عیسا قلندر
1- ماه رمضان: این ماه پیش از آنکه مشهور باشد، مبارک است. چه رقم مبارک است؟ قیمتها بالا میرود، برای تجار مبارک است. ساعات کاری روزانه کم میشود، برای کارمندان دولتی مبارک است. طالبان از زندان رها میشوند، برای تروریستان مبارک است. دیگرایش را نمیگویم.
2- ماه اسد: این ماه بهدلیل رویدادهای تروریستیاش مشهور است. در دوم اسد 1395 تظاهرکنندگان روشنایی در دهمزنگ گردهم آمده بودند. دولت سرک منتهی به ارگ ریاست جمهوری را با کانتینر مسدود کرده بود. پشت این کانتینرها، یک قول اردو نظامی مسلح پیاده شده بود. اما سرکهای منتهی به دهمزنگ باز بود. چند سرباز پولیس در اطراف دهمزنگ به چشم میخورد که هر کدام در سایهای نشسته بود و خدا خدا میکرد که تظاهرات زودتر ختم شود. بعدش دو انتحاری وسط مردم آمدند و خود را منفجر کردند. نزدیک به صد نفر کشته شد و پنجصد نفر دیگر زخمی شدند.
یک سال بعدش، بار دیگر به تاریخ دوم اسد، کارمندان وزارت معدن هدف حملهای انتحاری قرار گرفتند. امسال هم به تاریخ سوم اسد، سه انفجار در کابل، کل افغانستان را به ماتم کشید.
3- ماه عسل: این ماه زیاد مشهور نیست. مردم افغانستان زیاد ماه عسل نمیروند. کجا بروند؟ هیچ جا امنیت ندارند. فقط کشورهای خارجی میتوانند بروند که آنهم پول کار دارد و مردم ندارند. از بس کس به ماه عسل نمیرود، حالا که طالبان در قطر تشریف دارند و گاهگاهی به روسیه و دبی نیز میروند، حکومت ما فکر میکند که آنها به ماه عسل رفتهاند. طالبان این مسأله را قبول ندارد. میگویند که ماه عسل با دلربایان رفته میشود. با زلمی خلیلزاد که ماه عسل نمیشود.
سخنگوی رییس جمهور در کنفرانس خبری گفت که ماه عسل طالبان باید پایان یابد. اما سوال طالبان این است: «چه کسی ماه عسل ما را پایان میدهد؟» صدیقی میگوید: «خبر ندارم. باید کسی پیدا شود که ماه عسل شما را پایان دهد.»
4- ماه بغل: این ماه ویژهای مقامات افغانستان است. تعدادی آنها در این ماه در داخل کشور از همکاران خود تقاضا به عمل میآورند که بیایند به بغلشان و تعدادی هم در بیرون از کشور میروند و آغوش به روی ماهپیکران باز میکنند. البته تنها مقامات نمیروند. بعضی وقتهای بچههایشان هم میروند. بدچانسها افشا میشوند و خوشبهحالها نه.
5- ماه دروغگویان: این ماه یکروزه است. تازه رواج شده. یادم است پارسال در اول اپریل در صفحه فیسبوک خود نوشته بودم که «فلاینگ تو امریکا، هاروارد یونیورسیتی. دوستان من رفتم امریکا که ماستریام را در دانشگاه هاروارد بخوانم.» شب خانه رفتم. پیش تلویزیون نشسته بودم که پدرم آمد. با لگد زد به لگنم که چرا از امریکا پس آمدهام. چرا درس نخواندهام. وقتی داستان را توضیح دادم، یک سیلی دیگر هم زد به صورتم. از همان لحظه عهد کردم که با بابا طایفه شوخی نکنم. اعصاب ندارند.
6- ماه خرچانسها: در این ماه یک نفر در حال آبیاری کچالو است که ناگهان برایش زنگ میآید که بیا والی مقرر شدی. یک تعداد دیگر بدون هیچ زحمت و سوادی، به بالاترین رشتههای تحصیلی راه پیدا میکنند. یک تعداد دیگر هم بستهای پول دریافت میکنند. در حقیقت بانوی اول مملکت هوس کرده و از بیتالمال پول گرفته و کمکشان میکند. یک تعداد دیگر اول ماه به جرم تقلب و فساد از یک اداره اخراج میشوند، اما در آخر ماه بهعنوان سفیر مقرر میشوند.
7- ماه ارتحال: در این ماه رهبران و قهرمانان قومی ارتحال جانگداز کردهاند. به همین مناسبت، رهبران برحال در این ماه به سیم آخر میزنند. در این ماه، انواع دروغ، انواع تهدید، انواع لاف و انواع انواع پُف میشنویم. شرم هم نداریم. از شنیدنش خسته هم نمیشویم. حتا اگر لازم باشد، برای ما پول هم میدهند که برویم و بشنویم.
8- ماه قیل و قال: من در این زمینه اعتراض دارم. ما مردم افغانستان فقط یک ماه در سال قیل و قال نداریم. سال و دوازده ماه تمام قیل و قال داریم. این یکی خیلی واضح است. نیاز به قیل و قال ندارد. اما چون عادت داریم، باید قیل و قال کنیم. بهطور مثال، عبدالله عبدالله خیانت میکند و مسیر درست برق وارداتی از بامیان را به مسیر نادرست آن یعنی سالنگ تغییر میدهد، ما قیل و قال میکنیم. عبدالله عبدالله دست اشرف غنی را در انحصار کامل قدرت و صلاحیت تنگ میکند، ما قیل و قال میکنیم. سرور دانش بیش از یک میلیارد افغانی را در چشمان باشندگان غرب کابل پسانداز میکند، ما قیل و قال میکنیم. در برابر سهمیهبندی کانکور بیتفاوت مینشیند، ما قیل و قال میکنیم. ترامپ تهدید میکند، ما قیل و قال میکنیم. عمران خان نسخه مینویسد، ما قیل و قال میکنیم. برق نداریم، کار نداریم، امنیت نداریم، رفاه نداریم، صحت نداریم، آب پاک نداریم، درس و مشق نداریم، شفافیت نداریم، جدیت نداریم، راستش را بخواهید، خوب میکنیم که قیل و قال میکنیم.
