عیسا قلندر
متقلب اعظم: کاشف این اصطلاح مدیران ارشد تیم ثبات و همگراییاند. آنها این صفت را به آقای غنی اعطا کردهاند و حدس میزنم خیالشان این است که با «متقلب اعظم»خواندن آقای غنی، میخواهند او را بهلحاظ روانی یا در فضای اجتماعی شکنجه کنند. البته همین حالا یک کارشناس خبیر پهلویم نشسته و معتقد است که حدس من درست نیست. حدس او این است که هواداران تیم ثبات یا هر تیم دیگر غیر از تیم دولتساز، با متقلب اعظم خواندن آقای غنی بهنحوی از لحاظ شهوت عقده خود را ارضا میکنند. البته مخترعین این اصطلاح در خصوص تقلب تیم ثبات و همگرایی چیزی نمیگویند و این یعنی چیز.
بیجاشدگان داخلی: مخترع این اصطلاح یاران دولتسازند. مخاطب این صفت آقای محمد محقق است که قبلا با عبدالله بود، اما در انتخابات رفت در خیمهگاه اتمر. چند روزی آنجا این کار و آن کار کرد و یک روز صبح که از خواب بیدار شد، دید که خبری از خیمهگاه صلح و عدالت نیست و صحرا تقریبا خالی معلوم میشود. بلند شد که وضو کند و واجب خداوند را بهجا آورد. نزدیک به طهارت بود که از دور چند سیاهی به طرفش نزدیک میشد. آمدند و آمدند و وقتی رسیدند، قاصدهای تیم ثبات و همگرایی بودند. آقای محقق هم که «جست کنت ایگنور د اینویتیشن»، به آنها گفتند که در اردوگاه ثبات مژده دهید که حاج آقا چهارنعل بهسوی شما خواهد آمد، اما اول واجب خدا. حالا این برو و بیای آقای محقق سوژهی تبدیل هوای یاران دولتساز شده است.
دوتایی پشه: این اصطلاح را آقای محقق برای آقای امرالله صالح بهکار برد. آقای محقق فکر میکند که در بازی کارتها، ضعیفتر از دوتایی پشه نیست. امرالله صالح در واکنش به این اختراع آقای محقق گفت «من قمارباز نیستم و نمیدانم که دوتایی پشه زور دارد یا نه. گمانم زور ندارد، چرا که در مقابل پشه خشت است و اگر با دو تا خشت به سر دو تا پشه بزنی، فقط یک جسد مسطح نمناک باقی میماند، اما اگر با دو تا پشه، دو تا خشت را بزنی، بازهم این پشههاست که گرفتار خونریزی مغزی میشوند و خشتها هیچ چیز هم نمیشوند. بهتر در بیجاشدههای داخلی معلوم است که کاروبار ندارند و روزشان در قماربازی تیر میشود.» اما بعضی از برادران آگاه در این بخش، معتقد است که دوتایی پشه در بعضی از بازیها خیلی خطرناک زور دارند. سبحان عباسی میگوید «من با خسرم، البته آن زمان خسرم نبود، بیترینو بازی میکردم و با دو تایی پشه توانستم دخترش سهیلا را ببرم و با او ازدواج کنم. البته خسرم قصد داشت صبرینا را به جانم بزند، اما من تهدیدش کردم که اگر در خصوص سهیلا موافقت نکند، من رازش را پیش خانمش فاش میکنم. مقصد دست خسرم درد نکند، در خانه نگفته بود که چرا باید اجازه دهد من با سهیلا ازدواج کنم، به خانمش گفته بود که من در دُبی تجارت ابریشم میکنم و خیلی از من تعریف کرده بود و خانمش گفته بود واو! چه کسی بهتر از این؟»
دهانهای کرایی: این اصطلاح را باشندگان دنیای مجازی تیم ثبات و همگرایی برای رزمندگان دنیای مجازی تیم دولتساز به کار میبرند. آنها معتقدند که هواداران این تیم یا هر آنکسی که در دنیای مجازی به نفع تیم دولتساز مینویسد و از آنها دفاع میکنند، کسانیاند که دهانشان را به کرایه دادهاند. آنها هرچند در دنیای مجازی و در جنگ استاتوسها پا به پای هواداران تیم دولتساز راه میروند و برای تیم ثبات مینویسند، اما هیچوقت نمیگویند که دهان خودشان چطور به خدمت تیم ثبات درآمدهاند. آنها معتقدند که دفاع از تیم ثبات و همگرایی یک رسالت است، چرا که اگر این تیم برنده نشود، افغانستان پوفففف باد خواهد شد. البته هواداران تیم دولتساز عین همین توهم را دارند و فکر میکنند که غنی آخرین انسان در افغانستان است که میتواند افغانستان را نجات بدهد.
مهمانهای چیز: مخترع این اصطلاح سالها پیش خلبان بوده، چون طیاره میبرده و پس نمیآورده، از آن پس دیگر خلبان نیست. البته او این اصطلاح را علیه تیمهای دیگر به کار نبرده، بلکه در خصوص سخنگویان تیم خودش که در مناظرات تلویزیونی اشتراک میکرده، بهکار برده. ماجرا از این قرار است: در چند مناظرهی تلویزیونی، سخنگویان این تیم خوب حمله نمیکرده یا خوب دفاع نتوانسته و او که پای تلویزیون نشسته بوده تا سرکوب مناظروی تیمهای رقیب را مشاهده نماید، میبیند که گولبخودی میخورد و اعصابش خراب میشود و زنگ میزند به دفتر تقسیم سخنگویان و بالای آنها چیغ میزند که «از برای خدا! جمع کنید این مهمانهای چیزتان را. آبرو نگذاشتید. دیگر هیچکس حق ندارد بدون اجازهی ما به رسانهها مهمان روان کند.»

جهان سپاس از نوشته های طنز معنادار وشادی بخش اقای قلندر، من هرموقع که طنزهای ایشان را می خوانم ، ناخودآگاه حالت شادابی وانبساط خاطر به من دست می دهد. طنزهای شان طنازتر باد! برای همیشه وهرگاه