خالق ابراهیمی
آمارهای نشر شده از نتایج انتخابات توسط کمیسیون مستقل انتخابات، نشان دهندهی این مسئله اند که هیچنامزدی تا کنون رای کامیابی را به دست نیاورده است. کمیسیون همچنان اعلام کرده است که انتخابات به دور دوم میرود و این کمیسیون آمادگی لازم برای برگزاری دوبارهی انتخابات را دارد. انتخابات گذشته از چند جهت بااهمیت و نقطهی عطف تاریخی در تاریخ سیاسی افغانستان عنوان شده بود. آگاهان سیاسی و مفسران سیاست به این باور بودند که برای اولین بار در تاریخ افغانستان، انتقال سیاسی به صورت مسالمتآمیز صورت میگیرد. در اینجا مراد از «مسالمتآمیز»، خودِ روندِ دموکراتیک انتخابات است. اما این انتخابات با تهدیدهای جدی امنیتی، مشکلات در حوزهی نقلوانتقالات مواد انتخاباتی و امکان تقلب وجود روبهرو بود. با تمام این مشکلات، انتخابات برگزار شد. مردم افغانستان با شور و شوق فراوان به پای صندوقهای رای رفتند. تهدیدهای امنیتی در سطحی نبودند که مخالفان ادعا میکردند. خبرنگاران و شهروندان نظارت جدی از روند انتخابات داشتند. رسانهها کارشان را بهخوبی انجام دادند. آنچه که مربوط به مردم میشد، بهخوبی انجام شد. بحث روی این موضوع میماند که مردم از نتیجهی به دست آمده تا چه حد راضی اند؟ پایتختنشینان در مورد انتخابات و تأثیر آن روی کاروبارشان چه میگویند؟ اگر انتخابات به دور دوم برود، مردم چه تصمیمی میگیرند؟ آیا مردم از روند انتخابات و شفافیت در انتخابات راضی هستند؟ تمام این پرسشها در این گزارش از مردم عادي پرسیده شدهاند و آنان برداشتشان را از نتيجهی انتخابات شریک نمودهاند.
نتیجهی فعلی انتخابات
پیرمردی روی کراچی نشسته است و منتظر مشتری است. دستمال گردنش را روی صورتش انداخته است تا صورتش را آفتاب نسوزاند. همین که نزدیکش میرسم، دستمالش را برمیدارد. با چشمانش دستانم را دنبال میکند که شاید چیزی برای حمل کردن در دستم باشد. وقتی ناامید میشود، دوباره به کراچیاش تکیه میزند. از او در مورد نتیجهی انتخابات پرسیدم، او گفت: «خوب میشد که نتیجهی انتخابات در دور اول مشخص میشد. چندان حال و حوصله برای مردم باقی نمانده است. از کاروبار ماندیم بیادر (برادر)». مردِ دیگری نزدیک ما میآید و خودش را از دوستان این پیرمرد معرفی میکند. در ضمن، به پیرمرد گوشزد میکند که حرفهای بیربط نزند. خودش را خلیفه حسن معرفی میکند. وقتی حرف میزند، پشت سرهم گلویش را صاف میکند. از روزگارش شکایت میکند و میگوید که صبح از خانه بیرون میشود تا کاری پیدا کند، اما اکثر شبها بدون کدام درآمد به خانه برمیگردد. از او نیز در مورد نتیجهی انتخابات پرسیدم: «کمی تشویش دارم از اینکه نتیجهی انتخابات در دور اول مشخص نشد. صندوقهای رای خیلی از مناطق هنوز در اختیار کمیسیون اند و شمار نشدهاند. معلوم نیست که سرنوشت این رایها چه میشود. اگر انتخابات شفاف میبود، شاید به دور دوم کشیده نمیشد. نگرانی ما از بیکاری است. وضعیت مردم فقیر و غریب با گذشت هرروز بدتر میشود».
هدفم از گردآوری این گزارش، ذهنیت مردم و تصمیم مردم نسبت به انتخابات است. جوانی خوشلباس در حال عبور از ما سه نفر است. او را نیز شریک بحث میکنیم. اجمل جمالزی میگوید: «در انتخابات شرکت کردم و هنوز رنگ ناخنم پاک نشده است. نتیجهی شفاف انتخابات و روند شفاف برای همه قابل پذیریش است. تا حال که راضی هستم، اما از یک زاویهی دیگر، رفتن انتخابات به دور دوم هزینههای بسیار سنگینی دارد. از تأمین امنیتش گرفته تا هزینههای کمپاین و هزینهی خود کمیسیون همه کمرشکن هستند. فراموش نکنیم که دولت ما یک دولت فقیر است». اجمل دانشجوی رشتهی پالیسی عامه در دانشگاه کابل است.
داخل مغازهی خوراکه فروشی میروم و صاحب مغازه نیمهخواب و نیمهبیدار است. از او میخواهم خودش را معرفی کند و در مورد نتیجهی انتخابات به ما بگوید. حاجی احمد گفت: «نتیجه هرچه زودتر اعلام میشد، به نفع همه بود. بسیار دیر کردند. آرايی را که در مراکز حساب شده بودند، باید اعلام میکردند. حالا که انتخابات به دور دوم کشیده شده است، دوباره شرکت خواهم کرد و رای خواهم داد. گرچند که كاري ندارم هرکسی در راس دولت قرار گیرد؛ من یک مغازهدار خواهم بود».
تصمیم مردم در دور بعدی
داخل تاکسی مینشینم. راننده به رادیو گوش میدهد و گاهی به این راننده و آن راننده که تند حرکت میکنند، فُحشهای نان و آبداری نیز تحویل میدهد. سه تا مسافر دیگر که در صندلی عقب نشستهاند، راننده را تشویق میکنند. از آنان در مورد تصمیمشان برای شرکت در انتخابات میپرسم. راننده میگوید: «بیادر، انتخابات دربدر ما کرد. قصهی انتخابات مُفت مُفت است. هرکسی را که خارجیها انتخاب کند، همان میشود پادشاه (رییس جمهور). حالا چه ما به سر و صورت یکدیگر خود بزنیم که های فلانی میشود». با تمام ناراحتی که دارد، از او میپرسم که در دور دوم در انتخابات شرکت میکند یانه؟ او میگوید: «در دور اول شرکت کردم و تا حال رنگ ناخنم پاک نشده است. من از منطقهی شمالی هستم. صندوقهای منطقهی ما را قرنطین کردهاند و معلوم است که رای مردم غریب و بیچاره ضایع میشود». او در این مورد شرط میگذارد. در صورتی که انتخابات شفاف و عادلانه برگزار شود، در انتخابات شرکت خواهد کرد. این مردان تقریبا با هم همنظر اند. به دانشگاه کابل میرسم. هدفم این است که از دانشجویان دانشگاه در این موارد سوال کنم. علی پارسا، دانشجوی رشتهی ادبیات تُرکی در دانشگاه کابل است. او میگوید: «کاش نتایج انتخابات در دور اول مشخص میشد. در ضمن، بسیار زمان برد. تقریبا از دوم حمل اعلام کردند که درسها شروع شوند، اما حالا که در ماه دوم قرار داریم، هنوز درسهای ما منظم نیست. یک روز استاد نیست، یک روز به خاطر بعضی از دلایل امنیتی دانشگاه بسته میشود. در کُل هیچچیزی روند عادی را طی نمیکند. اگر وضعیت به همین منوال ادامه پیدا کند، کشور بهزودی در کام بینظمی فرو میرود». اسد، یک دانشجوی دیگر میگوید که چهار سال دانشگاه همیشه با همین موضوعات نادیده گرفته میشوند. به باور او، این مشکل از ادارهی کُل کشور نشأت میگیرد. اگر مقامهای بالا تصمیم به حل این موضوعات بگیرند، بهراستی که سادهترین کار ممکن، نظمدهی به نهادها و سازمانهای تعلیمی و تربیتی خواهد بود.
دختری آنسوتر روی چوکی نشسته است و مشغول مطالعه است. از او میخواهم خودش را معرفی کند و همچنین در مورد تصمیمش بگوید. زهرا رستمی، دانشجوی رشتهی جامعهشناسی و فلسفه در دانشکدهی علوم اجتماعی دانشگاه کابل است. او میگوید: «والله اگر انتخابات در دور دوم برگزار شود، شرکت خواهم کرد و رای خواهم داد، حتا اگر این کار بارها تکرار شود؛ چون این یک موضوع را برای ما روشن میکند؛ آن این است که دموکراسی کم کم در کشور ما نهادینه میشود. مردم در انتخابات شرکت میکنند و از راه کاملا مدنی و دموکراتیک، حاکمان کشورشان را تعیین میکنند. این کار را سالها با زور و زورگویی و کشت و کشتن انجام میدادند. انتقال سیاسی همیشه در کشور ما با جنجالهای فراوانی همراه بوده است. اینبار این انتخابات نشان داد که دیگر آن دوره برنمیگردد و میتوانیم با خیال راحت در انتخابات شرکت کنیم». از زهرا میپرسم که به درازا کشیدن انتخابات از دورهی آغاز کمپاین گرفته تا کشیده شدن انتخابات به دور دوم، چه تأثیراتی را روی روند عادی زندگی او گذارده است. زهرا میگوید: «خوب مسلم است که تأثیرات خوب و بد بسیاری دارد. من از وجههی دیگری به این موضوع پرداختم، اما اگر از این در وارد شوم، میگویم که اگر نتیجه در دور اول مشخص میشد و زود هم مشخص میشد، نشان دهندهی شفافیت در کار و دخالت نکردن دیگر بزرگان در این امر بود. اما متأسفانه این اتفاق نیفتاد. انتخابات عاری از دخالتها نیز نبود. طولانی شدن پروسهی انتخابات تأثیرات بیشماری روی زندگی مردم گذاشته است. مثلا من خودم تقریبا یک و نیم ماه میشود که بین دانشگاه و خانه رفت و آمد میکنم. درسها روند عادی را ندارند. گاهی استاد نیست و گاهی مشکلات دیگر».
به کتابخانهی دانشگاه میروم و جواني را در حال زیر و زبر کردن کتابها میبینم. از او در این مورد میپرسم. او مثل بقیه خودش را راست و ریست میکند. گلویش را صاف میکند و کتابها را به زمین میگذارد. محبالدین شفایی، دانشجوی حقوق هستم. شفایی میگوید: «انتخابات تأثیرات خود را بر روند زندگی مردم، از جمله دانشجویان داشت. اکثر مبلغان نامزدان، دانشجویان بودند و اکثر ناظران و کارمندان انتخابات نیز دانشجویان بودند. به این لحاظ، تا چندروز پیش دانشجویان از این مسئولیتها خلاصی نداشتند. اکثرا مصروف بودند و در درسهایشان غیرحاضر نبودند. حالا که انتخابات به دور دوم رفته است، بازهم مشکلات آغاز میشوند. ممکن است روند درس در دانشگاها با اختلالات جدی مواجه شود؛ چون هم اکثر استادان مصروف میشوند و هم دانشجویان».
پایان
از تمام گفتوگوهایی که با شهروندان انجام دادم، تقریبا همه از شفاف نبودن روند انتخابات شکایت داشتند و از تأثیراتی که بر روند زندگیشان ميگذارد نیز ناراض بودند. مغازهداران از وضعیت کاروبارشان ناراضی اند و دانشجویان از وضعیت تحصیلیشان. با این حال، کمیسیون انتخابات و ارگ در حال چانهزنی هستند تا نتیجهی انتخابات را دگرگونه رقم زنند. گرچند کمیسیون اعلام آمادگی میکند، اما تعداد زیادی که با من صحبت کردند، در صحبتهایشان گفتند که احتمال پنجاه درصد از برگزاری انتخابات در دور دوم میرود. آنها مثل خیلی از تحلیلگران باورمندند که حکومت ائتلافی تشکیل خواهد شد. حالا باید بنشینیم و منتظر باشیم تا حکومت چه تقدیری برای شهروندان رقم خواهد زد.
مردم در مورد نتیجهی انتخابات چه میگویند؟
با دیگران به اشتراک بگذارید
بدون دیدگاه
بدون دیدگاه
