«تغییر» در تاریخ؛ رمضان‌علی تا خادم حسین

اطلاعات روز

[su_label]يادداشتي از وارث يك مجاهد [/su_label]

قريب به چهل سال پيش، مردم و عمدتا جوانان مملكت ما، با ايمانِ به جهاد و عشق به شهادت و ستيز با آن‌چه اشغالگر و كمونيست معنا مي‌شد، تفنگ بر دوش گرفتند و دره به دره و كوه به كوه با حكومت وقت و حاميان روسي‌اش شاخ‌به‌شاخ شدند. به‌تعبيري دگر، آن ستيزه، جنگِ تحجرِ سياه و استبدادِ سرخ بود. شدت اشتياق به جنگ و جبهه و شهادت و مجاهدت در جوانان به حدي بود كه به‌عنوان نمونه، شوهر نخست مادر من، رمضان‌علي كريمي، در شب عروسي‌اش به‌دليل حساسيت شرايط و اهميت عمليات آن شب بر قرارگاه نظامي حكومت كمونيستي، تخت حنا و تازه‌عروس‌اش را رها كرده و به جبهه‌ي جنگ رفته بود. رمضان‌علي، شش ماه پس از عروسي و بدون كام گرفتن از زندگي و حيات و بر جا گذاشتن فرزندي، در جبهه‌ي جنگ، طعمه‌ي ماين شد و جسد پاره-پاره‌اش را با شكوه اغواگرايانه‌یي تشييع و دفن كردند. تبليغات براي بسيج سربازان به جبهه و از آن‌سو، شكوه فريبنده و اغواگرانه‌ي تشييع و تدفين‌ها و ادبيات و توليداتِ فرهنگي-حماسي كه براي تقويت ايمان و روان جنگي و مبارزاتيِ جبهات مجاهدين عرضه مي‌شد، بسيار حرفه‌یي، مهييج، واقع‌بينانه و مسلط بر نبض عواطف و احساسات جوانان بود. چهل سال پيش، يك ملت، قريب به يك دهه، كوه به كوه با سربازانِ يكي از دو ابرقدرت و قطب قدرت نظامي جهان جنگيدند و پس از پرداخت هزينه‌ها و مصايب بسيار بزرگ و وحشتناك به‌لحاظ شدت و وسعت خسارات، ظاهراً جنگ را بردند. از آفت‌ها و رخدادهاي به‌جد زيانبار و فرسايشيِ پس از پيروزي مجاهدين و ورود و استقرار آن‌ها به كابل، در اين يادداشت كوتاه مي‌گذريم. هرچند كه ناگفته، ابعاد و تبعات خانمان‌برانداز و دردناك و تباه‌كننده‌ي ورود مجاهدين به كابل، بر همگان روشن است و حتا اگر روايت‌هاي پراكنده و جستهگريخته از آن سال‌هاي سياه و پر از درد و داغ را از دل متون تاريخي و شواهد مستند هم برداريم، روايت‌هاي شفاهي و سينه‌هاي مالامال از خاطرات تاراج و چپاول و خون و غارت و داغ براي توضيح و مصوركردنِ تبعات وحشتناك استقرار مجاهدين به كابل كافي ست.
اكنون، در ٢٦ دلو سال ١٣٩٥، سه دهه پس از پيروزي مجاهدين، از قضا سالياد اين رخداد تاريخي با ١٤ فبروري-روز والنتاين/عشق-مصادف است. سه-چهار دهه پيش، رمضان‌علي كريمي، براي دستيابي به شهادت و جهاد و الزام وطني/دينيِ مبارزه با آن‌چه اشغالگري و مبارزه با طاغوت و استبداد سرخ معنا مي‌شد، مضاف بر اين كه شب حناي عروسي‌اش را تا ظهور سپيدار سحر در جبهه‌ي جنگ صبح كرد، در حوالي عروسي‌اش غالبا در جبهه‌ي جهاد در برابر اشغالگري با تفنگ و قرائت قرآن و نماز و شبيخون و عمليات‌هاي چريكي بر قرارگاه دولتي مستقر در حاشيه‌ی ولسوالي جاغوري گذراند و آخرالامر، كشته شد. سي سال بعد، در نسل دوم، فرزند/فرزندان همسرش، به‌لحاظ عقايد و گرايش‌هاي سياسي و مدني و نوع مواجهه و برداشت از پاسداشتِ سرزمين، از حاميان جديِ حضور نظامي و سياسي چهل و چند كشور غربي در وطني هستند كه سه دهه پيش براي پاك كردنش از اشغال كمونيستي، به تعبيرِ مجاهدين، شهيد داده‌اند. من وارث شهيدم و اين، تناقض وحشتناك و بزرگي ست ميان دو نسلي كه فقط سي سال با هم فاصله دارند. اين تناقض، اين فاصله و بيگانگيِ دو نگاه و باور در عرض سي سال، آيا مايه‌ي تأسف است يا نمودار عبور مملكت از تحجر و سياهي به روشنايي و انعطاف و واقع‌بينيِ سياسي؟ وارث يك مجاهدِ شهيد، به‌روشني و دقت نمي‌داند. فارغ از اين تناقضِ بزرگ، سي سال پيش رمضان‌علي در برابر حمايت و همكاري دوجانبه‌ی دو حكومت يا به‌تعبير مجاهدين، رابطه‌ي ذلت‌بارِ مستعمره-استعمارگرِ حاكميت كابل و مسكو، در جبهه و كوه و دشت، با تفنگ و گلوله جنگيد و كشته شد و اكنون، خادم حسين، فرزند همسر آن مرد، در حمايت از روابط سياسي و نظاميِ حاكميت كابل با غرب، يكي از هزارها جواني ست كه به‌واسطه‌ي كلام و قلم، حرف مي‌زند و تبليغ مي‌كند. دو نسل با ايده‌ها و آرمان‌ها و باورهاي بسيار متضاد و متناقض در معيت و شهروندي سرزميني كه اهم شركا و سهامداران قدرت سياسي‌اش، همان‌هايي هستند كه رمضان‌علي‌ها را تفنگ و گلوله بر دوش و قرآن به جيب، به كام جنگ نابرابر با حاكميتِ به تعبير خودشان دست‌نشانده‌ي آن روزگاران فرستاد و كشته شد و اكنون معاش‌بگير چهل و چند استبدادِ رنگارنگ و حكومت تحتِ حمايت‌شان‌اند كه اسم سياسي و محترمانه‌ي امروزش، «همكاران و حاميان بين‌المللي» است. اگر حمايت و همراهيِ جهاني براي غلبه‌ي يك كشور جهان سومي بر تروريزم و افراط‌گرايي و ناامني و دگر چالش‌هاي پيچيده‌ي گذار به توسعه را يك پيش‌نياز گريزناپذير بدانيم، سي سال كه در مقياس سرعت سريع و شتابنده‌ي روند جهانيِ رشد و توسعه، فرصت و زمان بسيار بزرگي ست، ما در جا زديم و اي‌بسا، سي سال به عقب رفتيم. داستانِ حسرت براي نيازمندي و خلع شدن از اقتدار و استقلال و اختيار كه ضامن غرور و حيثيت ملي ست، كماكان و حتا شديدتر از چهار دهه قبل باقي ست. اين فاصله، اين عقب‌رفت و ايستاييِ بسيار زيانبار، چطوري معنا و توجيه و جبران مي‌شود؟
امروز، روز والنتاين است. بيرون از حدوحدود جغرافيايي و احتمالا فضاي رواني ارگ كه اشرف غني به اختيار و استقلال يا به جبري كه ماحصل محصورشدن در حصار درشت‌دانگان مجاهدين/جنگسالاران است، گراميداشت از سالياد پيروزي مجاهدين بر اشغالگري و حكومت كمونيستي را برگزار كرده است. چهل سال قبل، جنگ و جهاد و تفنگ و الزام پاسداشت از وطن و سرزمين در چهارچوب مبارزه با اشغالگري و حكومتِ تحت حمايت كمونيزم و استبداد و طاغوت سرخ، رسالت مردم و اكثراً جوانان معنا و عرضه مي‌شد و امروز، در سالياد پيروزي مجاهدان ديروز، خطا نيست اگر ادعا كنيم گفت‌وگوي غالب بر نوددرصد جوانان به‌عنوان مؤثرترين نيرو و سرمايه‌ي يك سرزمين، عشق و معاشقه و وابستگي‌هاي عاطفي و زلف يار و تعابيري از اين‌دست است كه در نسل پيش، قدغن و كفرآميز مي‌نمود. ميان رمضان‌علي و خادم‌حسين، ميان افغانستان امروز و ديروز، ميان ارگ و كافه‌هاي شهر، ميان مناسبات و اصول و گفتمان‌هاي حاكم بر تارنماها و صفحات مجازيِ دولتي و حساب‌هاي كاربري مجازي شهروندان و افكار عمومي، چند فرسخ حسرت و ناشي‌گري و كوربيني و كوته‌نگري فاصله هست؟

از روزنامه‌نگاری مستقل حمایت کنید

محدودیت‌های گسترده بر رسانه‌ها و فضای عمومی در افغانستان، دسترسی شهروندان به اطلاعات مستقل را محدود کرده است. در چنین شرایطی، «اطلاعات روز» متعهدانه و مستقل به کار خود ادامه می‌دهد تا حقیقت قربانی خاموشی و فراموشی نشود.

ما وابسته به هیچ قدرتی نیستیم و تنها برای مردم می‌نویسیم.

مأموریت ما افشای فساد، بازتاب صدای سرکوب‌شدگان، تقویت پاسخگویی صاحبان قدرت، و پشتیبانی از چشم‌اندازی است که در آن همه شهروندان افغانستان از حقوق و آزادی‌های برابر برخوردار باشند و در صلح زندگی کنند.

خبرنگاران ما در شرایط دشوار و گاه خطرناک فعالیت می‌کنند تا گزارش‌های دقیق، منصفانه و مبتنی بر واقعیت منتشر شود و روایت‌های مردم به حاشیه رانده نشود. تداوم این کار، به حمایت مخاطبان و حامیان مستقل وابسته است.

هر کمک، فارغ از میزان آن، به ادامه روزنامه‌نگاری مستقل کمک می‌کند. اگر امکان کمک مالی ندارید، همرسانی این درخواست و تشویق دیگران به حمایت نیز سهمی مهم در تقویت این مسیر دارد.

در کنار حقیقت بایستید
از اطلاعات روز حمایت کنید

برای حمایت اینجا کلیک کنید
با دیگران به‌‌ اشتراک بگذارید
3 دیدگاه