بخش دوم و پایانی
منبع: واشنگتن پست
نویسنده: جاشوا پارتلو
برگردان: حمید مهدوی
… پس از آن، شبی زلمی خلیلزاد، سفیر ایالات متحده در افغانستان با دوستم تماس گرفت و در مورد اقدام او علیه گروه اعزامی اردوی ملی به او هشدار داد. نظر به گفتههای چندین مقام ایالات متحده، زلمی خلیلزاد و جنرال دیوید بارنو که در آن زمان فرمانده نیروهای نظامی ایالات متحده در افغانستان بود، تصمیم گرفتند تا با به پرواز درآوردن بمبافگن 1-B بر فراز خانهی دوستم در شبرغان در یک ارتفاع پایین، پیامشان را به او برسانند. یکی از این مقامها گفت: «ما واقعا دوستم را به صورت جدی ترساندیم».
پس از آن دوستم به خبرگزاری رویترز گفت که او برای کمک به اردوی ملی برنامهریزی کرده بود و از پروازها بر فراز خانهاش شکایت کرد. «کودکان من وحشتزده شده بودند، اما بگذارید بگویم که من مرد ترس نیستم». چندماه بعد، امریکاییها دوستم را در یک موقعیت آسیبپذیرتر یافته بودند. در زمستان سال 2004 یکی از یاران دوستم به دیوید لام، رییس دفتر جنرال دیوید بارنو زنگ زده و از او کمک خواسته بود. او گفته بود که دوستم که شدیدا به الکول معتاد است، مشکلات جدی کبد دارد و به مراقبت پزشکی فوری نیاز دارد.
لام به یاد دارد که «اولین چیزی که به ذهنم رسید، این بود که خوب، او خواهد مرد». اما مقامهای امریکایی گرفتند دوستم را کمک کنند، چون با این کارشان، دوستم مدیون آنها خواهد شد. آنها یک فروند هواپیمای دوموتوره را اعزام کردند تا دوستم را به میدان هوایی بگرام، در پایگاه امریکاییها در شمال کابل انتقال دهد. یک مقام امریکایی که در آن زمان در سفارت امریکا در افغانستان کار میکرد، گفت که از آنجا دوستم، دو دستیارش و یک همراه امریکایی آنها به شفاخانهی نظامی امریکا در لندستوهل به آلمان پرواز کردند و دوستم سه و نیم روز را تحت مراقبت پزشکان ارتش بهسر برد. این مقام پیشین سفارت امریکا در افغانستان گفت: «من فکر نمیکنم که بردن او به لندستوهل زندگی او را نجات داده باشد، اما آنچه را که این کار برای او به ارمغان آورد، کیفیت بهتر زندگی بود».
پس از بهبودی، دوستم در خانهاش در کابل از خلیلزاد و دیگر مقامهای سفارت امریکا میزبانی کرد. دوستم یک نوازندهی افغانی داشت که برای مهمانان مینواخت و با مرغهای بریان از آنها پذیرایی کرد. یکی از مهمانان به خاطر دارد که «این مهمانی یک مهمانی کلان و فوقالعاده بود». اما دوستم سپاسگزار بود. وی در جریان مهمانی گفت: «میخواهم از دوستان امریکاییام سپاسگزاری کنم».
تبعیدی و بازگشت دوستم
دوستم با برگشتش به کابل، با پیوستنش به جمع مقامهای حکومت کابل موافقت کرد و کرزی با دادن یک مقام تشریفاتی به او، از او پذیرایی کرد: رییس ارکان سرقوماندانی قوای مسلح افغانستان. در سالهای آینده، تنشها بیشتر شدند.
نظر به گفتههای مقامهای افغانستان، حدود نیمههای شب دوم فبروری سال 2008، تعدادی از مردان دوستم به خانهی اکبر بای، یکی از رقیبان سیاسی وی در کابل داخل شدند. آنها بای و پسر بیست سالهاش را ربوده و به خانهی دوستم بردند، جایی که بای لت و کوب شده و نظر به ادعاها، مورد آزار جنسی قرار گرفت. (سفارت امریکا این رویداد را یکی «از آخرین مستیهای دوستم» توصیف کرده بود).
در اول صبح، پولیس خانهی دوستم را محاصره کرد. شبهنظامیان دوستم بر پولیس، که اجازهی پاسخ به شلیکها را نداشتند، آتش گشودند. دولت، دوستم را تحت بازداشت خانگی قرار داد. در آن زمان، او اتهامات را رد کرد و گفت که آنها برای «ایجاد بیثباتی در افغانستان» طرح شدهاند.
پس از مذاکرات گسترده، دوستم در ماه نوامبر سال 2008 افغانستان را به قصد ترکیه ترک کرد. بسیاری از مردم افغانستان بدین باورند که او با کسب حمایت سیاسی آقای کرزی موفق به ترک کشور شد. قبل از انتخابات سال 2009 کرزی در نظر داشت دوستم را، که در میان ازبکها نفوذ زیاد دارد، برگرداند، تا به این ترتیب توانسته باشد رای ازبکها را به نفع خود تغییر دهد. حکومت امریکا با این کار شدیدا مخالف بود. نُه روز قبل از انتخابات، آیکن بیری به کرزی گفت که برگشت دوستم غیرقابل پذیرش خواهد بود و «حمایتهای بینالمللی از حکومت جدید افغانستان را با خطر مواجه خواهد کرد».
به هر صورت، کرزی راهش را ادامه داد و یک فروند هواپیمای کام ایر را اجاره کرد و به آنکارا فرستاد تا دوستم را برگرداند. دوستم پس از بازگشتش به افغانستان، گردهمآیی بزرگی را به حمایت از کرزی دایر کرد.
«اینها صرف تبلیغات اند»
در دور دوم ریاست جمهوری آقای کرزی، دوستم تا حد زیادی از انظار عمومی دور ماند. او در کابل خانهی جدیدی اعمار کرد و بیشتر وقتش را در ترکیه، جایی که زن و فرزندانش بودند، گذراند. نظر به گفتههای یک مقام کنونی و یک مقام پیشین افغانستان، او به خاطر همکاریهایش ماهانه حدود هفتاد هزار دالر را از کاخ ریاست جمهوری دریافت میکرد، وجوهی که از کمکهای سازمان اطلاعات مرکزی امریکا (سی.آی.ای) پرداخته میشد. این مقامها و چندین مقام دیگر افغانستان به خاطر حساسیتهای سیاسی نخواستند نامشان فاش شوند. دوستم در مصاحبهاش این پرداختها را رد کرد و یکی از سخنگویان سازمان اطلاعات مرکزی امریکا (سی.آی.ای) از اظهار نظر در این مورد خودداری کرد.
یک مقام امور اداری ریاست جمهوری و یکی از سخنگویان دوستم اذعان کردند که دوستم پول دولتی دریافت میکرد. اما هردو گفتند که پس از شروع مبارزات انتخاباتی کنونی دوستم، این پرداختها متوقف شدند. هیچکدام از آنها مبلغ را مشخص نکردند.
اشرف غنی، یکی از مدیران پیشین بانک جهانی که یک پشتون است، برای انتخابات 5 آپریل به رای ازبکها ضرورت داشت. اشرف غنی گفته است که دوستم را به دلیلی به عنوان معاونش انتخاب کرده است که او «رهبر کاریزماتیک بخش قابل توجهی از مردان و زنان کشور من است».
اما مقامهای افغانستان و دیگران از برگشت احتمالی دوستم نگرانند. او دیگر فرمانده جنگجویان مسلح نیست، اما او دهها هزار پیرو دارد که میتوانند در یک لحظه سلاح بردارند. یکی از مقامهای ارش در کاخ ریاست جمهوری گفت: «او میخواهد از نو ملیشه ایجاد کند».
دوستم این ادعاها را مسخره خواند و گفت: «اینها همه تبلیغاتی اند که علیه من راهاندازی شدهاند». افراد مربوط به این جنگسالار پیشین باور دارند، در صورتی که دوستم معاون رییس جمهور شود، با واشنگتن روابط خوب خواهد داشت. همایون، سخنگوی دوستم گفت: «امریکا متحد و همکار نزدیک ما بوده است و ما میخواهیم این رابطه ادامه یابد».
پیروزی سیاسی دوستم، مرد آشنایی را احیا خواهد کرد که بسیاری از مقامهای ایالات متحده و افغانستان ترجیح میدهند این مرد آشنا را به گذشته بسپارند. در تابستان سال گذشته، دوستم و دیگر رهبران ائتلاف شمال به واشنگتن دعوت شده بودند تا با قانونگذاران امریکایی دیدار کنند. با وجودی که دوستم سرانجام به این سفر نرفت، اما یک عکاس افغان به خانهاش رفته بود تا برای اخذ ویزای امریکا از او عکس بگیرد. شخصی که در زمان عکس گرفتن از دوستم در آنجا حاضر بوده است، گفت که عکاس مدت زمان طولانی را در تنظیم روشنایی، وضعیت دوستم و زاویهی چانهاش گذراند. دوستم که کاسهی صبرش لبریز شده بود، گفت: «دوست من! حتا اگر از کون من هم عکس بگیری، امریکا میداند که این دوستم است».
دوستم برمیگردد؟
با دیگران به اشتراک بگذارید
بدون دیدگاه
بدون دیدگاه
