[su_label]دیپلمات/ شاون سنو[/su_label]
[su_label]ترجمه: حمید مهدوی[/su_label]
حکومت افغانستان و طالبان گفتوگوهای صلح را در قطر از سر گرفتهاند. حداقل دو نشست محرمانه در ماههای سپتامبر و اکتوبر برگزار شده است و این نخستین گفتوگوی این چنینی از زمانی است که گفتوگوهای صلح میان دو طرف با آشکار شدن مرگ ملا عمر، رهبر طالبان، در سال 2015، پایان یافت. کسانی که در این گفتوگوهای صلح شرکت کرده بودند عبارت بودند از عبدالمنان آخند، برادر ملاعمر، یک دیپلمات بلندپایه ایالات متحده و محمد معصوم ستانکزی، رییس امنیت ملی افغانستان. انتظار میرود که ملا یعقوب، پسر ملا عمر، بعداً به این گروه در دوحه ملحق شود، چیزی که اهمیت و ربط این نشستها برای طالبان را برجسته میسازد.
پاکستان غایب مهم این نشستها بود. یکی از دستیاران اشرف غنی، رییس جمهور افغانستان، گفت که دیدگاه طالبان و [حکومت] افغانستان این است که پاکستان در گفتوگوها بیشتر نقش یک مانع را بازی میکند تا یک میانجی برای تسهیل گفتوگوها. او گفت: «پاکستان بازی دوگانه انجام میداد و با حکومت افغانستان صادق نبود.» «ما دیگر فکر نمیکنیم که به پاکستان ضرورت داشته باشیم و طالبان نیز اینطور فکر میکنند».
در زمستان سال گذشته مقالهیی را در واشنگتن پست در مورد خطرات جنبشهای چند پارچه و اینکه چگونه حکومت غنی باید بین منافع اخلالگران توازن ایجاد کند تا صلح بهدست بیاورد، نوشتم. جنبش طالبان هنوز بسیار چندپارچه است و مرگ ملا منصور و در راس قرار گرفتن ملا هیبتالله آخندزاده کار اندکی در زمینه سرکوب نفاق در صفوف طالبان از پیشر برده است. گروههای درگیر در گفتوگوهای صلح میتوانند به دو دسته کلان خلاصه شوند، اخلالگران و تسهیل کنندگان، و درک نقش این گروهها کلیدی است برای حکومت غنی تا به صلح دست یابد.
در افغانستان، بسیاری از بازیگران نقش اخلالگران بالقوه برای گفتوگوهای صلح را بازی میکنند، این بازیگران شاخه اصلی طالبان تحت رهبری ملا آخندزاده، ملا عبدالرسول، رهبر یک جناح انشعابی طالبان، افراد/گروههای وابسته به دولت اسلامی در ننگرهار، حزب اسلامی گلبدین حکمتیار و کارگزاران مختلف قدرت در حکومت افغانستان از قبیل عبدالرشید دوستم، جنرال رازق و عطا محمد نور، والی ولایت بلخ، را شامل میشود.
تسهیل کنندگان گفتوگوهای صلح معمولاً بازیگران دولتی هستند یا ترکیبی از فشار خارجی از سوی جامعه جهانی. گروه هماهنگی چهارجانبه که شامل پاکستان، افغانستان، چین و ایالات متحده بود تلاش کرد تا در طول فصل بهار گفتوگوهای صلح را دوباره آغاز کند. حکومت غنی هم اکنون توانسته است با امضای توافقنامهی صلح با حزب اسلامی در ماه سپتامبر، موفق شود این حزب را دوباره در حوزهی نفوذ حکومت مرکزی بیاورد. در حالی که حکومت غنی وارد تعاملات پیچیدهیی با گروههای مختلف انشعابی شده است، حوزه نفوذ حکومت مرکزی گسترش مییابد و برای گروههای انشعابی دیگر جذابتر میشود. گروههای کوچکتری که به دنبال امنیت و کمکهای مالی اند، به دنبال یکجا شدن با کابل برخواهند آمد. غنی تنوع کمتری از تعادل قدرت سیاسی را انجام داده است تا گروههای خارجی را دوباره به دستهی کابل جذب کند. در ماه می، وال استریت ژورنال گزارش داد که حکومتهای ایالات متحده و افغانستان بهطور پنهانی گروههای انشعابی طالبان را حمایت مالی میکنند، بهصورت مشخص، قرار گزارشها کابل به گروه ملا رسول که در ولایتهای زابل، هلمند، پکتیکا، فراه و هرات فعالیت دارد، کمک کرده است. یک فرمانده ارشد یک کندک نیروهای ویژه افغانستان با شوخی گفت: «این یک بازی است. تاکیتکهای جنگ [این است]: گاهی یک دوست، گاهی یک دشمن».
گاهی حتا نیروهای افغان برای نجات فرماندهان ناراضی طالبان که با جناح ملا آخندزاده میجنگند، اعزام شدهاند. مانور غنی برای جذب گروههای انشعابی آهسته آهسته نتیجه میدهد. جناح ملا رسول هم اکنون به گفتوگو با حکومت کابل تمایل نشان داده است. محمد امین وقاد، عضو شورای عالی صلح افغانستان، گفت: «ملا عبدالرسول به گفتوگوها علاقمندی نشان داده است. بعد ما باید در این زمینه کار کنیم و با جامعه جهانی و بهویژه ایالات متحده و همچنین پاکستان صحبت کنیم».
در حالی که غنی گروههای بیشتری را در حوزه نفوذ کابل میآورد، مزایای گفتوگو برای جناح اصلی طالبان جذابتر میشود. با این حال، یارای اخلالگران در این بازی تعادل کوچک قدرت بالا است. غنی باید نه تنها با ستیزهجویان مخالف حکومت مرکزی مقابله کند بلکه باید با جنگ سالاران قدرتمند در داخل حکومت خودش نیز چانهزنی کند و توجه بیش از حد به گروههای رقیب طالبان میتواند برای بازیگران داخل حکومت نقطهی اوجی برای از بین بردن روند صلح باشد. این سناریو نزدیک بود گفتوگوهای صلح با حکمتیار را ناکام سازد و تاخیر در امضای موافقتنامه به عبدالله عبدالله، رییس اجراییه افغانستان و نگرانی او از نفوذ فزاینده پشتونها در کابل نسبت داده شد.
بزرگترین اخلالگر بالقوه برای غنی پاکستان است. پاکستان هم اکنون از دو دور نخست گفتوگوهای محرمانه به حاشیه رانده شده است و شواهدی وجود دارد که پاکستان به دنبال کنترل نتیجه گفتوگوها است، فرقی نمیکند این نتیجه چه باشد. دستگیری سه تن از فرماندهان طالبان در کویته در طول ماه گذشته، تمایل پاکستان به حفظ نفوذ بر طالبان را نشان میدهد، چون اعضای دستگیر شده حامیان منصور بودند.
اگر اشرف غنی بتواند موفقانه شبکه پیچیدهیی از بازیگران در افغانستان را هدایت کند، برخی از مظاهر صلح در افغانستان دست یافتنی اند. درک اخلالگران کلان و منافع کلیدی آنها برای جلب گروههای بیشتر به حلقهی داخلی کابل لازم است. پاکستان بزرگترین اخلالگر بالقوه برای [تلاشهای] صلح غنی خواهد بود و حکومت او به کمک امریکا برای اعمال فشار بر پاکستان نیاز خواهد داشت که مداخله نکند، این فشار میتواند به شکل تهدید به تحریم باشد.
