روزهای سرنوشت‌ساز خاورمیانه

جلیل پژواک
جلیل پژواک
جلیل پژواک دانشجوی مهندسی است و از 2013 تا حال خبرنگاری، گزارشگری و ترجمه می‌کند.

فارن پالیسی ـ استفن کوک
ترجمه: جلیل پژواک

از جنگ جهانی دوم به بعد، منافع اصلی که سیاست ایالات متحده را در خاورمیانه شکل داده این سه مورد بوده است: اطمینان از جریان آزاد انرژی از این منطقه، کمک به تأمین امنیت اسراییل و اطمینان از این‌که هیچ دولت یا گروهی از دولت‌ها نتوانند قدرت امریکا را به‌نحوی به چالش بکشند که دو مورد اول در معرض خطر قرار بگیرد. به عبارت دیگر، گذشته از دلایل استراتژیک، تاریخی و سیاسی روابط «ویژه» ایالات متحده و اسراییل، دلیل این‌که چرا اصلا ایالات متحده در خاورمیانه حضور دارد، نفت است.

به همین دلیل این لحظات (روزهای پس از حمله به مهم‌ترین تأسیسات نفتی عربستان سعودی) بسیار مهم است. نحوه‌ی پاسخ دولت ترمپ به این حمله نشان خواهد داد که آیا نخبگان ایالات متحده هنوز منابع انرژی خاورمیانه را از جمله‌ی منافع اصلی خود می‌دانند یا خیر و آیا امریکا، آن‌طور که بسیاری در منطقه حدس می‌زنند، واقعا دارد رختش را از خاورمیانه جمع می‌کند یا این تصور غلط است.

صبح شنبه وقتی رسانه‌ها از حمله بر تاسیسات نفتی عربستان سعودی در «ابقیق» و «خوریص» خبر دادند و این‌که این حمله احتمالا کار حوثی‌ها بوده است، بحث کارشناسان سیاست خارجی در مورد تقصیر عربستان سعودی در رنج یمن و این‌که ایران تا چه حد بر حوثی‌ها، گروهی که سعودی‌ها با آن در جنگند، نفوذ دارد، در گرفت. این بحث پس از آن بالا گرفت که «مایک پمپئو»، وزیر امور خارجه ایالات متحده مشخصا ایران را به دست داشتن در این حملات متهم کرد. گمانه‌زنی‌ها این بود که هرچند احتمال دارد که تهران به‌طور غیرمستقیم در این حمله دست داشته باشد اما پمپئو -جنگ‌طلبِ ضدایران- با انداختن تقصیر مستقیما به گردن ایران، خیلی زیاده‌روی کرده است. این با توجه به سابقه‌ی طولانی ایران در خودداری از رویارویی مستقیم و به‌جای آن حمایت مالی، فنی و تسلیحاتی از عناصر نیابتی برای انجام کارهای کثیف تهران در منطقه، یک موضع غیرمنطقی نیست. برخی کارشناسان با پمپئو در این‌که نقش ایران در این حملات واضح است، موضعی که با افزایش گزارش‌ها مبنی بر استفاده از موشک‌های کروز در این حملات قوی‌تر شده است، موافق بودند.

پس از دیدار «فرانکلین روزولت»، رییس‌جمهور امریکا و عبدالعزیز، پادشاه عربستان سعوی در اوایل سال 1945، ایالات متحده سیاست‌هایی را در پیش گرفت که جریان آزادانه‌ی صادرات نفت از خاورمیانه به جهان بیرون را تضمین کند. عملیات «توفان صحرا» در سال 1991 همزمان «جنگی برای نفت» و جنگی برای محافظت از جریان آزاد نفت نبود. همان‌طور که «جورج اچ‌ دبیلو بوش»، رییس‌جمهور وقت امریکا تصریح کرد، اصول خاصی در تصمیم واشنگتن برای اعزام 540 هزار امریکایی به عربستان و سپس استفاده از زور برای بیرون‌راندن نیروهای صدام حسین از کویت دخیل بوده است. کاری را که صدام در پیش گرفته بود آینده‌ی بسیار خطرناکی داشت. این توجیه درخوری نبود اما [صدام حسین] داشت با نقض هنجارهای بین‌المللی منافع امریکا را نیز تهدید می‌کرد. اگر صدام در کویت پیروز می‌شد، احتمالا جرأت تهدیدکردن اسراییل را نیز پیدا می‌کرد و احتمالا با مختل‌کردن منابع و جریان نفت، بلای جان عربستان و دیگران می‌شد و سرانجام هژمونی امریکا را در منطقه به چالش می‌کشید. به همین دلیل است که در تابستان 1990، درست سه روز پس از ورود تانک‌های عراقی به خاک کویت، بوش اعلام کرد که این‌ کار «تجاوز بر کویت» است و به این‌جا ختم نخواهد شد.

ایالات متحده فقط در لحظات بحرانی مانند حمله‌ی صدام حسین به کویت نبوده که سعی کرده است از جریان آزادانه‌ی نفت منطقه محافظت کند. کل رویکرد ایالات متحده نسبت به خاورمیانه، از دیپلماسی روزمره گرفته تا امورات پرمخاطره مانند سیاست «مهار دوگانه» و حتا مذاکره در مورد برجام، در جهت امن‌ ساختن تنگه‌ی هرمز برای عبور تانکرهای نفت بوده است.

سیاست‌گذاران واشنگتن دیرزمانی‌ست مجبورند تا با روابط استراتژیک ایالات متحده با جنرال‌ها، پادشاهان و رؤسای جمهوری بسازند که بر مردم خود ظلم می‌کنند، ارزش‌هایی را که برای امریکا عزیز است، مسخره می‌کنند و از ایالات متحده می‌خواهند که امنیت آن‌ها را تأمین کند. همه‌ی این‌ها به‌خاطر نفت است. در اجلاس «گروه هفت» که در ماه آگست در «بیاریتز» فرانسه برگزار شد، رییس‌جمهور ترمپ از عبدال‌فتاح السیسی، رهبر مصر به‌عنوان «دیکتاتور مورد علاقه»اش نام برد. اما علاقه‌ی شخصی رییس‌جمهور، هرچند که ممکن است شرم‌آور باشد، چیزی نیست که روابط ایالات متحده را سمت و سو دهد. مصر و کانال سویز دو بخش مهم نظم منطقه‌ای به رهبری ایالات متحده است که به واشنگتن کمک می‌کند تا منافع خودش به خصوص جریان آزاد نفت و انرژی را دنبال کند.

اهمیت نفت برای ایالات متحده ممکن است با پیشرفت تکنالوژی و دست‌یابی به انرژی جایگزین، وسایل نقلیه برقی و باتری‌های بهتر و ارزان‌تر، تغییر کند اما در عین‌حال منابع انرژی خاورمیانه همچنان علاقه اصلی ایالات متحده باقی می‌ماند و شکوفایی امریکا و جهان (که به‌صورت ناگسستنی با هم مرتبطند) همچنان مبتنی بر کاربن خواهد بود. به همین دلیل است که منفعل‌بودن دولت ترمپ در واکنش به تهدیداتی که متوجه نفت است، این‌قدر عجیب واقع شده است.

رهبران ایران از وقایع اخیر در خلیج فارس به این نتیجه رسیده‌اند که می‌توانند با مصئونیت اقدام کنند. در طول بهار و تابستان سال جاری، سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران شروع به بمب‌گذاری تانکرها کرد، پس از آن یک هواپیمای بدون سرنشین ایالات متحده را ساقط کرد و سپس دست به مختل‌کردن تردد تانکرها در تنگه‌ی هرمز زد. پاسخ دولت ترمپ از جمله راه‌اندازی ماموریت امنیتی دریایی جدید با متحدانش و وضع تحریم بر ایرانیانی که هرگز به ایالات متحده سفر نخواهند کرد و دارایی نیز در آن‌جا ندارند، در کل ضعیف بود. حالا اگر حرف وزیر خارجه‌ی ایالات متحده راست باشد، ایران نقاط مهمی را در زیرساخت نفت عربستان سعودی هدف قرار داده و جریان مقدار قابل‌توجهی از نفت خام را به بازار جهانی قطع کرده است.

ایرانیان و سایر مخالفان ایالات متحده در منطقه به این نتیجه رسیده‌اند که ترمپ پرسروصدا است اما در عمل کاری انجام نمی‌دهد. کسی خواهان جنگ نیست اما این باور وجود دارد که اگر امریکا ساقط‌‌شدن هواپیمای بدون سرنشینش به دست ایران را تلافی می‌کرد، ایرانی‌ها شاید پیش از برداشتن قدمی به بزرگی حمله به ابقیق و خوریص، لحظه‌ای تأمل می‌کردند. البته هیچ سیاستی خالی از خطر نیست و خطرات درگیری منطقه‌ای گسترده در همه جا وجود دارد اما ایرانیان (اگر پشت این حملات باشند) اکنون کل منطق سرمایه‌گذاری 70 ساله ایالات متحده را در خاورمیانه، به آزمایش گرفته‌اند. اگر ترمپ پاسخ نظامی ندهد، ایالات متحده باید بارو بندیلش را از خاورمیانه جمع کند و به خانه برود.

از روزنامه‌نگاری مستقل حمایت کنید

محدودیت‌های گسترده بر رسانه‌ها و فضای عمومی در افغانستان، دسترسی شهروندان به اطلاعات مستقل را محدود کرده است. در چنین شرایطی، «اطلاعات روز» متعهدانه و مستقل به کار خود ادامه می‌دهد تا حقیقت قربانی خاموشی و فراموشی نشود.

ما وابسته به هیچ قدرتی نیستیم و تنها برای مردم می‌نویسیم.

مأموریت ما افشای فساد، بازتاب صدای سرکوب‌شدگان، تقویت پاسخگویی صاحبان قدرت، و پشتیبانی از چشم‌اندازی است که در آن همه شهروندان افغانستان از حقوق و آزادی‌های برابر برخوردار باشند و در صلح زندگی کنند.

خبرنگاران ما در شرایط دشوار و گاه خطرناک فعالیت می‌کنند تا گزارش‌های دقیق، منصفانه و مبتنی بر واقعیت منتشر شود و روایت‌های مردم به حاشیه رانده نشود. تداوم این کار، به حمایت مخاطبان و حامیان مستقل وابسته است.

هر کمک، فارغ از میزان آن، به ادامه روزنامه‌نگاری مستقل کمک می‌کند. اگر امکان کمک مالی ندارید، همرسانی این درخواست و تشویق دیگران به حمایت نیز سهمی مهم در تقویت این مسیر دارد.

در کنار حقیقت بایستید
از اطلاعات روز حمایت کنید

برای حمایت اینجا کلیک کنید
با دیگران به‌‌ اشتراک بگذارید
بدون دیدگاه