شکست‌ناپذیر: طالبان افغان، منابع اجتماعی و سازگاری نظامی – بخش هفتم و پایانی

اطلاعات روز

وب‌سایت بررسی امنیت ملی تکزاس/تئو فارل
ترجمه: حمید بامیک
نتیجه‌گیری: مشکل استراتژی ایالات متحده

انعطاف‌پذیری در یک شورش اساساً توسط منابع اجتماعی و توانایی آن برای سازگاری به‌وجود می‌آید. اهمیت این عوامل در ادبیات تیوریک مرتبط با سازگاری نظامی شناخته شده و این مسأله در مورد طالبان افغانستان نیز مشهود است. گروه طالبان بر روی یک شبکه‌ی افقی قدرتمند تأسیس شد. به هرحال، طالبان توانستند از ارتباطات عمودی در روستاهای میزبان‌شان در ایجاد یک شورش پس از سال 2002، نیز بهره ببرند. این گروه در تلاش‌های خود برای بازسازی امارت اسلامی افغانستان موفق نبود اما توانستند که از کارآیی دادگاه‌های‌شان مشروعیت کسب کنند. طالبان نیز در عرصه‌ی فراگیری تاکتیک‌ها و فن‌آوری‌ها و هم‌چنین در فرماندهی گروه‌های جنگجویان شورشی توانستند سازگاری نظامی پیدا کنند. پیشرفت‌های اخیر در زنجیرهی فرماندهی طالبان و حرفه‌یی‌شدن روش‌های جنگی آن‌ها تحت رهبری طالبان شرقی، هم‌چنان توانایی گروه را برای سازگاری تاکتیکی افزایش داده است. مطالعات قبلی بیشتر اهمیت حمایت خارجی از طالبان و توانایی آن‌ها برای کار در پناهگاه‌های پاکستان را برجسته کرده. ترکیبی از منابع اجتماعی گروهی، توانایی سازگاری و حمایت‌های فرامرزی، شورش طالبان را آن‌طور که ضعیف پنداشته می‌شد، شکست‌ناپذیر ساخته و همه را شگفت‌زده کرده.
در نهایت، شورشیان، به‌ویژه هنگامی که با قدرت بزرگ خارجی روبه‌رو می‌شوند، با استفاده از انگیزه‌ی نباید باخت، برنده می‌شوند. در واقع، شورشیان فقط نیاز دارند که برای شکار خارجی‌های مداخله‌گر کمی بیشتر انتظار بشکند تا که موقع شکار برسد. این استراتژی اساسی طالبان بوده. تحت رهبری رییس‌جمهور ترمپ، ایالات متحده تصمیم گرفت که تلاش‌های خود را در افغانستان با مبارزه علیه شورشیان دو برابر کند. یکی از عناصر استراتژی «جدید» ترمپ، برخورد سخت و قاطع با پاکستان برای شکست دادن طالبان است. به تاریخ 1 جنوری 2018، رییس‌جمهور ترامپ در صفحه‌ی تیوتر خود نوشت که پاکستان با دادن «پناهگاه امن برای تروریست‌هایی که ما در افغانستان شکار می‌کنیم»، ایالات متحده را «احمق» ساخته است. نظرات او موجب توقف فوری کمک نظامی ایالات متحده به پاکستان شد. فشارهای اداره‌ی «ترمپ» بالای پاکستان – قطع کمک‌های نظامی امریکا – به اسلام‌آباد این فرصت را داد که برای ایجاد چالش‌های بدتر از طریق دخالت در مسیرهای تدارکاتی ایالات متحده از طریق پاکستان و افزایش حمایت از طالبان اقدام کند بناءً این کار ترمپ یک قمار بزرگ برای امریکا است. حتا اگر ارتش پاکستان حمایت خود را از طالبان افغانستان قطع کند که بعید می‌باشد، باز هم ایالات متحده هنوز مجبور است با یک شورش که دارای ریشه‌های اجتماعی قوی و قدرت سازگاری نطامی می‌باشد، مبارزه کند.
تنش بین امریکا و پاکستان در حالی بالا می‌گیرد که استراتژی ترمپ برای تشدید نسبی تلاش‌های نظامی ایالات متحده در افغانستان با مشکل مواجه شده است. حدود 11000 سرباز امریکایی در افغانستان مستقر هستند که 8400 تن از آن‌ها متعهد به حمایت از مأموریت پشتیبانی ناتو برای آموزش، مشاوره و کمک به نیروهای امنیتی افغانستان هستند. در ماه آگست 2017، ترمپ، اعزام 3900 نیرو دیگر را به افغانستان تصویب کرد. ژنرال جوزف وگل، رییس فرماندهی مرکزی ایالات متحده، اعلام کرد که در سال 2018 نیروهای ایالات متحده «در عملیات تهاجمی تمرکز خواهند کرد … و تلاش‌های بزرگی را برای به‌دست آوردن این ابتکار روی دست خواهیم گرفت طوری‌که ما وارد فصل جنگ می‌شویم.» اینکه افزایش تعداد نیروهای زمینی ایالات متحده در افغانستان بتواند در سرکوب شورشیان تأثیر به‌سزایی داشته باشد خیلی دشوار می‌باشد. ارتش امریکا برای از بین بردن گروه طالبان در اواخر سال 2009 و اوایل سال 2010 آخرین تلاش خود را کرد. این دقیقاً زمانی بود که حدود 100 هزار نیروی ایالات متحده و حدود 40 هزار نیرو از طرف شرکای ائتلاف در افغانستان حضور داشتند. نیروهای افغانستان با در نظرداشت توانایی‌هایی که تا سال 2010 کسب کرده بودند، به‌سختی می‌توانند جای نیروهای غربی را بعد از خروج‌شان پر کنند. در واقع، نیروهای امنیتی افغانستان از سال 2014 به‌بعد به‌طور مداوم در سراسر کشور میدان جنگ را باخته‌اند در حالی‌که طالبان در آن سال بخش‌های زیادی از خاک افغانستان را در جنوب (ولایت هلمند و ارزگان)، شرق (ولایت غزنی، وردک، کاپیسا و لوگر) و شمال (ولایت کندز) تصرف کردند. براساس گزارش بازرس ویژهی امریکا برای بازسازی افغانستان، حدود 70 درصد از 407 ولسوالی در افغانستان در اواخر سال 2015 تحت کنترل دولت بود. دو سال بعد این رقم به 70 درصد کاهش یافت یعنی دولت افغانستان تقریبا بالای بیشتر از نصف ولسوالی‌هایش حاکمیت داشت.
خوب است که در اینجا یک درس آموزنده را از تاریخ ذکر کنیم: هنگامی‌که ایالات متحده در جنگ‌های پیچیده در برابر ارتش روستایی در کوریا و ویتنام زمین‌گیر شد، دست به حملات هوایی بزرگ برای شکستن بن‌بست زد. اما این اقدامات در هر دو جنگ موثر واقع نشد. در افغانستان، تاریخ تکرار می‌شود. در ماه دسامبر 2017 ژنرال جان نیکلسون، فرمانده نیروهای امریکایی در افغانستان، اعلام کرد که یک مبارزه‌ی عمده نیروهای هوایی ایالات متحده حدود 500 آزمایشگاه مواد مخدر طالبان در مناطق جنوب را هدف قرار داده است. بناءً رقم تعداد حملات هوایی در سال 2017 سه برابر بیشتر از حملات هوایی انجام شده در سال 2016 بود. قربانی اصلی حملات هوایی در افغانستان غیرنظامیان می‌باشند. سازمان ملل متحد گزارش داده است که در سال 2017، در مقایسه با سال قبل، میزان تلفات غیرنظامیان ناشی از حملات هوایی افزایش یافته است.
با وجود تلفات غیرنظامیان، ایالات متحده در حال دنبال کردن یک مبارزه‌ی حملات هوایی هدفمند می‌باشد. نیکلسون با اشاره به اینکه طالبان سالانه حدود 200 میلیون دالر درآمد خود را از طریق مالیات بر تجارت تریاک به‌دست می‌آورد، اعلام کرد: «ما به طالبان ضربه می‌زنیم، نقطه‌ی آسیب‌پذیری طالبان، همان امور مالی آن‌هاست.» وی افزود: «طالبان سه انتخاب دارند: صلح کردن، منزوی شدن و یا مرگ.» به گفته‌ی آقای دیوید منسفلد، تحلیلگر شناخته‌شده در تجارت تریاک افغانستان، فرماندهان نظامی ایالات متحده درباره‌ی توانایی طالبان در جمع‌آوری مالیات و میزان کشت کوکنار که در اثر حملات هوایی ایالات متحده نابود شده، بیش از حد اغراق می‌کنند. آقای منسفلد بر این عقیده است که تأثیر حملات هوایی ایالات متحده بر درآمد طالبان کمتر از آن است که فرماندهان نظامی ایالات متحده ادعا می‌کنند.
آقای ست جی. جونز در مقاله‌یی که«در فورن افیرس(Foreign Affairs) » در ماه جنوری 2018 با عنوان «چرا طالبان در افغانستان برنده نمی‌شوند» استدلال می‌کند که «اگر چه طالبان توانایی شگفت‌انگیزی برای زنده ماندن و انجام حملات برجسته در شهرهایی مانند کابل داشته، امروز آن‌ها ضعیفتر از گذشته‌اند.» آقای جونز تا حدی درست می‌گوید. وی با اشاره به نظرسنجی‌های مختلفی که در افغانستان انجام شده می‌گوید که حمایت عمومی از طالبان به‌دلیل ایدئولوژی افراطی، تاکتیک‌های وحشیانه و وابستگی به تجارت مواد مخدر و حمایت پاکستان، کاهش یافته است. به هرحال، آقای جونز درک نمی‌کند که رأی‌گیری درباره‌ی حمایت مردم از طالبان در افغانستان به هیچ‌وجه قابل اعتماد نیست چون دریافت دیدگاههای عمومی درباره‌ی طالبان در مناطق تحت کنترل طالبان بسیار دشوار است. آقای جونز استدلال می‌کند که تعداد کمی از مردم غیرپشتون، مشروعیت طالبان تحت سلطه‌ی پشتون را به رسمیت می‌شناسند و هم‌چنان جمعیت رو به افزایش شهرنشینی در افغانستان، ایدئولوژی افراطی اجتماعی طالبان را از بین می‌برد. برخی از رهبران طالبان مدت‌ها این واقعیت‌ها را درک کرده‌اند و پیش‌بینی می‌کنند که طالبان تنها به‌وسیلهی یک توافق در مورد قدرت می‌توانند وارد دولت افغانستان شوند. این روزها مشکل اصلی طالبان، کاهش محبوبیت گروه نیست بلکه کاهش وحدت بین آن‌ها است.
در ماه نوامبر سال 2016، آقای مایکل سمپل و من طی یک هفته با هفت عضو ارشد طالبان مصاحبه کردیم. افراد مصاحبه‌شونده شامل دو معاون سابق، یک والی سابق و دو فرمانده ارشد سابق طالبان بودند. چیزی که ما کشف کردیم ما را شگفت‌زده کرد. ما فکر می‌کردیم که اعتمادبه‌نفس طالبان با در نظرداشت موفقیت اخیر آن‌ها در میدانهای جنگ افزایش یافته است. در عوض، کسانی‌که با ما مصاحبه کردند از تخریب گسترده در جنبش و در رهبری طالبان و جنگی ظاهراً بی‌پایان حرف می‌زدند. چند تن از مصاحبه‌شوندگان به ما گفتند که بسیاری از اعضای طالبان احساس می‌کنند که پس از خروج نیروهای خارجی، جنگ دیگر جهت و هدف خود را از دست داده. ملا حبیب‌الله آخوندزاده، رهبر فعلی طالبان، بیش از حد به‌عنوان یک رهبر غیرمؤثر و بدون آن اقتدار اخلاقی که بنیانگذار گروه طالبان ملا عمر داشت، دیده می‌شود. این امر سنگ‌بنای ایدئولوژیک طالبان را تضعیف می‌کند، یعنی اطاعت از امیر. فعلاً چندین جناح در حال رقابت برای قدرت در جنبش هستند، به‌ویژه شبکه‌ی منصور که تحت نظارت اسحاق‌زی مستقر در شمال هلمند (به رهبری ملا رحیم، فرماندار طالبان هلمند) است. بنابراین، در حالی‌که طالبان ارتباطات عمودی قوی با جوامع روستایی دارد که از سال 2014 به دستاوردهای در میدان جنگ دست یافته‌اند، شبکه‌ی افقی که شورش را به هم متصل می‌کند، در حال تضعیف شدن است.
اعزام نیروهای بیشتری ایالات متحده به افغانستان احتمالاً به دستاوردهای کوتاه‌مدت میدان جنگ منجر می‌شود. مهم این است که حضور یک نیروی دریایی در هلمند از سقوط مرکز ولایت هلمند به طالبان جلوگیری می‌کند. به هر صورت، این افزایش ناچیز در سطوح مبارزات نطامی، بن‌بست استراتژیک را در افغانستان نخواهد شکست – زمانی‌که نیروهای نظامی عظیم ایالات متحده در سال 2010 نتوانستند این کار را انجام دهند. برعکس، ارسال نیروهای بیشتر و انجام حملات هوایی بیشتر ممکن است طالبان را قوی‌تر کند. در عین‌حال، نابود کردن امکانات پروسس و تولید مواد مخدر نه‌تنها طالبان، بلکه هر کس که در زمینهی تولید تریاک مشغول به کار است، یعنی به هر کشاورز در ولایت هلمند، صدمه خواهد زد. این کار یک بار مردم محل را مجبور به پیوستن در گروه شورشیان خواهد کرد. همان‌طور که قبلاً گفتیم، تلفات غیرنظامیان و ظاهراً بی‌پروایی های نظامی ایالات متحده به احتمال زیاد نگرانی‌های مردم را افزایش داده و کاسه‌ی صبر آن‌ها به سر آمده است. در نهایت، تلاش ارتش امریكا در افغانستان باعث می‌شود كه نیروهای طالبان از اهداف خود پیروی كنند و متحدانه جنبش را آغاز كنند كه ممكن است غیر قابل شکست باشد. اگر ایالات متحده در این رابطه دقیق عمل نکند، ممکن است حملات هوایی در افغانستان با شکست مواجه شود.
لینک مقاله:
https://tnsr.org/2018/05/unbeatable-social-resources-military-adaptation-and-the-afghan-taliban

از روزنامه‌نگاری مستقل حمایت کنید

محدودیت‌های گسترده بر رسانه‌ها و فضای عمومی در افغانستان، دسترسی شهروندان به اطلاعات مستقل را محدود کرده است. در چنین شرایطی، «اطلاعات روز» متعهدانه و مستقل به کار خود ادامه می‌دهد تا حقیقت قربانی خاموشی و فراموشی نشود.

ما وابسته به هیچ قدرتی نیستیم و تنها برای مردم می‌نویسیم.

مأموریت ما افشای فساد، بازتاب صدای سرکوب‌شدگان، تقویت پاسخگویی صاحبان قدرت، و پشتیبانی از چشم‌اندازی است که در آن همه شهروندان افغانستان از حقوق و آزادی‌های برابر برخوردار باشند و در صلح زندگی کنند.

خبرنگاران ما در شرایط دشوار و گاه خطرناک فعالیت می‌کنند تا گزارش‌های دقیق، منصفانه و مبتنی بر واقعیت منتشر شود و روایت‌های مردم به حاشیه رانده نشود. تداوم این کار، به حمایت مخاطبان و حامیان مستقل وابسته است.

هر کمک، فارغ از میزان آن، به ادامه روزنامه‌نگاری مستقل کمک می‌کند. اگر امکان کمک مالی ندارید، همرسانی این درخواست و تشویق دیگران به حمایت نیز سهمی مهم در تقویت این مسیر دارد.

در کنار حقیقت بایستید
از اطلاعات روز حمایت کنید

برای حمایت اینجا کلیک کنید
با دیگران به‌‌ اشتراک بگذارید
بدون دیدگاه