رؤیای «غنی» برای شهر فقیر

اطلاعات روز

سه ماه پیش، فروشگاه بزرگی در شهر کابل (مارکیت زدران) آتش گرفت. پیش از آن نیز بارها مندوی کابل و چوب‌فروشی‌ها آتش گرفتند؛ اما آنچه که در این آتش‌سوزی تکان‌دهنده بود، صحنه‌ی مرگ مردی بود که از ترس آتش گرفتن، خودش را از طبقه‌ی پنجم این فروشگاه به پایین پرتاب کرد و جان داد. صدها نفر در برابر این ساختمان بزرگ جمع شده بودند، آتش‌نشانی کابل نیز از حادثه باخبر شده بود، اما هیچ‌کس نتوانست از مرگ مردی که در میان آتش گیر افتاده بود، جلوگیری کند.
این حادثه زنگ خطری بود برای باقی فروشگاه‌ها و ساختمان‌های تجارتی و حتا مسکونی. ساختمان‌هایی که به طرز وحشتناکی با کمترین امکانات معماری ساخته شده و عاری از امکانات فرونشاندن آتش و دروازه‌های خروجی اضطراری است. مشکل شهر کابل تنها به این خلاصه نمی‌شود. بخش عمده‌ی املاک سند رسمی ندارند. پس از سقوط طالبان و روی آوردن مردم به پایتخت، این شهر قطعه‌قطعه شد، به‌دست مافیای زمین افتاد و دست‌به‌دست میان خریداران خانه و زمین گشت و سرانجام خانه‌ها بی‌هیچ برنامه‌ی عمومی‌یی که نظم شهری را تضمین می‌کرد، ساخته شد. حکومت و شهرداری کابل و وزارت شهرسازی به بی‌نظمی تباه‌کننده‌ی خانه‌سازی کمترین نظارتی نداشت و هیچ تمهیدی برای آن نسنجید. در زمانی که ابتکار عمل از دست این نهادها خارج شده بود، کابل بدل به شهری شد که امروز می‌بینیم: شهری با دست‌کم هفت میلیون نفوس، فاقد سرک‌، تفریح‌گاه عمومی، امکانات و خدمات شهری، کانالیزاسیون عمومی و ساختمان‌هایی که بی‌هیچ نظمی هندسی ساخته شده‌اند. پیامد آن نیز روشن است: ترافیک و راه‌بندان چند ساعته، نبود پارکینگ وسایط، نبود سیستم آبرسانی منظم، نبود پارک و خانه‌هایی که کمترین معیارهای شهری و خانه‌سازی را ندارند.
دوام بی‌توجهی و بی‌برنامگی در ساخت شهر کابل این شهر را دوپاره کرده است. بخشی از آن عملاً جغرافیای فقرا، طردشدگان و بخشی از جامعه است که با سیاست حذف روبه‌رویند. غربی‌ترین بخش‌های کابل و نقاطی در شمالی و خیرخانه مشمول آن‌اند. بخشی دیگر، جغرافیای زورمندان و طبقه‌ی حاکم و ثروتمند پایتخت است که با دیوارهای امنیتی و پاتک‌های نیروهای حفاظتی و مسلح، قلمرو هر کس را مشخص ساخته است. احتمالاً دیر یا زود بین حاشیه‌نشینان و طبقه‌ی مرفه درگیری دوام‌داری شکل خواهد گرفت.
نبود فضایی برای تفریح، نبود فضای زیست مشخص و درهم‌تنیدگی خانواده‌ها و ترافیک سنگین شهر و بی‌آبی سبب شده است، پایتخت‌نشینان عصبی‌تر از دیگران باشند. هم‌اکنون پیامدهای این وضعیت در شکل‌گیری تیپ‌های اجتماعی قابل مشاهده است. در نواحی فقیرنشین بزهکاری و ناامنی تشدید شده است. نسل رشدیافته در این فضاها، سرگردان و علاقه‌مند به بی‌نظمی است. شهروندان برای تفریح و گشت‌وگذار به قبرستان‌ها و زیارت‌گاه‌ها روی آورده‌اند. تلاش برای نیایش و سرزدن از قبرستان‌ها با تقلا برای تفریح و شادی در هم‌آمیخته و فضا تناقض‌آمیز و وحشتناکی را خلق کرده است.
این مایه‌ی خوش‌حالی است که رییس‌جمهور دست‌کم در این مورد با شهروندان توافق نظر دارد که شهر باید تغییر بخورد و سامان یابد. دیروز، اشرف غنی به تندی نارضایتی‌اش از وضعیت شهر کابل و نبود سیستم خدمات شهری و آشفتگی موجود ابراز کرد. با این‌حال، نگرانی عمده هنوز پا برجاست: آیا تمایلی عملی برای تغییر شهر کابل وجود دارد؟ آیا زباله‌ها کمتر خواهند شد؟ اسناد رسمی برای مردم توزیع می‌شود؟ سیستم راه‌ها، کانالیزاسیون و آب‌رسانی طرح و اجرا خواهند شد؟
غنی چنانچه اگر اراده‌ی واقعی برای تغییر فضای پایتخت داشته باشد، مانند رسیدگی به پرونده‌ی کابل‌بانک و مبارزه با فساد، با مشکلات بسیاری روبه‌رو است. مهم‌تر از همه، ایجاد نهاد حرفه‌یی و قدرتمند در شهرداری، رویارویی با زورمندان و غاصبان زمین و سرمایه‌گذاری برای نوسازی پایتخت، کارهای دشواری است که پیش روی غنی قرار دارد. شهروندان نیز در این میان نقش مهمی در تداوم آشفتگی شهر کابل دارند؛ آن‌ها به‌سادگی حاضر به تمکین در برابر برنامه‌های شهری نیستند و قطعاً در برابر واگذاری خانه‌های‌شان برای ساخت سرک و فضای خالی شهری، مقاومت می‌کنند. با این‌حال، کابل در آستانه‌ی استقبال از یک فاجعه‌ی بزرگ قرار دارد. فاجعه‌یی که در اجتماع، فضای فیزیکی شهر و انبار شهروندان بر روی هم و بدریخت شدن شهر ظهور می‌کند. از این جهت، حکومت ناگزیر است پیش از آن‌که کابل درگیر هرج‌ومرج غیر قابل مهاری شود، دست به کار شود. حق با غنی است که مردم حاضر به پرداخت مالیات در غیبت خدمات شهری نمی‌شوند.

از روزنامه‌نگاری مستقل حمایت کنید

محدودیت‌های گسترده بر رسانه‌ها و فضای عمومی در افغانستان، دسترسی شهروندان به اطلاعات مستقل را محدود کرده است. در چنین شرایطی، «اطلاعات روز» متعهدانه و مستقل به کار خود ادامه می‌دهد تا حقیقت قربانی خاموشی و فراموشی نشود.

ما وابسته به هیچ قدرتی نیستیم و تنها برای مردم می‌نویسیم.

مأموریت ما افشای فساد، بازتاب صدای سرکوب‌شدگان، تقویت پاسخگویی صاحبان قدرت، و پشتیبانی از چشم‌اندازی است که در آن همه شهروندان افغانستان از حقوق و آزادی‌های برابر برخوردار باشند و در صلح زندگی کنند.

خبرنگاران ما در شرایط دشوار و گاه خطرناک فعالیت می‌کنند تا گزارش‌های دقیق، منصفانه و مبتنی بر واقعیت منتشر شود و روایت‌های مردم به حاشیه رانده نشود. تداوم این کار، به حمایت مخاطبان و حامیان مستقل وابسته است.

هر کمک، فارغ از میزان آن، به ادامه روزنامه‌نگاری مستقل کمک می‌کند. اگر امکان کمک مالی ندارید، همرسانی این درخواست و تشویق دیگران به حمایت نیز سهمی مهم در تقویت این مسیر دارد.

در کنار حقیقت بایستید
از اطلاعات روز حمایت کنید

برای حمایت اینجا کلیک کنید
با دیگران به‌‌ اشتراک بگذارید
بدون دیدگاه