سیستم و ضدسیستم؛ ترامپ و اشرف غنی

اطلاعات روز

قانون، چیزی سخت و خشن است. بدین معنا که اجرای قانون به خودی‌خود پدیدآورنده‌ی سیستمی است که این سیستم، فضا را طوری تنظیم می‌کند که امکان خلاف‌ورزی در آن از میان می‌رود. در چنین فضایی، بحث از ارزش‌ها و هنجارها و اراده‌ها نیست، بلکه بحث این است که آیا انسان‌ها بسته به موقعیتی که دارند، حتا اگر اراده کنند، قادر هستند اقدام به انجام عملی بکنند که آن انضباطی که سیستم با آن شکل گرفته با این عمل مختل شود؟ این‌جا نیز آن کسی که پاسخ می‌دهد، خواست و منزلت ارزشی افراد نیست، یعنی حتا افراد پاسخ نمی‌دهند، بلکه پاسخ را چیزی می‌دهد که این امکان که افراد نظر به جایگاه‌شان رابطه‌ها و نسبت‌های متفاوتی با سیستم برقرار می‌کنند را از آن‌ها می‌گیرد، یعنی خود سیستم. از این است که تفسیر، اعمال تغییر دلبخواهانه در قانون و انجام اعمالی که قلمرو سیستم قانون‌مند آن را پس می‌زند و نفی می‌کند، در موقعیتی که سیستم نافذ است، ناممکن می‌شود. روشن‌ترین نمونه‌ی این امر را می‌توان در نوع مواجهه‌یی که از سوی شماری از دادگاه‌های امریکا با تصمیم‌های اخیر ترامپ شد، می‌توان مشاهده کرد. آن‌جا ممکن است برای حالت‌های اضطرار جایگاهی در نظر گرفته شده باشد، و از قضا این نیز بیان‌گر چیزی است که می‌توان از آن به‌عنوان نقطه‌ی تمیز سیستم از فضایی آَشفته و ناقاعده‌مند یاد کرد، اما قدرت تصمیم‌گیری و عمل به آن معنایی که عریان‌ترین نمونه‌ی آن در افغانستان و در عملکرد سران حکومت وحدت ملی دیده می‌شود، به‌گونه‌ی متفاوت از عملکرد افراد دیگری که موقعیت‌شان وابسته به کارکرد کلی سیستم است، برای رییس‌جمهور وجود ندارد. در قلمرو سیستم، فرد اراده نمی‌کند، زیرا غایت اراده‌ی افراد در آن‌جا چیزی است که در قالب «سیستم» نمود یافته است. بدین لحاظ که افراد برای این‌که از پذیرش اراده و خواست غیرخودی به‌شکل قاعده‌مند سرباز بزنند، اراده کرده‌اند که اراده‌ی جمعی‌شان را محترم بشمارند و آن را همچون فضای همه‌شمولی در نظر بگیرند که ناگزیر از پذیرفتنش به‌گونه‌یی است که دیگر اراده‌ی فردی در آن نتواند شکاف ایجاد کند. فرقی نمی‌کند که این اراده‌ی فردی مال ترامپِ رییس‌جمهور است یا فردی جانی و تروریست. با این‌حال، خطاست اگر از این گفتار این نتیجه گرفته شود که سیستم نابودگر فردیت است. برای این‌که سیستم کلیتی واحد و سربسته نیست، بلکه دارای ساختاری است که این ساختار، فقط می‌تواند با فردیت به‌کاربسته‌شده به‌وجود بیاید. یعنی این ساختار، در موقعیتی، مشخصاٌ به کسی چون ترامپ می‌گوید که تو نمی‌توانی به‌تنهایی تصمیمی بگیری که تبعات آن دامن همه را می‌گیرد، و من شهروند عادی نیز در آن‌صورت باید هزینه‌اش را بپردازم. از این لحاظ، تو حق نداری چیزی را که من نمی‌خواهم بالای من تحمیل کنی. اساس فردیت در سیستم، از این‌جا آغاز می‌گردد؛ فرد به‌تنهایی نمی‌تواند طوری عمل کند که نتیجه‌ی آن شامل حال همه می‌شود و نتیجه‌ی آن محو فردیت است.
در افغانستان ما چنین چیزی نداریم. رییس‌جمهور می‌تواند کاری بکند که نه‌فقط پیامد آن سراسر کشور را متأثر می‌سازد، بلکه قوه‌ها و نهادهایی که توجیه وجودی‌شان در استقلال و کارکرد خودمرجع است، نیز با او موافق نیستند. معاون رییس‌جمهور قانون‌شکن‌ترین شخص در درون نهادی می‌شود که می‌بایست پاسدار قانون باشد. رییس اجراییه و وزیر و… نیز همین‌طور. با این‌حال، مسأله این است که حتا در چنین شرایطی، آنی که مقصر است، رییس‌جمهور به‌مثابه‌ی فرد نیست، بلکه فضایی است که اجازه می‌دهد فرد این‌گونه ظاهر شود. اما سویه‌ی دیگر ماجرا این است که فضا نباید بیرون از حوزه‌ی تأثیرگذاری کارکرد افراد در نظر گرفته شود. یعنی همان چیزی که با نام «ساختار» از آن یاد می‌کنیم، این‌جا نقش خودش را آشکار می‌کند: افراد مقصر اند، به این دلیل که طوری عمل نمی‌کنند که کلیت آن سیستمی را بازنمایی کند.
اخیراً اشرف غنی در نشستی با مسئولین کمیسیون‌های انتخاباتی، از آمادگی‌ها برای برگزاری انتخابات پارلمانی در سال جاری حرف زده و بر این اساس، خواستار کمک‌های مالی بیشتری از جامعه‌ی جهانی شده است. این‌که مسأله‌ی تقاضای کمک مالی خود مسأله‌یی است قابل بحث، و این‌که اساساً چرا باید وضعیت طوری پیش بیاید که امکان برگزاری انتخابات پارلمانی در تاریخی که قانون اساسی برای آن تعیین کرده وجود نداشته باشد، نیز مسأله‌دار است، می‌تواند بحث دیگری باشد، اما نفس این‌که نه قانون و کارکرد عادی سیستم، بلکه فرد باید تصمیم بگیرد که یکی از برجسته‌ترین مواردی که اساس سیستم بر آن استوار است، چگونه و چه زمانی باید اجرا شود، پس‌زمینه‌یی دارد که به مدد آن می‌توان وضعیت را در سرتاسر کشور و قلمروی که این تصمیم بر آن اعمال می‌شود، به تصور درآورد. از این‌رو، قانون فی‌نفسه سخت و خشن نیست، بلکه سختی آن زمانی آشکار می‌گردد که به منصه‌ی عمل و نفوذ می‌رسد. به‌عبارت دیگر: قانون هنگامی که نافذ است، نمی‌گذارد انتخابات که یکی از مصداق‌های آن است، دو سال بعد از زمان معینه به این دلیل برگزار شود که رییس‌جمهور آن را می‌خواهد. تفکیک فردیت نابوده‌شده از فردیت پذیرفته‌شده، در چنین موقعیتی اهمیت خودش را نشان می‌دهد؛ اشرق غنی نه به‌عنوان این‌که می‌خواهد از حق فردی شهروندی خود استفاده کند، بلکه از این منظر که او رییس‌جمهور کشور است، به خود حق می‌دهد طوری اراده و عمل کند که شهروندان در برابر تأثیر و پیامد آن عمل، نقش موجودات فردیت‌زدایی‌شده‌یی بیش را ندارند. بنابراین، حتا اگر در موقعیتی، تصمیمی از جانب فردی گرفته می‌شود که قانون در آن پس زده شده است، ولو این تصمیم در قالب اجرا و تقویت قانون هم ظاهر شود، آن تصمیم چیزی جز تلاش برای محو سیستم و تحکیم ضدسیستم نیست.

از روزنامه‌نگاری مستقل حمایت کنید

محدودیت‌های گسترده بر رسانه‌ها و فضای عمومی در افغانستان، دسترسی شهروندان به اطلاعات مستقل را محدود کرده است. در چنین شرایطی، «اطلاعات روز» متعهدانه و مستقل به کار خود ادامه می‌دهد تا حقیقت قربانی خاموشی و فراموشی نشود.

ما وابسته به هیچ قدرتی نیستیم و تنها برای مردم می‌نویسیم.

مأموریت ما افشای فساد، بازتاب صدای سرکوب‌شدگان، تقویت پاسخگویی صاحبان قدرت، و پشتیبانی از چشم‌اندازی است که در آن همه شهروندان افغانستان از حقوق و آزادی‌های برابر برخوردار باشند و در صلح زندگی کنند.

خبرنگاران ما در شرایط دشوار و گاه خطرناک فعالیت می‌کنند تا گزارش‌های دقیق، منصفانه و مبتنی بر واقعیت منتشر شود و روایت‌های مردم به حاشیه رانده نشود. تداوم این کار، به حمایت مخاطبان و حامیان مستقل وابسته است.

هر کمک، فارغ از میزان آن، به ادامه روزنامه‌نگاری مستقل کمک می‌کند. اگر امکان کمک مالی ندارید، همرسانی این درخواست و تشویق دیگران به حمایت نیز سهمی مهم در تقویت این مسیر دارد.

در کنار حقیقت بایستید
از اطلاعات روز حمایت کنید

برای حمایت اینجا کلیک کنید
با دیگران به‌‌ اشتراک بگذارید
بدون دیدگاه