حمله بر دانشگاه امریکایی شام چهارشنبه (3 سنبله) آغاز شد، ده ساعت دوام کرد، 13 تن جان دادند و نزدیک به پنجاه تن دیگر زخمی شدند. فاجعه اینگونه اتفاق افتاد و کابل یک شب خونین دیگر را پشت سرگذاشت. واکنشها به این حمله متفاوت بود؛ سران حکومت طبق معمول بیانیههای همیشگیشان را نشر و حمله را تقبیح کردند و به دیدار زخمیها به شفاخانه رفتند اما شهروندان حیران و نگران.
این حمله مثل رویدادهای اخیر غیر نظامیان را هدف قرار داد. تردیدی هم وجود ندارد که هدف از آن خلق وحشت در میان مردم بود. قربانیان این حملهی مرگبار، اساتید دانشگاه و دانشجویان بودند؛ کسانیکه سرمایههای علمی و فرهنگی جامعه محسوب میشوند و مرکزی علمی چون دانشگاه امریکایی از نشانههای درخشانی بود که در زمینهی آموزش ایجاد شده بود و هیچ نقشی جز ترویج دانش و آگاهی در این جامعه نداشت. با اینحال، حمله بر این دانشگاه نخستین حمله بر غیرنظامیان نبود، یک ماه قبل مدنیترین شهروندان کشور مورد حملهی تروریستی قرار گرفتند. چنین فجایعی در گذشته هم به تکرار اتفاق افتاده و به این زودیها هم وضعیت بهبود نخواهد یافت.
شورای امنیت در یک جلسهی فوقالعاده، گفته است که امنیت ملی اسناد و شواهدی در دست دارد که نشان میدهد این حمله از آنسوی خط دیورند سازماندهی و مدیریت شده است. در همین رابطه، رییس حکومت وحدت ملی با راحیل شریف؛ رییس ستاد ارتش پاکستان تماس تلفنی بر قرار میکند. غنی از شریف خواهان اقدامات جدی علیه کسانی شد که این حمله را انجام دادهاند. بنا بر اعلامیهی ارگ، راحیل شریف به اشرف غنی تعهد سپرده است که دولت آن کشور پس از بررسی این مساله، اقدام خواهد کرد. سفارت امریکا در کابل نیز ضمن نکوهش این حمله گفته است، آنها آمادگی دارند تا به مقامات دولت افغانستان در بررسی و تحقیق این حادثه کمک کنند و مسببین آن را به پای میز عدالت بکشانند.
مساله این است که دولت افغانستان چگونه میتواند از وقوع چنین حملاتی جلوگیری کند و مهمتر از همه، عاملان و سازماندهندگان آن را مجازات کند؟
حوادث تروریستی به تکرار رخ داده است. با این تفاوت که در این اواخر بیشترین حملات بر غیر نظامیان صورت میگیرد و میزان تلفات بسیار بالا است. واکنش حکومت هم قابل پیشبینی است و هر بار انگشت انتقاد حکومت آنسوی مرز را نشانه میگیرد. منظور حکومت از سازماندهندگان اینگونه حملات شبکهی حقانی و طالبان هستند که در خاک پاکستان فعالیت میکنند. اما پس از اینهمه حملات که غالبشان از پاکستان و توسط گروههای مشخص انجام میشود، حکومت برای حفاظت از جان و مال شهروندانش چه اقداماتی را انجام داده است؟
حکومت وحدت ملی با درک این موضوع که پاکستان ضلع اصلی جنگ در افغانستان است، تلاش کرد از در دوستی و همکاری با این کشور پیش بیاید. چنین هم شد. این روش که با حسننیت مضاعف کابل آغاز شد، به سرانجام نرسید. در کمتر از دو سال اشرف غنی چندین بار پاکستان را مورد انتقاد قرار داد و حتا هشدار داد که به شورای امنیت سازمان ملل متحد از پاکستان شکایت میبرد. این هشدار نیز کارگر نیافتاد و پاکستان طی این مدت علیه گروههای تروریستی در خاک خود بهرغم تعهداتی که در نشستهای چهارجانبه داده بود، هیچ اقدامی نظامی به خرج نداد. وزارتهای دفاع و خارجهی امریکا نیز بهدلیل چشمپوشی پاکستان از موجودیت گروههای تروریستی در خاک پاکستان هشدار دادند و گزارشهایی به نشر رسید که گویا امریکا تا زمانی که پاکستان علیه شبکهی حقانی دست به کار نشود، کمکهایش به این کشور را به حالت تعلیق درمیآورد.
با توجه به اینکه افغانستان و امریکا پیمان نظامی بستهاند و از سوی هم سفارت این کشور اعلام آمادگی کرده است تا با دولت افغانستان همکاری کند، دولت افغانستان باید از چنین فرصتی استفاده کند. افغانستان در جایگاهی نیست که بهتنهایی بتواند پاکستان را تحت فشار قرار دهد اما این امکان وجود دارد که با استفاده از روابط خود با امریکا عملا تلاش گستردهیی را علیه پاکستان راهاندازی کند. اما آیا حکومت توانایی و ظرفیت استفاده از چنین امکانی را دارد؟
حمله بر دانشگاه امریکایی افغانستان؛ افغانستان و امریکا چه میکنند؟
با دیگران به اشتراک بگذارید
بدون دیدگاه
بدون دیدگاه
