آگاهی غنی‌سازی‌شده | طنز

سخیداد هاتف

عبدالحمید مردی است 73 ساله. اول رای نمی‌داد، یعنی فکر می‌کرد نمی‌تواند رای بدهد. کسی به او گفته بود که افراد بالای 70 طبق قانون حق رای‌دادن ندارند. بعد شگوفه، یکی از معلمان منطقه، که شنیده بود عبدالحمید توسط یک خدازده‌ی بلازده‌ی قانون‌نپوه از رای‌دادن محروم شده، به خانه‌ی عبدالحمید رفته بود و صدها ورق کنوانسیون بین‌المللی و ده‌ها عکس از زنان و مردان 90 ساله را به او نشان داده بود تا متقاعدش کند که تا زنده است می‌تواند رای دهد. اما این پایان کار نبود برای عبدالحمید. حالا او باید تصمیم می‌گرفت که به کدام نامزد انتخابات ریاست‌جمهوری رای بدهد. این دفعه شگوفه عصبانی شده بود و به او گفته بود:

«کور که نیستی. برنامه‌های نامزدها را بخوان و ببین کدام یکی به نفع مملکت است.»

عبدالحمید گفته بود که خواندن و نوشتن یاد ندارد. شگوفه گفته بود:

«خوب، پس شب‌ها تلویزیون تماشا کن.»

عبدالحمید گفته بود که خانه‌ی‌شان برق و تلویزیون ندارد. شگوفه گفته بود:

«خیلی خوب، پس من کسی را می‌فرستم که نامزدهای انتخابات و برنامه‌های‌شان را برایت معرفی کند. آن وقت تصمیم بگیر که به چه کسی رای بدهی.»

و این‌گونه بود که پای استاد نظرمحمد آگاه به خانه‌ی عبدالحمید باز شد. استاد نظرمحمد آگاه اعتقاد داشت که هر شهروند افغانستان حق دارد به صورتی کاملا آگاهانه از رای خود استفاده کند. شگوفه از استاد آگاه خواهش کرده بود که برود و کله‌ی بابه عبدالحمید را باز کند. استاد نظرمحمد آگاه معتقد بود که شهروندان افغانستان از بیدارترین و هوشیارترین شهروندان جهان‌اند. این قدر هست که به آنان فرصت داده نشده تا در پرتو اطلاعات صحیح در مورد سرنوشت خود تصمیم بگیرند. استاد آگاه مجموعه‌ای از عکس‌ها و منشورها و بریده‌های روزنامه را با خود برداشت و رفت به خانه‌ی بابه عبدالحمید.

استاد آگاه، پس از احوال‌پرسی‌های مقدماتی، عکسی را از میان عکس‌های نامزدها بیرون آورد تا درباره‌ی آن نامزد سخن بگوید. بابه عبدالحمید نگاهی به عکس انداخت و گفت:

«نه نه، به این مرده‌گاو رای نمی‌دهم.»

استاد آگاه تکان خورد و از بابه عبدالحمید پرسید که مگر آن نامزد را می‌شناسد. عبدالحمید گفت:

«نه، نمی شناسمش. ولی از چشم‌هایش معلوم است که بسیار بی‌ناموس است.»

استاد عکس دیگری را پیش روی عبدالحمید گذاشت. بابه عبدالحمید چیزی نگفت. استاد آگاه لحظه‌ای منتظر ماند. عبدالحمید چیزی نگفت. استاد آگاه گفت:

«بسیار خوب، اجازه بدهید که این نامزد را برای شما معرفی کنم.»

بابه عبدالحمید گفت:

«معرفی نکن. این همان سگی نیست که آن دفعه آمده بود می‌گفت من برای هرخانه یک جانلیتور می‌خرم که هیچ خانه بی‌برق نماند؟ می‌گفت من شیر بُزهای‌تان را به تیل تبدیل می‌کنم.»

استاد آگاه عکس دیگری را باز کرد و گفت:

«این عکس آقای…»

بابه عبدالحمید گفت:

«این نجس خیلی پدرلعنت است.»

استاد آگاه گفت:

«ببین بابه، به من گفتند که تو چون از نامزدها شناخت نداری، در رای‌دادن مشکل داری. حالی که می‌بینم تو همه‌ی این نامزدها را می‌شناسی و سرشان قهر هم هستی.»

بابه عبدالحمید گفت:

«می‌بینی که زانوی من درد می‌کند و چند ماه است که نمی‌توانم از خانه بیرون بروم.»

استاد آگاه گفت:

«خیر است. در روز رای‌دهی من می‌آیم و ترا با موتر به مرکز رای‌دهی می‌برم.»

بابه عبدالحمید گفت:

«نه، منظورم چیز دیگری بود. در خانه‌ی ما به‌غیر من مرد دیگری نیست. شش سیاه‌سر هستند که با آن‌ها گپ زده نمی‌شود. بیرون من رفته نمی‌توانم که خودم را پیش مسجد برسانم و با مردهای دیگر گپ بزنم.»

استاد آگاه پرسید:

«چرا با زنان خانه گپ زده نمی‌شود؟»

بابه عبدالحمید گفت:

«گپ‌های دیگر زده می‌شود. ولی من دلم برای دَو زدن تنگ شده. هفت ماه است که به خدا باور کنی یک نفر از این مرده‌گاوها را دامن گفته دشنام نداده‌ام.»

استاد آگاه گفت:

«پدر جان، می‌خواهی رای بدهی یا نمی‌خواهی؟»

بابه عبدالحمید گفت:

«نه، رای نمی‌دهم. مگر یک مهربانی بکن. عکس‌های همین بی‌ناموس‌ها را در کف خانه فرش کن یا به دیوار تکیه بده که من از یک طرفه دشنام داده دلم را سرشان خالی کنم. خوب است امروز زن‌ها در خانه نیستند.»

استاد نظرمحمد آگاه گفت:

«زشت است بابه. به خدا زشت است…»

(متاسفانه در این قسمت اعصاب بابه عبدالحمید داغ شد و استاد نظرمحمد آگاه ناگزیر شد با دست خالی از خانه‌ی او فرار کند. در حال فرار، استاد دشنام‌های شنیع بابه عبدالحمید را می‌شنید که خطاب به اولین عکس ایراد می‌شدند).

از روزنامه‌نگاری مستقل حمایت کنید

محدودیت‌های گسترده بر رسانه‌ها و فضای عمومی در افغانستان، دسترسی شهروندان به اطلاعات مستقل را محدود کرده است. در چنین شرایطی، «اطلاعات روز» متعهدانه و مستقل به کار خود ادامه می‌دهد تا حقیقت قربانی خاموشی و فراموشی نشود.

ما وابسته به هیچ قدرتی نیستیم و تنها برای مردم می‌نویسیم.

مأموریت ما افشای فساد، بازتاب صدای سرکوب‌شدگان، تقویت پاسخگویی صاحبان قدرت، و پشتیبانی از چشم‌اندازی است که در آن همه شهروندان افغانستان از حقوق و آزادی‌های برابر برخوردار باشند و در صلح زندگی کنند.

خبرنگاران ما در شرایط دشوار و گاه خطرناک فعالیت می‌کنند تا گزارش‌های دقیق، منصفانه و مبتنی بر واقعیت منتشر شود و روایت‌های مردم به حاشیه رانده نشود. تداوم این کار، به حمایت مخاطبان و حامیان مستقل وابسته است.

هر کمک، فارغ از میزان آن، به ادامه روزنامه‌نگاری مستقل کمک می‌کند. اگر امکان کمک مالی ندارید، همرسانی این درخواست و تشویق دیگران به حمایت نیز سهمی مهم در تقویت این مسیر دارد.

در کنار حقیقت بایستید
از اطلاعات روز حمایت کنید

برای حمایت اینجا کلیک کنید
با دیگران به‌‌ اشتراک بگذارید
بدون دیدگاه