- عیسی قلندر
چند سال قبل برنامهی بینالمللی تقدیر از نخبگان و نوآوران در ایالت ماساچوست امریکا برگزار شد که در آن از تمامی کشورها، دستکم یک نفر اشتراک کرده بودند. از کشور عزیز ما، طبق معمول 228 نفر رفته بودند تا از نوآوریها و نخابت*شان برای جهانیان صحبت کنند. برنامه با قرعهکشی شروع شد. قرعهکشی برای این بود که نمایندهی کدام کشور اول صحبت کنند. بعد از قرعهکشی، آقای شیکوکاکازی، نمایندهی جاپان پشت میکروفون مخصوص قرار گرفت. وی گفت که دوست دارم از کوچکترین اختراع جاپان شروع کنم. سپس ادامه داد که دانشجویان رشتهی برق یکی از دانشگاههای جاپان، دستگاه هوشمندی را اختراع کرده که انسانهای حمامناکرده یا ناشسته را از فاصله 500 متری تشخیص میدهد. در ادامه آقای شیکوکاکازی دستگاه کوچکی را از داخل جعبهای بیرون آورد و سویچ کرد. زنگ خطر دستگاه به صدا درآمد و گفت: 228 نفر در اینجا حمام نکردهاند. آقای شیکوکاکازی فوراً دستگاه را خاموش کرد و گفت که متاسفانه در این مجلس بینالمللی هم چندین نفر بدون حمام تشریف دارند و برای همین، من به همین اختراع کوچک جاپان بسنده میکنم و در مورد سایر نوآوریهای جاپان در کشور خودمان برنامهی افتخاری میگیریم.
حاضرین در تالار برای جاپان کف زدند. سپس نوبت ویتنام رسید. نمایندهی ویتنام آقای مینتوکای پشت میز خطابه قرار گرفت. وی از نوآوریهای ویتنام در عرصه وسایل الکترونیک و فضاهای مجازی گپ زد که من اصلاً نفهمیدم چه بود. بعد آقای عبادالغوث، نمایندهای عراق روی صحنه رفت. وی از نوآوری مشترک عراق و جمهوری اسلامی ایران در مراسم پذیرایی زائرین کربلا سخن گفت که چندان توجه حاضرین را جلب نکرد. همینطور، نمایندگان کشورها یکی پس از دیگری آمدند و از نوآوریهایشان صحبت کردند و حاضرین در تالار برایشان کف زدند و تشویقشان کردند. در تمام این مدت، نمایندگان محترم افغانستان خاموش نشسته بودند. عدهای زیر لب ذکر خیر میگفتند و عدهای هم نمیگفتند. چند نفر هم میخواستند گپ بزنند، اما قبل از ورود، نسوار انداخته بودند و دهنشان پر از آب شده بود و توان صحبت کردن نداشتند. بالآخره نوبت به افغانستان رسید. آقای الحاج فیضالدین که چهار مرتبه به سفر بیتالله شریف رفته است، به نمایندگی از افغانستان و 227 نفر افغانی حاضر در تالار رفت و پشت میز خطابه قرار گرفت.
حاجی صاحب سخنانش را با تلاوت چند از کلامالله مجید شروع کرد. سپس چند حدیث معتبر در مورد فضایل جهاد استفاده نمود و در آخر جهانیان را به چالش دعوت نمود. وی گفت: «همینجا در موساچوست اعلام میکنیم که چه رقم ماشین نو که شما بسازید، که هوشمند باشد که نباشد، ما در افغانستان چال خراب کردنشه پیدا میکنیم.»
وی بهعنوان مثال گفت: «از ما شرکت برشنا آمد برای کل خانهها میتر برق نصب کرد که هر کس به اندازهی مصرف برق خود پول پرداخت کند. یک ماه تیر شد خو ما در ماه دوم غم میتر را خوردیم. میتر را دستک زدیم که یک هفته سر راسته دور بخورد و یک هفته سرچپه. شما باور کنید در ماه دوم، شرکت برشنا آمد که میتر را حساب کند، دید که از ما قرضدار شده. بیچاره میتر بیخی گنگس شده و حساب را گم کرده بود. شرکت برشنا سُر ما را پیدا کرد و رفت میترهای نو آورد. خو ما غم میترهای نو را هم خوردیم. حالا یک رقم چالهایی بلدیم که کل جهان را چلنج میدهیم. چه رقم میتر برق که شما بسازید، در افغانستان که رسید، دیگر آنتن نخواهد داد. دا گز دا میدان.» وی در ادامه از خراب کردن دوربینهای امنیتی، اسکنرهای وروردی و چند مورد دیگر از وسایل هوشمند الکترونیکی که استفادهی عمومی دارند، نام برد و با طروق آسان خرابکردن یا از کار انداختن سخنانش را به پایان برد.
227 نفر دیگر او را تشویق کردند. در آخر نوبت به کشور میزبان رسید که سر استیج بیاید. الکس کولمن، نماینده امریکا به گونهی دلناخواه پشت میز قرار گرفت. انگار پدرش قبلاً از او خواسته بود که در این مراسم شرکت نکند و او بیاجازه پدر شرکت کرده بود. گفت: «خیلی متاسفم آقایان و خانمها! ما تلاش خود را کردیم، اما نشد. همانطور که آقای فیضالدین گفت، ما با چالش مواجهایم. هر سیستمی را که در افغانستان بردیم، خراب شد. هر دانش و مهارت کاربردیای را خواستیم پیاده کنیم، دیدیم سر از آمار بلند فساد درآورد. هر مطالعهای را که انجام دادیم و بر اساس نتایج آن قانون ساختیم، نقض شد. بهترین استعدادهایشان را در قالب بورسیه آوردیم، رویشان سرمایهگذاری کردیم تا با دانش و مهارت به کشورشان برگردد و به بهبودی اوضاع کمک کند. در بالاترین پستها و مقامهای تصمیمگیری با انبوهی از بودجه و امکانات قرارشان دادیم که به بهبود اوضاع کمک کنند، اما سر از اختلاسهای میلیاردی درآوردند یا شکافهای قومی را به جایی رساندند که اکنون هیچ دو سیاستمداری را در افغانستان نمیتوان یافت که روی یک مسئله توافق نظر داشته باشند. اختلاف دارند و این اختلاف، صرفاً یک اختلاف ساده نیست. کار در سرحد تقابلهای مسلحانه و خونین است. اکنون برای من فقط یک چیز مهیج است؛ همه کشورها دست به دست هم بدهیم و راهی را پیدا کنیم که این مردم حداقل باهم مشکل نداشته باشند. با داشتههایشان سرستیز نداشته باشند. هر کشوری که بتواند این راه را پیدا کند، بدون شک شایستهی تمام احترام و تقدیرهای جهانی است. حتا اگر این کشور، خود افغانستان باشد. تاکید میکنم که از این کشور امیدی نیست، ما باید کاری کنیم.
*نخابت: ویرژن لایتغیر نبوغ در خرابکاری میباشد.

من با این فونت راحت نیستم، امید وارم فونت را تغییر بدهید.