عیسا قلندر
طالبان در دوحه دعوت رسمی حکومت پاکستان را دریافت میکند. بعد باهم مینشینند که چند نفر به اسلام آباد بروند. هیأت مشخص میشود. اعضای هیأت لباسهای سفیدشان را میپوشند. دستارها را محکم میبندند و پتوهای شان را روی شانه انداخته، از قصری که دولت قطر در اختیار آنها گذاشته، خارج میشوند. موترهای لوکس را سوار شده به میدان هوایی میروند. یک پرواز اختصاصی منتظر آنهاست تا از دوحه بپرد و در اسلام آباد بنشیند. وقتی به اسلام آباد میرسند، با پذیرایی و مهماننوازی گرم مقامات پاکستانی مواجه میشوند. نشست آغاز میشود و وزیر خارجهی پاکستان اعلام میکند که حکومت پاکستان برای برقراری صلح در افغانستان تلاش میکند.
خبرها به کابل میرسد. وزارت خارجهی افغانستان از این نشست حمایت میکند، اما این حمایت یک شرط شینگدار دارد و آن این است که رهبری این نشستها باید بهدست حکومت افغانستان باشد. ارگ ریاستجمهوری خبر میشود که وزارت خارجه پیشدستی کرده و از این نشست حمایت کرده. فورا واکنش نشان میدهد و میگوید که موقف وزارت خارجه، موقف حکومت افغانستان نیست، بلکه نظر شخصیشان است. ارگ ریاستجمهوری از پاکستان شکایت میکند و میگوید که پاکستان بهجای دعوت مقامات طالبان، بهتر است پناهگاههای امن آنها در پاکستان را از بین ببرد. بهنحوی دعوت طالبان را یک عمل منافقانه میخواند و بهخاطر این منافقت، وزیر خارجهی پاکستان را همتای وزیر خارجهی افغانستان میخواند. خون در وزارت خارجه به جوش میآید. اینبار صدای اعتراض از این نهاد بلند میشود و میگوید که وزیر خارجهی پاکستان پیش از اینکه همتای وزیر خارجه افغانستان باشد، بیشتر همتای همایون قیومی و حمدالله محب است. کار به جایی میرسد که معین سیاسی وزارت خارجه به این نتیجه میرسد که «اوه بر پدرش نالت! این خو بیاحترامی رییسجمهور است». فورا کنفرانس خبری ترتیب میدهد و اعلام میکند که آنچه را سخنگوی وزارت خارجه گفته، به هیچ عنوان موقف این وزارت نیست، بلکه آنچه را سخنگوی ارگ گفته درست است. سخنگوی وزارت که میبیند یک پیسه شده، به معین سیاسی کنایه میزند که انتخابات گذشته و کمپینها تمام شده کاکاجان و از او خواهش میکند که از حال و هوای کمپین برای غنی بیرون بیاید.
قصه کوتاه، داستان این درگیری درونی حکومت وحدت ملی به بیرون از افغانستان میرسد. گفته میشود که وزیر خارجهی پاکستان یک پیام را هم به جناح ارگ هم به جناح ریاست اجراییه فرستاده و در این پیام به آنها گفته که «پاکستان از تبادل نظر هر دو طرف حمایت همهجانبه میکند، اما به هیچ عنوان طرفدار خشونت نیست. اختلافات شما طبیعی و سازنده و دوامدار است، هیچ بنیبشری از شما توقع ندارد که اختلافاتتان را کنار بگذارید.»
طالبان نیز که از نزدیک اوضاع حکومت را رصد میکند، در واکنش به درگیریهای ارگ و وزارت خارجهی افغانستان گفته که «جنگ امباقها دیدنی است. شیرینکاریهایشان دیدنی است. اختلافاتشان دیدنی است. جنگ امباقها، جنگ یکروزه یا دهروزه نیست، جنگ مداوم است. این جنگ برای نان، برای خوشنامی، برای لباسهای مرغوب، برای خانهی مطلوب و در نهایت برای شوهر بیچاره است. هههههههه.»
در همین حال کارشناسان که از سر و رویشان ناامیدی میبارد، با بیمیلی تمام در این باره ابراز نظر میکنند.
آقای طارق فضلاللهی میگوید «صلح بهانه است، موضعگیریهای ارگ و وزارت خارجه در حقیقت عقدهگشایی علیه هم است. همه میدانیم که حکومت افغانستان نه حرف اول را در پروسه صلح میگوید و نه حرف آخر را. چون هر لحظه ممکن است تویت تازهای از حساب ترامپ پخش شود و همهچیز را از بنیاد متوقف کند. آن وقت چه حق با ارگ باشد چه با وزارت خارجه، هیچ کاری از اینها ساخته نیست.»
زلمی مقبول میگوید «فضا بهگونهای است که اگر آدم نظر واقعیاش را بگوید، فورا به جاسوسی متهم میشود. اما اختلافات درونی در حکومت، پیش از آنکه به نفع یکی از جریانها باشد، به نفع طالبان و کشورهای همسایه مانند ایران و پاکستان است. هیچ چیزی برای محمود قریشی یا جواد ظریف بهتر از زدن مقامات افغانستان به سر و … همدیگر نیست. از نظر من هم سخنگوی وزارت خارجه هم سخنگوی ارگ ریاستجمهوری بچهاند. موضعگیریشان در قبال نشست طالبان در اسلام آباد هم بچهبازی است.»
بانو نجوا متعهد میگوید «ما پیش از اینکه روی صلح با طالبان کار کنیم، باید میان جریانهای درون حکومت یک توافق نظر ایجاد کنیم. شما موقف ارگ را دیدید، موقف وزارت خارجه را دیدید، موقف وزارت صلح را هم دیدید. ارگ وزارت خارجه را نمیپذیرد، وزارت خارجه ارگ را. وزارت صلح هیچکدام را حق نمیدهد در مورد صلح ابراز نظر کند. حالا افغانستان نیاز به نهاد یا قدرتی دارد که این دیوانگیها را جمع کند.»
از نظر من حق هم با ارگ ریاستجمهوری است، هم با وزارت خارجه هم با وزارت صلح. در این میان آنکه نه حقی دارد و نه اهمیتی، مردم است. مثل همیشه.
