برد ناخوش‌آیند امریکا در افغانستان

اطلاعات روز

منبع: The Fiscal Times
نویسنده: Andrew L. Peek
برگردان: جواد زاولستانی
برد امریکا در افغانستان ناخوش‌آیند به نظر می‌رسد. با رشد پولیس محلی افغانستان (ALP) و برگزاری موفقانه‌ی انتخابات ریاست جمهوری، امریکا در حال ایجاد فضایی است که در آن وضعیت کنونی افغانستان تاریخی به نظر می‌رسد، تا هلمندی‌ شبیه جینوا که در 2001 ‌امریکا می‌خواست بسازد. این افغانستان تاریخی شاید ناخوش‌آیند باشد؛ اما بازهم یک برد ناخوش‌آیند، برای امریکا برندگی محسوب می‌شود.
اکنون در پایان بازی می‌توان گفت که جنگ افغانستان همواره پرمخاطره‌تر از جنگ عراق بوده است. هردو جنگ، در حالات مختلف، به خاطر شورش، زشتی و شاید به دلایل مازوخیسم روانی ملی، با جنگ ویتنام مقایسه شده‌اند. حتا امریکایی‌های کمتر تاریک‌بین، گاه و بی‌گاه در سایه‌ی هلی‌کوپترهایی قرار می‌گرفتند که از بام سفارت امریکا در سایگون به پرواز در‌می‌آمدند و بر ارتش ویتنام شمالی حمله می‌کردند.
مقایسه‌ی ویتنام با عراق مضحک بود. حمله‌ی ایالات متحده در عراق، حکومت اقلیت سنی را سرنگون و اکثریت شیعه را جاگزین آن کرد. با همه‌ی حرف و حدیث‌ها در باره‌ی دموکراسی، نتیجه‌ی واقعی سیاسی‌اش، همین شد. سنی‌ها که اکثر شورشیان را تشکیل می‌دادند، از سود سیاست پسا‌استعمار بی‌بهره شدند. آنان دیگر احتمالا هرگز حکومت عراق را به دست نخواهند گرفت، فقط به این دلیل ساده که جمعیت آنان کم است. به این خاطر که در میان شیعه‌ها شورشی وجود نداشت، تهدید جدی برای حکومت جدید عراق متصور نبود.
افغانستان اما، کاملا متفاوت است. در آن‌جا امریکا با شورش از میان پشتون‌ها مواجه است. این گروه قومی نسبت به دیگر گروه‌های قومی در افغانستان، نفوس بیش‌تر دارد و همیشه بر افغانستان معاصر حکومت کرده‌اند. طالبان اگر بتوانند حمایت کافی از جامعه‌ی خاستگاه‌شان را به دست بیاورند، سرنگونی حکومت کابل ممکن می‌گردد. نکته‌ی جالب برای امریکا در افغانستان این است که لازم نیست این کشور حتما حکومت مرکزی قوی داشته باشد. از آغاز ایجاد کشوری به نام افغانستان توسط احمدشاه ابدالی در سال 1747 میلادی، حکومت مرکزی همیشه در گفت‌وگو و معامله با حکومت‌های محلی بوده است. اما در هنگامه‌های اوج هرج‌ومرج، وفاداداری حکومت‌های محلی به حکومت مرکزی توسط ترکیبی از رشوه‌دهی، تملق و بی‌رحمی حفظ می‌شد. تحت رهبری افراد بامهارتی مثل احمدشاه ابدالی، حاکمان محلی با حکومت مرکزی متحد می‌شدند. اما در زمان رهبری افراد سست و بی‌ظرفیتی مثل پسرش، تیمور شاه، آنان از حکومت مرکزی فرمان نمی‌بردند.
شگفت‌آور نیست که با وجود تلاش‌های اولیه‌ی غرب، افغانستان هم‌چنان در تلاش است به وضعیت معمول قبلی‌اش باز گردد. جنگ افغانستان بیش‌تر شبیه ترکیبی از قدرت‌های شدیدا محلی و نزاع‌های قبیله‌ای است، چون این کشور وصله‌ای از قدرت‌های محلی و قبیله‌ای است. زور زدن برای این‌که این کشور غیر از این باشد، بدون تاریخ است و مدت درازی است که پالیسی ایالات متحده و ناتو در افغانستان هم بدون تاریخ و بی‌ارتباط با تجربه‌ی تاریخی این کشور است.
برای مثال، چرا افغانستان به نیروی پولیس ملی ضرورت دارد؟ خود ایالات متحده پولیس ملی ندارد و نه امریکایی‌ها آن را به آسانی می‌پذیرند. ما چرا کسانی دیگر و رقیبان قومی را تشویق می‌کنیم که به روستاهای پشتون نشین بروند و نظم را بگیرند؟ اگر ما ارتشی آموزش‌دیده برای مبارزه با شورش از کره‌ی مریخ می‌داشتیم، راحت‌تر می‌توانستند نظم را به مناطق پشتون باز بگردانند. شاید این شبیه قصه‌های جنگ ستاره‌ها باشد، اما حداقل، پشتون‌های غلزی با آنان، شاید، از قبل دشمنی نداشتند.
با آن‌هم، در این اواخر‌ دو دلیل برای خوش‌بینی پیدا شده‌اند؛ یکی رشد پولیس محلی افغانستان که برنامه‌ی ایجاد آن از سال 2010 آغاز شد. پولیس محلی از میان مردم روستایی استخدام می‌شود و آنان مسئول حفاظت از روستاهای شان اند. قرارگاه آنان در قریه‌های شان است و اعضای این پولیس می‌شناسند که چه کسانی طالب اند و چه کسانی نه.
پولیس محلی افغانستان از نگاه استراتژیک خیلی موفق بوده است و تعداد آنان از ده هزار به سی هزار رسیده است. در ماه اکتوبر سال 2013، تعداد آنان 24000 بود. با آن‌که مشکل‌سازی آنان خیلی زیاد همگانی شده است، همین رویکرد محلی کارآمد است. تازه ترین گزارش وزارت دفاع امریکا درباره جنگ افغانستان می‌گوید که پولیس محلی «‌یکی از پرتحرک بخش‌های نیروهای امنیتی افغانستان است‌». در ماه‌هایی که دیگر نیروهای امنیتی افغانستان بالاترین تعداد تلفات را داشته‌اند، پولیس محلی از آن میان، کم‌ترین تلفات را متحمل شده است.
پولیس محلی افغانستان به این دلیل موفق بوده است که تنها نهادی است که‌ اگر‌چند ناوقت، با در نظرداشت اساس محلی قدرت و حکومت‌داری افغانستان تشکیل شده است. مؤثریت این رویکرد محلی آشکارا که بدون بها نیست: فاصله‌ی مردم از حکومت مرکزی را افزایش می‌دهد و حکومت مرکزی نمی‌تواند بر آن مناطق نظارت داشته باشد. در حال حاضر، همکاری متقابل پولیس محلی با نیروهای عملیات ویژه‌ی ایالات متحده، آنان را در محدوده‌ی‌شان نگه‌داشته و اعضای پولیس محلی نتوانسته‌اند بدرفتاری کنند. بعد از کاهش و خروج نیروهای امریکایی، دولت کابل مسئول نظارت از آنان خواهد شد و مشخصا فرمانده‌‌ پولیس ولسوالی آنان را زیر نظر خواهد داشت.
احتمالا بعد از خروج نیروهای بین‌المللی، محدودیت‌هایی که اکنون برای پولیس محلی وجود دارند، کمتر و زمینه‌های فعالیت آنان بازتر خواهد شد. به هر‌حال، این‌جا افغانستان است و وضعیت آن با امریکای شمالی قابل مقایسه نیست. برای نیروهای امنیتی محلی و دولت افغانستان و ایالات متحده، اما اصول اساسیِ وجود دارند که نباید از آن عدول کنند: به القاعده نباید پناه داده شود، با زندانیان بدرفتاری صورت نگیرد و دختران از رفتن به مکتب باز داشته نشوند. این هم برای امریکا خوب است و هم برای مردم افغانستان. با به رسمیت شناختن قدرت و نهادهای محلی، تلاش‌های ایالات متحده در افغانستان به ثمر می‌نشیند و دولتِ از نگاه تاریخی با ثبات در این کشور شکل می‌گیرد.
ضرورت دوم برای پیروزی امریکا در افغانستان، وجود دولت مرکزی مسئول است که بتواند با کشورهای خارجی وارد گفت‌و‌گو و تعامل شود. برای این‌که افغانستان شایسته‌ی دریافت کمک‌های دوامدار غرب شود، نخست از همه باید دولت افغانستان با جامعه‌ی جهانی بیش‌تر از دولت کرزی همدل و همکار باشد و در سطح محلی نیز، با قدرت مندان خون‌خوار محلی معامله نگردد. تنها با کمک دوام‌دار غرب است که دولت افغانستان می‌تواند به قدرت مندان محلی رشوه بپردازد تا به حمایت از دولت مرکزی تمایل نشان دهند و از امریکا فرمان ببرند. اگر آنان واقعا آن را رد کنند، باید تضعیف و نابود گردند. حفظ قابلیت بالای انجام عملیات‌های ویژه توسط نیروهای امریکایی در افغانستان خیلی مهم و تعیین کننده است، نه فقط برای پی‌گرد القاعده و دیگر گروهای تررویستی منطقه‌ای، بل‌که برای در کنترول نگه‌داشتن جنگ‌سالاران محلی و سرکوب آنان در صورت طغیان علیه دولت افغانستان.
با توجه به آن‌چه در فراز گفته شد، خوش‌بین بودن ما در مورد افغانستان منطقی نیست. سرانجام، نهادهای که توسط ما در افغانستان ساخته شده، بیش‌تر شبیه نهادهای سنتی افغانستان است. انکشاف برنامه‌ی پولیس محلی افغانستان و برداشتن وضعیت رسمی «موقتی» آن، آنان را به هدف نزدیک‌تر خواهد کرد. حمایت از مراکز محلی قدرت همزمان با ساختن دولت مرکزی مسئول، می‌تواند راه‌حل پایدار مشکل افغانستان باشد و آن‌گاه است که می‌توان جنگ افغانستان را بُرد به حساب آورد.

از روزنامه‌نگاری مستقل حمایت کنید

محدودیت‌های گسترده بر رسانه‌ها و فضای عمومی در افغانستان، دسترسی شهروندان به اطلاعات مستقل را محدود کرده است. در چنین شرایطی، «اطلاعات روز» متعهدانه و مستقل به کار خود ادامه می‌دهد تا حقیقت قربانی خاموشی و فراموشی نشود.

ما وابسته به هیچ قدرتی نیستیم و تنها برای مردم می‌نویسیم.

مأموریت ما افشای فساد، بازتاب صدای سرکوب‌شدگان، تقویت پاسخگویی صاحبان قدرت، و پشتیبانی از چشم‌اندازی است که در آن همه شهروندان افغانستان از حقوق و آزادی‌های برابر برخوردار باشند و در صلح زندگی کنند.

خبرنگاران ما در شرایط دشوار و گاه خطرناک فعالیت می‌کنند تا گزارش‌های دقیق، منصفانه و مبتنی بر واقعیت منتشر شود و روایت‌های مردم به حاشیه رانده نشود. تداوم این کار، به حمایت مخاطبان و حامیان مستقل وابسته است.

هر کمک، فارغ از میزان آن، به ادامه روزنامه‌نگاری مستقل کمک می‌کند. اگر امکان کمک مالی ندارید، همرسانی این درخواست و تشویق دیگران به حمایت نیز سهمی مهم در تقویت این مسیر دارد.

در کنار حقیقت بایستید
از اطلاعات روز حمایت کنید

برای حمایت اینجا کلیک کنید
با دیگران به‌‌ اشتراک بگذارید
بدون دیدگاه