پروندهی خودکشی زهرا خاوری، دانشجوی سال آخر دانشگاه کابل پس از گذشت نزدیک به دو سال بسته شد؛ دختری که از ولایت دورافتادهی دایکندی به کابل آمده بود تا با مدرک دامپزشکی دوباره به ولایت محرومش برگردد. اما خلاف انتظار، به جای او پدر و مادر میانسالش، بعد از یک سال و 9 ماه سعی و تلاش، پروندهی هزار و چند صفحهای مرگ او را ناامیدانه از کابل به دایکندی بردند.
پروندهی خودکشی این دانشجو پس از حکم دادگاه ابتدایی و دادگاه استیناف کابل برای بررسی به دادگاه عالی سپرده شد. این دادگاه در 17 میزان 1398 با تأیید حکم دادگاه استیناف مبنی بر برائت گلمحمد طنین، یگانه متهم این قضیه، پرونده را بست. خانواده و وکیلان مدافع زهرا خاوری این حکم دادگاه را «ناعادلانه» میخوانند و میگویند که «عدالت» تأمین نشده است.

زهرا خاوری دانشجوی سال آخر رشته دامپزشکی (وترنری) دانشگاه کابل، صبح روز یکشنبه 28 عقرب 1396 در اتاقش در خوابگاه دخترانهی دانشگاه کابل با خوردن سمی موسوم به «مرگ موش» اقدام به خودکشی میکند و یک روز بعد در 29 عقرب در شفاخانهی 50 بستر دشت برچی، جان میدهد. خبر خودکشی او یک روز پس از مرگش، در فضای مجازی و رسانهها پیچید و دلیل خودکشی او سختگیری استاد رهنما و رد مکرر پایاننامهاش خوانده شد.
در30 عقرب 1396 نخست صدها دانشجو در مقابل ریاست دانشگاه کابل تجمع اعتراضی برپا کردند و به «خودکامگی» استادان دانشگاه کابل اعتراض کردند. این معترضان گفتند که نهتنها زهرا خاوری قربانی «استبداد و خودکامگی» استادان این دانشگاه شده که بسیاری از دانشجویان مجبور شدهاند برای فرار از این مشکلات، ترک تحصیل کنند. این دانشجویان معترض از وزارت تحصیلات عالی کشور خواستند که ضمن اصلاح نظام تحصیلات عالی افغانستان، عاملان خودکشی زهرا خاوری را شناسایی و مجازات کنند و مناری به یادبود او در دانشگاه کابل بسازد. بهدنبال این، عبدالطیف روشن، سرپرست پیشین وزارت تحصلات عالی در میان معترضان حضور یافت و وعده سپرد که به تمام خواستهایشان رسیدگی میشود.

تشکیل پرونده
جلیله خاوری، عمه زهرا خاوری در 1 قوس 1396 علیه گلمحمد طنین، استاد رهنمای پایاننامهی زهرا و هاجره، مدیر خوابگاه دخترانهی دانشگاه کابل در دادستانی منع خشونت علیه زن و کمیسیون مستقل حقوق بشر شکایت میکند. او در عریضهاش گلمحمد طنین را متهم به عدم همکاری و سختگیری و هاجره را متهم به تعلل در انتقال زهرا به شفاخانه میکند. چند روز بعد که دادستانی تحقیقات را آغاز میکند، جو تغییر میکند و بسیاری از هماتاقیها و همکلاسیهای زهرا که گفته بودند مدیر خوابگاه در رساندن او به شفاخانه تعلل و مانعتراشی کرده، حاضر به شهادت علیه او نمیشوند. به همین خاطر دادستان بهدلیل نبود شواهد کافی علیه هاجره، وی را از پرونده حذف میکند.
سرانجام پس از گذشت بیش از یک سال از تحقیق دادستانی منع خشونت علیه زن و ترتیب اتهامنامه، نخسیتن دادگاه قضیهی خودکشی زهرا خاوری در 6 حوت 1397 برگزار میشود. دادگاه ابتدایی کابل به سبب «عدم موجودیت دلایل کافی»، گلمحمد طنین را برائت میدهد. بهدنبال اعتراض و نارضایتی خانواده و دادستان پرونده از حکم دادگاه ابتدایی کابل، دادستانی اختصاصی منع خشونت علیه زن، پرونده را به دادگاه استیناف کابل میفرستد. هیأت قضایی این دادگاه در 2 سنبلهی 1398، حکم دادگاه ابتدایی را تایید میکند و دوباره گلمحمد طنین را بیگناه شناخته و برائت میدهد. پس از این، پرونده برای بررسی حکم دادگاه استیناف به دادگاه عالی محول میشود. دادگاه عالی در 17 میزان 1398 حکم دادگاه استیناف را تأیید کرده و گفته که گلمحمد طنین هیچ نقشی در خودکشی زهرا خاوری نداشته و بیگناه است.

فشردهی صورت دعوای دادستان
دادستان پروندهی زهرا خاوری، این دلایل را برای مجرم شناختن گلمحمد طنین در خصوص خودکشی وی در دادگاه ارایه کرده است:
اظهارات هماتاقیهای زهرا در مورد عدم همکاری استاد رهنمایش؛ اظهار نظر شفاخانهی درمان مبنی بر خوردن مرگ موش توسط زهرا بهدلیل رد پایاننامهاش؛ اعتراف زهرا خاوری قبل از مرگش در شفاخانهی درمان و چرایی استفاده از مرگ موش؛ شکایت زهرا خاوری قبل از اقدام به خودکشی نزد جلیله، عمهاش مبنی بر نادیدهگرفتن تلاشش در خصوص پایاننامه از سوی استاد رهنما؛ شهادت داکتر شفیق، متخصص امور داخله در شفاخانهی درمان در مورد اعتراف زهرا خاوری در خصوص رد پایاننامهاش و خوردن مرگ موش؛ شهادت و اظهارات عمه، شوهرعمه و شوهرخواهر زهرا خاوری در مورد شکایت وی از استاد رهنمایش؛ شکایت پدر زهرا خاوری از گلمحمد طنین؛ اظهارات اسد، دانشجوی دانشکدهی زراعت و سخیداد سلیم، استاد دانشکدهی زارعت در مورد شکایت زهرا خاوری از استاد رهنمایش؛ عدم درک وضعیت اجتماعی و اقتصادی زهرا خاوری از سوی استاد رهنما؛ نداشتن مشکل دیگر جز تهیه پایاننامه؛ نداشتن مشکل روانی؛ رد شدن مکرر پایاننامه از سوی استاد رهنما؛ فشارآوردن بیمورد از سوی استاد رهنما به زهرا خاوری؛ عدم همکاری استاد رهنما با زهرا و متوسل شدن او به استادان دانشکدهی زراعت؛ اظهارات گلمحمد طنین در مورد رد تحقیق زهرا خاوری که روی تغذیهی زمستانی بز و گوسفند انجام داده بود؛ اظهارات گلمحمد طنین در مورد تحقیق زهرا خاوری در فارم گاوداری در بینی حصار کابل و داشتن مشکل در رفتوآمد.
دفاعیهی متهم
وکیل مدافع گلمحمد طنین، این دلایل را برای رد اتهام دادستان در دادگاه ارایه کرده است:
انتخاب استاد رهنما به اختیار زهرا خاوری بوده است؛ ناموفقبودن زهرا در تحقیق تغذیهی زمستانی بز و گوسفند؛ انتخاب موضوع دوم تحقیق با مشورهی استاد رهنما (پرورش جوجه مرغ)؛ فراهم کردن وسایل مورد نیاز برای تحقیق زهرا به درخواست گلمحمد طنین؛ اجرای موفقانهی تحقیق عملی روی پرورش جوجه مرغها از سوی زهرا؛ عدم ارایهی پایاننامه به شکل مکتوب از سوی زهرا به گلمحمد طنین؛ اظهارات همکلاسیهای زهرا مبنی بر رضایت او از استاد رهنمایش؛ اظهارات استادان دانشکدهی وترنری و همکلاسیهای زهرا مبنی بر اخلاق خوب و برخورد نیکوی گلمحمد طنین با دانشجویانش؛ اظهارات محافظ و نظافتچیهای دانشکدهی وترنری مبنی به همکاری گلمحمد طنین با زهرا خاوری؛ شکایت زهرا خاوری در نامهاش از خانواده، دوستان و استادانش.
استدلال و ارزیابی دادگاه ابتدایی و استیناف کابل
دادگاه ابتدایی و دادگاه استیناف ولایت کابل در استدلالشان بهطور فشرده گفتهاند که در این پرونده به جز از ادعای خانوادهی زهرا و اظهارات خود زهرا خاوری قبل از مرگش، دلیل دیگری مبنی بر مجرم بودن گلمحمد طنین وجود ندارد. هیأت قضایی دادگاه استیناف گفته که دلایلی زیادی وجود دارد که به اثر آن زهرا خاوری دست به خودکشی زده و فقط پایاننامه را بهانه کرده، اما عامل اصلی آن را بیان نکرده است. دادگاه ابتدایی و استیناف کابل براساس دلیلهای ذیل، صورت دعوای دادستان را رد کرده و متهم را برائت داده اند:
براساس تحقیقات، پایاننامهای که زهرا آن را نوشته باشد و گلمحمد طنین آن را رد کرده باشد، «اصلا» وجود ندارد؛ اتهام عدم همکاری گلمحمد طنین با زهرا خاوری براساس تحقیقات و استعلامهای دانشکدهی وترنری رد شده است؛ انتخاب استاد رهنما به خواست دانشجو است. زهرا خاوری به درخواست خودش دو بار گلمحمد طنین را استاد رهنمای خود برگزیده است؛ اتهام تعصب نژادی به گلمحمد طنین وارد نیست، زیرا دانشجویان دیگر که از قوم هزاره هستند و گلمحمد طنین را بهعنوان استاد رهنمای خود برگزیده بودند، از رهنمایی او هنگام نوشتن پایاننامه رضایت دارند؛ براساس استعلام دانشکدهی وترنری دانشگاه کابل، روش و اصول پایاننامهنویسی را که گلمحمد طنین براساس آن با دانشجویان بهویژه زهرا خاوری کار کرده، مطابق با طرزالعمل و سیستم درسی این دانشکده است؛ اظهارات خانواده و هماتاقیهای زهرا خاوری در خصوص شکایت او از استاد رهنمایش براساس نامهی خودش تنها به گلمحمد طنین وارد نیست، زیرا او در نامهاش بهطور مشخص از گلمحمد طنین نام نبرده است؛ زهرا خاوری در نامهی خود از همه بهشمول خانواده خود و وضعیت اقتصادیاش شکایت داشته است؛ غیابت زهرا خاوری یک شب قبل از اقدام به خودکشی و همچنان غیابت در صبح روزی که مرگ موش خورده از ساعت 6 و 30 دقیقه تا 11 قبل از ظهر براساس حاضری خوابگاه. دادگاه غیابت او را بهدلیل نبود هیچ یک از اعضای خانوادهاش در کابل، پرسشبرانگیز خوانده است؛ براساس استعلام دانشکدهی وترنری زهرا در جریان تحصیلش یک سال ناکام مانده و این موضوع را از خانوادهاش پنهان کرده و همچنان دانشجوی آخرنمرهی کلاسش بوده است؛ تبادلهی پیامهای عاشقانه زهرا خاوری با فردی که در گوشیاش به اسم مادر خود ذخیره کرده، درحالیکه مادرش بیسواد است.


در اخیر دادگاه استیناف استدلال کرده که زهرا خاوری مشکلات فراوانی داشته است. از جمله مشکلات روحی، اقتصادی، دوری از خانواده، گوشهگیری، ناکامی در سال چهارم تحصیلی و در میان نگذاشتن مشکلاتش با کسی. از نظر دادگاه همهی این موارد باعث شده که او مرگ را نسبت به زندگی ترجیح بدهد.
چرا خانوادهی زهرا خاوری دادگاه را باخت؟
یکی از وکیلان مدافع زهرا خاوری که نمیخواهد در این گزارش از وی نام برده شود، میگوید دادگاه دلایل او و دادستان را «نادیده» گرفته و شبیه دفاعیه به نفع متهم استدلال کرده است. او میگوید از آنجایی که متهم، استاد یک دانشگاه دولتی بود، نهادهای دولتیای که در این پرونده دخیل بودند برای اینکه زیر سوال نروند، بهگونهی «درست» همکاری نکردند، بهویژه وزارت داخله، وزارت تحصیلات عالی، دانشگاه کابل و «حتا» دادگاه ابتدایی کابل.
این وکیل مدافع میگوید یکی از ضعفهای اصلی پرونده در مرحلهی تحقیق ابتدایی، ضبطنشدن وسایل خصوصی زهرا خاوری از جمله کمپیوتر و گوشی همراه او بود. به گفتهی او این وسایل حدود یک ماه در خوابگاه میماند و رمز عبور آن شکسته میشود و تمام مواد آن نیز حذف میشود.
«وقتی کمپوتر زهرا برای بررسی و بازیافت مواد حذفشده به کریمنال تخنیک وزارت داخله فرستاده شد، آنها به هیچ یک از سوالها ما پاسخ نداد، اینکه رمز عبور چگونه شکسته؟ سافت پایاننامه که در آن بوده، چه زمانی حذف شده؟ در دادگاه که این موضوع را مطرح کردیم که در پرونده ابهامات وجود دارد، قاضی توجهی نکرد و گفت وقت ما ضایع می شود».
این وکیل مدافع در پاسخ به این دلیل دادگاه که گفته «دلیل الزامی برای مجرم شناختن متهم در پرونده وجود ندارد»، میگوید داکتری که زهرا پس از خوردن زهر نزد او مراجعه کرده بود، در دادگاه شهادت داد که زهرا خاوری خودش به او اعتراف کرده که پس از رد پایاننامهاش بهخاطر فشار روانی شدید، مرگ موش خورده است.
«به نظر من دلیل محکمتر و قویتری نسبت به این وجود ندارد. بزرگترین دلیل همین است. و همچنان نامهاش موجود است که در دانشگاه چقدر توهین و تحقیر میشده است».
داکتر محمدشفیق صمدی، متخصص داخله عمومی در شفاخانهی درمان به اطلاعات روز میگوید که گروهی از دختران و پسران حوالی ساعت 12 و 20 دقیقهی ظهر روز یکشبنه 28 عقرب، زهرا خاوری را در این شفاخانه آوردند. او میگوید که زهرا خاوری حالت تهوع داشت و زمانی که ماجرا را پرسیدم، خودش گفت که بهخاطر رد پایاننامهاش تحت فشار روانی شدید قرار گرفته و مرگ موش خورده است.
داکتر صمدی می گوید که معدهی زهرا را بهدلیل آنکه بیش از دو ساعت از زمان خوردن مرگ موش میگذشته، شستوشو نداده زیرا شستوشوی معده فقط قبل از گذشت دو ساعت، بیمار را از مرگ نجات میدهد.
علی فرهنگ که این پرونده را بررسی کرده و فقط در یک جلسهی دادگاه استیناف بهعنوان وکیل مدافع زهرا خاوری حضور داشته، میگوید که نظر به وضعیت حاکم در دادگاههای منع خشونت علیه زن، هیأت قضایی میتوانست براساس همین دلایلی که در پروندهی زهرا خاوری وجود دارد، متهم را مجازات کند ولی احتمالا تحت تاثیر «فشار» با متهم «مسامحه» کرده است. به گفتهی او دادگاه ابتدایی کابل گاهی متهم را در شرایطی مجازات کرده که دلایل ضیعفتر از این وجود داشته است.
این وکیل مدافع میگوید که پولیس در مرحلهی تحقیق ابتدایی حرفهای عمل نکرده، زیرا وسایل مهم زهرا خاوری را ضبط نکرده و این وسایل که میتوانست اسناد مهمی پرونده باشد بهدست مسئولان خوابگاه افتاده و تمام محتوای آن حذف شده است. آقای فرهنگ معتقد است در صورتی که مواد حذفشدهی وسایل الکترونیک زهرا از جمله کمپیوتر، موبایل، کمره و مکالمات تلفنیاش بازیافت و بررسی میشد، بسیاری از مسایل روشن میشد یا دستکم ادعای متهم را که میگوید زهرا خاوری چیزی بهنام پایاننامه به او تحویل نداده، رد میکرد.
الیاس یورش، فیلمسازی که اخیرا در حال تهیهی مستندی در مورد زهرا خاوری است و پروندهی خودکشی او را از ابتدا تا انتها تعقیب کرده، میگوید که دعوای خانوادهی زهرا خاوری با استاد دانشگاه کابل، «یک مبارزهی نابرابر» بود. به قول او در یک طرف این دعوا یک خانوادهی روستایی بدون «حمایت و پشتوانهی سیاسی» قرار داشت و در طرف دیگر یک سیستم بزرگ به نام دانشگاه کابل و نظام تحصیلی افغانستان: «فقط یک استاد طرف دعوا نبود، دانشکده و دانشگاه و کل استادان دانشگاه کابل احساس خطر کردند و همدست شدند و گفتند که اگر امروز این استاد به دادستانی معرفی میشود، از این پس هر دانشجو میتواند علیه ما بایستد و اقامهی دعوا بکند. خانوادهی زهرا خاوری این قدرت را نداشتند که دادگاه را ببرد.»
او میگوید: «در دادگاه اول اینها (خانواده زهرا) تحقیر شدند و درست تحویل گرفته نشدند. برای استاد اجازهی صحبت زیاد داده میشد، برای اینها اجازهی صحبت کم داده میشد. فصاحت و بلاغت استاد و پدر روستایی زهرا اصلا قابل مقایسه نبود. اینها نتوانستد درست از داعیهی خود دفاع بکنند. این یک ناامیدی ایجاد کرد. ناامیدی از سیستم و از دادگاه.»
یونس خاوری، پدر زهرا خاوری به روزنامه اطلاعات روز میگوید که دادگاه نگاه «بیطرفانه» به پرونده نداشت و به همین دلیل از حکم آن رضایت ندارد. او میافزاید که هدفش از دعوا علیه گلمحمد طنین تنها مسألهی دخترش نبوده، بلکه میخواسته که دانشجویان دیگر با سرنوشت زهرا مواجه نشوند: «دادگاه برخورد یکسان با ما نداشت. استاد هر چه میگفت، دادگاه قبول میکرد و من و مادر زهرا وقتی دو کلمه حرف میزدیم، دیگر اجازه نمیداد. حرفهای ما شنیده نمیشد. دادگاه گلمحمد طنین را خیلی تحویل میگرفت و در اتاق گرم پذیرایی میکرد. ما در سردی زمستان و گرمی تابستان روی نیمکتها در بیرون مینشستیم».

تلاش کردیم پاسخ دادگاه عالی را نیز در خصوص ادعاهای خانواده و وکیلان مدافع زهرا خاوری در این گزارش داشته باشیم، اما موفق نشدیم.
متن نامهی منسوب به زهرا خاوری
«من رفتم به جهنم تا ابد تا همه از شر من خلاص شوند. چون من را هیچ کس در دنیا درک نکرد. همیشه وقت من بهخاطر مجبوری درس خواندم. دلم از درس خواندن سیاه شده بود، از گپهای استادان و برخوردشان، از کوچههای مندهای، از گپهای … هر دوز. جای برای زندگی کردن برای من نمانده در این دنیا. چیزی که از ریاست عدلی تقاضا دارم این است که من جهنمی شدم، حداقل جسد من را باند (بگذارد) که دفن شوم. من را فقط زیر خاک نمایید. کسی را که دلم برایش هر لحظه میسوزد مادر نازم بود که مرا در همه راستا کمک میکرد. گاهی اوقات آنقدر بیکس بودم که همه مرا توهین میکرد. حتا بهترین کسانی که از دل و جان دوستش داشتم و حتا کسی روزی از من پرسان نکرد که چه درد داری. من بودم و صنفی که هر استاد به نوبهی خود مرا اختطار میداد ناکام میشوی. اجازه نیست فقط در کل پوهنزی یک نفر درد بکشد و بسوزد یا این که من واسعه (واسطه) ندارم. واسطه من خدا است. باید من امروز به تاریخ 7/8/1396 از این دنیا بروم. هیچ کس به صحت من توجه ندارد. …
تجارب سخت از دنیا دارم. از زمان خردی تا کلانی. بدترین خاطرهها را از دوران پوهننون داردم. از پوهنزی دارم.
لیاف خودم در نزدیک یک پل، کوته سنگی، نزدیک یک دانه مکتب است، پیششان گیرو، به علتی که پول نداشتم. جزئیات دقیق را از صاحب خانه پرسان نمایید.
زهرای بیکس، غریب، بیچاره، دردکش، غمکش همه … یاد روزی افتاد که حتا بهترین دوستانم مرا توهین میکرد، حتا پدر نازم که بینهایت دوستش داشتم.»


واقعا این نامه دست خط خانم خاوری است؟