منبع: فارین پالیسی
نویسنده: نیل جوییک
برگردان: حمید مهدوی
اخیرا تیتر خبرها برای رییس جمهور اوباما نامهربان، اما ناعادلانه نبودهاند. با تکمیل سفر آسیایی رییس جمهور اوباما، سفری که گفته میشد برای برجسته ساختن به اصطلاح «محور آسیا» روی دست گرفته شده است، از جاهطلبی او کاسته شده بود. سفر رییس جمهور اوباما تلاشی بود در راستای بازیابی موقف طبیعی ایالات متحدهی امریکا به عنوان یک قدرت در اقیانوس آرام و یک متحد قابل اعتماد.
تیتر روزنامهی نیویورک تایمز در 25 ماه اپریل به صورت واضحتر به این مسئله پرداخت: «اوباما از جاپان و شرق میانه عقبنشینی میکند». اوکلند نیوز، که خوانندهی آن بهمراتب کمتر است، نامهربانتر بود: «سیاست خارجی رییس جمهور اوباما، وضعیت وخیم دارد».
اما رییس جمهوری که احتمالا با تشویقهای مردم مالیزیا تقویت شد، اکنون فرصت دیگری در اختیار دارد تا ثابت کند که منتقدان او در اشتباهاند و موفقیت مهمی را برای سیاست خارجیاش، این بار در افغانستان رقم زند. انتخابات اخیر افغانستان ارزش فرایند دموکراتیک را نشان داد، انتخاباتی كه با رقابتهای انتخاباتی منسجم، شرکت گستردهی رایدهندگان و کاهش چشمگیر بینظمیها در جریان رایدهی، در یک فضای مسالمتآمیزتر برگزار شد.
در حالی که رهبران افغانستان بعد از سه دهه اختلال مدنی و خشونت، به دنبال در اختیار گرفتن کنترول کشورشان هستند، انتخابات ماه اپریل در مقایسه با انتخابات سال 2009 که به شکل گسترده با تقلب همراه بود، نقطهی عطف مهمی است. علاوه براین، دو مردی که راهی دور دوم انتخابات شدهاند، عبدالله عبدالله و اشرف غنی احمدزی، روابط ناخوشآیندی با ایالات متحده را به ارث خواهند برد، روابطی که حامد کرزی در زمان ریاستش آن را ایجاد کرد. هردو نامزد قول دادهاند که موافقتنامهی دوجانبهی امنیتی را امضا خواهند کرد، موافقتنامهای که آقای کرزی گفتوگوها در مورد آن را پیش برد، اما تاکنون از امضای آن خودداری کرده است.
بعد از تکمیل شدن دور دوم انتخابات، ایالات متحده فرصت دارد تا با دولت منتخب، پروژههایی را که آغاز شده و به دلیل حملهی تروریستهای القاعده برخاک ایالات متحده ناتمام ماندهاند، نهادینه سازند.
اوباما هرگز موفق نشد تا با کرزی گام درستی بردارد و متأسفانه در ماه دسامبر سال 2009، بدون اینکه واضح باشد كه شرایط براي چنین تصميمی سازگار است، اعلام کرد که او نیروهای ایالات متحدهی امریکا را از افغانستان خارج خواهد کرد. این انتخابات برای واشنگتن دلیل خوبی است تا شرایط را بار دیگر بررسی کرده و با حکومت جدید در راستای ادامهی فرایند انکشاف و بهبود امنیت کار کند. این انتخابات همچنین به کابل امید میدهد تا کشور روی پای خود بایستد، این بدین معنا است که آموزش و پرورش، رشد اقتصادی، مراقبتهای بهداشتی و بسیاری از پیشرفتهای اجتماعی مهمتر از نیاز اساسی تأمین امنیت اند.
اما کابل نمیتواند به تنهایی این کار را انجام دهد. موجودیت یک حکومت پایدار و مؤثر که در موجودیت آن از درگیریهای خشونتآمیز خبری نباشد، ممکن نخواهد بود، مگر اینکه ایالات متحدهی امریکا به مناطق مرزی توجه داشته باشد و در صورت عدم توجه، ایالات متحده و تعامل دیپلماتیک آن خواهد گندید.
موافقتنامهی دوجانبهی امنیتیای که تاکنون امضا نشده است و هدف آن حفظ حضور تعداد اندک نیروهای امریکایی در افغانستان است و احتمال امضای آن اکنون بیشتر است، به تنهایی، راهحل چالشهایی نیست که افغانستان و سیاست خارجی ایالات متحدهی امریکا با آن روبهرو اند.
اگر ایالات متحدهی امریکا میخواهد از خود یک کشور خرد شده در جنگ و تهدیدی برای امنیت امریکا و ثبات جهانی برجای نگذارد (افغانستان را ترک نکند)، حداقل چهار نتیجهی مهم و بههم پیوسته را میتوان انتظار داشت. اولین نتیجه، جلوگیری از تبدیل شدن دوبارهی کشور به پناهگاه امن تروریستهاست. این نتیجه صرف زمانی ممکن است که به نتیجهی دوم دست یافته باشیم: جلوگیری از جنگ داخلی دیگر. جلوگیری از جنگ داخلی به دستیابی به سومین نتیجه ضرورت دارد؛ یافتن فضای سیاسی برای هند و پاکستان تا بتوانند به شکل سیاسی با دولت افغانستان تعامل کنند و همچنین به منظور جلوگیری از جنگ نیابتی نظامی پس از سال 2014 نیز با همدیگر نیز تعامل سیاسی کنند. این امر به نوبت خود نیز تحقق نخواهد یافت، مگر اینکه به چهارمین نتیجه دست یابیم: حفظ حضور سازندهی امریکا.
با توجه به بحرانهای دیگری که هم اکنون برای جلب توجه محدود اوباما با هم در رقابت اند، دستیابی به هیچکدام اینها آسان نخواهد بود. بیتوجهی در مراحل اولیهی بحرانهایی چون بحران شمال آفریقا، شرق میانه، اوکراین و شرق آسیا شرایط را برای ناامنی و بیثباتی منطقهای فراهم کرد. بیتوجهی به پیامدهای پس از سال 2014 در افغانستان نیز نتایج مشابهی را در پی خواهد داشت. اوباما در سال 2008، زمانی که نامزد انتخابات ریاست جمهوری بود، وعده داد که «جنگ علیه القاعده و طالبان را مهمترین اولویتش قرار خواهد داد» و اضافه کرد: «این جنگی است که ما باید آن را ببریم». هنوز برای تحقق بخشیدن به این تعهد دیر نشده است.
