جایگاه «تغییر» در تیم اصلاحات و هم‌گرایی به چه پیمانه است‌؟‌

اطلاعات روز

رضا مِهسا‌
در این شکی نیست که کادر رهبری تکت اصلاحات و هم‌گرایی را چهره‌هایی تشکیل می‌دهند که از متنفدان بومی در میان مردم و جزو سیاست‌گذاران سنتی در حوزه‌ی مدیریت سیاسی در کشور پنداشته می‌شود‌. از این‌رو، شکی وجود نداشت که این تیم در ردیف پیش‌تازان انتخابات قرار می‌گیرد‌. د‌کتر عبدالله با داشتن تجربه‌ی سیاسی و وقوف بر معادلات بغرنج و چند‌مجهوله‌ی حضور در قدرت‌، در آرایش شعاری تیمش نهایت استفاده و بهره‌برداری سیاسی را کرد.
عبدالله با شعار «تغییر» وارد میدان بازی شد و این نهایت پتانسیل تبلیغاتی برای این تیم بود که آرای میلیونی مردم افغانستان را به آدرس صندوق‌های تیم اصلاحات و هم‌گرایی گسیل داد؛ چنان‌چه در اعلان نتایج قسمی انتخابات دیدیم که عبدالله با اختلاف چهار درصدی رقیب اصلی‌اش را پشت سر گذاشت.
در این جستار می‌کوشیم که جایگاه تغییر را در قاموس این تیم انتخاباتی و در نگرش این فیگور مطرح به کنکاش گیریم و به این مسئله بپردازیم که سقف کاریزمایی عبدالله در پیوند با «تغییر» چقدر ظرفیت دارد‌؟
تغییر یکی از شعارهای رای‌ساز یا رای‌آوری بود که در پهلوی نفوذ سنتی کادر رهبری این تیم‌ در میان مردم، آرای باالقوه‌ی مردمی را اثر باالفعل بخشید‌. مردمی که در بدو شرکت در ماراتون رقابت‌های انتخاباتی با یک کلمه‌ی مطلق و همه‌شمول از آدرس این تیم رو‌به‌رو شدند و از تغییر، دگرگونی مطلق را برداشت کردند‌. مردمی که از موبوکراسی پسا‌انتخابات 2009 به ستوه آمد‌ه بود‌ند و از فساد لجام‌گسیخته‌ی اداری به شکوه آمده بودند، تأثیر سخنان عبدالله در مناظره‌ها و همایش‌های انتخاباتی مبنی بر این‌که این حکومت فاسد است‌، بی‌مسئولیت است، باید اساس و بنیان آن دچار تغییر شود‌، فوق‌العاده بود. از این‌رو، نوع نظام آرمانی‌شان را با برنده شدن این تیم، تحقق‌یافته می‌دانستند. به همین خاطر، تغییر برای مردم نویدی بود که دیگر تجربیا‌ت تلخ دوازده سال گذشته تکرار نخواهند شد، اگر این تیم برنده شود، لذاست که مردم به تغییر رای دادند و به‌زعم‌شان به هر آن‌چه در این سه دهه بر مردم گذشته بود، نه گفتند.
اما حاصل این نگرش، که بعد از اعلان نتیج قسمی د‌کتر عبدالله با رسانه‌های داخلی و خارجی، به‌ویژه رادیو آزادی، به این تازگی‌ها شریک ساخت، نه آن است که مردم به آن رای دادند، بل‌که تغییر صوری در ماهیت و نوع نظام است که از ریاستی به پارلمانی تنزیل می‌یابد و مستلزم هیچ‌گونه تغییر بنیادی در وضعیت مدیریت سیاست و سرنوشت مردم نخواهد بود.
تغییر نظام از ریاستی به پارلمانی در قدم نخست یک اقدام تشکیلاتی و صوری در نوع نظام است که با تغییر ماهیتی نظام ارتباط رو‌بنایی دارد و هیچ‌گاهی متضمن تغییرات بنیادی که مردم به آن رای داده‌اند، نخواهد بود.
در قدم دوم، ما دیدیم و شنیدیم که د‌کتر عبدالله و همکاران تیمی وی همواره بر تغییرات بنیادین در متن حکومت و سیاست و قدرت اشاره داشتند، که مایه‌ی دل‌گرمی شهروندان کشور شد. حال می‌بینم که سخن از تبانی‌هایی گفته می‌شود که حیات سیاسی کما فی‌السابق ادامه خواهد داشت، اما با تدویر لویه جرگه‌ی عمومی در کوتاه‌مدت، تغییرات در نوع نظام به وجود می‌آید که یاد‌آور همان مثل معروف افغانی خود ماست که از «زیر چکک برخاستن و زیر ناوه‌دان نشستن» است.
به این معنا که قانون اساسی افغانستان بر این مسئله صراحت دارد که اگر نامزدی نتواند در دور اول پنجاه به علاوه‌ی یک درصد را پوره سازد، باید رقابت‌ها به دور دوم کشانده شود‌. از نتایج قسمی انتخابات بر‌می‌آید که همین نتایح افتان و خیزان تا میزان نود درصد باقی‌مانده‌ی شمارش آرا ادامه پیدا خواهد کرد. طبیعی است که هیچ‌یک از نامزدان پیش‌تاز میزان تعیین شده در قانون اساسی را پوره نخواهند کرد؛ زیرا عبدالله 41 در‌صد آرا، اشرف غنی 37 در‌صد آرا‌ و زلمی رسول 9.8 درصد آرای مردم را به خود اختصاص داده بودند که بر‌اساس حکم قانون اساسی، باید انتخابات به دور دوم کشانده شود. این‌که ملاحظات مقبولی در پیوند به نرفتن انتخابات به دور دوم وجود دارند، کاستی است که بنیان‌گذاران قانون اساسی از آن عفلت ورزیده‌اند و استثنایی را در این مورد قایل نشده‌اند و بحث حقوقی خواهد بود که این مقال را مجال بسطش نیست.
سناریو‌هایی که حالا ‌روی دست گرفته شده‌اند که از رفتن انتخابات به دور دوم جلوگیری شود؛ قطع نظر از این‌که یک مانع جدی قانونی و حقوقی دارد، مانیفیست و دکترین تیم اصلاحات و هم‌گرایی را نیز به یک چالش جدی می‌طلبد.
خوب، چه باید کرد که انتخابات به دور دوم کشانده نشود‌؟ تنها راهی که به نظر می‌رسد، این است که تمام نامزدان پیش‌تاز و نخبگان سیاسی با حفظ خطوط قرمز و تابو‌هایی که دارند، تن به یک ائتلاف همه‌گیر انتخاباتی بدهند و یک دولت ائتلافی را تشکیل دهند که در آن تمام سهام‌داران قدرت خود‌شان را سهیم بدانند.
ارگ گفت‌وگوی فشرده و جدی‌ای را با عبدالله و اشرف غنی شروع کرده است که با حفظ امتیاز‌های بزرگ برای ارگ، با یکی از آن‌ها سازش کند. نشانه‌ها حکایت از آن دارند که د‌کتر عبدالله بیش‌تر در محراق توجه ارگ و جامعه‌ی جهانی قرار گرفته است که با دادن امتیازهایی به این دو بنگاه قدرت‌ساز و پادشاه‌ساز و سهمیه‌ دادن به تکت‌های دیگر، جام قهرمانی را به خانه بَرد و ارگ‌نشین بعدی شود‌. با این ملاحظه، می‌بینیم که باز هم در این بازی سر مردم کلاه رفته است.
امریکا و جامعه‌ی جهانی به‌شدت می‌کوشند تا از فشار جنگ و کاستی‌هایی که در اداره‌ی گذشته وجود داشته و نوعی مسئولیت حقوقی را تا پایان 2014 متوجه‌شان می‌سازند، بکاهند و نگذارند افغانستان دو‌باره به بحران بر‌گردد؛ زیرا افغانستان بحران‌زده هیچ‌گاهی نمی‌تواند برای مناقع استراتژیک این کشور مؤثر واقع شود، و از طرف دیگر، چند‌ماه بیش‌تر به نشست عمومی ناتو و امریکا نمانده است. امریکا در تلاش آن است که هرچه زوتر، پیش از فرا‌رسیدن وقت این نشست، پیمان امنیتی با دولت بعدی امضا‌ شود و الا دیر خواهد شد‌. از این‌رو، سعی می‌کند که انتخابات به دور دوم نرود و دچار چالش نگردد.
رییس جمهور کرزی در یک سخنرانی‌اش در یک ماه گذشته سخن از تغییر نظام زده بود و تلویحا تمایلش را به نظام پارلمانی اعلان کرده بود، حالا بخت با تیم وی همراه خواهد بود که عبدالله از تغییر‌، برداشت همگون و هم‌سو با وی دارد.
کرزی در عمق کوره‌ی سیاست دو‌پهلو در این دوازده سال اخیر آب دیده شده است و نبوغ مدیریت اوضاع را پیدا کرده است. خیلی ساده می‌تواند که با پادشاه ساختن عبدالله، خودش ‌یا یک مهره‌ی مؤثر از تیمش را در مقام تشریفاتی ریاست جمهوری ابقا‌ کند و دقیقا مدل پوتین-مدیدوف را در کشور اجرا کند و این در صورتی خواهد بود که تعدیلات در قانون اساسی در کوتاه‌مدت به وجود آوردند که هم کرزی و هم عبدالله به این مسأله پرداخته‌اند.
با این حال، می‌بینیم که فقط شکل ظاهری ساختار نظام دچار تغییر می‌گردد و مدیران فاسدی که عبدالله در جریان رقابت‌های انتخاباتی از آن‌ها بزرگ‌نمایی می‌کرد، هم‌چنان در صحنه باقی خواهند ماند ‌یا به عبارت ساده‌تر، تغییر فقط در قاعده‌ی بازی رو‌نما خواهد شد، اما چینش مهره‌ها بر‌اساس کنفرانس بن اول تا حال باقی خواهد ماند.
لذاست که تغییری که تیم اصلاحات و هم‌گرایی شعار مبارزات خویش ساخته بود، مردم افغانستان را به‌شدت توهم‌زده ساخت و دچار سوء برداشت از تغییر کرد و جایگاه تغییر با قرائتی که مردم از آن داشت، به پیمانه‌ی صفر تقرب خواهد کرد.

از روزنامه‌نگاری مستقل حمایت کنید

محدودیت‌های گسترده بر رسانه‌ها و فضای عمومی در افغانستان، دسترسی شهروندان به اطلاعات مستقل را محدود کرده است. در چنین شرایطی، «اطلاعات روز» متعهدانه و مستقل به کار خود ادامه می‌دهد تا حقیقت قربانی خاموشی و فراموشی نشود.

ما وابسته به هیچ قدرتی نیستیم و تنها برای مردم می‌نویسیم.

مأموریت ما افشای فساد، بازتاب صدای سرکوب‌شدگان، تقویت پاسخگویی صاحبان قدرت، و پشتیبانی از چشم‌اندازی است که در آن همه شهروندان افغانستان از حقوق و آزادی‌های برابر برخوردار باشند و در صلح زندگی کنند.

خبرنگاران ما در شرایط دشوار و گاه خطرناک فعالیت می‌کنند تا گزارش‌های دقیق، منصفانه و مبتنی بر واقعیت منتشر شود و روایت‌های مردم به حاشیه رانده نشود. تداوم این کار، به حمایت مخاطبان و حامیان مستقل وابسته است.

هر کمک، فارغ از میزان آن، به ادامه روزنامه‌نگاری مستقل کمک می‌کند. اگر امکان کمک مالی ندارید، همرسانی این درخواست و تشویق دیگران به حمایت نیز سهمی مهم در تقویت این مسیر دارد.

در کنار حقیقت بایستید
از اطلاعات روز حمایت کنید

برای حمایت اینجا کلیک کنید
با دیگران به‌‌ اشتراک بگذارید
بدون دیدگاه