عیسا قلندر
امروز به حول و قوهی الله جلشأنُهُ چند مرحلهی سادهای فسادکردن و تبهکاری را به شما آموزش میدهم. آن را بخوانید و بهخاطر بسپارید. قسم نخورید که شما فساد نخواهید کرد، ممکن است روزی آمر اعطای یک وزارت شوید و آن وقت کفر نعمت از کفتان بیرون خواهد کرد و شما مجبور خواهید شد که شکر نعمت کنید، تا افزون شود.
مرحلهی اول: در این مرحله شما با خود فکر میکنید که تیووو بر پدرش نالت! فلانی هیچ چیز نداشت، رفت یک شرکت ناقی جور کرد، حالا چندین بیلدینگ دارد و با دو تویوتا تعقیبی گشتوگذار میکند. بعضیها ممکن شما را منع کند و بگوید که در قصهی فلانی نشو و نام این ممانعت را بخیلی بگذارد. اما به حرف آنها گوش نکنید. شما هم بروید و شرکت تان را با هیچ راهاندازی کنید. فکرتان باشد که از همین ابتدای کار، با مسئولین حکومتی رفاقت را شروع کنید.
مرحلهی دوم: وقتی شرکت تأسیس شد، دنبال پروژههای دولتی بگردید؛ وزارت به وزارت. فرض کنید شما یک شرکت خدماتی دارید که کارتان تعمیر جنراتور است، باید هرطور شده از وزارت دفاع ملی ج.ا.ا. احوال بگیرید. در این مرحله شما باید مسئولین درجه یک این وزارت را بشناسید. هر رقم شده با آنها رفیق شوید و پیمان برادری بسته کنید. آنها را به خانه، به رستورانتهای شیک، به باغهای سرسبز دعوت کنید و مهمانی بدهید. از شرکت تان گپ بزنید، از پروژههای آنها سوال بپرسید، طرح همکاری بدهید.
مرحلهی سوم: از پشت تلفن گپ نزنید، چرا که هر رقم احتمال وجود دارد. از فرمول دهان به گوش و چشم به دهان استفاده کنید. اگر در گفتوگوی برادرانه متوجه شدید که مسئولین وزارت از روزگار شکایت دارند، بدانید و آگاه باشید که معاملهی شما انجام شده. از آنها بپرسید که «بیادر خُردتان چه خذمت میتانه؟» آنها رقماش را بلدند، به شما فیصدی پیشنهاد میکنند. شاید بگویند که 70-30 چطور است؟ قبول کنید.
مرحلهی چهارم: وقتی روی فیصدی جورآمد کردید، حالا شما باید نرخ بدهید که مثلا یک پایه جنراتور را در بدل چند افغانی ترمیم میکنید. نترسید، بگذارید نرخ شما دوبرابر بیشتر از قیمت یک پایه جنراتور جدید باشد. پشت شما به کوه است و مسئولین هزار و یک دلیل برای اعطای قرارداد به شما خواهند داشت. وقتی قرارداد به شما داده شد، مرحلهی پنجم شروع میشود.
مرحلهی پنجم: شما اگر کمی هوش داشته باشید، میفهمید که بودجهی وزارت دفاع الحمدلله زیاد است. پس چرا نباید اضافی چارج کنید. چه رقم اضافه چارج باید کرد؟ در این زمینه الحمدلله تجربهی تاریخی داریم. یکی از شرکت های وطنی که تاج سر همهی ماست، قبلا اضافهچارج را کشف و آزمایش کرده، جواب مثبت هم داده. اسم این شرکت را نمیگیرم، اما این شرکت قرارداد ترمیم جنراتورهای یکی از وزارتها را گرفته، ترمیم هرپایه جنراتور را به قیمت دوبرابر جنراتور نو انجام داده، تنها لیلیتر جنراتور در بدل بیستهزار افغانی خالی کرده، روزانهای هر انجنیرش را چیزی در حدود پنجاههزار افغانی حساب کرده، هر پرزه را سه برابر قیمت اصلیاش حساب کرده، در پایان روز وزارت مربوطه هم ادعا کرده که امسال فلان وزارت چیزی در حدود ده میلیارد افغانی را از بابت جلوگیری فساد ذخیره کرده. این یک نمونهی کوچک است البته.
مرحلهی ششم: این مرحله جزء مراحل اصلی فساد و تبهکاری نیست، مرحلهی احتیاطی است. اگر خدای نخواسته رسانهها از فساد شما باخبر شد و شما را افشا کرد، برای شما یک فرصت دیگر برای تبهکاری و فساد پیدا میشود. اینبار متاسفانه چیزی گیر شما نمیآید، بلکه باید از پولهای انباشه از درک فسادهای گذشتهیتان، خرج کنید. خوشبختانه فساد هزار دروازه دارد، اگر یکی آن بسته شد، شما میتوانید دوازده دروازهی دیگر را باز کنید. یعنی میخواهم بگویم که رسانهها برخلاف آنچه انتظار میرود، اصلا آزاد نیست. یک عالم محدودیت دارند. نهادهای زیادی است که شما میتوانید با مراجعه به آنها و تطمیع آنها، علیه رسانهها هم شکایت کنید. قبل از اینکه علیه رسانهها شکایت کنید، دانشمندان توصیه میکنند که اول خود رسانه را تطمیع کنید، رشوه پیشنهاد کنید، اگر مشکل حل شد که نور علی نور. اگر نشد، به کمیسیون تخطی رسانهها مراجعه کنید. در این کمیسیون ممکن چندین و چند نفر مثل برادران شما در وزارت دفاع از اوضاع بد زندگی شکایت داشته باشند و هوس بیلدینگ کرده باشند، اینجا شما از شهامت و درایتی که خداوند به شما اعطا کرده مایه بگذارید. آنها را تلاش کنید بخرید. اما حواس تان باشد که خریدن کمیسیون بررسی تخطیهای رسانهای کافی نیست، باید در لوی سارنوالی هم آدم پیدا کنید. البته منظور بندهی حقیر این نیست که در لوی سارنوالی آدم نیست، بلکه شما باید آدمهای خود را پیدا کنید. با پول، با دروغ، با عذر، با مکر و هر هنری که دارید، باید کسی را پیدا کنید تا ادعای شما را بدون بررسی بپذیرد و علیه رسانهها حکم صادر کند.
مرحلهی هفتم: همیشه یک احتمال دیگر هم وجود دارد؛ آن اینکه ممکن کارها براساس نقشهها و آرزوهای شما پیش نرود. وقتی میفهمید که مثلا رسانهای یک عالم اسناد دارد، شما هرچه بیشتر تلاش کنید، به همان اندازه در حق همان رسانه لطف میکنید. به او اعتبار میبخشید و خود در کام رسواییها و تبهکاریهایتان غرق خواهید شد. خوبی این کار این است که نه تنها شما غرق خواهید شد که مفسدین بسیاری را نیز با خود تباه خواهید کرد. من برای شما از بارگاه خداوند توفیق در رسواییهای بیشتر خواهانم. موفق باشید تبهکاران عزیز!
