منبع: USA TODAY
برگردان: حمید مهدوی
در این شاهراه استراتژیک حملهی شورشیان رویدادهای عادی تلقی شده و سوالی وجود دارد که آیا نیروهای امنیتی افغانستان قادر به تأمین امنیت در آن خواهند بود یا خیر؟
نیروهای امریکایی که در یک توقفگاه در قریهی هفت آسیاب بر میخورند، از پولیسهای افغان همراهشان میخواهند تا پشت درختها را بازرسی کنند. یک فرمانده افغان که روی سرک نشسته بود، گفت، نیاز نیست، افراد من قبلا این کار را کردهاند. فرمانده گروه اول نیروهای امریکایی که بالای سر این فرمانده افغان ایستاده بود، به ترجمانش گفت: «به او بگو که من افرادت را دیدم، آنها میان درختها را بازرسی نکردند».
اما این فرمانده افغان هیچحرکتی از خود نشان نمیدهد. امریکاییها خود منطقه را بازرسی کردند و دو راکتاندازی را که در میان سبزهها پنهان شده بودند، یافتند.
حقیقت این است که شاهراه شماره 1 چیزی بیشتر از یک جادهی قیر، اما خاکآلود است. این شاهراه برای خانوادهها و تاجران خط زندگی است که ولایت استراتژیک وردک را به کابل، پایتخت وصل میکند. این نمونهای از دستآورهای دوازده سالهی نیروهای چندین ملیتی در زمینهی پایان دادن به تسلط طالبان در این مناطق و ارزیابی توانایی نیروهای امنیتی افغانستان در راستای تأمین افغانستان به دست خودشان است. اما حملهی شورشیان در این مناطق به امر عادی تبدیل شده است و در اینجا پرسشی مطرح میگردد که آیا نیروهای امنیتی افغانستان آمادهی خروج نیروهای امریکایی از افغانستان هستند؟ نیروهایی که قرار است نظر به دستور آقای اوباما تا اواخر سال آیندهی میلادی افغانستان را ترک کنند.
سرهنگ کیمو گالاهووی، فرمانده دستهی چهارم بخش سوم پیادهنظام ارتش ایالات متحده گفت: «شاهراه شماره یک هنوز یک مسئله است». حملات اخیر و فراگیر طالبان بر کاروانهای نفتی نیروهای ناتو در امتداد این شاهراه، روند خروج نیروهای امریکایی از ولایت وردک را به کندی مواجه ساخته است و این حملات تذکر مداوم به نیروهای امریکایی و افغان است که طالبان هنوز شکست نخوردهاند.
جیمز دابینز، فرستادهی ویژهی امریکا در امور افغانستان و پاکستان روز پنجشنبه گفت که حامد کرزی موافقتنامهی دوجانبهی امنیتی با ایالات متحدهی امریکا که مطابق به آن تعدادی از نیروهای امریکایی بعد از سال 2014 در افغانستان خواهند ماند را تایید کرده، اما هنوز به امضا نرسانده است. این در حالی است که این موافقتنامه توسط شورای قبیلهای لویه جرگه پذیرفته شده است.
دابینز در ادامهی سخنانش به اسوشیتد پرس گفته است: «ما در زمینهی موافقتنامهی دوجانبهی امنیتی واقعا هیچپیشرفتی نداشتهایم. هردو طرف بر مواضع قبلیشان تأکید داشتند. من تشریح کردم که چرا رفع هرچه سریعتر نگرانیها و بلاتکلیفیها در زمینهی این موافقتنامه مهم است».
با وجودی که در ادامهی روند خروج نیروهای امریکایی یک تعداد پایگاههای این کشور درافغانستان مسدود شدهاند، اما ارتش امریکا مجبور شده است تا به منظور پیکار با بازخیز شورش در مسیر شاهراه درجه یک، تعداد نیروهای این کشور را افزایش دهد.
زمانی که در سال 2009 تعداد نیروهای امریکایی به دستور باراک اوباما در افغانستان افزایش یافت، وردک در محراق توجه نیروهای آمریکایی قرار داشت. وردک اولین ولایتی بود که در آن بر تعداد نیروهای امریکایی افزوده شد و «گالاهووی» در جملهی اولین فرماندهان ارتش آمریکا بود که در ولایت هلمند فرستاده شد تا کنترول برخی مناطق این ولایت را از دست طالبان خارج کند.
اکنون «گالاهووی» به فرماندهی دستهای از نیروهای امریکایی به این ولایت برگشته است تا امنیت شاهراه یک را تأمین کرده و بر روند خروج نیروهای امریکایی از این ولایت نظارت کند. کار او در این ولایت خالی از رویداد نبوده است.
هر چندروز، کاروانهای تانکرها و وسایل نقلیهی نیروهای امریکایی و ناتو از مسیر این شاهراه عبور کرده و مواد مورد نیاز این نیروها را از میدان هوایی بگرام درکابل، به ولایت جنوبی قندهار انتقال میدهند. ملیشههای نیمهرسمی افغان که نیروهای محافظت عامه نامیده میشوند، امنیت این کاروانها را تأمین میکنند. اما این کاروانها معمولا حین عبور از روستاهای سالار و هفت آسیاب مورد حمله قرار میگیرند و نیروهای محافظت عامه امنیت این کاروانها را تأمین نکرده یا نمیتوانند بکنند.
این دو روستا تحت حفاظت نیروهای پولیس و اردوی ملی افغانستان و نیروهای تحت فرماندهی «گالاهووی» قرار دارند. شورشیها در این مسیر تریلرها را از جاده منحرف کرده، نفت آنها را دزیده و آن را آتش میزنند. ستونهای دود در این مسیر به منظرهی عادی تبدیل شدهاند. طالبان با آتش زدن این تریلرها به باشندههای این روستاها پیامی دارد و آن این که نیروهای امنیتی افغانستان توانایی محافظت از آنها را ندارد.
گالاهووی میگوید: «سوزاندن تریلرها در این مسیر برای طالبان منفعتی دارد. این کار نماد ناامنی است». با شروع تابستان حملات شورشیان در این شاهراه بهشدت افزایش یافته بود. ارتش آمریکا که از افزایش حملات شورشیان در این مسیر غافلگیر شده بود، یک گروه دیگر از نیروهای این کشور به ولسوالی سیدآباد فرستاد. نظر به آماری که از سوی ارتش آمریکا منتشر شده است، حداقل 10 عسکر افغان و هفت تن از نیروهای امریکایی در جریان تابستان امسال صرف در منطقه سلطان خیل کشته شدهاند.
راب هووارد در ماه می به اینجا آمد تا همراه با ملکالدین، فرمانده نظامی افغان که از نظر هووارد یک شخص مؤثر و تهاجمی بود، اوضاع را سامان دهند. نیروهای اردوی ملی افغان به دستور ملکالدین به روستاها پراکنده شدند و در نتیجه حمله بر کاروانها کاهش یافت. اما بعدا وی توسط افغانهای مافوقش از وظیفه سبکدوش گردید و این امر باعث شد تا اوضاع در این منطقه دوباره بدتر شود.
هووارد گفت: «من خشمگین بودم، چون ما کارهای خوب زیادی انجام داده بودیم. چندهفته بعد از ترک ملکالدین، دو کاروان پشت به پشت از این مسیر عبور کرد و هردو بهشدت مورد حمله قرار گرفتند. روی هم رفته 44 تریلر صرف در مدت ده روز در این مسیر سوزانده شدند».
از آنجایی که این حملات از فواصل نه چندان دور پایگاههای پولیس ملی افغانستان راهاندازی میشود، هووارد به موجودیت تبانی میان طالبان و عساکر پولیس ملی افغانستان که در این مسیر استخدام شدهاند، مظنون است. وی در ادامه گفت: «آیا من واقعیت را میدانم؟ واقعا نمیفهمم. اما اگر این امر بارها و بارها تکرار شود، یا پولیس ملی افغانستان بیکفایت است، یا میان آنها و طالبان تبانی وجود دارد».
این تنها طالبان نیستند که در این مسیر به چپاول دست میزنند؛ فروش نفت دزدیده شده در بازارهای سیاه نیز مشوقی است که دزدها را به چپاول در این مسیر تشویق میکند. هووارد همچنین به دست داشتن برخی از نیروهای فاسد امنیتی افغانستان در دزدی تریلرها در این مسیر مشکوک است.
هووارد گفت: «اولویتهای ما با رهبرانی که نخستین دلواپسی آنها درآوردن پول است، متفاوت است. اما در پایان روز چیزی که قرار است واقعا در این منطقه موفقیتها را به ارمغان بیاورد، خوشحال کننده است، رهبران صادق، کسانی که به مردمشان که از آنها نمایندگی میکنند، بیش از خود اهمیت میدهند».
رحسانک وردک با گفتههای فوق موافق است. وردک عضو پیشین پارلمان افغانستان است که از ولسوالی سیدآباد نمایندگی میکرد. او یکی از معدود پزشکان افغانستان است. وی به عنوان رییس یک درمانگاه کوچک در این ولسوالی، قربانیان ملکی تیراندازیها بین طالبان و نیروهای امنیتی افغانستان را مداوا میکند، وی شاهد فساد نیز بوده است.
وردک گفت: «زمانی که از کابل به خانهام میرفتم، تانکری را دیدم. دو مرد پولیس به آنسوی جاده رفتند و به سمت تانکر شلیک کردند، من آنها را دیدم. نفت مانند شیر آب از تانکر خارج میشد و این مرد پولیس به مرد گفت که طالبان به تانکر شلیک کرده است. لحظهای نگذشت که مردم با بیلرهای پلاستیکیشان رسیدند و این مرد پولیس تیل را به مردم میفروخت».
وردک میگوید که نیروهای افغان باید فعالانه گشتزنی کرده و مسئولانه بجنگند. وی درادامه گفت: «آنها از شاهراه، مردم و روستاها حفاظت نمیکنند». تانکرها که هدف ابتدایی حملات هستن،د توسط عساکر مربوط به گروه (جوغهی) اول از منطقهی هفت آسیاب عبور داده میشوند. کمی جلوتر گروه دیگری منتظر هستند که از این کاروانها حفاظت میکنند.
عساکر اردوی ملی افغانستان در روستاها مستقر شدهاند و دو جت جنگی (A-10) که در ارتفاع پایین پرواز کرده میتوانند و با ماشیندارشان میتوانند ساختمانها و وسایل نقلیه، اما در اینجا مهاجمان را گلولهباران کنند، در حمایت از نیروهای اردوی افغانستان و ترساندن مهاجمان بر فراز این روستاها پرواز میکنند.
فرمانده پادشاه، فرمانده پولیس در هفت آسیاب در مورد آیندهی هفت آسیاب، آنهم در شرایطی که مسئولیتهای امنیتی از نیروهای امریکایی به نیروهای امنیتی افغانستان واگذار میشود، خوشبین نیست. فرمانده پادشاه گفت: «اوضاع در اینجا بدتر خواهد شد، جنگ در اینجا افزایش خواهد یافت، بر دشمنان ما افزوده خواهد شد و ما افراد زیادی را از دست خواهیم داد».
شاهراه شماره 1، چالشهای فراروی افغانستان را به نمایش میگذارد
با دیگران به اشتراک بگذارید
بدون دیدگاه
بدون دیدگاه
