[su_label]دیپلمات/فرانز مارتی[/su_label]
[su_label]ترجمه: حمید مهدوی[/su_label]
بخش دوم و پایانی
زیرکی، ولسوالی راغستان، ولایت بدخشان، افغانستان
پیمان، عضو پارلمان، به من اطمینان داد که به مجردی که حکومت مرکزی امنیت را تامین کند، پارتیزان فورا اسلحهشان را به زمین خواهند گذاشت. این ممکن است درست باشد. اما این تنها نکته در آنجا نیست، چون حتا در آن زمان مشکل اساسی باقی خواهد ماند: بسیاری از مردم در راغستان ظاهرا بیشتر به کارگزارن محلی قدرت مانند حیات اعتماد دارند تا نهادهای حکومتی یا حاکمیت قانون. یا مسأله را با یک مثال دیگر توضیح بدهیم: این در حقیقت نجیب و باشکوه است که دادستان ولسوالی راغستان، مردی با ریش سیاه، عینکهای رنگه و لنگی، در پایگاههایی بر فراز تپه با کلاشینکوفی که قبضهاش را با نوار کانال درخشان تزئین کرده است، نگهبانی میکند. با اینحال، این حقیقت که او اکنون دفترش را بسته است نهتنها نشانهی واضح اوضاع امنیتی وخیم است، بلکه پرسشهایی را در مورد آیندهی دولت در اینگونه مناطق درمانده و بیکس که توسط شورشیان تهدید میشود نیز مطرح میکند. احمد نوید فروتن، سخنگوی والی بدخشان، به اینگونه مسایل اذعان کرد. با اینحال، او توضیح داد که در شرایط «استثنایی» کنونی، حکومت به مردانی چون حیات که بهدلیل موقف و ارتباطاتشان از نفوذ غیررسمی برخوردار هستند، برای جنگ با شورشیان نیاز دارد. در این رابطه، او تاکید کرد که قیامهای مردمی در راغستان و همچنین در دیگر ولسوالیهای بدخشان همیشه با حکومت همکاری کردهاند و دلیلی برای نگرانی خلق نکردهاند. وقتی در مورد پیامدهای ناگوار برای آینده از فروتن پرسیده شد، او پاسخ داد که این امر مشخص نیست، اما این را نیز باید به خاطر داشت که اگر حکومت حالا از همکاری با چنین پارتیزانی خودداری کند، آنها نهتنها در برابر شورشیان، بلکه در برابر حکومت نیز خواهند ایستاد. احتمالا حقیقت ساده این است که حکومت در حالحاضر به قیامهای مردمی نیاز دارد و وقت اضافی برای فکر کردن در مورد آینده را ندارد.
حکومت مرکزی، برای مقابله با نگرانیها در مورد گروههای مسلح خارج از نظام رسمی، تلاش دارد تا آنها را به صفوف خودش جا بدهد. این، در حقیقت، امر تازهیی نیست. در سال 2010، پولیس محلی افغان تشکیل شد تا چارچوبی رسمی را برای روستانشینانی فراهم کند که از قلمرو خودشان دفاع میکنند و حکومت، برای حریف شدن با قیامهای مردمی اخیر در مناطق مختلف کشور، به اصطلاح برنامهی خیزش مردمی را در ماه آگست ساخت. اطلاعات در مورد این برنامهی محرمانه کمیاب است، اما قرار گزارشها هدف آن مقابله با ظهور به اصطلاح دولت اسلامی در شرق افغانستان با قیامهای مردمی محلی است. گفته شده است که این برنامه تحت نظارت ادارهی مستقل ارگانهای محل است، ادارهیی در سطح وزارت که بر حکومتهای محلی/ولایتی نظارت دارد، اما این برنامه توسط ریاست امنیت ملی نیز تامین مالی و حمایت شده است.
در حالیکه در حقیقت حدود 100 تن از پارتیزانهای راغستان در اوایل سال 2016 به یک واحد رسمی پولیس محلی افغان تبدیل شدند، مشخص نیست که قیام مردمی در آنجا تا چه حد بخشی از برنامهی خیزشهای مردمی است. منابع مختلف در راغستان تاکید کردند که قیام مردمی همیشه توسط حکومت حمایت شده است و از طرف ریاست امنیت ملی و شورای امنیت ملی حمایت میشود، اما نمیتوان این را تایید کرد، چون، باوجود تلاشها، نه رییس امنیت ملی بدخشان و نه مقام مسئول ادارهی مستقل ارگانهای محل، ریاست امنیت ملی و شورای امنیت ملی در کابل اظهار نظری کردند.
با اینحال، آنچه که میتوان گفت این است که تلاشها برای ترکیب بازیگران مستقل و حکومت به آرامی ادامه دارند. آدمخان، فرمانده پولیس محلی افغان در راغستان، گفت که واحد او، باوجودی که تاحدودی کمکهایی چون مهمات دریافت میکند، اما دیگر تجهیزات مورد نیاز، بهصورت مشخص موتر و موترسایکل، ندارد تا افراد رفتوآمد کنند. او و دیگر منابع اظهار داشتند که مقامهای محلی از ماهها قبل بدینسو میخواهند جنگجویان بیشتر قیامهای مردمی را در صفوف پولیس محلی افغان در راغستان جذب کنند، اما آنها از مقامهای ولایتی و ملی پاسخی دریافت نمیکنند. در حالیکه ولسوال راغستان اینها را مشکلات ناشی از نو بودن مسأله توصیف کرد و فروتن در 10 ماه آگست ادعا کرد که برنامهیی برای افزایش پولیس محلی افغان در این ولایت به 500 پولیس توسط کابل تایید شده است و در جریان است، یک پولیس محلی افغان در راغستان با غضب اعلان کرد که اگر حکومت در جریان چند ماه گذشته نتوانسته است مسایل را حل کند، هرگز این کار را نخواهد توانست.
از سوی دیگر، جزئیاتی در دسترس نیست که دقیقا قیام مردمی چه نوع حمایت از حکومت دریافت میکند. با اینحال، منابع تایید کردند که حمایتهای حکومت گاهی به شکل سلاح و معاشات است و گاهی نه – یا حداقل کافی نیست. اما وقتی حمایت حکومت کافی نیست، حیات خودش و همچنین دیگر منابع گفتند که حیات و پیمان به آن توجه میکنند. یک منبع حتا صریحا اذعان کرد که سلاحها و مهمات مورد نیاز در آن صورت از بازارهای سیاه در داخل افغانستان خریداری میشود. با توجه به اینکه دور از تصور نیست که این همان بازارهای سیاه هستند که شورشیان تجدید تدارکات میکنند، این جنبهی پرسش برانگیز دیگر پارتیزان محلی است.
در پایان، اگر ناممکن نباشد سخت است بگوییم که بهصورت کلی اینگونه قیامهای مردمی محلی مسلح برای حکومت رحمت است یا آفت، بهویژه اینکه آنها ظاهرا از رحمت واقعی و اصیل مقاومت محلی تا آفت ملیشههای شخصی سوءاستفادهجو فرق دارند. در هر صورت، اینگونه قیامهای مردمی واقعیتی است که حکومت مرکزی باید بهنحوی از عهدهی آن برآید. در آنصورت، مشکل، چگونگی جا دادن و ادغام معنادار یا برانداختن و منسوخ کردن آنهاست. چون حتا در مورد یک قیام مردمی ظاهرا مثبت مانند قیام مردمی در راغستان، وجود محض یک گروه مسلح خارج از نظام رسمی در ذات خودش بنیاد هر دولتی– انحصار آن بر قوهی مجریه برای حفظ نظم – را تهدید میکند.
در هر صورت، با توجه به اینکه قرار گزارشها در حدود اواسط تا اواخر ماه آگست تقریبا تمام نیروهای حکومتی از راغستان به دیگر نقاط کشور اعزام شدهاند و ستیزهجویانی که هنوز تعدادی از مواضع اصلیشان در راغستان را در اختیار دارند و تضعیف شده اما شکستنخورده ماندهاند، مردم محل چارهیی ندارند جز اینکه خود بجنگند.
