بهمناسبت 29 عقرب روز جهانی کودک
[su_label]داوود ناظری[/su_label]
کودکان یکی از آسیبپذیرترین اقشار جامعه میباشند و اغلب حساسترین لحظههای زندگیشان در افغانستان، در انجام کارهای شاقه و تهیهی مخارج زندگی سپری میشوند. بیشتر حقوق اطفال و کودکان بهخاطر کارهای روی جاده، قالینبافی، گدایی، ازدواجهای اجباری و زیر سن، در مهاجرتها و مورد تجاوز قرار گرفتن، نقض میگردد. به گفتهی مسئولان وزارت کار و امور اجتماعی، در حالحاضر حدود دو میلیون کودک به کارهای شاقه در کشور مشغول هستند. یک تعداد از کودکان آلهی دست قاچاقبران و دزدان شدهاند و تعدادی هم در زیر پلهای شهر کابل با معضل اعتیاد دستوپنجه نرم میکنند.
الف؛ نگاه قانون به کودکان: در مادهی بیستوسوم قانون اساسی، ذکر شده است که زندگی موهبت الهی و از حقوق طبیعی هر انسان میباشد. و کودک نیز بهعنوان یک انسان، از این حق برخوردار است و هیچکس حق ضایع کردن آن را ندارد. در مادهی 29 قانون اساسی کشور آمده است که تعذیب انسان ممنوع میباشد و هیچکس حق ندارد انسان دیگر را شکنجه و عذاب دهد. بنابراین، هیچکسی حق ندارد بالای کودکان ظلم نماید و آنان را تنبیه کند. در مادهی 43 قانون اساسی آمده است که تعلیم حق هر فرد است و کودکان نیز از این حق برخوردار میباشند. اما در افغانستان حقوق بسیاری از کودکان در قسمت تعلیم و تربیه بهویژه، زیر پا میشود و بسیاری از کودکان مصروف کارهای شاقه هستند. متاسفانه بهتازگی دولت وحدت ملی زمینهی تعلیم کودکان را در کودکستانهای دولتی با بالا بردن فیس ماهوار محدود ساخته است. پیش از این فیس ماهوار یک کودک 50 افغانی بود اما حالا به 500 افغانی صعود کرده است. طبق گزارشها از ده هزار طفل اکنون فقط دوهزار آن توان پرداخت این فیس را دارند و بقیه کودکستان را ترک کردهاند. در مادهی 49 قانون اساسی کشور ذکر شده است که تحمیل کارهای اجباری ممنوع است اما متاسفانه در افغانستان بسیاری از اطفال به تبعیت از خواست والدین و متولیان خود به کارهای تحمیلی و اجباری مشغول هستند. در حالیکه از نظر قانون، تحمیل کار اجباری جواز ندارد و مرتکبین آن متخلفان قانون بهشمار میروند. در مادهی 54 قانون اساسی، در مورد حمایت از خانوادهها بهمنظور پرورش درست اطفال زیاد تاکید صورت گرفته است که اطفال از مفاد این مادهی قانونی نیز بهرهمند میباشند. همچنان در بیشتر مادههای قانون تشکیل وظایف و صلاحیتهای کمیسیون مستقل حقوق بشر، این نهاد برای حمایت از اطفال مؤظف شناخته شده است. همچنان طبق مادهی سوم قانو منع خشونت علیه زن، تجاوز، ازدواج اجباری، تخویف و ترس دادن، انزوای اجباری، در مادهی 5 نکاح قبل از اتمام سن قانونی، در حق کودکان دختر ممنوع میباشد. قانون رسیدگی به تخلفات اطفال، در هشت فصل و 66 ماده بهمنظور بهبودی وضعیت کودکان، محترم شمردن نقش کودکان در اعمار جامعهی نوین، مشخص نمودن وظایف و صلاحیتهای والدین در قبال کودکان و بررسی نیازمندیهای کودکان، تدوین و تصویب گردیده است. همچنان در کنوانسیون جهانی حقوق کودک، نام و ملیت، آزادی عقیده، آزادی بیان و خواستههای کودک، حفظ حریم خصوصی کودک، دسترسی آنان به اطلاعات مورد نیاز، تعلیم و تحصیل، توجه به کودکان معلول، درک موقعیت و شناسایی استعداد کودک، جلوگیری از سوءاستفادهی جنسی از کودک، مجازات کردن عاملان خرید و فروش کودک، توانبخشی به کودکان، از مهمترین حقوق کودکان بهشمار میروند.
ب؛ موارد نقض حقوق کودکان: امروزه هزارها کودک افغانی در روی سرکها، دکانها، نانواییها، هتلها و… مشغول کارهای شاقه هستند و نانآور خانوادهی خود میباشند. یکی از مهمترین موارد نقض حقوق اطفال از نظر دین اسلام و قانون، کارهای شاقه و اجباری میباشد. قرار دادن کودک در مکانهای ترسناک، محروم ساختن کودک از تعلیم و تربیه، وادار ساختن کودک به کارهای شاقه و اجباری، محروم شدن کودک از تفریح و بازی سالم، اخراج از منزل و طرد کودک، ممانعت از حضور کودک در مجالس، مسخره کردن کودک، تحقیر کردن کودک، ملامت کردن کودک در نزد دیگران، بیتوجهی والدین به نظافت کودک، تغذیه، تعلیم و تربیه و پوشاک کودک، بیتوجهی در مورد نیازمندیهای کودک، بهرهکشی نامعقول، توقعات بیجا و بالاتر از توان کودک، استفادهی جنسی از کودک، ازدواجهای اجباری و زیر سن، خرید و فروش کودک به بهانهی ازدواج، محروم ساختن کودک از آغوش گرم مادر، استفادهی نادرست از داروهای خوابآور بهخاطر سوءاستفادههای گوناگون، خشونت و جنگ والدین در حضور کودک، کتک زدن و تنبیه کردن کودک، از مهمترین نشانهها و موارد نقض حقوق کودکان در افغانستان میباشد. امروزه هزاران کودک از صبح تا شب بدون سرنوشت در شهرها و دکاکین و هتلها مصروف کارهای شاقه هستند و با مشکلات فراوان دستوپنجه نرم میکنند.
ج؛ عوامل نقض حقوق کودکان: در نقض حقوق کودک عوامل متعدد نقش دارد که از آن جمله: بیسرپرستی، عدم آگاهی والدین از حقوق کودکان، فقر و مشکلات اقتصادی، تغذیهی نامناسب، آلودگیهای محیطی، والدین معتاد، مشکلات ناشی از طلاق والدین از همدیگر و بیتوجهی مسؤلان دولتی در خصوص حمایت از کودکان، از مهمترین عواملیاند که باعث افزایش نقض حقوق کودک در کشور گردیده است. نقض و نادیده گرفتن حقوق اطفال، به هر اندازه و توسط هر ابزاری که باشد، از پیامدهای بسیار سنگین در جامعه برخوردار است. زیرا اطفال و کودکان امروز، رهبران و بزرگان فردای جامعه هستند. امروزه نباید آیندهی آنان را مانند روزگارشان سیاه سازیم. از سوی دیگر نقض حقوق اطفال در افغانستان و کارکردن آنان بهصورت غیرقانونی، پیامدهای بزرگی را برای دولت و خانوادهها در قبال دارد. اما دولت در طول 14 سال گذشته، ناکامی بزرگی را در قسمت تامین حقوق اطفال تجریه کرده و نتوانسته است گزارشهای ادواری را به جامعهی بینالملل تقدیم کند. این مسأله بهشدت اعتبار دولت را در نزد جامعهی جهانی پایین آورده و از جانب دیگر، خانوادهها را از زندگی با کرامت انسانی محروم ساخته است. بررسی جایگاه اطفال از نظر دین اسلام و قوانین نافذه در کشور، بهخاطر اهمیت دوران کودکی، آسیبپذیری کودکان، تفاوت دنیای کودکان با بزرگسالان، بسیار مهم و ضروری میباشد.
نتیجه اینکه، آموزش مهارتهای فرزندپروری برای والدین، آسیبشناسی کودکان، فراهم شدن زمینهی درس و تعلیم برای آنان، مبارزه با مواد مخدر و اعتیاد، کاهش آمار طلاق در خانوادهها، تامین نیازهای کودک، بالا رفتن سطح سواد و درامدِ اقتصادی خانوادهها، تامین امنیت اجتماعی، تطبیق درست قوانین در کشور، بازگرداندن کودکان فراری به خانوادههایشان، مراقبت جدی از رفتار و اعمال کودکان، شناسایی خانوادههای اطفال خیابانی و ارایهی معلومات برای آنان در مورد حقوق اطفال، پایبندی رهبران دولت در قبال تعهداتشان نسبت به خانوادهها و حمایت جدی از سازمانهای فعال مدافع حقوق کودک در کشور، از مهمترین راهکارها برای بهبود وضعیت کودکان در کشور بهشمار میرود.
