۱۸ سال پیش، وقتی که نیروهای ایتلاف حملاتشان را بر مواضع جنگجویان وابسته به گروه طالبان و شبکهی القاعده در شهر لشکرگاه، مرکز ولایت جنوبی هلمند آغاز کرد، اسدِ دوساله اولین گامهای زندگی خود را برمیداشت.
او که در دوسالگی میتوانست تلوتلوخوران راه برود و بر پاهایش بیایستد، در اواخر خزان سال ۱۳۸۰ خورشیدی دچار نوعی اختلال ناشناختهی در راهرفتن شد. همزمان با آن درد شدیدی از ناحیهی پا اسد را میرنجاند.
خانوادهی اسدالله در روستای دورافتادهی «تور تانک» در حومهی شهر لشکرگاه زندگی میکند. این روستا در آن هنگام خط نخست مواضع جنگجویان طالبان و القاعده در جنگ با نیروهای ایتلاف بود. در روستای تور تانک همزمان با آنکه درگیریها میان دو طرف اوج میگرفت و بخشی از این روستا از وجود این جنگجویان پاکسازی میشد، بیماری اسد نیز شدیدتر میشد. این وضعیت تا ماهها در این روستای دورافتاده ادامه یافت.
پس از آن که این درگیریها اندکی فروکش میکند، پدر و مادر اسد فرصت می یابند و او را به شفاخانهای در مرکز شهر برساند. درگیریها در این شهر باعث شده بود که شفاخانهها با امکانات کم فعالیت داشته باشند. با این حال اما، پدر و مادر اسد برای تداوی تنها فرزندشان امید به این شفاخانهها میبندند و اسد را برای تداوی در یکی از آنها میرسانند.
پزشکان در نخستین لحظات مراجعهی آنان براساس تجربه، نه معاینات طبی، تشخیص میدهند که اسد مبتلا به بیماری ناعلاج فلج کودکان (پولیو) شده است؛ بیماریای که پزشکان از آن به پدر و مادر او چیزی نمیگویند و فقط چیزی که گفته میتوانند، این است: «با توکل به خداوند فرزند شما را معالجه میکنیم»؛ وعدههای ناممکن از روی همدردی با پدر و مادر اسد.

این وعدهی داکتر، پدر و مادر اسد را برای تداوی فرزندشان امیدوارتر میکند. آنان به همین خاطر تلاششان را برای تداوی فرزندشان شدت میبخشند و چشم بر بهبودی اسد میدوزند. این تلاشها تا هفتهها ادامه مییابد، اما اسد هر روز تکیدهتر و وضعیت صحیاش نیز وخیمتر میشود.
پدر و مادر اسد پس از بارها مراجعه به شفاخانهها و عدم بهبود وضعیت صحی تنها فرزندش در آن زمان، پزشکان معالج را تحت فشار قرار میدهند که «چرا صحت اسد با وجود تطبیق دوای تجویزشده، بهبود نمییابد»، اما پزشکان در آخرین تقلا برای خودداری از گفتن این واقعیت، مجبور میشود به آنان بگویند که نوعیت بیماری اسد «پولیو» است و علاج ندارد.
پس از آن، مادر و پدر اسد، به توصیهی پزشکان، دست از تداوی اسد میکشند و به جای آن برای او «ولچر» میگیرند تا بتواند با آن، معلولیت پاهایش را تا حدی جبران کند.
اسد چگونه واکسیناتور شد؟
بیماری پولیو به مرور زمان در جان اسد ریشه میدواند، با او رشد میکند و او را از ناحیهی پا فلج میکند: «این بیماری مرا از ناحیهی پا فلج کرده است. من در اثر آن با محدودیتهای زیادی مواجه بودهام؛ طوری که نمیتوانستم مثل دیگر همسالانم بدوم، بازی کنم، مکتب بروم، نماز بخوانم و یا هم به سایر کارهای روزمرهام بپردازم. من هماکنون با آن عادت کردهام، وگرنه در مقایسه با دیگران همیشه با مشکلاتی مواجه بودهام.»
اسد سالها در خانه میماند؛ اما تلاش میکند محدودیت یک فرد معلول را به چالش بکشد. او با کمک مادرش در 15 سالگی خیاطی را یاد میگیرد: «در آن سال من کودک ۱۵ ساله بودم. من و چهار برادر و چهار خواهر و مادرم زندگی دشواری داشتیم. مادرم در خانه خیاطی میکرد و به سختی خرج و مصارف ما را تأمین و ما را به مکتب روان میکرد. آن زمان مجبور بودم که در تأمین مصارف خانه با مادرم همکاری کنم و برای همین شغل خیاطی را یاد گرفتم. پس از آن در تابستان سال گذشته بود که علاوه بر مکتبرفتن و کار خیاطی، در جمع واکسیناتوران ویروس پولیو پیوستم.»
اسدالله در یکی از روزهای تابستان سال ۱۳۹۷ برای مراجعه بهخاطر بیماریاش نزد پزشکی به یک مرکز صحی برای معلولان در شهر لشکرگاه میرود و در آن جا با یکی از مسئولان «برنامهی محو پولیوی وزارت صحت عامه» آشنا میشود. این مسئول وزارت صحت عامه از او درخواست میکند که بهعنوان مسئول این برنامه در این ولایت کار کند. دلیل برای این درخواست نیز «معلولیت او بهعنوان قربانی پولیو» است؛ اقدامی که میتواند خانوادههای هلمندی را بهتر قانع کند که اجازه دهند فرزندانشان واکسین پولیو شود.
پس از آن اسد بهعنوان مسئول این برنامه در هلمند کارش را آغاز میکند. او در یک تیم ششنفری پابهپای همکارانش برای تطبیق واکسین پولیو برای بخشی از ۹.۹ میلیون کودک در معرض ابتلا به این بیماری، خانهبهخانه در حومههای شهر لشکرگاه میگردد.

اسد علاوه بر تطبیق واکسین، تلاش میکند که خطرات ابتلا به این بیماری را به مردم بنمایانند و ضرورت مقابله با آن را در جامعهی جنگزده و عقبماندهی هلمند بفهماند. اسد بر درِ هر خانه که می رود، اولین کارش این است که به مردم خودش را آیینه میسازد: «من خودم براساس یک باور غلط واکسین پولیو نشدهام. اکنون بهعنوان قربانی این بیماری، تلاشم این است که خانهبهخانه با ولچرم بگردم و برای مردمان نشان بدهم که از مریضی من عبرت بگیرند و نگذارند بچههایشان مثل من قربانی، معیوب و ناتوان شوند.»
اعضای این تیم ششنفری از اول سال جاری میلادی تا ماه آپریل سال جاری میلادی (۲۰۱۹) یک دورهی اصلی و دو دورهی فرعی واکسین پولیو را در شهر هلمند تطبیق کردهاند.
آنان در جریان تطبیق این واکسین زمانی که وارد یک روستا در حومهی شهر لشکرگاه میشوند، ساکنان آن روستا اما، با تطبیق واکسین پولیو مخالفت کرده، مدعی میشوند که این اقدام «فریبنده» و مربوط به «خارجیها» است.

در چنین جاهایی تنها اسد است که گره کار میگشاید. او همچنان آیینه میشود: «من درحالیکه روی ولچر بودم، از بیماری پولیو و محدودیتی که این بیماری برایم خلق کرده است، برای ساکنان این روستا معلومات دادم. برای آنان گفتم که بهخاطر گرفتاری به پولیو نمیتوانم مثل یک آدم عادی و سالم راه بروم، کار کنم و حتا مانند افراد سالم برای آیندهام آرزو کنم. علت اینها فقط بیماری پولیویم است.»
اسد در صحبت با روزنامه اطلاعات روز تأکید میکند که آنان بارها به مورد مشابهی در جریان این کارشان مواجه شده بودهاند.
چرا اسد دوباره خانهنشین شده؟
این کارزار به گفتهی اسدالله، از حدود چهار ماه پیش تا کنون به علتهایی نامعلومی در هلمند متوقف شده است: «ما در ختم تطبیق دومین دور فرعی واکسین پولیو در هلمند بودیم که از کابل برای ما زنگ آمد و گفت که تا اطلاع بعدی جریان تطبیق واکسینها را متوقف کنیم.»
در همین حال، منابعی از وزارت صحت عامهی کشور نیز میگویند که هماکنون برنامهی محو پولیو در کل کشور متوقف میباشد.
افغانستان، نیجریه و پاکستان تنها سه کشور از جمع ۱۲۳ کشور آلوده به ویروس پولیو در سال ۱۹۸۸ میلادی بود که تا هنوز این ویروس در این سه کشور وجود دارد. دولت افغانستان در سال ۱۹۹۴ به کارزار تطبیق واکسین محو پولیو پیوسته است و از آن زمان تا سال ۲۰۰۲ این واکسین را در روستاهای افغانستان بهصورت حوزوی و از سال ۲۰۰۲ به این طرف بهصورت خانهبهخانه تطبیق میکند. واکسین پولیو سالانه در سه دورهی اصلی و شش دورهی فرعی در کشور تطبیق میشود که به گفتهی میرجان راسخ، مسئول آگاهی عامهی برنامهی محو پولیوی وزارت صحت عامهی کشور، تطبیق این تعداد دورهی واکسین بالغ بر ۳۰ میلیون دالر هزینه برمیدارد. این هزینه از سوی دولت افغانستان و ادارات مربوط به سازمان ملل متحد پرداخت میشود.
با این حال، آقای راسخ میافزاید که هنوز ۹.۹ میلیون کودک در افغانستان در معرض ابتلا به ویروس پولیو قرار دارند. از این تعداد به گفتهی او، ۶.۳ میلیون آن در ساحات پرخطر (در حوزههای جنوب و جنوبشرق کشور) زندگی میکنند.

همچنان وزارت صحت عامهی کشور پنج روز پیش (چهارشنبه، ۲۰ سنبله) از ثبت شانزدهمین واقعهی مثبت پولیو در جریان سال جاری میلادی، در کشور خبر داد. به نقل از آمار ارایهشدهی این وزارت، از این تعداد واقعات مثبت ویروس پولیو، هشت واقعهی آن در ارزگان، پنج واقعه در هلمند، دو واقعه در قندهار و یک واقعهی دیگر هم در کنر به ثبت رسیده است. درحالیکه این رقم در افغانستان در جریان سالهای ۲۰۱۸، ۲۱ واقعه، ۲۰۱۷، ۱۴ واقعه و ۲۰۱۶، ۱۳ واقعه به ثبت رسیده است.
با این حال اما منبعی از وزارت صحت عامه به روزنامه اطلاعات روز میگوید که تمامی کارزارهای پولیو از آغاز ماه اپریل سال جاری میلادی (۲۰۱۹) تا کنون در کشور از سوی وزارت صحت عامه توقف و هیچ کارزار دیگری راهاندازی نشده است: «واکسین محو پولیو بهخاطر مشکلات امنیتی از آغاز ماه اپریل تا کنون نه در ساحات تحت کنترل دولت راهاندازی شده و نه هم در ساحات تحت کنترل مخالفان دولت. این بسیار خطرناک است، چون پولیو میتواند در کمترین زمان در ساحات زیادی گسترش یابد و قربانی بگیرد.»
علاوه بر آن، این منبع میافزاید که جنگجویان طالبان نیز از تاریخ ۹ آپریل سال جاری بدینسو با منع فعالیتهای سازمان صحی جهان در ساحات تحت کنترلشان، به «دلایل سیاسی» کارزار واکسین محو پولیو را منع کرده است. به گفتهی او، بارها برای رفع این محدودیت، وزارت صحت عامه با طالبان وارد صحبت و مذاکره شدهاند، اما این گروه همواره دوباره آغازشدن این کارزار را رد کرده است. گروه طالبان تا کنون در این مورد چیزی نگفته است.
مسئولان وزارت صحت عامهی کشور نیز میپذیرند که در شماری از ساحات پرخطر کارزار تطبیق این واکسین را توقف داده است. میرجان راسخ، مسئول آگاهی عامهی برنامهی محو پولیوی وزارت صحت عامه میگوید که دلیل توقف این کارزار در ساحات پرخطر کشور به خاطر عدم اطمینان از «مصئونیت جانی» کارمندان این برنامه گرفته شده است.
