NYR Daily/احمد رشید
ترجمه: حمید مهدوی
وقتی جیمس متیس، وزیر دفاع دونالد ترمپ در هفتهی جاری در کمیتهی نیروهای مسلح سنای امریکا فراخوانده شد تا در مورد جنگ در افغانستان شهادت بدهد، او بهطور غیرمعمولی رک و راست بود: او گفت: «ما در حال حاضر پیروز جنگ افغانستان نیستیم». او اذعان کرد که طالبان حملات تهاجمی چشمگیری داشتهاند، اوضاع امنیتی همچنان رو به وخامت دارد و حکومت افغانستان بهطور قابل توجهی قلمرو کمتر از یک سال گذشته را در کنترلش دارد. بهعبارت دیگر، چشماندازها برای هرگونه برآیند مثبت چنان دور است که در این شانزده سال جنگ – طولانیترین جنگ تاریخ امریکا – بوده است.
با اینحال ظاهرا راهحل ترمپ – و متیس – برای این جنگ غیرقابل پیروزی یکبار دیگر فرستادن سربازان بیشتر است. روز سهشنبه، ترمپ اعلان کرد که صلاحیت کامل تصمیمگیری در مورد تعداد سربازان مورد نیازش به خود ارتش داده خواهد شد. (او، با واگذار کردن تمام تصمیمها به دست ارتش، مشاورهی معمولی بین سازمانی، بهویژه با وزارت خارجه را رها کرده است). و متیس در مورد بررسییی صحبت میکند که در ماه جولای تکمیل خواهد شد و حدود 5000 سرباز اضافه خواهد کرد. این، شاید خیلی دیر باشد.
افغانستان در حال حاضر با یک بحران بهمراتب عمیقتر از فهم بسیاریها مواجه است. جنگسالاران و سیاستمداران – بهشمول اعضای کابینه – خواهان استعفای رییسجمهور غنی و وزیران امنیتی او هستند و آنها را به بیکفایتی، خودرایی و تحریک نفرت قومی متهم میکنند. روزانه حدود ده تظاهرات همگانی در خیابانهای کابل وجود دارد؛ تظاهراتی که توسط جوانان و اقارب آنهایی که در بمبگذاریهای اخیر کشته شدند، برگزار میشود.
در اوایل ماه جون بمبگذاریهای انتحاری متعدد در کابل بیش از 170 تن را کشت و حدود 500 تن را زخمی ساخت. تروریستان توانستند یک موتر بمبگذاریشدهی بزرگ را در محلهی دیپلماتیکنشینِ بهشدت محافظتشده برسانند، جایی که این موتر منفجر شد و عمدتا غیرنظامیان را کشت که نشانهی واضح تبانی با افسران امنیتی است. نه طالبان و نه دولت اسلامی مسئولیت آن را برعهده گرفتند. طالبان اکنون حملات تهاجمی زمینی را آغاز کردهاند تا قلمرو بیشتری را بگیرند و شهر شمالی قندوز را تصرف کنند، شهری با تقریبا 300000 جمعیت که سال گذشته دوبار برای تصرف آن تلاش کردند. اگر این شهر اکنون بهدست طالبان سقوط کند، اولین شهر بزرگی خواهد بود که آنها دوباره اشغال میکنند.
در عینحال، همسایههای افغانستان بهطور فزایندهیی در مورد مبارزه با ستیزجوییِ بهرهبری ایالات متحده ناآرام میشوند: پاکستان همچنان بهرهبری طالبان، بهشمول گروه حقانی بهعنوان تبهکارترین بازوی طالبان – پناهگاه میدهد، در حالیکه ایران و روسیه نیز از طالبان حمایت میکنند (میزان دقیق آن مشخص نیست). این قدرتهای منطقهیی باور دارند که طالبان میتوانند سدی در برابر گسترش داعش در قلمروهایشان باشند و نمیخواهند پاکستان نفوذ بر طالبان را در انحصار خود داشته باشد. آنها میخواهند قدرت ایالات متحده را در منطقه محدود سازند. نفوذ داعش در افغانستان که زمانی صرف به ولایت شرقی ننگرهار خلاصه میشد، در حال گسترش است و این گروه مسئولیت یک حملهی وحشتناک بر شفاخانهی ارتش در کابل را برعهده گرفت که در آن پنجاه مریض و داکتر کشته شدند و 90 تن زخم برداشتند.
با اینحال، بحران سیاسییی که در کابل در حال آشکار شدن است، خطرناکتر از اوضاع امنیتی رو به وخامت میباشد. فقدان اعتماد میان رییسجمهور اشرف غنی و عبدالله عبدالله رییس اجرائیهی حکومت او یا نخستوزیر، به فلج شدن حکومتداری و خدمات اجتماعی منجر شده است. افسران ارشد در ارتش و حکومت اداری طرفها را انتخاب میکنند. معاش بسیاری از بروکراتها و معلمین ماههاست که بهدلیل نبود وجوه پرداخت نشده است. جنگسالاران برجستهیی که اکنون سیاستمدار شدهاند بهطور فزایندهیی طرف اپوزیسیون را میگیرند و میخواهند غنی استعفا بدهد و انتخابات تازه برگزار شود.
غنی عمیقا نامحبوب است. بسیاری از افغانها اکنون حکومت را غیرمشروع میدانند، رژیمی که اگر توسط ایالات متحده و ناتو که بهصورت مشترک در این کشور حدود 13000 نیرو دارد، سرپا نگهداشته نشود؛ دوام نخواهد آورد. ایالات متحده دو سال قبل برای تشکیل یک حکومت ائتلافی میان غنی و عبدالله عبدالله، رقیبش، پادرمیانی کرد تا یک انتخابات بهشدت تقلبآمیز را بپوشاند. (هردو کاندید تقلب کردند و هردو کاندید ماهها در مورد برندهی واقعی سروکله زدند تا اینکه امریکاییها مداخله کردند).
اما غنی، یک پشتون، هرگز قدرت را کاملا با عبدالله، یک تاجیک، تقسیم نکرده است و به پُرکردن حکومت با پشتونهای همتبارش متهم شده است. اعضای کابینه مانند وزیر خارجه، یک نمایندهی ویژهی رییسجمهور و جنگسالارانی مانند اسماعیل خان با نفوذ در هرات – که همه زمانی به ائتلاف وفادار بودند – اکنون خواهان استعفای غنی و انتخابات تازه هستند، چون آنها از بیکفایتی ظاهری، خودرایی و عدم تمایل او به کار با ائتلاف سیر آمدهاند.
نیروهای غربی تاکنون قادر بودهاند با تامین مالی بودجه و پرداخت معاشات و حفظ ارتش افغانستان در میدان جنگ، حکومت را در قدرت حفظ کنند. اما این کار بهطور فزایندهیی دشوار شده است و طالبان در بسیاری از بخشهای کشور در حال پیشرفت هستند و باعث شدهاند نیروهای ایالات متحده و ناتو بهطور فزایندهیی کماهمیت به نظر برسند. سیاستمداران مخالف مایل بودهاند با امریکاییها مخالف کنند، اما این احتمالا در حال تغییر است.
با در نظرداشت گستاخی رو به ازدیاد طالبان در حملاتشان، اکنون شکافهای عمیقی در شورای امنیت ملی ایالات متحده بین افرادی چون متیس که میخواهند هزاران سرباز بیشتر امریکایی را در آخرین تلاش مذبوحانه برای نجات رژیم از سقوط بفرستند و کسانی چون استیو بنون، مشاور، که میخواهند از یک تلاش نظامی ناکام و یک دولت ناکام دست بردارند، وجود دارد. اما تصمیم این هفتهی ترمپ مبنی بر واگذاری تصمیم سربازان به ارتش خود نشان میدهد آنهایی که برای افزایش تعداد سربازان استدلال میکنند دست بالایی خواهند یافت. امیدی به این استراتژی وجود ندارد.
مهم نیست که متیس میخواهد در تابستان سال جاری چه تعداد سرباز بفرستد، بحران سیاسی در کابل را اصلاح نخواهد کرد. در نبود یک تعامل روشن با حکومت افغانستان، یا درخواستهایی که غنی یک حکومت ائتلافی فراگیرتر بسازد و بخشی از قدرتش را واگذار کند، سربازان بیشتر امریکایی صرف اوضاع را بدتر خواهد ساخت.
به نظر نمیرسد هیچکسی در واشنگتن به اعمال فشار سیاسی بیشتر بر رژیم کابل، پاکستان و طالبان برای آغاز مذاکراتی که یک آتشبس و یک توافق سیاسی منجر خواهد شد، علاقهمند باشد. تداوم دیدن کشاکشها صرف از عینک جنگ و تعداد سربازان، کاری که ایالات متحده بهخوبی انجام میدهد، تنها به ادامهی فرسایش مشروعیت حکومت و از دست دادن قلمرو منجر خواهد شد. حملات طالبان افزایش خواهد یافت، همچنان قلمروهایی از دست خواهد رفت و حکومت سقوط خواهد کرد. این به احتمال زیاد به یک ناکامی تبدیل خواهد شد.
افغانستان؛ خیلی دیر است
با دیگران به اشتراک بگذارید
بدون دیدگاه
بدون دیدگاه
