[su_label]عرفان مهران[/su_label]
گلبدین حکمتیار رهبر فراری حزب اسلامی پس از نزدیک به دو دهه، برای نخستینبار روز شنبه در انظار عمومی ظاهر شد و در یک کنفرانس خبری از ولایت لغمان، اعلام کرد که صلاح را بر زمین میگذارد و به روند صلح میپیوندد. موافقتنامهی صلح بین حکومت وحدت ملی و حزب اسلامی بهرهبری آقای حکمتیار ماهها قبل به امضا رسیده بود، اما روند اجرایی شدن این موافقتنامه اخیراً آغاز شده است.
قرار است گلبدین حکمتیار طی روزهای آینده به کابل بیاید. بدون شک بازگشت او به کابل یک رویداد مهم است و حکومت وحدت ملی از آن بهمثابهی مهمترین دستآورد خود در زمینهی تلاشهای صلح یاد خواهد کرد. در واقع حکومت توانسته است یکی از سرسختترین رهبران سیاسی افغانستان را که بخش عمدهی عمرش را در نبرد با دولتهای مرکزی و احزاب سیاسی برای بهدست آوردن قدرت سپری کرده است به کابل بکشاند و از زباناش اقرار بگیرد که دیگر نباید از «گلولهیی» برای رسیدن به قدرت استفاده شود.
اما یکی از پرسشهای اساسی این است که بازگشت حکمتیار چه تاثیری بر وضع جنگ و صلح خواهد گذاشت و این موافقتنامه تاچه حد میتواند به ثبات سیاسی در کشور کمک کند؟ از نظر بسیاریها، بازگشت حکمتیار در شرایط حاضر کمک چندانی به روند صلح نخواهد کرد. حکمتیار از این نظر یک مهرهی سوخته است و قدرت نظامی لازم برای تداوم جنگهای چریکی را ندارد، بلکه این طالباناند که عامل اصلی ناامنی در افغانستان هستند و نقش مهمی را در روند جنگ و صلح ایفا میکنند.
حکمتیار از طرف دیگر، با حکومتی توافقنامهی صلح را امضا کرده است که اساساً از لحاظ فکری وجه مشترکی با همدیگر ندارند. حکمتیار در یک چرخش سریع دست از تمامی مطالبات، خواستهها و شرایط پیشین خود برداشته و ظاهراً نظام موجود و ارزشهای مندرج در قانون اساسی را پذیرفته است. حکومت افغانستان در اولین واکنش خود از بازگشت حکمتیار به زندگی عادی و پذیرش موافقتنامهی صلح استقبال کرده و گفته است که این توافق نشان میدهد که ظرفیت لازم برای گفتوگوهای بینالافغانی برای رسیدن به صلح وجود دارد.
هنوز داوری در مورد آیندهی این توافق و سرنوشت صلح در کشور اندکی دشوار است. اما آنچه مشخص است این است که بهرغم صحبتهای واقعبینانهی حکمتیار، این توافق همچنان شکننده است. شکنندگی این توافق زمانی بیشتر برملا خواهد شد که به رفتار سیاسی گذشتهی حکمتیار و مناسبات او با احزاب سیاسی و گروههای قومی دیگر توجه کنیم. حکمتیار در طول فعالیت سیاسی خود با تمامی جریانهای سیاسی موجود هم ائتلاف کرده است و هم جنگهای خونینی را با آنان انجام داده است. در دوران حکومت مجاهدین حزب او یکی از مهمترین جناحهای مجاهدین حاضر در حکومت وقت بود، اما به زودی از آن بیرون شد و علیه دولت مجاهدین جنگهای خود را آغاز کرد.
بازگشت حکمتیار به عرصهی عمومی اگر ممکن است برخی از افراد و چهرههای نزدیک به او را راضی و خوشبین سازد، بسیاریهای دیگر را ناراضیتر و در صفبندیهای جدید از حکومت دورتر خواهد کرد. در حال حاضر حکومت وحدت ملی دچار شکافهای عمیقی میباشد. بخش عمدهی نیروهای سیاسی که در ائتلافهای انتخاباتی، نقش مهمی را در شکلدهی حکومت موجود ایفا کردهاند، اکنون ناراضیاند و از عملکرد حکومت انتقاد میکنند. طبیعی است در شرایطی که حکومت مهمترین مهرههای خود را عملاً از ساختار قدرت بیرون میکشد و امتیازات آنان را محدود میکند، دادن امتیاز به حزب اسلامی و معامله با حکمتیار میتواند این شکافها را تشدید کند. این امر بهخصوص اگر با مطالبات و افزونخواهیهای بیشتر حکمتیار در عرصهی سیاسی همراه باشد، طبیعی است و به موج جدیدی از کشمکشها در مناسبات موجود دامن خواهد زد.
