سقوط 10 هلیکوپتر در دو ماه؛ چرا بال‌ها نمی‌چرخند؟

اطلاعات روز

[su_label]احمد مبارز [/su_label]

افغانستان پس از کنفرانس بن در محراق توجه جامعه‌ی جهانی قرار گرفت. در همه‌ی عرصه‌ها، از امنیت تا بازسازی و محو مواد مخدر و فساد، هزینه شد. نیروهای امنیتی در این میان در مرکزیت توجه جامعه‌یی جهانی قرار دارد. ایالات متحده‌‌ی امریکا به‌عنوان بزرگترین حامی افغانستان، بیشترین سرمایه‌گذاری را روی نیروهای امنیتی افغانستان کرده است. جدای از کمیت این نیروها اما روی کیفیت نیروهای امنیتی هرگز توجه شایانی نشده است. تا جایی‌که از سال 2001 تا سال 2005 اصلاً بحث تقویت نیروهای هوایی روی میزهای سیاسی نبوده است. به چند دلیل:
1. سیستم هوایی در افغانستان فاقد استاندارد بین‌المللی و بر محور سیستم دافع هوایی جماهیر شوروی سابق استوار بود. از این‌رو، نیروهای ائتلاف بین‌المللی فکر می‌کردند که سرمایه‌گذاری روی نیروهای سابق و تعلیم‌یافته در روسیه و کشورهایی که گرایش به روسیه داشتند، یک سرمایه‌گذاری بیهوده و هدر دادن میلیون‌ها دالر خواهد بود.
2. اکثریت قاطع پیلوت‌ها و انجنیران پرواز و همچنان کارمندان تخنیکی قوای هوایی زبان روسی بلد بودند و زبان انگلیسی را نمی‌فهمیدند و این در حالی بود که با آمدن نیروهای بین‌المللی وزارت هوانوردی کشور تمامی مراکز ارتباط مخابروی نیروهای هوایی را با استاندرد بین‌المللی و به زبان انگلیسی مجهز کرده بود. یعنی سیستم را انگلیسی ساختند قبل از این‌که نیروهای هوایی را انگلیسی ساخته باشند.
3. ماهیت جنگ چریکی در تمامی کشورها این است که این جنگ‌ها از طریق نیروهای زمینی مدیریت می‌شوند تا تکیه بر نیروهای هوایی.
4. نیروهای ائتلاف نسبت به کمیت بزرگ نیروهای امنیتی اغفال شدند و قبل از این‌که بفهمند دو نیروی متضاد، جهادی و کمونیست تمامی سکتورهای نظامی را اشغال کردند. جمع کردن دو نیروی متضاد در قوای هوایی می‌توانست خطر سقوط چرخ‌بال‌ها و طیاره‌های بال ثابت را بلند ببرد. آن‌هم در موقعیتی که اکثریت قاطع قوای هوایی گرایش به کمونیسم دارند تا به جهاد و مقاومت مردم افغانستان.
5. عامل اقتصادی در تقویت نیروهای هوایی از چالش‌های بزرگ فراراه ایالات متحده‌ی‌ امریکا بوده است. سال 2005 وقتی طرح تقویت نیروهای هوایی ریخته شد ایالات متحده در واقع به دو نیروی هوایی تجهیزات و امکانات فراهم می‌کرد. یکی برای کندک عملیات‌های هوایی وزارت امور داخله که در آن زمان (کندک ضد مواد مخدر) یاد می‌شد و دیگر به قوای هوایی افغانستان که زیر اثر وزارت دفاع ملی بود. این‌همه در حالی اتفاق می‌افتاد که امکانات را سنای ایالات متحده تنها برای نیروهای هوایی وزارت دفاع ملی فراهم می‌کردند و پروسس تخصیص این امکانات از وزارت دفاع به وزارت امور داخله هم زمان‌گیر بود و هم تقریباً ناممکن.
این‌همه نگرانی‌ها درست در زمانی تقویت می‌شدند و مانع تقویت نیروهای هوایی بودند که افغانستان خونین‌ترین و سخت‌ترین روزهای بدامنی را از ناحیه‌ی نیروهای مخالف دولت متحمل می‌شد. برای برون‌رفت از بن‌بست و کاهش، تحمیل بیش از حد عملیات‌های هوایی بر نیروهای ائتلاف، ایالات متحده تصمیم گرفت تا نیروهای هوایی را تقویت، تمویل و تجهیز کند. گزینه‌یی هم جز نیروهای سابق و تعلیم‌یافته در کشورهای روسیه وجود نداشت و از همین رو، نخستین گروه پیلوت‌ها و انجنیران پروازی انتخاب شده از همان پیلوت‌ها و انجنیران سابق در سال 2006 به کشور ایالات متحده فرستاده شدند. تعدادی از این نیروها به افغانستان برگشتند و تعدادی در ایالات متحده پناهنده شدند. آن‌هایی که برگشتند یک تعدادشان نیروهای هوایی وزارت داخله را رهبری کردند و تعداد دیگری در قوای هوایی افغانستان جذب شدند.
سلسله‌ی فرستادن عمله‌های پروازی به کشورهای جمهوری چک، امارات متحده، کشور انگلستان و ایالات متحده از همان آوان آغاز و تا کنون جریان دارد اما بزرگترین اشتباه وزارت دفاع ملی این بود که در رهبری قوای هوایی افغانستان افراد فاقد تجربه و آشنایی با تکنولوژی جدید، سیستم هوانوردی نو و به‌ویژه استفاده از چرخ‌بال‌ها را گزینش کرد. برای مثال، جنرال عبدالوهاب وردک سیزده سال بر کرسی فرماندهی قوای هوایی تکیه زده بود. در حالی‌که او پیلوت طیاره‌های جت بود و از تجربه در خصوص استفاده از هلیکوپترها برخوردار نبود. او همچنان انگلیسی بلد نبود و افهام و تفهیم را میان رهبری قوای هوایی و نیروهای ائتلاف دشوار می‌کرد. همچنان او و اطرافیانش درس‌خوانده‌ی روسیه بودند و از سیستم هوانوردی جدید چیزی نمی‌دانستند و استفاده از تکنولوژی هوایی نو را بلد نبودند. بارها نیروهای ائتلاف به‌رهبری دولت افغانستان در آن زمان و همچنان در زمان حکومت وحدت ملی پیشنهاد تغییر و تبدیل در رهبری قوای هوایی را کردند و اما هربار وهاب و اطرافیان وهاب با نفوذی که در کاخ ریاست‌جمهوری داشتند وظایف‌شان حفظ می‌شد و روند تعلیم و تربیه، تجهیز و اکمال نیروهای هوایی را به کندی مواجه می‌کردند.
با این‌همه، نیروهای ائتلاف ده‌ها چرخ‌بال و طیاره‌های بال ثابت، مسافربری و جنگی را در اختیار قوای هوایی قرار دادند اما نیرویی در قوای هوایی وجود نداشت/ندارد که این امکانات را درست و به موقع استفاده کند. ده‌ها پیلوت جوان در خارج از کشور تحصیل کرده و به کشور برگشته‌اند و اما از اثر سیستم فاسد آن‌ها بیکار و جای پیلوت‌ها را نیروهایی پر کرده‌اند که فاقد توانائی کار هستند. سیستم تقاعد در 15 سال گذشته در قوای هوایی عملی نگردیده و اگر یک خلبان 15 سال قبل در یک بست تعیین شده، در همان بست باقی مانده و نیروی جوان فاقد بست و معاش یا مجبور به کار شاقه و یا فرار از کشور گردیده است. هم‌اکنون قوای هوایی افغانستان بالاتر از 8000 نفر تشکیل دارد. در شش زون کشور این تشکیلات گسترده است. ده نوع طیاره از قبیل:
نام                                                           کارکرد                             تعداد
چرخ‌بال‌های Mi-17،                                 ترانسپورت هوایی،                  97
هلیکوپترهای Mi-35،                                       جنگی                           7
هلیکوپتر MD-530،                                        جنگی                            25
طیاره‌های Bell UH-1 ،                         جنگی/ترانسپورتی                       10
طیاره‌های A-29 Super Tucano،                   جت جنگی                         10
طیاره‌های C-130،                                  ترانسپورت هوایی                     4
طیاره‌های PC-12،                                     کشفی                             17
طیاره‌های Cessna 208B،                         ترانسپورت هوایی                   25
طیاره‌های Hal Cheetah،                               جنگی                             3
طیاره‌های Boeing 727،                          مسافربری نظامی                    2
در قوای هوایی افغانستان وجود دارند و آماده‌ی استفاده در میدان‌های داغ نبرد می‌باشند و اما به‌جز لوای 777 هوایی (قبلاً نیروهای هوایی وزارت امور داخله) قوای هوایی نتوانسته است نیروی منظمی را به‌وجود آورد که بتواند از این طیاره‌ها استفاده کند. هم‌اکنون در میان 8000 نفر در قوای هوایی ده عمله‌ی شب وجود ندارد. نیروهایی که بست و امکانات دولتی را در قوای هوایی به خودشان اختصاص داده‌اند اما توانائی استفاده از عینک شب را ندارند. سیستم سیمیلاتور را نمی‌توانند استفاده کنند و در مجموع فاقد توانائی فراگیری تحصیلات مدرن و پیشرفته‌ی کنونی می‌باشند.

سقوط هلیکوپتر‌ها
عدم توانائی در رهبری و مدیریت: همان‌گونه که قبلاً گفتم، رهبری قوای هوایی بر اساس سلیقه‌ها و روابط شخصی گماشته شده‌اند. آن‌ها طریقه‌ی استفاده از سیستم جدید را بلد نیستند و به نیروی جوانی که تحصیل‌کرده‌ با معیارهای جدید و تفهیم‌شده با دانش و تکنولوژی جدید هستند، وقعی گذاشته نمی‌شود. تا زمانی‌که این چرخ و دور باطل جریان داشته باشد، ما روزبه‌روز شاهد از دست دادن طیاره‌های بیشتری خواهیم بود.
استفاده‌ی نادرست از هلیکوپترها: هلیکوپتر در دنیای امروزی به‌عنوان ناجی نیروهای زمینی شناخته می‌شود. بیشترین طیاره‌هایی که سقوط کرده‌اند از نوع طیاره‌های مسافربری Mi-17 بوده‎اند. این طیاره‌ها را معمولاً از برای اکمالات، انتقال‌ قوا و تخلیه‌ی شهید و زخمی استفاده می‌کنند اما در افغانستان این طیاره‌ها را برای ترانسپورت رجال برجسته آن‌هم در شرایط جوی نامناسب استفاده می‌کنند. به گونه‌ی مثال، هلیکوپترهایی که به کندک ریاست‌جمهوری اختصاص داده شده همه را این‌گونه طیاره‌ها تشکیل می‌دهند.
فشار آوردن بیش از توان بر پیلوت‌ها: در سال 2012 لوأ ویژه‌ی هوایی 777 در تشکیل ستردرستیز قوای مسلح ایجاد گردید. این لوا به‌منظور پوشش دادن عملیات‌های ویژه‌ی شبانه احیا شد. نیروی مجربی که بتواند شاهرگ‌های اقتصادی دشمن، رهبری، راه‌های مواصلاتی و امکانات دشمن را متلاشی و دشمن را در نقطه خنثا کند. اما اکثراً دیده شده است که امکانات این لوا خلاف طرزالعمل کاری‌اش به‌صورت نادرست استفاده می‌شود. یک پیلوت حداقل باید 8 ساعت استراحت داشته باشد تا بتواند برای اجرای عملیات‌ بعدی آمادگی بگیرد اما بارها دیده شده است که پیلوت‌ها در یک شبانه -روز دو ساعت خواب نداشته‌اند. عملیات‌های خاص و در مجموع عملیات‌هایی که در آن از امکانات هوایی استفاده می‌شوند، به پلان‌گذاری دقیق، اطلاعات استخباراتی موثق و هماهنگی درست نیروهای زمینی نیازمند هستند اما در افغانستان با تلفن دفتر و گوشی مبایل دستور پرواز هلیکوپترها از عقب میزهای مجلل و چوکی‌های مفشن صادر می‌شوند و بدون این‌که به پیلوت‌ها وقت بدهند آن‌ها را به ماموریت می‌فرستند. برای مثال، دو ماه قبل، در عملیات قوش‌تپه‌ی جوزجان که باعث ایستایی چهار هلیکوپتر گردید، دیده شد که این هلیکوپترها خلاف طرزالعمل و بدون حمایه‌ی هوایی و در حالی استفاده شده بودند که پیلوت‌ها قبل از اجرای عملیات نه وقتی برای پلان‌گذاری داشتند و نه استراحت درست کرده بودند و نه معلومات دقیق استخباراتی وجود داشت.
عدم هماهنگی و سوق و اداره‌یی درست: قوای هوایی افغانستان در طول 15 سال نتوانسته است یک مرکز مشترک درست و حسابی سوق و اداره ایجاد کند. مرکزی که بتواند عملیات‌های عادی و خاص را تحت پوشش قرار دهد و در اولویت‌بندی وظایف دست باز داشته باشد. به‌تازه‌گی یک ریاست در ستردرستیز قوای مسلح ایجاد گردیده است و اما افراد و اشخاص در رهبری آن بر اساس روابط گماشته شده‌اند. برای مثال، در رأس مرکز هماهنگی عملیات‌های خاص که یک مرکز مشترک هماهنگی عملیات‌های خاص در سطح کشور است و تمامی قطعات خاص وزارت امور داخله، وزارت دفاع ملی، امنیت ملی و کماندوهای اردوی ملی به‌شمول لوای 777 هوایی را هماهنگی می‌کند، جنرال عبدالقدیر رحمانی، گماشده شده است. کسی که فاقد تجربه‌یی عملیات‌های خاص بوده، زبان انگلیسی بلد نیست و طریقه‌ی استفاده از امکانات هوایی را نمی‌داند. افهام و تفهیم را با مشاورین خارجی دشوار کرده، در تخصیص امکانات به قطعات خاص ناتوان بوده و استفاده از هلیکوپترها را نمی‌داند. بارها دیده شده است که هلیکوپترهای لوای 777 هوایی به‌دستور همین مرکز در عملیات‌هایی استفاده شده که نباید استفاده می‌شدند. برای مثال، عملیات قورغان‌تپه که حدود دو ماه قبل در بغلان اجرا و باعث از بین رفتن یک هلیکوپتر و شهادت عمله‌ی پروازی گردید، بدون حمایه‌ی هوایی، روشن‌انداز و در نبود مهتاب اجرا گردیده بود، آن‌هم در زمانی‌که عمله‌ی پروازی از طرف روز نیز پرواز کرده بود و وقت کافی برای پلان‌گذاری و آمادگی اجرای پرواز را نداشت.
امکانات ناچیز: معمولاً در سایر کشورها امکانات خوبی در اختیار پیلوت‌ها قرار می‌دهند. به‌دلیل این‌که پیلوت‌ها از لحاظ جسمی و روحی زیر فشار نباشند و در اجرای عملیات‌ها سکتگی ایجاد نشود. در افغانستان اما برخلاف، امکانات برای عمله‌های پروازی ناچیز است. آن‌ها خانه ندارند (ده‌ها شهرک در شهر کابل ایجاد گردید اما دریغ از یک شهرک که در اختیار پیلوت‌ها قرار داده شده باشد)، معاش کافی ندارند و از بیمه‌ی صحی و حیات برای پیلوت‌ها و خانواده‌های‌شان خبری نیست. با این‌وجود نقش سترس و فشار روحی در سقوط هلیکوپترها انکارناپذیر است.

خسارات وارده از اثر سقوط هلیکوپترها
هر هلیکوپتر از 18 تا 20 میلیون دالر قیمت دارد. اکثریت هلیکوپترهایی که سقوط کرده‌اند از نوع Mi-17 هستند که بالاتر از 20 میلیون دالر فرمایش داده شده و خریداری گردیده‌اند. اکثریت هلیکوپترهایی که از بین رفته تازه تولید شده و مجهز با تکنالوژی جدید بوده‌اند. در دو ماه گذشته قوای هوایی افغانستان 10 فروند هلیکوپتر را از دست داده است که خسارت مجموع آن بالاتر از 200 میلیون دالر می‌شود. گذشته از خسارت هنگفت، نیروهای هوای کشور 10 هلیکوپتر را از دست داده‌اند و تا اکمال شدن دوباره‌ی آن به زمان نیاز است آن‌هم در شرایطی که افغانستان به هلیکوپترها و سایر طیاره‌ها بیشترین نیاز را دارد. فصل سرد کم‌کم پایان می‌یابد و فصل گرمِ آرامش و جنگ آغاز می‌شود. در چنین شرایطی توجه به عوامل سقوط هلیکوپترها رسالت حکومت افغانستان است تا بتواند روحیه‌ی تضعیف‌شده‌ی نیروهای امنیتی را از اثر سقوط هلیکوپترها و ترمیم آن‌ها را در آمادگی به فصل جنگ ترغیب کند.

از روزنامه‌نگاری مستقل حمایت کنید

محدودیت‌های گسترده بر رسانه‌ها و فضای عمومی در افغانستان، دسترسی شهروندان به اطلاعات مستقل را محدود کرده است. در چنین شرایطی، «اطلاعات روز» متعهدانه و مستقل به کار خود ادامه می‌دهد تا حقیقت قربانی خاموشی و فراموشی نشود.

ما وابسته به هیچ قدرتی نیستیم و تنها برای مردم می‌نویسیم.

مأموریت ما افشای فساد، بازتاب صدای سرکوب‌شدگان، تقویت پاسخگویی صاحبان قدرت، و پشتیبانی از چشم‌اندازی است که در آن همه شهروندان افغانستان از حقوق و آزادی‌های برابر برخوردار باشند و در صلح زندگی کنند.

خبرنگاران ما در شرایط دشوار و گاه خطرناک فعالیت می‌کنند تا گزارش‌های دقیق، منصفانه و مبتنی بر واقعیت منتشر شود و روایت‌های مردم به حاشیه رانده نشود. تداوم این کار، به حمایت مخاطبان و حامیان مستقل وابسته است.

هر کمک، فارغ از میزان آن، به ادامه روزنامه‌نگاری مستقل کمک می‌کند. اگر امکان کمک مالی ندارید، همرسانی این درخواست و تشویق دیگران به حمایت نیز سهمی مهم در تقویت این مسیر دارد.

در کنار حقیقت بایستید
از اطلاعات روز حمایت کنید

برای حمایت اینجا کلیک کنید
با دیگران به‌‌ اشتراک بگذارید
بدون دیدگاه