باید پذیرفت که غایلهی انتخابات چه در دور اول و چه در صورت رفتن به دور دوم، به نفع داکتر عبدالله میانجامد و بزرگنمایی تیم تحول و تداوم مبنی بر متعهد ماندن این تیم به از سر گیری رقابتها در دور دوم، غرور کاذبی بیش نیست و یک نوع موجسواری پس از باخت را میماند.
جریانهایی که بهنحوی میتوانستند به عنوان پتانسیلهای پادشاهساز روی صحنه عرض اندام کنند، یکی پس از دیگری به تیم عبدالله پیوستند. در قدم نخست، گل آغا شیرزوی پشتونتبار اهل قندهار به عبدالله تمکین کرد و بعد زلمی رسول که نفر سوم در انتخابات بود، روی اهداف مشترک به تیم اصلاحات و همگرایی پیوست، ولی تاکنون هیچ جریانی که بتواند تیم تحول و تداوم را وزنه بخشد، اعلان حمایت از این تیم نکرده است. این در حالی است که چانهزنیها برای کشاندن استاد سیاف به تیم اصلاحات و همگرایی بهشدت ادامه دارند و از قراین برمیآید که سیاف از میان قومیت و سلیقه، ارزشهای سلیقهای خویش را ترجیح میدهد؛ چون تجربه نشان داده است که سیاف، پیش از اینکه یک پشتون قبیلهگرا باشد، یک اخوانیست دوآتشه است که جمعیت اسلامی در کشور رکن اساسی این نوع قرائت از اسلام به شمار میرود. از اینرو، استاد سیاف بیشتر در خط جمعیتیها شمشیر زده است و میزند تا خط پشتونوالی.
خوب، حالا اگر این عوامل را کنار هم ردیف کنیم، عبدالله با داشتن 44.9 درصد، زلمی رسول با 11.9 درصد و گل آغا با 2.7 درصد از آرای مردم، میتوانند رقم درشت 59 درصدی را تشکیل دهند که قطع نظر از بیشتر از 7 درصد آرایی که سیاف در قبضه دارد، هیچگونه مجالی برای اشرف غنی که 31 درصد آرای مردمی را دارد، باقی نمیماند تا به رفتن انتخابات به دور دوم دل خوش کند. حال قفل صورت مسئله در این است که چرا اشرف غنی همواره رجز میخواند و از تعهد خویش بر ادامهی رقابتها با عبدالله در دور دوم سخن میکند؟
براساس گزارشهای موجود که در این دو-سه روز اخیر کمتر رسانهای گردیدهاند، سفیر امریکا از موقف سکوت در قبال انتخابات بیرون آمده و گفتوگوی سه ساعتهای را پشت درهای بسته با عبدالله انجام داده است؛ چنانچه در ختم این گفتوگوها، فاضل سانچارکی پرده از پیوستن تیم اعتدال، برابری و سازندگی به تیم اصلاحات و همگرایی در روزهای آینده برداشت که دو روز قبل شاهد این ائتلاف بودیم.
با این پیوستن، تقریبا دورنمای مبهم انتخابات روشن شد، که عبدالله شانس بیشتری برای رفتن به ارگ دارد. از اینکه سفیر امریکا، «جیمز کنینگهام» با عبدالله روی کدام موضوع گفتوگو کرده است، چیزی به دنیای رسانهها درز نکرده است، ولی میتوان حدس زد که این دیدار ریشه در حمایت اولیهی امریکا از عبدالله دارد و رییس جمهور آیندهی کشور از دید امریکاییها، عبدالله خواهد بود؛ چون اوضاع بهشدت دارد به نفع عبدالله پیش میرود.
اگرچه قراین نشان میدهند که در پشت سناریوی پیشتازی عبدالله، مضاعف بر عوامل داخلی مثل حمایت مردم و حمایت ارگ از این جهادگر مقاومتگر و اپوزیسیون دولت کرزی، رد پایی از حمایت اتحادیهی اروپا، روسیه و ایران نیز دیده میشود، ولی نباید نادیده انگاشت که اتاق فکر «اوباما» در قصر سفید، شانس خوب عبدالله را برای رسیدن به ارگ ریاست جمهوری افغانستان نادیده بگیرد و به آن وقعی نگذارد. شاید امریکا اصطکاکهای سیاسیای با ایران و روسیه دارد، ولی این تقابل به این معنا نیست که قاعدهی بازی در افغانستان را نادیده بگیرد و خلاف باد شعار دهد.
روی همرفته میتوان ادعا کرد که تیم اصلاحات و همگرایی دارد به برگهای برندهای دست پیدا میکند که به احتمال زیاد، تکت تحول و تداوم را در همین دور اول مات و کیش کند و فرصت دور دوم رفتن را از این تیم سلب کند. حالا تا این دم، گذشته از حمایت ارگ و امریکا، عبدالله قطع نظر از 7 درصدی که سیاف با خود دارد، به 59 درصد از آرای مردم دست یافته است و اشرف غنی با اختلاف 28 درصدی از وی، از قافله عقب مانده است. آیا اشرف غنی و شورای رهبری تیم تحول و تداوم این قدر سطحینگر هستند که چنین اختلاف بزرگی را پشیزی ارزش نمیدهند و با رفتن به دور دوم انتخابات همگی در جا انتحار سیاسی نمایند؟
دقیقا نه. اشرف غنی مرد حساب و کتاب معادلات سیاسی در کشور است و پیشبینی میکند که قافیه را باخته است. اگر متعهد به دور دوم بماند، بیشتر تاوان خواهد کرد؛ چون هنوز با تمکین کردن به عبدالله میتواند امتیازهای بزرگی را از وی بگیرد و در ساختار قدرت آینده نقش داشته باشد و الا یا جای را به عبدالله خالی میکند که پنج سال آزگار کارنامههای دولت عبدالله را نقد کند و جبههی اپوزیسیون تشکیل دهد یا در انزوای سیاسی بپوسد.
مگر اینکه استاد خلیلی و جنرال دوستم به اشرف غنی باغ سبز نشان داده باشند که در دور دوم با انسجام آرای هزارگی و ازبیکی، عبدالله را دور میزنند که این احتمال بعید به نظر میرسد. اگرچه صحبتهایی در این مورد از داخل تیم تحول و تداوم به بیرون درز کردهاند؛ چون مبرهن است که در دور دوم تیم تحول و تداوم انسجام آرا که هیچ، دچار یک نوع جابهجایی بزرگ از آرای مردم به نفع تکت عبدالله خواهد شد که یقینا از هم پاشیدگی تیم اشرف غنی را تجربه خواهیم کرد.
حال با این پیشفرض میبینم که لحن کلام اشرف غنی تعدیل پیدا کرده است و واژهی «من» به «ما» تبدیل شده است و بیشتر در سخنرانیهایش میگوید، ما و عبدالله رییس جمهور آینده هستیم. این ما چه را میرساند؟ یک چیز را و آن اینکه، ائتلاف بزرگی در راه است که در این ائتلاف تمام نامزدان سهیم خواهند بود و یک حکومت ائتلافی در محور عبدالله و اشرف غنی ایجاد خواهد شد. اینکه این سهیمهبندی قدرت در پنج سال آینده چقدر میتواند برای بیرونرفت کشور از بحران مؤثر واقع شود، گذر زمان پاسخ خواهد داد.
