[su_label]محمد عزیزی[/su_label]
شب (سه شنبه-چهارشنبه ٣٠-٣١ سنبله) چندین سرقت و قتل در ناحیهی شش و ١٣ صورت گرفته و برنگرانی مردم این نواحی افزوده است. در یک مورد، دزدان مسلح وارد یک خانه در منطقهی کتهبلندی از مربوطات ناحیهی سیزدهم شهر کابل شده و بعد از غارت و چپاول هستى و دارايى منزل، پسر جوان خانه را به قتل رسانده و پدرش را نیز، زخمی کرده و از ساحه متوارى شدهاند. باشندگان محل، از بیتوجهی نیروهای امنیتی ناحيهی ١٣ و پوستههای مربوطه شکایت دارند و میگویند که موضوع ناامنى منطقه را بارها با مسئولين امنيتى ناحيه مطرح کردهاند؛ اما هيچ توجهى نشده بلکه میزان سرقت و اختطاف و قتل و غارت، افزایش یافته است.
گزاف نخواهد بود اگر گفته شود که ناحیهی سیزدهم شهر کابل، از حافظهی مقامات دولت بهخصوص مسئولان شاروالی و امنیتی پایتخت پاک شده و در خلای مطلق از خدمات و امکانات مدنی، رفاهی، صحی، امنیتی، بازسازی، تعلیمی، انکشافی، شهرسازی و هرگونه امتیازات ملی، به حال خود رها گردیده و خاموش و فراموش گرفته شده است!
از شش ماه به اینسو، تمام هوش و گوش و فکر و ذکر و ظرفیتها و توانمندیهای مردم و دانایان و خبرگان و چیزفهمان و سرشناسان منطقهی ناحيهی ١٣، مصروف تظاهرات جنبش روشنایی و تبعات و تبلیغات و رقابتهای آن در دنیای حقیقی و مجازی بوده و حدود دو میلیون نفوس ساکن در اين منطقه نیز در این هیاهو و گیرودار، عمدا یا غفلتا از حوزهی اداره و مدیریت دولت و حکومت، فراموش مانده و اختطاف اطفال و غارت منازل و چپاول دارایی و گرفتن جان مردم، تنها سرگرمی سودآور باندهای مافیایی سرقت و قتل و اختطاف در تبانی احتمالی با مسئولان امنیتی این ناحیه شده است!
شب و روزی نیست که دزدان مسلح، برخانهیی نزنند و به قتل و غارت نپردازند و مردم را به خون و خاک ننشانند! اختطاف اطفال از مسیر مکتب، مردم را نگران کرده و هیچ خانوادهیی اطمینان از رفت و بازگشت اطفال خود ندارد! در تمام این ناحیه فقط یک سرک عمومی وجود دارد و در پانزده سال که بازسازی در بقیه مناطق شهرکابل را رییسجمهور کرزی از افتخاراتش ميدانست؛ اما درین ناحیه، حتا یک سرک فرعی هم ایجاد نشد و نیمی از وقت مردم، صبح و شام در راهبندی تلف میشود! در تمام این منطقه یک شفاخانهی مجهز و معیاری دولتی نیست و شفاخانهی جناح، ده سال است که در این منطقه از سوی پاکستان در دست اعمار بوده، اما کار آن مورچهوار پیشرفته و هنوز به سر نرسیده است! بزرگترین مکتب دولتی عبدالرحیم شهید، حدود سی هزار محصل داخله دارد و جز معدودی مکتب دولتی، دیگر همهی مکاتب خصوصیاند و مردم فقیر با امکانات شخصی، پول آموزش اطفالشان را تامین میکنند! ملیبس شهری که نسبت ضیقی تنها جاده و تراکم ترافیک، اصلاً محل فعالیت ندارد و صدها هزار نفوس این ناحیه در مینیبسهای قرن نوزده اسیر و درگیراند! سالنهای عروسی بیپارکینگ، نقطهنقطهی تنها سرک این ناحیه را به بند کشیده و راهبندیهای طولانی را سبب گردیده و حتا در جوار آمریت ناحیهی سیزدهم امنیتی، سالنهای عروسی، بیشترین راهبندیها را باعث شده و در ازای بشقابی از برنج عروسی، مسئولین ناحیه را در مورد، مسکوت و مجاب نگهداشتهاند! انبوه کثافات در هر منطقه از جادهی عمومی، خروارشده و علیرغم پرداخت پول صفایی از سوی صاحبان منازل به شاروالی، از جمعآوری و انتقال زبالهها توسط شاروالی از محلهها و خانهها خبری نیست و چهبسا که مردم با پول شخصی، زبالههایشان را انتقال میدهند! در تمام این ناحیه، یک پارک عمومی احداث نشده تا مردم بتوانند از فضای آزاد آن، برای تفریح و سرگرمی استفاده کنند! سیستم آب آشامیدنی صحی دولتی، در پلان این منطقه اصلا گنجانیده نشده و آب خوشگوار آن، به مناطق دیگر منتقل میشود و ساکنین منطقه، در کنار آن «تشنهلبان میگردند»! برق که در دوردستهای این ناحیه اصلا راه نیافته و در جاهایی هم که کشیده شده، با پرچویهای دوامدار شباروزی، در حکم کان لم یکن است و دردی از دردهای تاریکی را دوا نمیکند!
گذشته از دیگر امتیازات و الزامات و خدمات ملی دیگر در این ناحیه از پایتخت کشور، موضوع امنیتی فعلا در صدر همه قرار داشته و نیازمند رسیدگی عاجل به این معضله از هرطریق ممکن است و حکومت، باید با توجه به اینکه این منطقه با اتصال به کُتل تخت، چوک ارغنده، و گردنههای آزاد کوه قوریغ، بالفعل حاشیهی امن دزدان مسلح و باندهای اختطاف و قتل بوده و بالقوه میتواند محل نفوذ مخالفان و تروریستان مسلح شود؛ تدابیر جدی را به منصهی اجرا بگذارد و در نظر بگیرد که اولا این منطقهی وسیع، جداً نیازمند حداقل سه حوزهی امنیتی است و يک حوزه به هیچوجه نمیتواند این ساحهی وسیع را در پوشش امنیتی داشته باشد؛ در ثانی مسئولان امنیتی همین یک ناحیه هم، اکثراً در اینگونه سرقتها دخیل و شریکاند و شبها هرگز دیده نشده که گزمهی پولیس حتا به سرکها و کوچههای اصلى گشت بزند و بیخیال از تفتیش و تهدید مقامات بالا، در خواب و کبابشان غرقاند؛ چیزی بهنام وجدان که در نهادشان اصلا نیست، حداقل مسئولیت وظیفوی و قانونی خود را هم درک نمیکنند و در موقف شریک دزد و رفیق قافله؛ معاش و امتیاز حرام، هم از دزد و هم از دولت دریافت میکنند!
اگر وزارت داخله و مسئولان ذیدخل در امور امنیتی پایتخت، اقدامی در عزلونصب آمران و کارمندان امنیتی ناحیهی ١٣ نفرمایند و در جلوگیری از قضاياى روزافزون اختطاف و غارت و سرقت و قتلهاى مرموز در این حوزه، مسئولانه برخورد نکنند، بیم آن میرود که مردم برای تامین امنیت جان و مال و خانه و اولادشان، در نهایت، خود تصميم مقتضى گرفته، به سراغ حوزهی امنیتی ناحیهی ١٣ بروند و از ناچارى دست به هر عمل پیشبینی ناشدهیی بزنند!
