[su_label]عرفان مهران[/su_label]
نیروهای امنیتی افغانستان در شرایط بسیار حساسی قرار دارند. علیرغم بسیاری از مشکلات، چشم امید همه به سوی این نیروهای دوخته شده و بدون شک بقای نظام و ثبات در کشور بستگی به نقش و عملکرد آنان دارد. پس از خروج نیروهای خارجی از افغانستان و تکمیل روند انتقال مسئولیتهای امنیتی به این نیروها، فشار اصلی حفظ ثبات نیمبند کنونی را این نیروها متحمل شدهاند.
در پایان سال 2014؛ زمانی که این نیروها مسئولیت کامل تامین امنیت افغانستان را عهدهدار شدند، نگرانیهای زیادی در میان مردم شکل گرفته بود. این نگرانیها فراتر از آن بود که تصور میشد و فضای ترس و نگرانی از سقوط نظام و آغاز جنگهای جدید در کشور، بر افکار عمومی سنگینی میکرد. علیرغم جنگهای زیاد و تلفات سنگین نیروهای امنیتی، طالبان و دیگر گروههای مخالف مسلح دولت به اهداف استراتژیک خود دست نیافتهاند و این نیروها از بخشهای عمدهی تحت کنترل خود محافظت کردهاند، هرچند که نتوانستهاند مناطق تحت کنترل طالبان، داعش و دیگر گروههای تروریستی را تصرف کنند.
در سال پیشرو، احتمال جنگهای گستردهتر در کشور متصور است. برنامههای صلح به نتایج ملموسی دست نیافته و طالبان همچنان برجنگ پافشاری دارند. علاوه بر طالبان، داعش در طول سال جاری توانسته است در بخشهایی از کشور نفوذ خود را حفظ کند و حملات مرگباری را علیه مردم به راه اندازد. شبکهی حقانی، گروههای مافیایی، جنگجویان وابسته به القاعده و عناصر رادیکال خارجی، از دیگر گروههاییاند که در افغانستان فعالاند. نیروهای امنیتی افغانستان باید در سالهای آینده همچنان با این عناصر بجنگند و چندین جبهه را در نبرد با این گروهها در بخشهای مختلف کشور بگشایند.
این جنگها، برای آیندهی افغانستان از اهمیت اساسی برخوردار است و در صورتی که نیروهای امنیتی افغانستان بتوانند بر این گروهها غلبه پیدا کنند، ثبات افغانستان تضمین خواهد شد و ساختارهای امنیتی هم در جامعه بهمثابهی تنها مرجع مشروعیت استفاده از قدرت نظامی نهادینه خواهد شد، اما اگر این اتفاق نیافتد تداوم جنگ ممکن است سرنوشت متفاوتی را در کشور رقم بزند. رییسجمهور غنی چندی پیش در مراسم فراغت افسران ارتش ملی از دانشگاه نظامی مارشال محمد قسیم فهیم گفته بود که موازنهی جنگ در جبهات به نفع نیروهای امنیتی افغانستان در حال تغییر است. این خبر خوشی است، اما هنوز واقعاً مشخص نیست. با توجه به شمار گستردهی گروههای فعال در کشور و گسترش دامنهی تحرکات آنان بهخصوص در فصلهای بهار و تابستان پیشرو، مشخص نیست این وضعیت حفظ خواهد شد یا فشار بر نیروهای امنیتی افزایش خواهد یافت.
در طول سه سال اخیر، رقم تلفات نیروهای امنیتی بهشکل بیپیشینهیی افزایش یافته است. بهتبع این، رقم فرار از این نیروها نیز بالا بوده است که با جمع هر دو، سالانه هزاران نفر از بدنهی نیروهای امنیتی جدا میشوند، در حالیکه دولت برای جایگزینی آنان با مشکل جدی روبهرو میباشد. طبیعی است اگر این وضعیت ادامه پیدا کند، امکان جلبوجذب نیروهای بیشتر به صفوف نیروهای امنیتی کاهش خواهد یافت و این روند کسر جدییی را در رقم نفرات ارتش، پولیس و نیروهای امنیت ملی بهوجود خواهد آورد. اگر دولت نتواند این خلاء را پر کند، قطعاً روند رو به نقصان آن، وضعیت را به ضرر نیروهای امنیتی تغییر خواهد داد.
در حال حاضر، علیرغم مداخلات سیاسی و دستاندازی گروههای فعال سیاسی، نیروهای امنیتی هنوز وجههی اصلی خود را حفظ کردهاند و افکار عمومی نسبت به این نیروها به چشم نهادها و ساختارهای ملی نگاه میکنند. این نقطهی قوت برای نیروهای امنیتی است که حکومت باید در حفظ آن کوشش کند. بدون شک، حفظ محبوبیت موجود نیروهای امنیتی نیازمند آن است تا حکومت جلو دستاندازی گروههای سیاسی را از نفوذ در میان نیروهای امنیتی کوتاه کند و نگذارد اختلافات سیاسی و مطالبات گروهی و شخصی، به درون نیروهای امنیتی نفوذ کند. در صورت عدم موفقیت حکومت در این امر، نیروهای امنیتی بیشتر از پیش آسیب خواهند دید.
فساد گسترده در ساختارهای امنیتی، از سالها پیش مورد توجه عموم بوده است. بهرغم اقدامات گسترده نه حکومت پیشین و نه حکومت کنونی نتوانسته است دست مفسدان را از غذا، امکانات و بودجهی نهادهای امنیتی کوتاه کند. اساساً ارادهی جدی در این کار دیده نمیشود. رییسجمهور غنی بارها وعدهی این کار را به مردم داده است، اما بسیاری از اقدامات او در نهادهای امنتیی با نقد جدی بههمراه است. یکی از این انتقادات متوجه گزینش افراد در رهبری نهادهای امنیتی است که باعث ناخرسندیهای جدی در جامعه گردیده است. فساد گسترده هم بهلحاظ رهبری و هم بهلحاظ تدارکاتی نیروهای امنیتی را در جبهات جنگ متضرر ساخته است. این مساله، سربازانی را که در خطوط مقدم نبرد در نقاط دوردست کشور اند، در معرض فشار شدیدی قرار داده و چهبسا که باعث دلزدگی و بیرغبتی آنان در اجرای وظایفشان گردیده است.
