رسانه و فنآوری به مردم افغانستان کمک کردهاند تا در روند انتخابات بیشتر سهم بگیرند.
این در حالی است که 150 ایستگاه رادیویی خصوصی، 50 شبکهی تلویزیونی خصوصی و صدها روزنامهی افغانستان میتوانند شبکهی گستردهای از کمیسیونها و نامزدان ایجاد کنند. رسانههای افغانستان به خاطر کم جلوه دادن خشونتها و تقلب در جریان انتخابات برای تقویت پیام مثبت مشارکت در انتخابات، مورد انتقاد قرار گرفتهاند. رسانههای افغانستان هنگام تلاش برای حفظ اعتبار انتخابات، باید در اقدامی به منظور حفظ تعادل، تعهد روزنامهنگاری بر بیطرفی و شفافیت را نیز رعایت کنند.
با این حال، یک چیز کاملا روشن شده است: رسانههای اجتماعی در شکلدهی روایتهای عمومی در افغانستان نقش بزرگتری بازی میکنند. مبارزات انتخاباتی در تویتر و فیسبوک به جلب توجه میلیونها رایدهندهی جوان در انتخابات ماه آپریل کمک کردهاند. در روز انتخابات، اخبار مربوط به صفهای طولانی در انتخابات نخست در تویتر منتشر شدند و شهروندان ژورنالیست از آنها برای گزارشدهی موارد تقلبهای انتخاباتی استفاده کردند. از آن زمان تاکنون، رسانههای اجتماعی نقششان در زمینهی تسهیل دخالت مردم در روند انتخابات را حفظ کردهاند.
صرف نظر از اینکه جریان اصلی رسانههای افغانستان کدام است، به نظر میرسد که میتوان روی رسانههای اجتماعی به عنوان یک نیروی با حرکت به جلو حساب کرد. کمیسیونهای انتخاباتی، نامزدان انتخابات و رسانهها در مورد اینکه میخواهند چهگونه روی چشمانداز عمومی در جریان دور دوم انتخابات تأثیر بگذارند، با تصمیم دشواری مواجه خواهند بود. ممکن است آنها منافع متفاوتی داشته باشند، اما طالبان دشمن مشترک همهی آنهاست. بدون هیچ پرسشی، ایجاد باور عمومی در یک انتخابات معتبر، باید اولویت مشترک همهی آنها باشد.
