هادی دریابی
بعد از آنکه زنان و مردان کشور، انگشتان را برای رایدهی رنگ کردند، شعرای کشورهای خارجی ابراز داشتند:
رنگ انگشت زن افغانستان
روز رایدهی به هرجا و مکان
در حقیقت رنگ انگشت نیست که نیست
رنگ، زغال است به روی طالبان
وانگهی در وصف مردان دلیر
میتوان، های میتوان، های میتوان
گفت که این مردان شبیه شیر اند
شیری که وصفش نگنجد در زبان
حالا هرکه رای داده باشد، میفهمد این شعرای خارجی چه گفتهاند. لازم به ذکر است که یک عده از شهروندان عزیز ما که از قانون چیزی نمیفهمند، روز رایدهی در کمال نامردی، ویدیوهایی از رای دادن به صورت تیکهای ضبط کرده و بعد در اختیار رسانهها قرار داده تا آبروی افغانستان را ببرند. برای این عزیزان که خرد سیاسی برای گرفتن اعتبار در سطح بینالمللی ندارند، باید ذکر کنم که این کارشان خوب نیست. هم آبروی تقریباً رییس جمهور آیندهی خویش را میبرند و هم باعث میشوند که اگر شعرای خارجی از این کار باخبر شوند، چنین شعرهایی بسرایند:
حیف دالرهای مفت امریکا
انتخابات در کجا بود، در کجا؟!
دلمان خوش بود که مردم میدهند
رای، برای نان و گندم میدهند
لیک ثابت شد که این افغانستان
بایدش در کام جنگ و طالبان
مگر نشنیدهاید که سالانه میلیاردها دالر صرف تحقیق برای تحکیم قانون میشود؟ آری به خدا، همین تحکیم قانون سالانه میلیاردها دالر در اکثر کشورهای جهان هزینه برمیدارد. اما دل آدم زمانی به درد میآید که در پایتخت کشور، تا که رشوه ندهی، حق نداری از دستشویی مساجد استفاده کنی. مخصوصاً اگر طرف بفهمد که وضعیت اضطراری است. از طرف دیگر، دانشمندان صالح به این باور است که رشوه، در اکثریت کشورها، قانونهای سخت را چنان نرم میکند که گویی نان نیمپختهی سردار نانوای دشت برچی است. نرمی قانون یکی از مجاری درآمد و انباشت پول در جیبها و حساببانکیهای دولتمردان و آنهایی که تقریباً کارشان اجرای قانون است، میباشد. مثلاً اگر قرار باشد که شهرداری کابل بیست عراده موتر باربری برای انتقال کثافات دهمزنگ خریداری کند و برای این خریداری از تلویزیون طلوع اعلان تجارتی پخش کند که شرکتهای داوطلب تا فلانه تاریخ حق دارند آفرهای خویش را تحویل و در محفل مناقصه شرکت کنند. اما شرکتی که هوشیار باشد، در این وضع، پیش از اشتراک در محفل آفرگشایی، به شخص صاحب صلاحیت در شهرداری رشوه پرداخته و اتومات مناقصه را برده و بعد طبق مبلغ درج شده، عرادهجات در خدمت شهرداری قرار داده و یک مبلغ حسابی از این بابت به جیبش میزند. اگر دروغ میگویم، یا فرضیههایم نسبتاً ناقص اند، خواهشمندم که به سیر تاریخی ایجاد کمیسیونها و شوراها، در طی 10 سال اخیر نگاه کنید و بعد دستآوردهایشان را اندازه گرفته و خود در حالیکه هیچتهدیدی هم نمیشوید به قضاوت بنشینید، میفهمید. البته که من مطمئنم شما این کار را بارها کردید و حسابی هم نتیجه گرفتهاید. من بدبخت فقط خواستم یک مثال بیاورم و هرگز قصد کارهای دیگر نداشتم. منظور از کارهای دیگر، فرضاً نصیحت است که براساس آخرین تحقیق میدانی در کابل، تنها کاری که خیلی بیهوده است، نصیحت است. اگر باورتان نمیشود، به نصیحتهای حضرت صاحب که در حق عالیمقام کرزی انجام داده، نگاه کنید. بهخدا گاهی لازم است آدم اتومات قبول کند، ورنه مثل شش نامزد معترض از اعلام نتایج قسمی، به این باور میرسیم که پناه بر خدا!
خبرنگارناراضی
با دیگران به اشتراک بگذارید
بدون دیدگاه
بدون دیدگاه
